مختار بودن ملائکه

موضوع: 

آیا در اختیار داشتن فرشتگان، نوعی تناقض هست؟ چرا که از سویی ادعا می شود موجوداتی هستند معصوم و بدون اشتباه و از سوی دیگر ادعا می شود که واجد نوعی اختیار هستند و به همین جهت گاهی عِقاب می شوند و یا اختلاف می کنند؟ شاید برای رفع تعارض بتوان گفت که بحث اختیار آنها در باب استحباب و مباح است نه مکروه و حرام.

برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

1. متناسب با آیات قرآنی، فرشتگان موجوداتی هستند که هرگز نافرمانی نمی کنند و اوامر الهی را مو به مو اجرا می کنند: «... ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»(1)؛ یعنی: ...آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‏ كنند و آنچه را فرمان داده شده ‏اند(به طور كامل) اجرا مى ‏نمايند.
به همین جهت، خداوند ملائکه را با عنوان «عِبادٌ مُكْرَمُونَ» یاد می کند: «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ»(2)؛ یعنی: آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است! او منزه است(از اين عيب و نقص)؛ آنها[ فرشتگان‏] بندگان شايسته اويند.
در کلمات امیر المومنین (علیه السلام) نیز ملائکه چنین توصیف شده اند که: «... آنها از همه آفريدگان نسبت به تو آگاه ترند، و بيشتر از همه نسبت به تو بيمناكند، و به تو نزديك ترند. آنها با مقام و مرتبتى كه دارند، و از ارزشى كه در نزد تو برخوردارند، و آن گونه كه تو را دوست دارند، فراوان تو را اطاعت مى كنند كه اندك غفلتى در فرمان تو ندارند. اگر آنچه بر آنان پوشيده است بدانند، همه كارهاى خود را كوچك و ناچيز مى شمارند، و بر خويش ايراد مى گيرند، و مى دانند آن گونه كه بايد، تو را عبادت نكرده اند، و آن چنان كه سزاوار توست فرمانبردار نبودند.(3)
بنابراین، مستند به آنچه گذشت، فرشتگان بندگان خاص الهی هستند که اهل عبادت و طاعتند و هیچ گاه نافرمانی نکرده و نمی کنند.

2. اما آیا عصمت ملائکه با اختیار آنها منافات ندارد؟ هرگز؛ چنانچه که عصمت انبیاء و ائمه (علیهم السلام) با اختیار آنها منافات ندارد.
توضیح مطلب این که عصمت ملائکه و فرمانبری آن ها ناشی از این نیست که آنها اختیار ندارند و برای انجام اوامر الهی مجبورند؛ بلکه به تعبیر امیرالمومنین (علیه السلام)، ناشی از آگاهی و عشق و علاقه ای است که به خداوند و بندگیش دارند: «... اشتغال به عبادت پروردگار، فرشتگان را از ديگر كارها باز داشته، و حقيقت ايمان ميان آن ها و معرفت حق، پيوند لازم ايجاد كرد، نعمت يقين آن ها را شيداى حق گردانيد كه به غير خدا هيچ علاقه اى ندارند. شيرينى معرفت خدا را چشيده و از جام محبّت پروردگار سيراب شدند ... »(4)
بنابراین، چنین نیست که اختیار ملائکه محدود به احکام غیرالزامی (همچون مکروه و مباح و مستحب) است. در واقع، ملائکه موجوداتی هستند که از روی میل و رغبت و بدون جبر عامل بیرونی، به عبادت و طاعت مشغول می شوند و اوامر الهی را مو به مو اجرا می کنند؛ خواه در امور الزامی، خواه در امور غیرالزامی. از این رو، می توانیم ملائکه را موجودات مختار تلقی کنیم؛ یعنی موجوداتی که از روی میل و رغبت کارهایی را انجام می دهند بی آن که دیگران آن ها را مجبور به ترک یا انجام آن کار کنند.(5)
ملائکه با مشاهده مقام والای خداوند، خداوند را شایسته عبادت و بندگی و سرسپردگی می بایند و خود به خود در مقابلش کرنش و خضوع پیشه می کنند. این مطلب محدود به ملائکه نیست بلکه هر کسی به درستی به مقام والای خداوند آگاهی یابد –چنانچه که ملائکه آگاهی دارند- خداوند را به خودی خود، قابل ستایش و بندگی می داند. منشا این امر، کمال طلبی موجودات است که اساسا کمالات وجودی همچون علم را همواره تحسین می کنند حتی اگر آن کمال را در دیگری مشاهده کنند. از این رو، ملائکه بلکه تمامی موجودات با ملاحظه علم و قدرت و حکمت الهی، او را تحسین و عبادت می کنند: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً»؛(6) یعنی: آسمان هاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏ گويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏ گويد؛ ولى شما تسبيح آن ها را نمى‏ فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است.

3. اما روایاتی که بر معصیت و اختلاف ملائکه گواهی می دهند، یا سندا یا دلالتا قابل قبول نیستند(فرض اول) و یا اگر هم قابل قبول باشند، باید بدین شکل تفسیر شوند که ملائکه دارای مراتبی هستند(7) که در برخی از مراتب پایین تر، ترک اولی می کنند و به همین جهت، تنبیه می شوند بدین بیان که پیامد عملشان، سقوط و هبوط از مقام عالی تر است؛ چنانچه که انبیای الهی همچون آدم (علیه السلام) با این که معصوم بودند با ترک اولی هبوط کردند.

4. بنابراین، نه عصمت ملائکه با اختیار آن ها منافات دارد و نه عصمت آنها با ترک اولی. اما این احتمال که ملائکه فقط در حوزه احکام غیرالزامی، مختار هستند، نظر قابل قبولی نیست چرا که دلیلی بر آن نداریم بلکه دلیل علیه آن داریم: اگر موجودی مختار است، اختیار، نحوه وجودی او است و در نتیجه، در تمامی اموری که امر و نهی می شود -حتی امور الزامی- مختار است؛ وگرنه برای انجام آن کارهای الزامی نیازی به دستور نبود.
بنابراین، عصمت ملائکه (تمام یا بعضی از آن ها) به معنای عدم مختار بودن آن ها نیست چرا که عصمت ملائکه ناشی از علم و آگاهی و عشق و علاقه قلبی آن ها است.

پی نوشت ها:
1. تحریم/ 6.
2. انبیاء/ 26.
3. السید الرضی، نهج البلاغه، دار الکتب اللبنانی، خطبه 109، ص159.
4. السید الرضی، نهج البلاغه، دار الکتب اللبنانی، خطبه 91، صص129-131.
5. برای مطالعه بیشتر، رک:
Bunnin, Nicholas and Yu, Jiyuan, The Blackwell Dictionary of Western Philosophy, Blackwell Publishing, p:123, 270-271
مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم(ج6 از مجموعه آثار)، انتشارات صدرا، صص612-626.
6. اسراء/ 44.
7. این مطلب هم موید به قرآن است و هم روایات: «وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ»(صافات/ 164)؛ یعنی: «و هيچ يك از ما نيست جز آنكه مقام معلومى دارد».
امیر المومنین (علیه السلام) نیز در توصیف مقامات مختلف ملائکه چنین فرموده اند: «سپس آسمان هاى بالا را از هم گشود، و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهى از فرشتگان همواره در سجده اند و ركوع ندارند و گروهى در ركوعند و ياراى ايستادن ندارند و گروهى در صف هايى ايستاده اند كه پراكنده نمى شوند و گروهى همواره تسبيح گويند و خسته نمى شوند و هيچ گاه خواب به چشمشان راه نمى يابد، و عقل هاى آنان دچار اشتباه نمى گردد، بدن هاى آنان دچار سستى نشده، و آنان دچار بى خبرى برخاسته از فراموشى نمى شوند. برخى از فرشتگان، امينان وحى الهى، و زبان گوياى وحى براى پيامبران مى باشند، كه پيوسته براى رساندن حكم و فرمان خدا در رفت و آمدند. جمعى از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعى ديگر دربانان بهشت خداوندند. بعضى از آنها پاهايشان در طبقات پايين زمين قرار داشته، و گردن هاشان از آسمان فراتر، و اركان وجودشان از اطراف جهان گذشته، عرش الهى بر دوش هايشان استوار است، برابر عرش خدا ديدگان به زير افكنده، و در زير آن، بالها را به خود پيچيده اند. ميان اين دسته از فرشتگان با آنها كه در مراتب پايين ترى قرار دارند، حجاب عزّت، و پرده هاى قدرت، فاصله انداخته است. هرگز خدا را با وهم و خيال، در شكل و صورتى نمى پندارند، و صفات پديده ها را بر او روا نمى دارند، هرگز خدا را در جايى محدود نمى سازند، و نه با همانند آوردن، به او اشاره مى كنند.»(السید الرضی، نهج البلاغه، دار الکتب اللبنانی، خطبه 1، صص41-42).

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60213&p=888435&viewfull=1#post88...