عدل الهی؛ بلایا و نقص ها

موضوع: 

نقص عضوهای مادرزادی، جبر جغرافیایی و پولداری و فقر، انواع و اقسام بیماری های لاعلاج، اینها تنها گوشه ایی از نابرابری هاست. آیا باز هم خداوند عادل است؟

در مواجهه با مشکلات و شروری همچون معلولیت و فقر و درد و رنجی که آدمی در این دنیا متحمل می شود، توضیحات گوناگونی قابل ارائه است از جمله این که برخی از شرور لازمه ذات جهان مادی هستند و برخی نیز زمینه امتحان به شمار می آیند و نهایتا این که چون خداوند عادل است و هیچ رنجی را بی اجر نمی گذارد، در آخرت -که زندگی حقیقی و پایدار و ابدی آدمی در آنجا است- آن را جبران می نماید. این مطالب را در ضمن نکاتی که در ادامه می آید، توضیح می دهیم:

نکته اول: در جای خودش ثابت شده است که خداوند موجودی کامل و عالم و قادر و خیرخواه و حکیم است و جز خیر نمی خواهد و انجام نمی دهد. از این منظر، خداوند هیچ نقصی ندارد تا برای جبرانش کاری را انجام دهد؛ از این رو، اگر خداوند موجوداتی را خلق می کند، نه به خاطر رفع نیاز خودش بلکه لازمه ذات کامل الهی است؛ یعنی چون خداوند کامل است و نقصی ندارد و جز خیر نمی خواهد، از خیرخواهی دریغ نمی ورزد و هر موجودی که شایستگی وجود و کمال وجودی داشته باشد را ایجاد می کند.
بنابراین، من و شما و جهان پیرامونی، از این جهت خلق شده ایم که می توانستیم موجود گردیم و خداوند نیز به این امر آگاهی داشت و چون کامل و خیرخواه بوده و قادر به خلق ما بوده، ما را خلق کرده است(1).

نکته دوم: از آن جایی که خداوند بهترین موجود است، پس بهترین خالق نیز می باشد؛ و چون بهترین خالق است، پس بهترین خلقت را آفریده است. از این رو، نظام فعلی جهان، بهترین نظام موجود است. توضیح بیشتر این که نقصان در خلق یک اثر هنری یا ابزار فنی، ناشی از نقصان خالق آن اثر هنری یا ابزار فنی است. اگر خالق به تمامی جوانب آن اثر هنری یا ابزار فنی آگاهی داشته باشد، و قادر هم باشد که طرح کامل خودش را پیش ببرد، در این صورت، آن اثر هنری یا ابزار فنی نیز به بهترین شکل ممکن، خلق می گردد. به همین شکل، خداوند چون بهترین خالق است، خلقتش نیز بهترین خلقت ممکن است.(2)

نکته سوم: اما این مطلب بدین معنا نیست که در این جهان، هیچ شرّ و سختی و مشکلاتی وجود ندارد. بی تردید هر یک از ما در زندگی با مشکلاتی روبرو هستیم و از آن ها رنج می بریم. بسیاری از این شرور و سختی ها به خاطر ساختار جهان مادی و تزاحم میان موجودات مادی و بدرفتاری انسان ها حاصل می شود؛ مثلا یک ببر، میشی را می بلعد چرا که باید غذا بخورد تا زنده بماند؛ و یا چون ما انسان ها دارای اختیار هستیم گاهی با بدرفتاری سبب رنجش دیگران می شویم و مثلا کسی را به قتل می رسانیم و یا مبلغ زیادی از پول بیت المال را اختلاس می کنیم و یا با بی تدبیری سبب از بین رفتن سرمایه های کشور می شویم. این تزاحم مادی لازمه حیات مادی است چنانچه که اختیار داشتن شرط استکمال روح آدمی است؛ اگرچه برخی از آن سوءاستفاده می کنند.
بنابراین، مستند به بهترین خالق بودن خداوند، باید به این امر اعتقاد بورزیم که این جهان با همه شرورش، بهترین جهان ممکنی است که می توانست ایجاد گردد چرا که اگر بهتر از این هم ممکن بود، خداوند حتما آن جهان برتر را می آفرید. البته همانطور که گفتیم این جهان مادی ساختاری دارد که به شرور هم اجازه وجود می دهد اما اگر قرار باشد که این شرور رخ ندهند، اساسا باید جهان مادی خلق نمی شد و روشن است که چنین چیزی خودش شرّ بزرگتر است چرا که خیرات خلقت جهان مادی، بسیار بیشتر از شروری است که احیانا به خاطر ساختار جهان مادی، در آن رخ می دهد.(3)

نکته چهارم: با این حال، برخی از شرور لازمه ساختار تزاحمی جهان مادی نیست بلکه ناشی از اراده الهی است. مثلا برخی از شرور و مشکلات ناشی از امتحان الهی برای تعالی روح آدمی است. توضیح بیشتر این که از منظر دینی، حقیقت آدمی به روح او است نه بدن مادی: «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحی»؛ هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود(يك روح شايسته و بزرگ) دميدم.(4)
بنابراین، بدن مادی حقیقت آدمی نیست بلکه ابزاری برای روح آدمی است تا روح آدمی نواقص خودش را برطرف کند و به کمالات اخلاقی و معرفتی دست یابد. به همین جهت، خداوند برای استکمال روح آدمی، او را در موقعیت خاص می آفریند تا او را مورد امتحان قرار بدهد تا روشن شود که هر کسی در مواجهه با شرور، چه واکنشی از خود بروز می دهند. در این آزمایش تنها کسانی که نیکورفتاری و صبر پیشه می کنند پیروز و رستگار هستند: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ‏ها، آزمايش مى‏ كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان.(5)
همچنین، از آیات و روایات بدست می آید که آزمایش های الهی همگانی است و مختص گروه خاص نیست: «اَحَسِبَ النَّاسُ أنْ یُتْرَکُوا أنْ یَقُولُوا آمَنَّا و هُم لا یُفتَنُونَ»؛ ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان مى‏ كنيم)؛ بايد علم خدا درباره كسانى كه راست مى‏ گويند و كسانى كه دروغ مى‏ گويند تحقق يابد.(6)

توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست که ابتلائات الهی به دو نوع است: گاهی با اعطای نعمت و ثروت است که خداوند آدمی را امتحان می کند و گاهی با تنگدستی و فقر. خداوند این مطلب را در سوره مبارکه فجر بیان نموده است: «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ؛ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ»؛ امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش، اكرام مى‏كند و نعمت مى‏بخشد(مغرور مى‏شود و) مى‏گويد: پروردگارم مرا گرامى داشته است. و امّا هنگامى كه براى امتحان، روزيش را بر او تنگ مى‏گيرد(مأيوس مى‏شود و) مى‏گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است.(7)

بنابراین، این گونه نیست که اگر کسی غرق در نعمت است، وی در حال امتحان الهی نیست. همه انسان ها در همه حال، مشغول امتحان الهی هستند. در قرآن، حتی خلقت زمین و آسمان و مرگ و زندگی نیز عامل امتحان الهی به حساب آمده است.(8)

با استفاده از آیات مذکور، این چند نکته روشن می شود: اولا موفقیت در امتحان الهی، همانا صبوری کردن و نیکو رفتاری در مواجهه با امتحانات الهی است؛ ثانیا امتحان الهی عام و فراگیر است؛ یعنی هم شامل مومنان است و هم شامل غیرمومنان؛ ثالثا امتحان الهی محدود به شرور نیست بلکه شامل نعمات و موقعیت های وجودی آدمی همچون مرگ و زندگی نیز می شود. رابعا شروری که بندگان به آن مبتلا می شوند، یکدست نیست و برخی شدیدتر از برخی دیگر هستند.

نکته پنجم: اما ممکن است گفته شود که چرا شرور به برخی بیشتر می رسد و به برخی کمتر؟ آیا این تبعیض نیست؟ آیا این امر با عدالت الهی ناسازگار نمی باشد که برخی را سخت تر از دیگران امتحان می کند و مثلا من را به صورت معلول می آفریند و دیگری را به صورت سالم؟

در پاسخ به این پرسش گفتنی است که عدالت الهی را نباید با عدالت بشری یکی گرفت. در مورد عدل الهی گفتنی است که از آن جایی که انسان ها مخلوق و معلول و لازمه وجود خدا هستند و اساسا استقلالی در برابر خدا ندارند، بر گردن خدا حقی نیز ندارند. آری، خداوند حقوقی را برای آدمی اعتبار کرده است و بدین واسطه او را تکریم نموده است اما این حقوق در چارچوب مشیئت الهی تفسیر می شوند که در قرآن بیان شده است(9): برخی با شرور کمتر و برخی با شرور بیشتر و برخی با نعمات، امتحان می گردند اما هر کس متناسب با موقعیت وجودی خود، هر قدری که نیکورفتاری کند، به موفقیت اخروی دست می یابد. این امکان موفقیتِ متناسب با موقعیت وجودی، به صورت برابر در اختیار همگان است. به همین جهت، عدالت مراعات می گردد و کسی مورد تبعیض قرار نمی گیرد: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظيماً»؛ خداوند(حتّى) به اندازه سنگينى ذره ‏اى ستم نمى‏ كند؛ و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى ‏سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظيمى(در برابر آن) مى ‏دهد.(10)

نکته ششم: هم چنین در متون دینی به این نکته اشاره شده است که خداوند بسیاری از شروری که آدمی در اینجا متحمل می شود، در آخرت جبران می سازد بدین نحو که اگر بین بازگشت ‏به دنیا و تحمل دوباره همین مصائب و باقی ماندن در آخرت مخیر باشند، بازگشت ‏به بلایا را انتخاب می‏ کنند تا اجرشان مضاعف گردد. این مضمون در متون دینی مختلف از جمله این روایت بیان شده است: «کسانی که مبتلا به بلایا می شوند، بعد از مرگ چنان ثواب می برند که اگر بعد از مرگ آنها را مختار سازند که بار دیگر به دنیا برگردند و بلایا را متحمل شوند، بازگشت به دنیا را انتخاب می کنند تا ثواب بیشتری بگیرند.»(11)

البته جبران بلایا گاهی به صورت اعطای پاداش است و گاهی به صورت عفو گناهان و بخشش عذاب جهنم. مورد اخیر را می توان در این روایت ملاحظه نمود: «بیماری مؤمن موجب پاک شدن او از گناهان و لغزش ها و رحمت الهی در حق مؤمن است و برای کافر عذاب ولعن است؛ ‏بیماری در حیات مؤمن وجود دارد تا اینکه گناهان او پاک گردد.»(12)

بنابراین، با عنایت به مثال مورد نظر در پرسش، قطعا شروری که کسی -همچون کودک فقیر یا معلول- متحمل می شود، در آخرت برای او و خانواده اش اجر و پاداشی را به همراه دارد که آنقدر زیاد است که اگر به او یا خانواده اش در آخرت عرضه شود، آنها مشتاق می گردند که باز هم به دنیا بازگردند و آن شرور را متحمل گردند تا در آخرت از زندگی بهتری برخوردار گردند. روشن است که این مطالب به معنای استقبال از شرور و درد و رنج نیست بلکه بدین معنا است که عدل و جود الهی چنان است که هیچ شرّی را بدون عوض قرار نمی دهد و اگر در موردی، کسی شرّ و یا شرّ بیشتری -که لازمه ساختار جهان مادی است و به صورت حداقلی بر جهان مادی عارض می شود- متحمل شد، حتما در آخرت این شرور جبران می گردد و بدین وسیله، هر گونه تبعیض و ظلمی منتفی می گردد.(13)

نتیجه:
کوتاه سخن این که خداوند بهترین موجود است و در نتیجه بهترین خالق است و آنچه را که خلق می کند، بهترین مخلوق است. برخی از شرور و مشکلات ناشی از ساختار تزاحمی جهان مادی است اما گاهی هم ناشی از اراده خیرخواهانه خداوند مبنی بر آزمودن بندگان برای استکمال روح آنها است. به همین جهت، امتحانات الهی عام و فراگیر است و شامل هر انسانی می شود؛ نهایتا برخی با شرور بیشتر و برخی با شرور کمتر و حتی برخی با نعمت های الهی امتحان می شوند که آیا قدر نعمات را دارند و خودشان را گم نمی کنند و حدود الهی را مراعات می کنند یا نه. بنابراین، چنین نیست که اگر کسی به نعمت هایی می رسد، حتما بیشتر مورد عنایت خداوند است و یا اگر کسی به مشکلات می رسد، حتما کمتر مورد عنایت خداوند است. اساسا دنیا محل آزمایش و امتحان است؛ و تنها در آخرت است که مومنان در آرامش ابدی و سعادت پایدار زندگی می کنند و هیچ حزن و اندوهی به آنها نمی رسد: «بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛ آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى ‏شوند.(14)

بنابراین، باید این حقیقت را برای خودمان هر لحظه تکرار کنیم که ما در جهانی به سر می بریم که صاحبش خدا است؛ خدایی که مهربان و خیرخواه و حکیم است و کار بیهوده ای انجام نمی دهد و اگر در موردی من را به سختی و شرور و مشکلات امتحان می کند، باید به او اعتماد بورزم و مطمئن باشم که حتما خیری پشت آن وجود دارد که من نمی دانم: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا می ‏داند، و شما نمى‏ دانيد.(15)

آری، باید صبوری کرد و در تمام لحظات زندگی خود را در محضر خداوند بدانیم و با خود این نکته را مرور کنیم که این دنیا، سرایی موقت و ناپایدار است که هر کس در آن برای خودش توشه ای جمع می کند تا در آخرت متناسب با تلاش و صبوری او در دنیا، به سعادت و پاداش و رفاه و آسودگی دست یابد.

پی نوشت ها:
1. برای مطالعه بیشتر، رک: مصباح یزدی، آموزش فلسفه، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، ج2، صص496-500.
2. سهروردی، مجموعه مصنفات، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1375، ج1، ص183؛ صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیه فی الاسفار الاربعه، دار احیاء التراث، 1981، ج5، ص91؛ ج7، ص91.
3. برای مطالعه بیشتر رک: صدرالمتالهین، الحکمۀ المتعالیه فی الاسفار الاربعه، دار احیاء التراث، 1981،ج7، صص58-76.
4. حجر/ 29، ص/ 72.
5. بقره/ 155.
6. عنکبوت/ 2.
7. فجر/ 15-16.
8. هود/ 7؛ ملک/ 2.
9. برای مطالعه بیشتر، رک: جوادی آملی، عبدالله، فلسفه حقوق بشر، انتشارات اسراء.
10. نساء/ 40.
11. علامه مجلسی، بحار الانوار، انتشارات موسسه الوفاء، ج 3، ص 71.
12. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، بیجا، ص193.
13. مظفر، دلائل الصدق، انتشارات بصیرتی، ج 1، ص‏361.
14. بقره/ 112.
15 بقره/ 216.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60600&p=893846&viewfull=1#post89...