شیعه شدن ایرانیان

موضوع: 

ایرانیان از چه تاریخی شیعه شدند و چگونه تشیع در ایران گسترش پیدا کرد؟

بحث در رابطه با زمان ورود تشيع به ايران و چگونگی شيعه شدن ايرانيان به مذهب تشيع و علل گسترش اين مذهب در بين مردم ايران، نيازمند ارائه و طرح مباحث مفصلی است كه اينجا مجال آن نيست، لذا بنده سعی می كنم در حد امكان به اختصار و انشاءالله مفيد، مطالبی خدمت شما و دوستان عزيز عرض كنم.
هر چند تعيين زمان و تاريخی دقيق برای اين آشنايی امری مشكل است ولی مطالعه تاريخ تشيع در ايران، نشان می دهد که ايرانيان از قرن اول تا حدود قرن هفتم به تدريج و مرحله به مرحله به تشيع گرويده اند و اين گرايش در هر مرحله بسيار عميق و گسترده بوده است. هم چنين تشيع ايرانيان غالبا اعتقادی و دوازده امامی بوده است گر چه در بعضی از موارد جنبه های سياسی داشته است مانند شيعه زيديه و اسماعيلی.
مهم ترين عاملی که موجب گرايش ايرانيان به تشيع شد همان عامل اسلام گرائی آن ها است. از يک سو ستم، و هرج و مرج حکومت ساسانی و از سوی ديگر رفتار و اخلاق مسلمانان پيروز که رفتاری عادلانه و مهرانگيز داشتند كه سلمان فارسی در مدائن نمونه برجسته آن است، موجب شد کم کم ايرانيان مسلمان گردند. و بعد از آن ايرانيان پيشوايان عادل و آيينی پاک را تنها در چهره امام علی (عليه السلام) و جانشينانش می ديدند که همين سنگ بنای تشيع ايرانيان گرديد.
برای اين مطلب کافی است که بيان شود ايرانيان در دوران خلفاء تبعيضات و انحرافات بسياری ـ به خصوص در عصر خلافت عثمان ـ ديدند و سپس ظلم و طغيان امويان را شاهد بودند. سلمان فارسی که يک مسلمان ايرانی و مسلمانی مخلص و مهربان و عادل و يک شيعه واقعی بود، وقتی که ايرانيان زندگی اين ايرانی پيشتاز را مشاهده کردند اسلام را به طور کامل و خالص در وجود او می ديدند، سفارش های پيامبر اسلام (صلی الله عليه و آله) از سلمان را می ديدند و از طرفی می دانستند که او شيعه علی (عليه السلام) است در نتيجه به طور طبيعی مذهب تشيع را بر می گزيدند.
اکثر مردم مدائن و کوفه و مسافران اين دو شهر، ايرانی بودند، ملاقات سلمان با آن ها موجب شد که نخستين بنای تشيع در اين دو شهر پی ريزی گردد و سپس به شهرهای ديگر ايران سرايت نمايد.
با توجه به اين که ايرانيان بسياری در کوفه سکونت داشتند و رفت و آمد ايرانيان به اين شهر بسيار بود طبعا ملاقات های آن ها با امام علی (عليه السلام) بسيار و مکرر بوده. مرحوم علامه «سيد محسن امين» در اعيان الشيعه می نويسد: «هنگامی که امام علی (عليه السلام) در عراق سکونت کرد بسياری از مردم کوفه و بصره و شهرهای اطراف به تشيع گرويدند و هنگامی که کارگزاران آن حضرت به شهرها و استان ها می رفتند، بسياری بر اثر راهنمايی های آن حضرت شيعه می شدند.»(1)
يکی از نمونه های ارتباط ايرانيان با امام علی (عليه السلام) اين است که ايرانيان بسياری پای منبر امام می نشستند به طوری که اشعث بن قيس به امام اعتراض کرد و گفت: اين افراد حمراء بر ما چيره شده اند و تو جلو آن ها را نمی گيری. امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شدند و فرمودند: «اين عرب های شکم گنده، در بسترهای نرم می آرامند ولي آن ها (ايرانيان) در روزهای سوزان در تلاش و فعاليت هستند. اگر آن ها را طرد کنم از ستمگران خواهم بود. سپس فرمود: سوگند به خدا از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم که می فرمود: آن ها (ايرانيان) شما را به خاطر برگرداندن شما به سوی اسلام، می زنند، همان گونه که شما آن ها را در آغاز برای گرايش يافتن آن ها به اسلام می زديد.»(2)
بی تردید حضور علی (علیه السلام) در کوفه مرحله جدیدی برای گرایش ایرانیان به تشیع بوده است در این مدت (حکومت علی (علیه السلام)) تشیع رسماً به عنوان اسلام ناب در برابر آئین عثمانی و... قرارگرفت.
امام (علیه السلام) نقش مهمی درگرویدن ایرانیان به تشیع داشت. خاورشناسان زیادی به این نکته تاکید دارند، از جمله فان فلوتن می نویسد: «یکی از علل گرایش ایرانیان به تشیع این بوده که آن ها شیوه ای انسانی را جزء در خط فکری امام علی (علیه السلام) نیافتند.»(3)
شهر قم را باید نخستین شهر شیعی دانست. شهر قم از شهرهایی بود که در سال 23 هجری به دست اعراب و با فرماندهی ابوموسی اشعری فتح گردید و مردم آن به اسلام گرویدند. پس از گذشت شصت سال این شهر و اطراف آن توسط قبیله اشعری که از اهالی کوفه بودند، به عنوان پناهگاهی امن برگزیده شد و آنان از ترس حجاج، حاکم بنی‌امیه در عراق، از کوفه به عنوان پناهگاه به قم آمدند.(4)
برخی از مورخان علت آمدن اشعریان را به قم این گونه نوشته‌اند: «عبدالرحمان بن محمد بن اشعث» امارت سجستان را از ناحیه حجاج بر عهده داشت، پس از خروج (شورش) وی بر حجاج و شکست او، به کابل گریخت؛ فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری به نام‌های عبدالرحمان و عبدالله و احوص و اسحاق و نعیم که در شمار لشکر ابن اشعث بودند، از وی جدا شده و در اطراف قم ساکن شدند. به دنبال آن بستگان و عمو زادگانشان نیز به قم آمدند و بر این منطقه تسلط یافتند؛ عبدالله فرزند بزرگ سعد بود. وی پسری داشت که شیعه امامی بود و در کوفه رشد یافته بود. او هم از کوفه به قم آمد و می‌توان گفت که او افکار تشیع را به قم انتقال داد.(5)
بنابر اين زمان آغاز آشنايی ايرانيان با تشيع را می توان همزمان با ورود اسلام به ايران در همان قرن اول هجری دانست، البته اين آشنايی و گرايش مردم ايران به تشيع به تدريج و در طول چند قرن صورت گرفته است.

________________
(1) اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 1، ص 25.
(2) سفينه البحار، ج 2، ص 693.
(3) علی والفاری فی المواجهه التحدی، ص 164.
(4) مقالات تاریخی، رسول جعفریان، دفتر اوّل، ص 276.
(5) معجم البلدان، شهاب‌الدین یاقوت الحموی، دار الکتب العلمیه، بیروت، ج 4، ص 450 ـ 451.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=31055&p=728955&viewfull=1#post72...