سؤال از پیامبران؟

image: 

«وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ» الله در بخشِ اول از آیه بالا، به رسولِ اسلام می فرماید: و از رسول های ما که پیش از تو فرستادیم سوال بپرس. بر اساس آیه فوق، این رسولان، باید در زمانِ رسولِ اسلام، زنده بوده باشند تا رسولِ اسلام بتواند از آن ها سوال بپرسد؛ این رسول ها چند نفر بودند؟ و نامِ هر کدام از این رسول ها چه بوده است؟

دو نظر عمده ذیل آیه شریفه 45 زخرف در تفاسیر مطرح شده است: اول این که منظور این است که سوال کننده هر چند پیامبر(صلی الله علیه و آله) است ولی منظور، همه امت هستند و کسانی که مورد سوال واقع می شوند، پیروان انبیاء قبلی هستند. دوم این که بر اساس روایات، سوال کننده پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هستند و سوال شونده هم پیامبران الهی، منتهی این پرسش و پاسخ در شب معراج رخ داده است. در تفسیر نمونه این دو مورد به این صورت مطرح شده است: «اشاره به اين كه تمام انبياى الهى دعوت به توحيد كرده اند، و همگى به طور قاطع بت پرستى را محكوم نموده اند، بنابراين پيامبر اسلام در مخالفتش با بتها كار بى سابقه اى انجام نداده، بلكه سنت هميشگى انبيا را احيا نموده است، اين بت پرستان و مشركانند كه بر خلاف مكتب تمام انبيا گام برمى دارند. مطابق اين تفسير، سؤ ال كننده - هر چند پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است - ولى منظور تمام امت و حتى مخالفان او هستند. و كسانى كه مورد سؤ ال واقع مى شوند، پيروان انبياى پيشينند، پيروان راستين و مورد اطمينان آن ها، و حتى افراد عادى آن ها، چرا كه از مجموعه سخنان آن ها خبر متواتر به دست مى آيد كه بيانگر مكتب توحيدى انبياء است. لازم به يادآورى است كه حتى منحرفان از اصل توحيد (مانند مسيحيان امروز كه طرفدار تثليثند) باز دم از توحيد مى زنند و مى گويند تثليث ما با توحيد كه آئين همه انبيا است منافاتى ندارد! و به اين ترتيب مراجعه به اين امت ها براى ابطال دعوى مشركان كافى است. ولى جمعى از مفسران، احتمال ديگرى در تفسير آيه با الهام از بعضى از روايات داده اند و آن اين كه سؤال كننده، شخص پيغمبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) و سؤال شونده، خود انبياى پيشين هستند، سپس افزوده اند كه اين موضوع در شب معراج تحقق يافت، چرا كه پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) با ارواح انبياى پيشين تماس گرفت، و براى تأكيد امر توحيد اين سؤ ال را مطرح نمود، و پاسخ شنيد. بعضى نيز افزوده اند كه در غير شب معراج هم اين ارتباط براى پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) ممكن بوده، چرا كه فاصله هاى زمانى و مكانى در ارتباط پيامبر اسلام(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) با ارواح انبيا هرگز مانعى ايجاد نخواهد كرد، و آن بزرگوار در هر لحظه و هر مكان مى توانست با آن ها ارتباط گيرد. البته اين تفسيرها هيچ مشكل عقلى ندارد، ولى از آن جا كه هدف از آيه نفى مذهب مشركان است نه آرامش روح پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم)، چرا كه پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) در مساله توحيد چنان غرق بود و از شرك بيزار، كه نيازى به سوال نداشت، و براى استدلال در مقابل مشركان، تماس روحانى پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) با ارواح انبياى پيشين قانع كننده نبود. لذا تفسير اول مناسب تر به نظر مى رسد، و تفسير دوم ممكن است اشاره به بطون آيه باشد نه ظاهر آن، چرا كه آيات قرآن ظاهرى دارد و بطونى.»(1) مرحوم علامه طباطبایی نیز در بخشی از توضیحات آیه شریفه می فرمایند: «بعضى ديگر گفته‏ اند: آيه شريفه از آياتى است كه در شب معراج خطاب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شده تا آن جناب از ارواح انبياء(علیهم السلام) اين سؤال را بكند، و در هنگامى كه به ايشان بر مى‏ خورد بپرسد: آيا جز دين توحيد دين ديگرى براى امت خود آورده بودند.»(2) و در بخش روایی المیزان ذیل آیه شریفه آورده اند: «در احتجاج از امير المؤمنين(عليه السلام) روايت آورده كه در حديثى طولانى فرمود: و اما آيه «وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا» خود يكى از براهين نبوت رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله وسلم) است كه خداى تعالى به او ارزانى داشته، و بـه وسـيله آن حجت را بر ساير خلائق تمام كرده، براى اينكه بعد از آنكه نبوت را به وسيله آن جناب خاتمه داد و او را به عنوان پيامبر براى تمام امت ها و ساير ملل قرار داد اين امتياز را به او داد كه به آسمان عروجش داد، و در آن روز همه انبياء(عليهم السـلام) را برايش جمع كرد، و رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله وسلم) از نبوت همه آگاه شد، و آنها چيزهايى از عزائم خدا و آيات و براهين او برايش به عنوان ارمغان بيان كردند.»(3) آیت الله جوادی آملی نیزبر این عقیده اند که پرسش کننده، امت هستند و آیه خطاب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده تا آن هاعبرت بگیرند: «به اُمم مي فرمايد: شما کتابي از کتاب هاي آسماني را بياوريد که اين حرف ها نوشته باشد، به وجود مبارک پيغمبر(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) مي فرمايد تا آنها عبرت بگيرند، که از انبياي قبل شما سؤال بکنيد که آيا ما چنين حرفي زديم؟ در همين سوره مبارکه «زخرف» که بحث آن گذشت، فرمود شما يا دليل عقلي بياوريد يا دليل نقلي، دليل عقلي که نداريد! در آيه 21 فرمود: «أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَاباً مِن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ»؛ شما که چنين حرفی را مي زنيد، مُسْتَمْسَک شما چيست؟ شما به چه چيزي تَمَسُّک مي کنيد؟ براساس اين اصول ياد شده، دليل عقلي که نداريد، آيا ما در کتابي از کتاب هاي آسماني اين حرف را نوشتيم؟»(4)

پی نوشت ها:

1. مکارم شیرازی، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371، چاپ دهم، ج 21، ص 75. 2. طباطبایی، ترجمه المیزان، ترجمه موسوی، جامعه مدرسین- دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374، چاپ 5، ج 18 ، ص 156. 3. همان، ص160. 4. بنیاد اسراء، تفسیر سوره مبارکه زخرف، جلسه 16.

http://http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59489&p=882273&viewfull=1#post88

موضوع: