مشکلات حکومت در برپایی سنت اسلامی

موضوع: 

مشکلات حکومت جمهوری اسلامی ایران در برپایی سنت اسلامی را بیان کنید؟

انقلاب اسلامی ایران به همت و عزم مردم غیور و مؤمن و رهبری های حکیمانه امام خمینی (ره) بمنظور تحقق اهداف و آرمانهای مقدسش در جامعه انقلابی کشور عزیزمان، ایجاد گردید. چنانکه ثابت است، مهمتر از ایجاد انقلاب سعی و تلاش همگان اعم از رهبران، مسئولین و مردم در تداوم راه انقلاب و تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی است. قطعاً در این راه پر فراز و نشیب، از یکسو جامعه اسلامی با مجموعه ای از فرصتها و تهدیدهای گوناگون داخلی مواجه است و اگر از فرصت ها و سرمایه های موجود بنحو برنامه ریزی شده و مبتنی بر اصول و آرمانها و مبانی دینی و اسلامی بهره نبرد و تهدیدها را با عزم و همت همگانی و بهره گیری از همه ظرفیت ها مدیریت نکند قطعاً در ادامه راه دچار چالش های گوناگونی خواهد گشت چنانکه در سطح جامعه مشاهده می کنیم.

از سوی دیگر از آنجاییکه انقلاب اسلامی ایران، مدل جدیدی از انقلابات سیاسی جهانی است که از اساسی ترین اهداف و آرمانهایش قطع ید سلطه و نفوذ نظام استکباری و دست یافتن به استقلال و آزادی، تبلیغ و ترویج و تحقق روحیه ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم و نشر و گسترش آرمانهای مقدس اسلام در پرتو نظام حکومت دینی و حاکمیت ولایت فقیه است، بدلیل اینکه نظام استکباری با تحقق چنین حکومتی، منافع خود را در جهان و منطقه در خطر می بیند و دستان آلوده اش از انتفاعات مثل کشور عزیزمان ایران بطور کلی قطع می شود قطعاً از هیچ تلاشی برای براندازی این نظام دریغ نخواهد ورزید، فشار سیاسی، تهاجم نظامی، تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و علمی، تحریمها و تهدیدات بین المللی، تهاج فرهنگی، شبیخون فرهنگی، جنگ رسانه ای، پروسه جنگ مخملی، نفوذ و سلطه و ... اینها همه بخشهایی از تلاش استکبار برای براندازی نظام اسلامی است.

بدون شک، فساد دستگاه شاهنشاهی و وابستگی همه جانبه آن به نظام استکباری بر کسی پوشیده نبود از اینرو امام (ره) و مردم و احزاب و جریانات مختلف، همه یکصدا سرنگونی نظام شاهنشاهی را فریاد زدند و ضرورت انقلاب اسلامی و قوانین اسلام را با اکثریت آراء امضا کردند، با این وجود هنوز کسانی آرزوی بازگشت به دوران شاهنشاهی را دارند و یا خواب آن روزها را می بینند، بعبارتی تنها کج اندیشان، غرض ورزان و تبعیت کنندگان طواغیت درون و بیرون اند که سر سازگاری با احکام دین الهی و برنامه ها و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارند. ناگفته نماند، این انتظار که حکومت و انقلاب اسلامی بتواند با وجود انهمه موانع و مشکلات، فراز و نشیبها، تهدیدات، تحریمها و فتنه انگیزی های جدی و ده ها و صدها عامل و مانع کلان و خرد دیگر در این مدت قریب به 40 سال به همه یا بخش عمده اهداف، آنهم در سطح عمیق و وسیع دست یابد، انتظار بجایی نیست.

بسیاری از انقلابات جهانی در مواجهه با حتی یک دهم مشکلات فراروی انقلاب اسلامی، نتوانسته اند دوام بیاورند لکن، می توان گفت یکی از دلایل عمده بقاء و ثبات انقلاب اسلامی، صحت و درستی و کمال در ناحیه مبانی و اهداف انقلاب اسلامی ایران است، امری که از چشم هر صاحب خرد و منطق و اهل انصافی بدور نیست، حتی دشمنان ما نیز به این موضوع بخوبی پی برده اند که کمر همت به براندازی چنین نظام دینی و مردمی بسته اند. بدون شک، با وجود حقانیت و روشن بودن راه و اهداف و آرمانهای انقلاب و صحت و کمال مبانی انقلاب، علیرغم اینکه پیشرفتهای بسیاری در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، معرفتی و معنوی و ... در راستای اهداف انقلاب صورت گرفته و در راستای رشد و تعالی زندگی مادی و معنوی مردم کارهای مفید و مهمی صورت گرفته لکن نمی توان از ضعف ها، کاستی ها، نواقص و اشکالاتی که در نظام اداری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... بطور نسبی وجود دارد چشم پوشی کرد.

معتقدیم یک گروه یا فرد به تنهایی مسئول نیستند بلکه همگان، باید برای تحقق فرصتها و مبارزه با تهدیدها و تحقق آرمانهای نظام اسلامی و پیاده شدن سنت الهی در جامعه در عالیترین سطح، احساس مسئولیت کنند. متأسفانه همگان، در وضعیتی که در آن قرار داریم شریک هستیم البته سهم هر فرد و گروهی به نسبت ظرفیت و توان و مسئولیتی که دارد قطعاً متفاوت است. قطعاً همه خانواده ها، آموزش و پرورش، نهاد حوزه و دانشگاه، روحانیت و اساتید، کانونهای فکری و فرهنگی، دولت و مجلس، قوه قضائیه، مسئولین و نخبگان فکری و فرهنگی و همه آحاد ملت اسلامی چنانکه در ذره ذره پیشرفت های این انقلاب شریکند در کاستی ها و نواقص و مشکلاتی که موجب تضعیف اعتقاد و اندیشه دینی مردم گردیده و نیز در عقبگرد فرهنگی و نفوذ و تأثیرگذاری تهاجم فرهنگی و شکاف معرفتی و معنوی که در جامعه امروز بویژه در جوانان، شاهد هستیم مسئولند.

نمونه بارز آن کوتاهی همگان در نهادینه کردن و فرهنگ سازی علمی و عملی فرهنگ و فریضه الهی یعنی امر بمعروف و نهی از منکر است، اگر جامعه ما به آن سطح از بلوغ فکری و معرفتی می رسید که همگان «دولت و ملت» به ارزش احیای این فریضه الهی اهتمام می ورزیدند و کمر همت به مبارزه با رذایل فکری و عملی و فساد و سوء استفاده ها و تحقق فضیلت های اخلاقی و انسانی می بستند، جامعه ما بسا از وضعی که در آن هستیم گلستان تر می شد.

سرنوشت ناموزونی که شاهدش هستیم با آرمانها و اهداف مقدسی که انقلاب اسلامی بر آن پایه و اساس بنا نهاده شد در مواردی ناسازگار است و پذیرش این امر برای دلسوزان انقلاب سخت و سنگین است. گفتنی است: اگر همین رویه های نادرست (نادیده گرفتن احکام و سنت های الهی و تضعیف ارزشها) ادامه داشته باشد قطعاً در وضعیت سخت و دشوارتر و سراشیبی اضمحلال بیشتری فرو خواهیم رفت، این همه، نتیجه دور شدن از اصول و ارزشها و فضایل اخلاقی و الهی است. مادامیکه حال و حکایت جامعه (دولت و ملت) همین باشد نباید انتظار برخورداری از الطاف و عنایات و امدادهای خاص الهی داشت. قوله کریم : «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ»؛ و اگر اهل شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه مى‏كردند، بركاتى از آسمان و زمین به رویشان مى ‏گشودیم، ولى آنها تكذیب كردند پس ما نیز ایشان را به سزاى آنچه مى‏ كردند گرفتار ساختیم.(1) از اینرو تا دیر نشده باید جامعه ما همگان (دولتمردان و مردم)، از مسیرهای انحرافی و التقاطی به همان راهی که در آغاز انقلاب برای تحقق و حاکمیت ارزشها به همراه امام و شهدا بر سر آن پیمان و میثاق بستند باز گردند، و بر عهدی که با شهدا بستند ثابت قدم بمانند در غیر این صورت خداوند با هیچ قومی خویشاوندی ندارد و در تغییر سرنوشتشان دخالتی نخواهد کرد. چنانکه فرمود: «اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرواْ مَا بِآنفُسِهِم»؛ و خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.(2)

در ادامه مطالب مقدماتی قبلی نکات دیگری را در خصوص مشکلات پیش روی تحقق آرمانها و منویات حکومت اسلامی بیان می کنیم: بدون شک، جمهوری اسلامی برای اجرای قوانین اسلام با مشکلات متعددی روبرو است که حداقل اجرای احکام را در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دچار وقفه کرده و یا حداقل به تأخیر می‌اندازد، این مشکلات را می‌توان در دو حوزه داخلی و خارجی تقسیم نمود:
الف- در حوزه خارجی توطئه دشمنان اسلام در ایجاد انواع مشکلات برای دولت اسلامی از قبیل ، جنگ ، تحریم، بحرانهای سیاسی بین المللی تبلیغات سوء، اسلام هراسی در میان مردم و دولتهای دیگر و ... می باشد که از عوامل تأثیر گذار بر اجرایی شدن برخی احکام و در نتیجه کارآمد شدن حکومت دینی است.
ب- در حوزه داخلی نیز مشکلات متعددی قابل بررسی است. عدم ایجاد برخی از ظرفیت‌های لازم در بعضی از حوزه‌های اقتصادی، بانکداری، اداری، فرهنگی و... است که اکثراً میراث حکومت‌های سکولار و مستبد پیشین است و متأسفانه در سیستم برخی از نظام اداری ریشه گرفته و اصلاح آن به زمان زیادی نیازمند است.

برای پاسخ روشن‌تر به پرسش‌ یادشده توجه به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:
1. اجرای احکام اسلام در حکومت اسلامی نیازمند زمینه‌هایی است که در حوزه فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی باید صورت گیرد. بی‌توجهی به ایجاد چنین فضایی چه بسا ممکن است به اصل دین ضربه بزند. تغییر برخی از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی نیازمند گذر زمان است، و چنین تغییرات ژرف و عمیقی به آسانی و در کوتاه مدت ایجاد نمی‌شود، و باید منتظر ایجاد ظرفیت و زمینه لازم برای اجرای دستورات الهی بود. بنابر این، با تشکیل حکومت اسلامی در نظام ما علی‌رغم اجرا شدن بخش‌های قابل توجهی از احکام اسلامی، به نظر می‌رسد هنوز برای اجرا شدن برخی از احکام دیگر باید صبر نمود.

2. پیچیدگی تحولات جهانی و تأثیر آن بر کشورها نیز از جمله متغیرهای دیگری است که بر روند اجرایی شدن احکام دین تأثیرگذار است. برای مواجهه منطقی با تغییرات فوق الذکر باید توسط علمای دینی، اجتهاد و تلاش علمی سترگی صورت پذیرد و نظریات متعددی که بر گرفته از منابع دین است، عرضه شود.

3. اجرای احکام اسلامی به اعتقاد مسلمانان ضروری است و این امر اختصاص به حضور پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام) ندارد. احکام اسلام از جاودانگی برخوردار است و باید در تمام عرصه‌ها و کلیه زمان‌ها اجرا گردد. اما هرگاه در حد مطلوب اجرای احکام حاصل نشد، پس باید نزدیک‌ترین مرتبه به حد مطلوب را تأمین کرد.

4. از نظر شیعه، حکومت ایده آل فقط حکومت معصومان(علیهم السلام) است که با در رأس قرار گرفتن بهترین و شایسته ترین افراد در روی زمین صلح و آرامش پایدار را برای بشر فراهم خواهد نمود. یکی از صاحب نظران می‌نویسد: در امر حکومت یک مدل ایده‏ ال وجود دارد که در شرایطی خاص و به وسیله افرادی خاص قابل اجرا است؛ افرادی که دارای مقام عصمت بوده و از کوچک‏‌ترین، خطا، لغزش و خلل در فکر و رفتار به دورند. در چنین حکومتی مصالح دقیقاً رعایت شده و هیچ لغزشی از حاکم سر نمی‌‏زند.(3) اما در صورت عدم حضور معصوم، باید حکومت به فردی که هرچند معصوم نیست اما کاردان، فقیه و اسلام شناس، مدیر و مدبر باشد، سپرده شود، و در صورت نبود چنین فردی، باید به کسی که حداقل شرایط احراز تصدی چنین موقعیتی را دارد به این منصب گمارد که به هر حال بتواند قدری از احکام دینی را، هرچند کم اجرا نماید. اما اگر حتی تا این حد نیز کسی قابلیت حاکمیت و اجرای حداقل دستورات دینی نبود، دیگر حکومتی که دستورات دین را اجرا کند شکل نمی‌گیرد. به عبارت دیگر، نمی‌توان گفت این حکومت در راه تحقق احکام اسلام حرکت می کند.(4)

5. یکی دیگر از مشکلاتی که بر سر راه حکومت اسلامی وجود دارد عدم اتحاد و وفاق صد در صدی همه دلسوزان و حامیان جبهه انقلاب و اهتمام و تأکید همگان از دولت و ملت، بر سر آرمانها و اصول و ارزشهای انقلاب است، در طول سالیان پس از انقلاب، بسیاری از نخبگان و عامه مردم منتسب به انقلابیون، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر نفوذ اندیشه های سکولاری و لیبرالی غرب، تهاجم و شبیخون فرهنگی، جنگ نرم، تساهل و تسامح، آزادی و برابری حقوق زن و مرد(تفکرات فمینیستی)، گرایشات التقاطی و انحرافی و ... از مبانی و اندیشه های متعالی اسلامی و انقلابی و آرمان های اصیل انقلاب رنگ باخته و بعضاً عدول کرده اند، از اینرو خواسته و ناخواسته در داخل، جبهه ای مردمی برای تقابل در برابر تحقق و پیاده شدن احکام و سنت های الهی شکل گرفته است.

6. یکی دیگر از مشکلات جامعه اسلامی عملکردهای منفعت طلبانه و ناصواب برخی مسئولان و متولیان امر حکومت بوده که این قبیل رفتارها و سوء استفاده های دور از انتظار از منظر مردم مخفی نمانده و تا حدود زیادی علاوه بر اینکه ذهن و روح مردم را آزرده خاطر نموده، اعتماد مردم نسبت به نظام و پیگیری آرمانها و اهداف اسلامی و انقلابی را در نگاه ایشان مخدوش نموده است بگونه ای که بجای اینکه مسئولین و متولیان دین و فرهنگ، با رفتار و عملکرد صحیح و خداپسندانه به ترویج و تبلیغ عملی دین و آرمانهای مقدس اسلام دست بزنند با بدعملی شان موجب تخریب بنیادهای فکری و اعتقادی و حتی رفتارهای مردمی شده اند.

پی نوشت ها:
1. اعراف/ 96.
2. رعد/ 11.
3. مصباح ‏یزدى، محمد تقى، نظریه سیاسى اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم، بی تا، ج 2، ص 89.
4. همان.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58465&p=875728&viewfull=1#post87...