علوم قرآن و حدیث

قرانی ، علوم قران، حدیث

آیا در قرآن کلمه ماء فقط به معنی همین آب h2o است؟

«ماء» به معنای آب است، ولی بطور کلی بر هر چیز غیر جامد و هر چیز مایع نیز می تواند اطلاق شود(1)، لذا وقتی بدون قید و مطلق بیاید، مراد آب خالص است، همان h2o . اما بیان برخی آیات که تعبیر "ماء" در آن ها به کار رفته است: ـ آب خالص: آبی که از آسمان می بارد: «وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»(2) آب چاه: «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً»(3) آب رودها و چشمه ها: «وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً»(4) آب دریا: «إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ»(5)

یکی از راه های اثبات اعجاز قرآن خبرهاى غيبى قرآن است. در قرآن کدام خبر غیبی آمده است؟ آیا این اخبار مربوط به زمان بعد از نزول قرآن هست یا قبل از آن؟

اخبار غیبی می تواند خبر از گذشته، حال و یا آینده، و یا حتی خبر دادن از ضمیر و آن چه در دل افراد است باشد. قرآن کریم نسبت به برخی وقایع که در آینده رخ خواهد داد، خبرهای غیبی و پیشگویی هایی دارد که همه آن ها تحقق یافتند. در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود: 1. پيشگويى در باره جنگ بدر

جهت تشخيص حديث صحيح از غير صحيح، ملاكی که براي ما ارائه شده: «هر سخني كه از ما برای شما نقل شد، در صورتی آن را بپذيريد كه با كتاب خدا موافق باشد و اگر با كتاب خدا مخالف بود، آن را نپذيريد.» اما بعضی از احادیث با آیات قرآن در تضادند و اگر هم در تضاد نباشند در قرآن هیچ اشاره ای به آن ها نشده است. چگونه این احادیث به قرآن رجوع داده می شود در حالی که با ظاهر آیات در تنافی اند؟

ابتدا چند نکته در این زمینه عرض می شود: 1. تعارض و تخالف در جایی است که هر دو (حدیث و آیه) در یک مورد واحد، دو حکم متفاوت داشته باشند.

تفسیر آیه 48 سوره نحل، در خصوص سجده سایه ها را توضیح دهید؟

«أَ وَ لَمْ يَرَوْاْ إِلىَ‏ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شىَ‏ْءٍ يَتَفَيَّؤُاْ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمَائلِ سُجَّدًا لِّلَّهِ وَ هُمْ دَاخِرُونَ»؛ آيا آن ها مخلوقات خدا را نديدند كه سايه‏ هايشان از راست و چپ حركت دارند، و با خضوع براى خدا سجده مى‏ كنند؟!(1) سجده در این جا به معنای سر بر خاک نهادن و سجده در نماز نیست بلکه به معنای خضوع در برابر اراده الهی، و فرمانبرداری از خداوند است. در ادامه و با توجه به بیان تفسیری برخی مفسران، مطلب روشنتر می شود:

با این که بشارت ظهور پیامبر (صلی الله علیه و آله) در انجیل نیز ذکر شده چرا در آیه 17 سوره هود فقط نام کتاب موسی (علیه السلام) آمده؟

در آیه 46 سورهء اعراف «و على الاعراف رجال ...» منظور از اعراف چیست؟

برخی آیات مرتبط: «وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ»؛ و در ميان آن دو [بهشتيان و دوزخيان‏]، حجابى است و بر «اعراف» مردانى هستند كه هر يک از آن دو را از چهره‏ شان مى‏ شناسند و به بهشتيان صدا مى‏ زنند كه: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمى ‏شوند، در حالى كه اميد آن را دارند.(1)

چرا بعضی از سوره های قرآن دو یا سه نام دارند؟ چه کسی نام اصلی آن ها را تغییر داده و چرا؟

برخی از اقوال و نظرات ـ برخى بر اين عقيده‏ اند كه نامگذارى سوره ‏ها توقيفى است؛ به اين معنا كه تنها بايد از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) صورت گرفته باشد و ديگران مجاز به تعيين نام براى سوره‏ هاى قرآن نيستند. آیت الله معرفت می گوید: اسامى سوره ‏ها مانند تعداد آيات هر سوره توقيفى است، و با صلاح ديد شخص ‏پيامبر (صلی الله علیه و آله) نام گذارى شده است.(1)

«وضع» در عربی به معنای قرار دادن است پس چطور در آیه «ووضعنا عنک وزرک»، آن را به برداشتن ترجمه کرده اند؟

«وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ»؛ و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟(1) برخی افعال، نوع متعدی شدن آن ها، در معنای آن ها تاثیر دارد و حتی معنای متضاد می دهند. به این افعال، افعال اضداد هم گفته می شود. "وضع" هم از آن افعال است. وضع، اگر با "علی" متعدی شود، معنای گذاشتن می دهد، ولی اگر با "عن" متعدی شود معنای برداشتن می دهد.(2) در آیه شریفه هم "وضع" با حرف "عن" متعدی شده است لذا معنای برداشتن دارد. ________ (1) انشراح، 2.

چرا در آیات سوره غاشیه، روی خلقت "شتر" تکیه شده است؟

«أَ فَلَا يَنظُرُونَ إِلىَ الْابِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ»؛ آيا آنان به شتر نمى‏ نگرند كه چگونه آفريده شده است؟!(1) در این زمینه دو نکته قابل توجه است: یکی توجه به موقعیت منطقه ای و جغرافیایی، و دیگر وجود ویژگی های خاص این حیوان. این سوره در مكه نازل شده و جزو اولين سوره ‏هايى است كه به گوش مردم عرب مى ‏خورد، و در مكه در آن ايام داشتن شتر از اركان اصلى زندگيشان بوده است.

با این که خورشید بین طبقات آسمان مثل بقیه ستاره ها دیده می شود و حتی می توان گفت بین بقیه ستاره ها گم است، چطور می تواند به گفته قرآن (نوح/15) چراغ فروزنده باشد؟ حتی ماه که از خورشید هم کوچکتر است و بین طبقات آسمان اصلا به چشم نمی آید؟

«وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً»؛ و ماه را در ميان آسمان ها مايه روشنايى، و خورشيد را چراغ فروزانى قرار داده است؟(1)