«نور» در قرآن و حدیث

موضوع: 

«نور» در قرآن و سنت چه جایگاه و حرمتی دارد؟ در معراج که خداوند با لحن و صدای امیرالمومنین(علیه السلام) با حضرت یس(صلی الله علیه و آله) تکلم کرد پس نور شاید مشتقاتی هم داشته باشد.

واژه «نور» از جمله واژه هایی است که از زوایای گوناگون قابل بحث و بررسی است، اما انچه از نگاه قرآن و حدیث، درباره نور می توان گفت در کتاب «دانشنامه عقاید اسلامی» در مجلد هفتم از صفحه 305 به بعد تا صفحه 317، به طور مفصل آمده است که برای پاسخ به این سوال کافی است. لازم به ذکر است جهت پرهیز از طولانی شدن بحث، به ذکر ترجمه آیات و روایات اکتفا شده است و برای آگاهی از اصل آیات و روایات، می توان به کتاب مذکور مراجعه نمود.
فصل هشتاد و پنجم: نور
* واژه‏ شناسى «نور»
واژه «نور»، مصدر است و در لغت، به معناى روشنايى و درخشندگى و متضادّ «ظلمت (تاريكى)» است. «نور»، يعنى چيزى كه روشن است و هر چيز روشنى، به واسطه آن روشن مى‏ شود. پس چيزى كه خودش روشن است و غير خودش را روشن مى‏ كند، «نور» ناميده مى ‏شود.
* نور، در قرآن و حديث:
قرآن كريم، خداى سبحان را در آيه «خدا، نور آسمان‏ها و زمين است» با «نور» توصيف كرده است. در پنج آيه، نور به «خدا» اضافه شده و به صورت‏ «نُورَ اللَّهِ» به كار رفته است. نيز در آيات متعدّدى، قرار دادن نور، فرو فرستادن نور، و بيرون آوردن مردم از تاريكى‏ ها به سوى نور، به خدا نسبت داده شده است.
همان طور كه اشاره شد، در قرآن كريم، «نور» به صورت‏ هاى مختلف به خدا نسبت داده شده است. گاه خدا با «نور» توصيف شده و گاه نور، آفريده خدا شمرده شده است.
شيخ صدوق (رحمه‏ الله) نور را در آيه‏ اى كه در آن، خداى سبحان با نور توصيف شده، به معناى «منير (روشن كننده)» تفسير كرده، مى‏ گويد: «معناى‏ نور، روشن كننده است، و از همين معناست سخن خدا كه: «خداوند، نور آسمان‏ها و زمين است»، يعنى روشن كننده آنها و فرمان دهنده آنها و راهنماى آنهاست. پس آنها با [كمك‏] خدا در نيازمندى ‏ها و منافعشان راه را مى‏ يابند، همان طور كه در روشنايى و درخشندگى، راه را پيدا مى‏ كنند، و اين [استعمال،] توسّع (گسترش دادن معناى ظاهرى نور به معانى ديگر به جهت مشابهت و از باب مجاز) است. در حديثى كه از امام رضا (عليه السلام) ‏نقل شده، آمده است: " او نور است، به اين معنا كه راهنماى آفريده ‏هاى خود از آسمانيان و زمينيان است."
در به كار بردن صفت «نور» در مورد خداى سبحان، نور حسّى مقصود نيست (زيرا خدا جسم نيست)؛ بلكه همان طور كه نور، خودش روشن است و روشن كننده ديگر چيزهاست، خداى متعال نيز خودش روشن است (تاريكى در او نيست) و آشكار كننده و روشن كننده چيزهاى ديگر است.
در تفسير «روشن بودن ذات خدا»، دو احتمال مى‏ توان داد: اوّل. مقصود از نبودن تاريكى در ذات الهى، اين است كه خدا پيراسته از هر گونه كاستى است، همان طور كه در دعا آمده است: «اى توصيف شده، نه از راه توصيف ذات ... و هستى‏ بخش هر موجود، و شمارنده هر شمارش شده، و پيراسته از هر چيزى كه از دست رفته است.!»
دوم. روشن بودن ذات خدا، همان است كه در سخنمان در باره صفت «ظاهر» گفته شد؛ يعنى ذات خدا از طريق ارائه آثار و نشانه‏ هاى تدبير خدا در جهان بر خرد، روشن و اثبات مى ‏شود.
در تفسير اين كه «خدا، روشن كننده چيزهاى ديگر است» نيز دو احتمال وجود دارد: اوّل. خدا، اصل و آفريننده ديگر موجودات است. دوم. خدا، هدايتگر چيزهاى ديگر است. اين هدايت مى‏ تواند به معناى‏ هدايت تكوينى و تشريعى باشد. حديث نقل شده از امام رضا (عليه السلام) به احتمال دوم اشاره دارد.
* اقسام نور در قرآن:
امام على (عليه السلام) آن‏گاه كه از اقسام نور در قرآن از ايشان پرسش شد: نور، قرآن است، و نور، نامى از نام‏ هاى خداى متعال است، و نور، روشنايى است، و نور، ماه است، و نور، درخشش مؤمن است كه همان موالات [و دوستى با دوستان خدا، يعنى پيامبر (صلى الله عليه و آله) و اهل بيت او و دوستان آنها] است كه در روز رستاخيز با آن، لباس نور مى‏ پوشد [و مى ‏درخشد] و نور، در جاهايى از تورات و انجيل و قرآن، حجّت خداوند عز و جل بر بندگانش است، كه همان معصوم است.
* نور همه چيز:
قرآن: «خداوند، نور آسمان‏ها و زمين است.»
حديث:
الكافى به نقل از احمد بن محمّد برقى، در حديثى كه سند آن را به معصوم (عليه السلام) مى‏ رساند: جاثليق‏ از امير مؤمنان پرسيد و گفت: ... مرا از [معناى‏] اين آيه: «و عرش پروردگارت را در آن روز، هشت نفر بر فراز سرشان حمل مى‏ كنند» آگاه كن كه چگونه خدا اين مطلب را فرموده است، در حالى كه تو [در ابتداى گفتگويمان] گفتى: «خدا، عرش و آسمان‏ها و زمين را حمل مى ‏كند»
پس امير مؤمنان فرمود: «خداى متعال، عرش را از نورهاى چهارگانه آفريد: نور سرخى كه سرخى از آن سرخ شد، و نور سبزى كه سبزى از آن سبز شد، و نور زردى كه زردى از آن زرد شد، و نور سفيدى كه سفيدى از آن سفيد شد. و آن [عرش،] دانشى است كه خدا حاملان [عرش‏] را بِدان، [توانِ‏] حمل داده است، و آن، نورى است از سترگى خدا. پس با سترگى‏ اش و نورش، دل‏هاى مؤمنانْ بينا شد، و با سترگى‏ اش و نورش، نادانان با خدا دشمنى كردند، و با سترگى‏ اش و نورش، همه آفريدگانش كه در آسمان‏ها و زمين‏ اند، با كارهاى مختلف و عقايد گنگ و مبهم، وسيله‏ اى [براى نزديكى‏] به او مى‏ جويند.
پس هر حمل شده‏ اى را [به وسيله هر كس كه باشد،] خدا با نورش و سترگى ‏اش و توانايى‏ اش حمل مى‏ كند و آن چيز براى خودش، توانايى آسيب و سود و مرگ و زندگى و زنده شدن را ندارد. پس، هر چيزى حمل شده است و خداى متعال، آسمان‏ها و زمين و آنچه را كه فراگيرنده آنهاست، از افتادن نگه مى‏ دارد، و او زندگى هر چيز، و روشنايى هر چيز است. او از آنچه [به خطا درباره او] مى‏ گويند، پاك و بسى پيراسته است.
امام على (عليه السلام): اى كامل كننده نعمت‏ها، اى برطرف كننده سختى ‏ها، اى روشنايى تنهايانِ غمگين در تاريكى‏ ها، اى دانايى كه نياموختى! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و با من همان كن كه تو را سزَد.
امام صادق (علیه السلام): در دعايى كه به معاوية بن عمّار آموزش داد: خدايا! به حقّ نامت كه سترگ و سترگ‏ترين و باشكوه‏ترين و كريم‏ترين است، و نگهدارى شده و پنهان، و نور حق، و برهان روشن است همان كه روشنايى با روشنايى، و روشنايى از روشنايى، و روشنايى در روشنايى، و روشنايى بر روشنايى، و روشنايى‏اى بالاتر از هر روشنايى است، و روشنايى‏ اى است كه با آن، هر تاريكى‏اى روشن مى‏ شود، از تو مى ‏خواهم.
امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به سؤال عمران صابى كه به ايشان گفت: خدا چه چيزى‏ است؟: او نور است، به اين معنا كه راهنماى آفريدگان آسمانى و زمينى خويش است، و تو را بر من، بيش از يگانه دانستن خدا، چيزى نيست.
الكافى به نقل از عبّاس بن هلال: از امام رضا (عليه السلام) درباره اين سخن خدا پرسيدم: «خداوند نور آسمان‏ها و زمين است.» پس فرمود: «راهنماى اهل آسمان، و راهنماى اهل زمين است.»
و در روايت بَرْقى [از امام رضا (عليه السلام) چنين آمده است: «[خدا] كسى‏ را كه درآسمان است، راهنمايى كرده و [نيز] كسى را كه در زمين است، راهنمايى كرده است.» نورى كه تاريكى‏ اى در آن نيست‏.
امام باقر (عليه السلام): خداى متعال بود و چيزى جز او نبود، و نورى بود كه تاريكى‏ اى در آن نبود، راستگويى بود كه دروغى در او نبود، دانايى بود كه نادانى‏ اى در او نبود، زنده ‏اى بود كه مرگى در آن نبود، و او امروز نيز چنين است، و هميشه چنين خواهد بود.
امام صادق (عليه السلام): خدا، دانشى است كه نادانى در او نيست، زندگى‏ اى است كه مرگى در او نيست، نورى است كه تاريكى‏ اى در آن نيست.
* روشنايىِ روشنايی:
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله): به نام خدا كه نور است، به نام خدايى كه روشنايىِ روشنايى است، به نام خدايى كه روشنايى در روشنايى است، به نام خدايى كه تدبير كننده‏ كارهاست، به نام خدايى ‏كه روشنايى را از روشنايى‏ آفريد. ستايش، براى خدايى است كه روشنايى را از روشنايى آفريد، و روشنايى را بر كوه طور فرود آورد، در كتابى نوشته شده، در برگ ه‏اى گشوده، به اندازه ‏اى معيّن، بر پيامبرى شادمان.
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در دعا: اى گواه هر راز و نياز! اى پروردگار، اى آقا! تو روشنايى‏ اى بر فراز روشنايى هستى. و روشنايىِ روشنايى هستى. پس، اى روشنايىِ روشنايى! به حقّ محمّد و خاندان او، از تو مى‏ خواهم كه بر محمّد و خاندان او درود بفرستى.
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله): خدايا! به واسطه نامت... اى روشنايىِ روشنايى، اى روشن كننده روشنايى، اى آفريدگار روشنايى، اى تدبير كننده روشنايى، اى اندازه‏ گذار روشنايى، اى روشنايىِ هر روشنايى، اى روشنايى پيش از هر روشنايى، اى روشنايى پس از هر روشنايى، اى روشنايى بالاتر از هر روشنايى، اى روشنايى‏ اى كه هيچ روشنايى همانند او نيست، از تو مى ‏خواهم.
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در دعا: به واسطه نام روشنِ روشن كننده ‏ات كه درخشندگى و روشنايى براى آن آرام گرفت اى خدا از تو مى‏ خواهم.
امام صادق (عليه السلام): اى خدا، اى خدا! همه آفريدگانت از تو بيمناك ‏اند. اى روشنايىِ روشنايى! پس نورى همچون نور تو به تو نمى‏ رسد. اى خدا، اى خدا! تو بر فراز عرشت از بالاى آسمان‏ هايت، والايى. پس، كسى از آفريدگانت، سترگىِ تو را نمى‏ تواند وصف كند. اى روشنايىِ روشنايى! تويى كه با روشنايى‏ ات اهل آسمان‏ هايت روشن شده‏ اند، و با روشنايى ‏ات اهل زمينت درخشندگى يافته‏ اند .... اى روشنايىِ روشنايى! هر روشنايى‏ اى در مقابل روشنايى تو، خاموش است.
امام جواد (عليه السلام) در حِرز معروفش: اى روشنايى روز، اى روشنايى شب، اى‏ روشنايى آسمان و زمين، و روشنايىِ روشنايى، و روشنايى‏ اى كه در ميان همه روشنايى‏ ها مى‏ درخشى ...، از تو مى‏ خواهم.
* مَثَلِ روشنايى او:
قرآن:
«خدا، نور آسمان‏ها و زمين است. مَثَل نور او، همچون چراغدانى است كه در آن، چراغى باشد، و آن چراغ در آبگينه ‏اى. آن آبگينه، گويى ستاره‏ اى است تابان كه آن چراغ‏] از [روغن‏] درخت پُر بركت زيتونى كه نه خاورى است و نه باخترى برافروخته مى‏ شود، كه روغنش نزديك است بدرخشد، هر چند آتشى به آن نرسد. نورى است بر فراز نورى. خدا هر كه را بخواهد، به نور خودْ راه مى‏ نمايد، و خدا براى مردم، مَثَل‏ها مى‏ زند، و خدا بر همه چيز داناست.»
حديث:
امام صادق (عليه السلام) آن‏گاه كه از اين سخن خداى عز و جل پرسيده شد: «خداوند، نور آسمان‏ها و زمين است. مَثَل نور او، همچون چراغدانى است كه در آن، چراغى باشد»: آن، مَثَلى است كه خدا براى ما زده است. پس پيامبر (صلى الله عليه و آله) و امامان كه درودهاى خدا بر همه آنان باد از دليل‏ ها و نشانه‏ هاى خدا هستند كه مردم‏] به وسيله آنها به يگانگى خدا و مصلحت‏ هاى دين و فرمان‏ هاى اسلام و واجبات و مستحبّات، هدايت مى ‏شوند، و نيرويى نيست، مگر از جانب خداى بلند پايه سترگ.

___________
محمدی ری شهری، دانش‏نامه عقايد اسلامى، ج‏7، فصل85، ص305-317.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58472&p=866537&viewfull=1#post86...