افسانه عوج بن عنق

موضوع: 

عوج بن عنق کیست؟

داستان "عوج بن عنق" یکی از داستان های جعلی و ساختگی تاریخی است که هیچ اساس و پایه ای ندارد. "عوج بن عنق" یکی از فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) است.
"عوج" هر گاه مى نشست یك در یك جریب یعنى هزار متر در هزار متر طولا و عرضا جا مى گرفت، در هر دستى ده انگشت داشت و در هر انگشتى دو ناخن داشت كه هر ناخنى مثل داس بزرگ بود. عمر "عوج ابن عنق" سه هزار و هشتصد سال بود. بلندى قامتش بیست و سه هزار و سیصد ذراع بود كه هر انگشت او سه ذرع بود. وقتى كه مى ایستاد و هوا ابر بود، ابر تا جاى كمربند او بود و تمام حیوانات از او ترسان بودند وقتى كه او را مى دیدند فرار مى كردند. هر وقت گرسنه مى شد دست به "دریا" فرو مى برد و از ته دریا ماهى بزرگى را مى گرفت و بلند مى كرد و جلوى خورشید نگاه مى داشت و چون به حرارت آفتاب بریان مى شد آن ماهى را مى خورد.
زمانی كه حضرت نوح (علیه السلام) مامور به ساختن كشتى شد او به حضرت نوح (علیه السلام) در ساختن كشتى كمك مى كرد و چوب هاى سنگین وزن و بزرگ از "جنگل براى حضرت نوح (علیه السلام) مى ساخت و عوض این خدمت از حضرت نوح (علیه السلام) نان مى گرفت و مى خورد. از شهر و آبادانى طبعا نفرت دشت. اگر وارد شهرى مى شد بزرگ و كوچك از آمدن او ترسناك و هراسان مى شدند.
زمانی كه حضرت نوح (علیه السلام) كشتى را ساخت و "طوفان" آمد، "عوج" خدمت حضرت نوح (علیه السلام) آمد و التماس نمود كه او را در كشتى جاى دهد، حضرت قبول نكردند پس ‍ چون آب، دنیا را گرفت و از سر كوههاى بسیار بلند، آب به اندازه چهل گز بالا آمد از زانوى "عوج" بالاتر نبود "ابن عباس" مى‏ گويد: چون حضرت نوح (علیه السلام) بر كشتى سوار شد "عوج بن عنق" پيش او آمد. عنق يكى از دختران حضرت آدم (علیه السلام) بود او به حضرت نوح (علیه السلام) گفت: مرا با خود حمل كن. نوح فرمود: اى دشمن خدا! بيرون شو كه به من، درباره تو دستور داده نشده است و با همه آبها كه در اثر طوفان از كوهها به زمين ريخت آب تا زانوى او رسيد و اين "عوج" سه هزار سال بزيست. تا زمان حضرت موسی (علیه السلام) زنده بود. او در نبرد با لشکر حضرت موسی (علیه السلام) شرکت داشت. اردوگاه و لشكر حضرت موسى (علیه السلام) فرسنگ در فرسنگ بود، "عوج" به لشكر جضرت موسى (علیه السلام) نگريست و سپس سنگى از كوه به همان مساحت جدا كرد و با خود آورد تا آن را به بر سر لشكريان حضرت موسى (علیه السلام) بیاندازد در اين هنگام "خداوند" متعال "هدهد" را برانگيخت و همراه او "سوهان" تيزى بود و آن سنگ را چنان سوراخ كرد كه بر گردن "عوج" افتاد و او را بر زمين افكند. حضرت موسى (علیه السلام) در رسيد بلندى قامت حضرت موسى (علیه السلام) ده ذراع و بلندى چوبدستى او هم ده ذراع بود و حضرت موسى (علیه السلام) ده ذراع هم برجست، با وجود اين چوبدستى او به "پاشنه پاى" عوج رسيد و او را كشت. "نوف" می گويد: چون حضرت موسى (علیه السلام) عوج را كشت جسدش در "نيل" افتاد و مدت يك سال لاشه ‏اش پلى بود كه از آن عبور مى ‏كردند.(1)
همچنین در کتاب "سامنامه" که منتسب به "خواجوی کرمانی" است از "عوج" نامبرده شده است. در این کتاب که به صورت "افسانه عشقی در قالب "شعر" نگاشته شده است چنین امده است که "سام" (ظاهرا فرزند نوح یا از نسل وی) برای یافتن "پریدخت" دختر "خاقان چین" مسیر بسیار طولانی را طی می کند و در مسیر عشق یابی خویش با مشکلاتی روبرو می شود از جمله اینکه با "شداد" مبارزه می­ کند "شداد" چون حریف "سام" نمی شود "عوج" را خبر می کند جنگ نمایانی بین ان دو رخ می دهد که فقط شبیه افسانه های انیمیشنی است پس از اینکه "عوج" به "مصر" می گریزد در نبرد با لشکر حضرت موسی (علیه السلام) به دست ایشان کشته می شود.(2)
نام "عوج" هم در کتاب "اوستا" و هم در منابع "عبری" و کتاب "مقدس" آمده است. خصوصا داستان قوم حضرت موسی (علیه السلام) که حاضر نشدند به "ارض مقدس" رفته و با "عمالقه" بجنگند و حضرت موسی (علیه السلام) فقط با کمک دو نفر از قوم خویش به نبرد "عمالقه" رفت که جنگ بین "عوج" و حضرت موسی (علیه السلام) و داستان کندن سنگ بزرگ و "هدهد" و سوراخ کردن سنگ در منابع "عبری" و کتب مقدس یهودیان آمده است.(3)

قطعا این مطالب جزو مطالب خرافی و افسانه ای است که اولین بار در منابع عبری و کتب مقدس یهودیان وارد شده پس از ان در کتب تاریخی و تفسیری آمده سپس به منابع ایرانی راه یافته است.
"ابن کثیر" در "البدایه و النهایه" داستان "عوج بن عنق" را جزو مطالب خرافی، باطل و اسرائیلیات می داند که وارد کتاب های تاریخی شده است.(4) "ابن جوزی" هم این مطلب را از مطالب خیالی اهل کتاب می داند.(5)
"طبری" با اینکه مطالب زیادی در کتابش جزو تحریفات تاریخی و بدون استدلال است در مورد "عوج بن عناق" به این امر اذعان دارد که داستان "عوج" از اهل کتاب و یهود است.(6)
"ابن اثیر" در "الکامل" ضمن بیان داستان طوفان حضرت "نوح" به کسانی که از طوفان جان سالم بدر بردند اشاره کرده می گوید به زعم و گمان اهل تورات "عوج بن عنق" از این طوفان جان سالم به در برد.(7) مشخص است که "ابن اثیر" هم این جریان را نپسندیده است.

این که چه دلایلی باعث شده این اسرائیلیات به متون تاریخی، تفسیری و ادب فارسی راه یابد دلایل گوناگونی ذکر شده، از جمله:
حضور اهل کتاب در "جزیرة العرب" پیش از اسلام.
ضعف فرهنگی عربی.
کینۀ یهود.
قصه سرایان و افسانه پردازان و نقش آنها.
حکومت اموی.

ورود این داستانها به متون تفسیری زمینه‌هایی نیز داشته است که میتوان به اجمال برخی از آن موارد را نام برد:
ارتباط مسلمانان با اهل کتاب.
عظمت علمی اهل کتاب.
وجوه اشتراک متون یهود با قرآن کریم.
اسطوره­ گرایی و حس کنجکاوی مسلمانان.

نتیجه: داستان "عوج بن عنق" از افسانه های جعلی تاریخ است.

پی نوشتها:
1. این داستان با کم و زیاد آن در منابعی از جمله : تاج العروس زبیدی، ج 7 ص ، 56؛ البدایه والنهایه ابن کثیر، ج 1، ص 278؛ تاریخ الاسلام ذهبی، ج 16، ص 112؛ مجمل التواریخ و القصص، ص 498؛ تاریخ ابن خلدون، ص 89، آمده است.
2. خواجوی کرمانی، سامنامه، مصحح، میترا امیر آبادی، دنیای کتاب، تهران، ص 574-595.
3. سفر تورات فصل سوم، همچنین کتاب مقدس، اعداد، فصل سیزدهم: 22.
4. ابن کثیر، البدایه و النهایه، دارالفکر، 1986م، بیروت، ج 1، ص 268.
5. ابن جوزی المنتظم، محقق، عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیه، 1412ق، چاپ اول، بیروت ج 1، ص 242.
6. تاریخ طبری، محقق، محمد ابوالفضل ابراهیم، دارالتراث، چاپ دوم، بیروت، ج 1، ص 185.
7. ابن اثیر، الکامل، دارصادر، 1385ق، بیروت، ج 1، ص 72.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58558&p=885422&viewfull=1#post88...