احساس سلطه شیطان

موضوع: 

من قبلا یک آدم مؤمن و درست کاری بودم. نمازم قضا نمی شد حتی کارهای مستحبی هم انجام می دادم ولی الآن 180 درجه تغییرکرده، به نماز واجب خودم هم اهمیت نمی دهم، بعضی اوقات دروغ می گویم. می خواهم آدم خوبی بشوم اما نمی توانم؛ احساس می کنم شیطان روی من سایه انداخته؛ چه کنم؟

این حالت شما، می تواند علل گوناگونی داشته باشد که چون کلی مطرح فرموده اید، بنده هم به صورت کلی پاسخ می دهم و با توجه به شناختی که از خود دارید، کشف علت اصلی مطلب را به خودتان واگذار می کنم.
علت مطلب را می توانید در یکی از این نکته ها که ذکر می شود، جویا شوید. (البته ممکن است نکته های دیگری هم باشد، اما آنچه که به ذهن قاصر بنده می رسد را عرض می کنم):
الف:
شاید به اهمیت نماز و فواید بسیار آن، آگاهی درستی ندارید و از عقاب و تنبیه ترک و یا سبک شمردن آن ناآگاهید. البته ممکن است تا حدی از این موضوع آگاهی داشته باشید اما گاهی گذر زمان و روزمرگی، پرده ای از غفلت بر فکر و روان آدمی پهن می کند و انسان را از خدا و قیامت و ملک و ملکوت بی خبر می کند.
راه حل: برای این منظور می توانید به احادیث و روایات یا کتاب هایی که برخی علمای بزرگ در اهمیت و آداب نماز تألیف کرده اند مراجعه نمایید و با مطالعه آنها آگاهی خود را در این زمینه ها افزایش دهید، بلکه با یادآوری اهمیت مطلب، جان تازه ای در انجام این فریضه بزرگ دینی بگیرید و با نشاط بهتر و رغبت بیشتر بدان روی آورید و با یادآوری عقاب ترک نماز، از سهل انگاری در انجام آن خودداری ورزید.
اگر خود را مقید به نماز جماعت در مسجد نمایید، بسیار مناسب است چون همین حضور در جمع و دیدن رغبت عمومی در انجام این فریضه، ناخودآگاه شما را هم به ادای نماز مشتاق تر می کند.
ب:
ممکن است این حالات، نتیجه انتخاب دوستانی ناباب باشد.
راه حل: اگر چنین دوستانی دارید که به نماز اهمیت نمی دهند و یا به راحتی دروغ می گویند، به سرعت در انتخاب چنین دوستانی تجدید نظر کنید که به تعبیر حافظ «نخست موعظه پیر می فروش این است * که از مصاحب ناجنس احتراز کنید»
در قیامت عده ای که به راه خطا افتادند، چنین فریاد می زنند: «يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً»؛ واى بر من، اى كاش كه فلان (مرد كافر و رفيق فاسق) را دوست نمى‏ گرفتم.(1)
ج:
شاید سستی شما در ادای این فریضه، ناشی از تزاحم انجام آن با دیگر کارهایتان باشد؛ یعنی نماز را در اوایل وقت آن بجا نمی آورید و بعد از چند ساعت که می خواهید مشغول کارهای خود شوید، یادتان می آید که نماز نخوانده اید! و از این بابت در درون خود دچار دلخوری می شوید که نماز مانع انجام کار شماست! و همین فکر در طول زمان و به مرور دلزدگی به دنبال می آورد و موجب می شود در انجام آن سست یا دلسرد شوید.
راه حل: اگر نظم بیشتری داشته باشید و با توجه به سفارش های متعدد دینی، نمازتان را در اول وقت ادا نمایید، نه تنها نماز (که چند دقیقه کوتاه بیشتر طول نمی کشد)، هیچگونه مزاحمتی برای کارهای بعدی شما نخواهد داشت بلکه به نوعی به نظم عمومی شما کمک می کند. به یاد داشته باشید که نظم در یک کار می تواند در نظام بخشی سایر کارها هم تأثیر داشته باشد. آدم نامنظم، نوعا در بیشتر فعالیت هایش نامنظم است و آدم منظم در اکثر فعالیت هایش منظم و خوش قول است. نماز اول وقت، می تواند شروع یک تصمیم در نظام مندی کارهای شما باشد.
توصیه می شود نمازهایتان را به اندازه واجب آن انجام دهید و از انجام مستحبات در نماز ـ دست کم تا مدتی ـ خودداری نمایید. با این کار خواهید دید که ادای نمازتان تنها نیازمند صرف چند دقیقه بسیار کوتاه است و انجام آن در ذهن شما به کاری ساده و سبک بدل خواهد شد و همین تصور سادگی انجام آن، شوق انجام آن را روز افزون می کند. (مخصوصا اگر سعی نمایید که به مرور، در همین چند دقیقه کوتاه نماز، به متن نماز و یاد خدا توجه بیشتر داشته باشید تا رفته رفته شیرینی عبادت و مناجات با باری تعالی را هر چه بیشتر درک نمایید.)
محاسبه نفس:
نکته قابل ذکر در این میان، آنست‌ که برای رسیدن به ملکه ورع و پرهیز از محرمات، انسان پيوسته و دائما باید به محاسبه نفس خویش بپردازد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) برای ورع، يازده اصل و پايه ذكر كرده‌اند، و اولين آن را محاسبه نفس بیان نموده‌اند: «اَصْلُ الْوَرَعِ دَوَامُ مُحَاسَبَةِ النَّفْسِ»؛ اصل و ریشه ورع، دوام محاسبه نمودن نفس است.(2)
اصل محاسبه که یکی از ملزومات اخلاقی و از راه‌های مهم مبارزه با نفس اماره قلمداد می‌گردد، اساس تهذیب و تصفیه باطن است. انسان تا محاسبه نفس نکند، به عیوب خود پی نمی‌برد، و تا به عیوب خویش آگاه نشود، در صدد اصلاح نفس بر نخواهد آمد.لذا امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در فرمایشی فرمودند: «ثَمَرَةُ الْمُحَاسَبَةِ إِصْلَاحُ النَّفْس‏»؛ میوه و نتیجه حساب گری، اصلاح نفس است.(3)
امام صادق (علیه السلام) در بیانی طریقه محاسبه نفس را بیان فرموده‌اند: «يا ابنَ جندب، حَقٌّ على كُلِّ مُسْلِم يَعْرِفُنا أنْ يَعرِضَ عَمَلَهُ في كلِّ يوم و لَيْلَة على نَفْسِهِ فَيَكُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأى حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأى سَيِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ يُخُزى يَومَ القيمةِ»؛ اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد؛ اگر كار خوبى در آنها يافت، بر آن بيفزايد و اگر كار زشتى يافت، طلب بخشايش نمايد تا در قيامت دچار رسوايى نگردد.(4)
طبق اين روايت، انسان بايد در محاسبه نفس خود توجه داشته باشد، که اگر كار خوبى انجام داده، و از عهده وظایف خویش برآمده، آن‌را لطفی از جانب خدا بداند، و از او توفيق بخواهد كه آن امور را بيش‌تر انجام دهد، و اگر هم لغزش و خطایی در اعمال خود مشاهده نماید، در صدد توبه و تدارک بر آید. مثلا، اگر عمل واجبی از او فوت شده، قضا نمايد يا اگر حقى از كسى ضايع ساخته، ادا كند و يا چنان‌چه كار زشت ديگرى انجام داده، سریعا توبه کند.
در واقع شما هر شب قبل از خواب، چند دقیقه ای با خود خلوت کنید و اعمال روز خود را مرور کنید و در صورت بروز خطای و لغزش، سریعا توبه نمایید و برای اینکه آن خطا تکرار نگرد، برای خود جریمه ای سنگین مقرر کنید، تا سنگینی آن جریمه مانع تکرار گناه گردد.

________
(1) فرقان/ 28.
(2) نورى، حسين بن محمد تقى‏، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، ج11، ص271، مؤسسة آل البيت (عليهم السلام‏)، قم‏، 1408 ق.
(3) تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم‏، ص329، دار الكتاب الإسلامي‏، قم‏،1410 ق.
(4) ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‏، ص301، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404 / 1363 ق.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59326&p=877876&viewfull=1#post87...