عرّاف و حکم آن

موضوع: 

عرّاف کیست و حکم فقهی و توضیح روایی آن چگونه است؟

یکی از کسب های حرام در فقه فریقین(شیعه-سنی) کهانت و خبر از آینده به صورت قطع است که به این افراد «عرّاف» گفته می شود. در معناى «کاهن» و «عرّاف» اختلاف نظر است، هر چند که نقطه ی مشترک هر دو خبر از امور مخفی بر دیگران است.
«طريحى» در این رابطه مى‌ نویسد: «كاهن كسى است كه اخبار اتفاقات آينده را دريافت مى‌كند و مدّعى است اخبار سرّى را مى‌داند. گفته‌اند: در ميان عرب، كاهنانى همچون شق و سطيح و ديگران بوده‌اند. برخى از ايشان مى‌پنداشته‌اند كه يكى از جنيان، فرمان‌بردار اوست و به وى اخبار را گزارش مى‌كند و بعضى مى‌پنداشته‌اند از كلام سائل يا اعمال و رفتارش پى به مسائلى مى‌برند كه به اين افراد عرّاف گفته می شود، مانند كسى كه ادّعا مى‌كند مى‌تواند اشياى دزدى را پيدا كند يا دانا به جاى گم‌شده است و امثال آن‌ها».(1)
«راغب اصفهانی» نیز در معنای این دو واژه می نویسد: «كاهن كسى است كه از اخبار گذشته ی مخفى از روى ظنّ خبر مي دهد و عرّاف آنست كه از اخبار آينده همينطور خبر می دهد(2)و چون اين دو صناعت مبنى بر ظنّ است كه گاهى درست و گاهى نادرست در می آيد؛ لذا رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: «هر كه پيش عرّافى يا كاهنى بيايد و قول او را‌ تصديق كند به آنچه بر ابو القاسم نازل گشته كافر شده است‌».(3)
در فقه مذاهب اهل سنت کهانت و اخبار از آینده حرام دانسته شده است. (4) همچنانکه در فقه شیعه نیز تعلیم و تعلم و استفاده از این علم حرام دانسته شده است.(5)

عرّاف در بیان روایات فریقین
در منابع روایی اهل سنت روایتی با این عنوان وارد شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «مَنْ‏ أَتَى‏ عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً».
این روایت را «مسلم بن حجاج» در صحیح خود از طریق «صفیه» و برخی زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایت شده که آنحضرت فرمودند: «مَنْ‏ أَتَى‏ عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً».(6) کسی که نزد کاهن و پیشگویی رود و از او چیزی بپرسد، تا چهل شبانه روز نمازش مورد قبول واقع نمی شود.
«محیی الدین نووی» در توضیح این خبر می نویسد: مراد از عدم قبولی نماز، عدم ثواب برای نماز چنین فردی است؛ هر چند نماز وی مجزی بوده و موجب سقوط تکلیف از وی است.(7)
همچنین در فقه اهل سنت این روایت به موردی حمل شده که سوال کننده ی از «عرّاف» وی را تصدیق ننموده و تنها به نزد وی رفته باشد؛‌ اما در صورتی که او را تصدیق نموده باشد(و به ملازمه ی آن نیز وقوف داشته باشد که غیر خدا را در غیب شریک دانسته) چنین امری موجب کفر وی خواهد بود.(8)

در روایات شیعه نیز در نهی تصدیق سخن «عرّاف» و «کاهنان» و رفتن به نزد آنان، روایاتی وارد شده که برخی از آنان عبارتند از:
1. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت شده که آنحضرت فرمودند: «هر كس نزد عرّاف [منجم و پيشگو] رود و از او پرسش نمايد و او را در آنچه مى‌گويد راستگو انگارد، قطعاً به آنچه خداوند بر محمد (صلى الله عليه و آله) فروفرستاده، كافر گرديده است».(9)
2. همچنین از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)‌نقل شده که آنحضرت پيوسته مى‌فرمودند: «همانا بسيارى از رقيه‌ها [نوشته‌هاى شفابخش] و آويختن مهره‌ها و چيزهاى ديگر، شعبه‌اى از شرك است».(10)
3. «هيثم بن واقد» مى‌گويد: «به امام صادق (عليه السلام) گفتم: در جزيره نزد ما مردى است كه گاهى درباره ی چيزهاى دزدى شده و مانند آن از وى سؤال مى‌شود. آيا ما نيز از او سؤال كنيم؟ امام (عليه السلام) گفت: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) فرمود: هر كس نزد جادوگر يا كاهن [غيب‌گو] يا بسيار دروغگو رود، آن‌گاه او را در آنچه مى‌گويد راستگو انگارد، قطعاً به تمام كتاب‌هايى كه خداوند فرو فرستاده، كافر شده است».(11)
4. «ابوبصير» از امام صادق (عليه السلام) روايت مى‌كند، كه فرمود: «هر كس غيب‌گويى كند يا برايش غيب‌گويى شود، به تحقيق از آيين محمد (صلى الله عليه و آله) بيزارى جسته است. «ابوبصير» گفت: قيافه‌شناسى چطور؟ امام (عليه السلام) فرمود: دوست ندارم نزد آنان روى! و بيشتر گفته‌هاى آنان نزديك به كهانت است. و فرمود: قيافه‌شناسى، ته‌مانده‌اى از پيامبرى است كه به ميان مردم راه يافته است».(12)
5. «قطب راوندى» در كتاب لبّ اللباب از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) روايت كرده كه فرمود: «هر كس كاهنى [غيب‌گويى] را راستگو انگارد، قطعاً به آنچه بر محمد (صلى الله عليه و آله) نازل گرديده، كافر شده است».(13)

پی نوشت:
1. الطریحی، مجمع البحرین، مكتب النشر الثقافة الإسلامية، ج4، ص80: «الكاهن هو الذي يتعاطى الخبر عن الكائنات في مستقبل الزمان، و يدعي معرفة الأسرار قيل: و كان في العرب كهنة كشق و سطيح و غيرهما فمنهم من كان يزعم أن له تابعا من الجن يلقي إليه الأخبار، و منهم من كان يزعم أنه يعرف الأمور بمقدمات أسباب يستدل بها على مواقعها من كلام من يسأله أو فعله أو حاله، و هذا يخصونه باسم العراف كالذي يدعي معرفة الشي‏ء المسروق، و مكان الضالة و نحوهما...».
2. در موسوعه ی کویتیه بر خلاف این آمده است و عراف به کسی که از اخبار گذشته خبر می دهد اطلاق شده است.(الموسوعة الکویتیة،‌ج30، ص33). «وَالْفَرْقُ بَيْنَ الْكَاهِنِ وَالْعَرَّافِ : أَنَّ الْكَاهِنَ مَنْ يُخْبِرُ بِوَاسِطَةِ النَّجْمِ عَنِ الْمَغِيبَاتِ فِي الْمُسْتَقْبَل ، بِخِلاَفِ الْعَرَّافِ فَإِنَّهُ الَّذِي يُخْبِرُ عَنِ الْمَغِيبَاتِ الْوَاقِعَةِ أَيْ : فِي الْمَاضِي».
3. الراغب الاصبهانی، المفردات الفاظ القرآن، دفتر نشر الكتاب، ص443:‌ «كهن الْكَاهِنُ: هو الذين يخبر بالأخبار الماضية الخفيّة بضرب من الظّنّ، و العرّاف الذي يخبر بالأخبار المستقبلة على نحو ذلك، و لكون هاتين الصّناعتين مبنيّتين على الظّنّ الذي يخطئ و يصيب قال عليه الصلاة و السلام: «من أتى عرّافا أو كَاهِناً فصدّقه بما قال فقد كفر بما أنزل على أبي القاسم».
4. الموسوعة الکویتیة،‌ وزارة الأوقاف والشئون الإسلامية – الكويت، ج30، ص34 : «الْعِرَافَةُ حَرَامٌ بِنَصِّ الْحَدِيثِ النَّبَوِيِّ ، فَعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَال : قَال رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : مَنْ أَتَى كَاهِنًا أَوْ عَرَّافًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُول فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِل عَلَى مُحَمَّدٍ. قَال ابْنُ حَجَرٍ : الأْصْل فِيهِ اسْتِرَاقُ الْجِنِّ السَّمْعَ مِنْ كَلاَمِ الْمَلاَئِكَةِ ، فَيُلْقِيهِ فِي أُذُنِ الْكَاهِنِ ، وَالْكَاهِنُ اسْمٌ يُطْلَقُ عَلَى الْعَرَّافِ. وَقَال النَّوَوِيُّ أَيْضًا : الْعَرَّافُ مِنْ جُمْلَةِ الْكُهَّانِ وَالْعَرَبُ تُسَمِّي كُل مَنْ يَتَعَاطَى عِلْمًا دَقِيقًا كَاهِنًا وَفِي حَدِيثِ مُسْلِمٍ عَنْ صَفِيَّةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَال: مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ ، لَمْ تُقْبَل لَهُ صَلاَةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً. قَال النَّوَوِيُّ : عَدَمُ قَبُول صَلاَتِهِ مَعْنَاهُ: أَنَّهُ لاَ ثَوَابَ لَهُ فِيهَا ، وَإِنْ كَانَتْ مُجْزِئَةً فِي سُقُوطِ الْفَرْضِ عَنْهُ».
5. الحلی، تحرير الاحكام، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)، ج 2، ص 161: «يادگيرى سحر، شعبده، كهانت و قيافه و ياد دادن آن‌ها و گرفتن پول در مقابل آن‌ها حرام است ... و كاهن كسى است كه دوست جنى دارد و اخبار را برايش مى‌آورد. كاهن اگر توبه نكند كشته مى‌شود»؛
السبزواری، كفاية الاحكام، دفتر انتشارات اسلامی ج1، ص440: ‌«خلافى در مورد حرام بودن كهانت نمى‌شناسم»؛
الطباطبایی، رياض المسائل، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)، ج 8، ص 168: «اصل در تحريم آن پس از اجماع- كه در عبارات عده‌اى از اصحاب بدان تصريح شده است- روايات صريح مستفيض است»؛
الانصاری، المکاسب، منشورات دارالحکمة، ج 1، ص364: «در هر حال هيچ خلافى در حرام بودن كهانت نيست»؛
الخویی،‌ مصباح الفقاهه، مکتبة الداوری، ج 1، ص 417: «در هر حال كهانت دو قسم است: الف) كاهن از حوادث آينده خبر دهد به جهت ارتباط با شياطينى كه در محل استراق سمع از آسمان مى‌نشستند و بر اسرار، آگاهى مى‌يافتند سپس مى‌آمدند و براى اولياى خود بازگو مى‌كردند. ب) كاهن از اتفاقات و حوادث زمينى به جهت ارتباط با دسته‌اى از جنيان و شياطينى كه فقط اخبار و حوادث زمينى را به كاهن القا مى‌كردند خبر دهد؛ زيرا پس از بعثت پيامبر اكرم شياطين از رفتن به آسمان و خبرگيرى ممنوع شدند ... و بخشى از روايات خاصّه و عامّه به علاوۀ خبر احتجاج، دلالت بر حرمت هر دو قسم كهانت مى‌كند».
6. مسلم بن الحجاج النیسابوری، صحیح مسلم، کتاب (السلام) الطب، باب تحریم الکهانة و اتیان الکهان، ح2230.
7. قَال النَّوَوِيُّ : عَدَمُ قَبُول صَلاَتِهِ مَعْنَاهُ: أَنَّهُ لاَ ثَوَابَ لَهُ فِيهَا ، وَإِنْ كَانَتْ مُجْزِئَةً فِي سُقُوطِ الْفَرْضِ عَنْهُ». (الموسوعة الکویتیة،‌ ج30، ص34).
8. الموسوعة الفقهية الكويتية، وزارة الأوقاف والشئون الإسلامية – الكويت، ج30، ص34: «فَمَنْ أَتَى كَاهِنًا أَوْ عَرَّافًا وَصَدَّقَهُمَا فِي قَوْلِهِمَا يَكْفُرُ ، لإِشْرَاكِهِ الْغَيْرَ مَعَ اللَّهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ الَّذِي اسْتَأْثَرَ بِهِ اللَّهُ ، وَمَنْ أَتَاهُمَا لِمُجَرَّدِ السُّؤَال وَلَمْ يُصَدِّقْهُمَا لَمْ يَكْفُرْ ، بَل يُحْرَمُ مِنْ ثَوَابِ صَلاَتِهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا زَجْرً».
9. البروجردی،‌ جامع احادیث الشیعة،‌ انتشارات فرهنگ سبز، ج22، ص500، ح32144: «فقيه 4/ 3، أمالى الصدوق 345: (في حديث مناهى النبى صلى الله عليه و آله) بالإسناد المتقدم و نهى صلى الله عليه و آله عن إتيان العراف‏ و قال من أتاه و صدقه فقد برئ مما أنزل الله على محمد صلى الله عليه و آله».
10. همان،‌ ج22، ص500، ح32145: «عن على انه قال من جاء عرافا فسأله و صدقه بما قال فقد كفر بما أنزل الله على محمد صلى الله عليه و آله و كان يقول ان كثيرا من الرقى و تعليق التمائم شعبة من الإشراك».
11. الحر العاملی، وسائل الشیعة، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)، ج17، ص150، ح22217: «محمد بن إدريس في آخر السرائر نقلا من كتاب المشيخة للحسن بن محبوب عن الهيثم قال: قلت لأبي عبد الله (علیه السلام) إن عندنا بالجزيرة رجلا ربما أخبر من يأتيه يسأله عن الشي‏ء يسرق أو شبه ذلك فنسأله فقال: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) من مشى إلى ساحر أو كاهن‏ أو كذاب يصدقه‏ بما يقول فقد كفر بما أنزل الله من كتاب».
12. همان، ج17، ص150،ح22216: «و في الخصال عن أبيه عن سعد بن عبد الله عن يعقوب بن يزيد عن محمد بن أبي عمير عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير عن أبي عبد الله (علیه السلام) قال: من تكهن أو تكهن له فقد برئ من دين محمد ص- قال قلت: فالقيافة قال ما أحب أن تأتيهم و قيل ما يقولون شيئا إلا كان قريبا مما يقولون فقال القيافة فضلة من النبوة ذهبت في الناس حين بعث النبي صلی الله علیه وآله».
13. البروجردی،‌ جامع احادیث الشیعة،‌ انتشارات فرهنگ سبز، ج22، ص500، ح32147: «القطب الراوندى في لب اللباب عن النبي صلى الله عليه و آله قال من صدق كاهنا فقد كفر بما انزل على محمد صلى الله عليه و آله».

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60174&p=889558&viewfull=1#post88...