موسی(ع) و بنی اسرائیل

image: 

آیا حضرت موسی (علیه السلام) صرفا برای نجات بنی اسرائیل از ظلم فرعون مبعوث شد؟ غیر از بنی اسرائیل، در کل زمین اقوام و کشورهای گوناگونی وجود داشتند، آیا آن ها نیازی به هدایت نداشتند؟ آیا پیکی یا پیامبری تبلیغی از طرف موسی برای هدایت آن ها نیامد؟

حضرت موسی (علیه السلام) از طرف خداوند برای هدایت و راهنمایی قوم بنی اسرائیل که جامعه بزرگی بود، ارسال شده بود. در این راستا، گستره و حوزه رسالت و هدایتگری حضرت موسی (علیه السلام)، جهات مختلف و متعدد داشت. در ادامه و در قالب چند مطلب، به پاسخ سؤال شما می پردازم: مطلب اول؛ موسی(ع) و بنی اسرائیل در قدم اول، حضرت موسی (علیه السلام) از طرف خداوند برای هدایت قوم بنی اسرائیل فرستاده شده: «وَ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ أَلاّٰ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلاً»؛ ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل ساختیم؛ (و گفتیم) غیر ما را تکیه‌ گاه خود قرار ندهید!(1) «وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسَى اَلْكِتٰابَ فَلاٰ تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقٰائِهِ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ»؛ ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ و شک نداشته باش که او آیات الهی را دریافت داشت؛ و ما آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم!(2) در قدم دوم، فرعون و فرعونیان که صاحبان حکومت بودند، گرچه از بنی اسرائیل نبودند ولی جزیی از جامعه آن زمان بودند که خداوند حضرت موسی (علیه السلام) را برای هدایت آن ها فرستاده است: «ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسىٰ بِآيٰاتِنٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ كَيْفَ كٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُفْسِدِينَ» ؛ سپس بدنبال آنها [= پیامبران پیشین‌] موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم؛ اما آنها (با عدم پذیرش)، به آن (آیات) ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان چگونه بود!(3) «وَ قٰالَ مُوسىٰ يٰا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ»؛ و موسی گفت: ای فرعون! من فرستاده ‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.(4) از دیگر ابعاد هدایتگری و رسالت حضرت موسی (علیه السلام) می توان به نجات دادن بنی اسرائیل از ظلم و ستم فرعونیان(5)، مبارزه با قاورن و ثروت اندوزان(6)، مقابله با سامری ها و مظاهر فریب و انحراف(7)، مبارزه با مستکبران(8)، و... اشاره نمود. مطلب دوم؛ شریعت موسی(ع) جهانی یا منطقه ای در این که دین و شریعت حضرت موسی(علیه السلام) جهانی و عمومی بوده یا اختصاص به بنی اسرائیل داشته است، بین صاحب نظران اختلاف است. کسانی که قائلند عمومی نبوده و مختص بنی اسرائیل بوده، چنین استدلال می کنند: آیاتی که بطور خاص از بنی اسرائیل «لِبَنِی إِسْرَائِیلَ»(9) و یا از قوم حضرت موسی «وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِه‌ِ»(10)، تعبیر می آورند، قرینه هستند بر اختصاصی بودن رسالت حضرت موسی. هم چنین می گویند اگر شریعت حضرت موسی جهانی بود باید اجداد و نیاکان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و موحدان جزیرة العرب، قبل از اسلام بر آیین موسی و عیسی(علیهما السلام) بوده باشند ولی چنین نبوده و بر شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام) که جهانی بوده است بوده اند. کسانی که قائلند شریعت موسی عمومی و جهانی بوده، چنین استدلال می کنند: حضرت موسی(علیه السلام) از پیامبران اولوالعزم است و پیامبران اولوالعزم، شریعت و آیین شان جهانی و عمومی است. هم چنین آیاتی داریم که بر هدایت عمومی حضرت موسی دلالت دارند، مانند «...الَّذِی جَاء بهِ مُوسَی نُورًا وَ هُدًی لِّلنَّاس‌ِ...»(11)؛ و آیاتی دیگر.(12) و نیز این که فوعونیان، گرچه جزو جامعه آن زمان بودند ولی از بنی اسرائیل نبودند، و این که موسی برای هدایت و انذار آن ها هم فرستاده شده، معنایش عمومی بودن شریعت اوست. نکته: آیاتی که به قوم بنی اسرائیل اشاره دارد، حصر را نمی رساند زیرا اثبات شیء، نفی ما عدا نمی کند، و ارسال موسی به سوی فرعون و مردم مصر، امری طبیعی و در راستای همان رسالت عمومی است. علامه طباطبایی(ره) قائل به جهانی بودن نبوت و شریعت حضرت موسی است؛ ایشان با تفکیک رسالت از نبوت، مشکل آیاتی که ظهور در اختصاص حضرت موسی و عیسی(علیهما السلام) به بنی ‌اسرائیل دارد را حل می ‌کند و می ‌فرماید نبوت ایشان جهانی و عام است؛ ولی رسالت و پیام خاصی نیز برای قوم خود داشته‌ اند.(13) مطلب سوم؛ نیاز انسان ها به هدایت بله، انسان ها به هدایت و پیامبر نیازمند هستند؛ در ادامه به چند نکته توجه فرمایید: 1. لزوم وجود داشتن رسول در امتی، بدین معنا نیست که حتما تمام افراد آن امت از هدایت پیامبر خدا برخوردار شوند و دعوت او به گوش تک تک اشخاص برسد؛ ممکن است بعضی دعوت او را از خود او نشنوند، بلکه با واسطه بشنوند؛ و بعضی هم اصلا به گوششان نخورد، و علل و اسبابی بین او و آن دعوت حائل شود؛ بنابر این هر کس دعوت متوجه او شد و به گوشش رسید، حجت بر او تمام می شود، و هر فردی که دعوت پیغمبرش به گوشش نرسید، حجت بر او تمام نیست و او جزء مستضعفین است که امرشان به دست خدا است: «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ‏ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً»(14) 2. مهم این است که پیام الهی به گوش همه امت ها برسد و با همه انسان ها اتمام حجت شود و کسی در برابر خداوند حجت و دلیلی بر عدم پیروی از او نداشته باشد: «رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»(15) 3. اگر میلیون ها انسان در طول قرن ها روابطشان به گونه ای باشد که معلومات آن ها به هم منتقل شود، و اگر کتابی برای آن ها نازل شود ـ ولو در برهه ای از زمان و برای گروهی از آنان ـ برای همه باقی می ماند؛ همه این ها امت واحد محسوب می شوند و لازم نیست برای هر کدام از آن ها پیامبری جداگانه ارسال شود. علامه طباطبایی(ره) در اثبات عمومی و جهانی بودن شریعت حضرت موسی(علیه السلام) می گوید همین که قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) امت های زیادی که از بنی اسرائیل نبوده اند، به حضرت موسی ایمان آورده اند، مانند مردم‏ روم و امت ‏هاى بزرگى از غربى ‏ها، از قبيل فرانسويان و اتريش و بورسا و انگلستان و امت ‏هايى از شرقيين، چون نجران، معنایش این است که شریعت حضرت موسی اختصاص به بنی اسرائیل نداشته و عمومی و جهانی بوده است.(16) 4. بر اساس برخی روایات، خداوند یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت انسان ها فرستاده است(17)؛ و حتی در بین آن ها پیامبر سیاه پوست هم بوده، چنان که در روایتی از امام علی (علیه السلام) در تفسیر آیه (غافر/ 78) آمده: «بعث الله نبیا أسود لم یقتص علینا قصته»؛ خداوند پیامبری سیاه پوست مبعوث فرموده که داستان آن برای ما بیان نشده است.(18) بنابر این: همزمان با حضرت موسی(علیه السلام) امت های دیگری بوده اند که اگر ملاقات و برخوردی بین آن ها و حضرت موسی واقع می شد، قطعا حضرت موسی، پیام هدایت الهی را به آن ابلاغ می فرمود؛ ولی نسبت به کیفیت و چگونگی هدایت آن هایی که دوردست بوده و امکان ارتباط با آن ها نبوده، چیزی نیافتم؛ در قرآن و روایات نیز موردی بطور خاص بیان نشده؛ می توانید از کارشناس تاریخ پیگیری فرمایید، شاید در نقل های تاریخی چیزی آمده باشد.

پی نوشت ها:

1. اسراء: 17/ 2. 2. سجده/ 23. 3. اعراف: 7/ 103. 4. اعراف: 7/ 104. 5. اعراف: 7/ 141. 6. قصص: 28/ 76. 7. طه: 20/ 85. 8. عنکبوت: 29/ 39. 9. اسراء: 17/ 2. 10. صف: 61/ 5. 11. انعام: 6/ 91. 12. مانند انبیاء: 21/ 48 و احقاف: 47/ 29 و 30. 13. طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏2، ص 210 به بعد؛ ج ‏3، ص 311. 14. نساء: 4/ 98. 15. نساء: 4/ 165. 16. ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏3، ص 311 و 312. 17. ابن بابويه(صدوق)، الخصال‏، محقق/مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين‏ ـ قم‏، 1362 ش‏، چاپ: اول‏، ص 524. 18. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات: ناصر خسرو ـ تهران، ج 8، ص 830.

http://http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60554&p=893103&viewfull=1#post89

موضوع: