مقصود از کهف

موضوع: 

منظور و مقصود اصلي از كلمه "كهف" و مصداق آن در زمان معاصر در آيه «فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ...» تا آخر آيه 16 سوره كهف چيست؟

خود واژه «كهف» به مفهوم «غار» مى باشد و منظور از آن اشاره به همان «غارى» است كه گروهى از جوانان متفكّر و آزادى خواه در پيكار با استبداد و ارتجاع روزگار تيره و تار خويش، به آن جا پناه بردند تا ساعتى آسوده از شرارت و شقاوت گماشتگان اختناق و ارتجاع، بياسايند و براى يافتن راه نجات و مبارزه با ستم طرحى بريزند.(1)
«كهف» كلمه پر مفهومى است كه همان بازگشت به ابتدايى ‏ترين نوع زندگى بشر را به خاطر مى‏ آورد، محيطى كه در آن نور و روشنايى نيست، و شب هاى تاريک و سردش يادآور دردهاى جانكاه انسان هاى محروم است، نه از زرق و برق دنياى مادى در آن خبرى است، نه از بستر نرم و زندگى مرفه!.
مخصوصا با توجه به آن چه در تواريخ نقل شده كه اصحاب كهف وزيران و صاحب ‏منصبان بزرگ شاه بودند كه بر ضد او و آئينش قيام كردند، روشن مى ‏شود كه گذشتن از آن زندگى پر ناز و نعمت و ترجيح غار نشينى بر آن تا چه حد شهامت و گذشت و همت و وسعت روح مى‏ خواهد.(2)
ولى در آن غار تاريک و سرد و خاموش، و احيانا خطرناک از نظر حمله حيوانات موذى، يک دنيا نور و صفا و توحيد و معنويت بود.
در بعضی از روایات و ادعیه، کهف بر خود خدای سبحان اطلاق شده است: در دعایی که از نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) رسیده است و بسیاری از اسمای حسنای الهی در آن جمع شده، چنین آمده است: «یا من هو کهف لأهل السماوات و الأرض...»(3)
در برخی روایات از موعظه به مثابه کهف یاد شده است: امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) می فرماید: «موعظه برای هر کس که بدان پناه ببرد، پناه(کهف) است.»(4)
و در جای دیگری طاعت الهی را کهف عابدان برشمرده و دیگران را بدان تشویق می کنند: «أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ فَإِنَّهَا كَهْفُ الْعَابِدِينَ...» (5)
البتّه خود ذات اقدس الهی پناهگاه اصلی و ذاتی تمام کائنات است: «یا من الیه یلجأ المتحیرون»(6) و اشیاء و اشخاص دیگر که به برخی از آن ها اشاره شد، پناهگاه تبعی و عرضی هستند؛ به بیان دیگر، در پناه دادن در واقع مظهر و واسطه پناه بودن الهی شمرده می شوند.
نمونه ديگر آن اهل بيت (عليهم السلام) هستند. ابن عباس گويد: از پيغمبر پرسيدم كلماتى كه آدم از پروردگار خود دريافت نمود و به بركت آن كلمات خداوند توبه آدم را پذيرفت چه بود؟ فرمود: «از خداوند درخواست كرد كه بارالها! به حق محمد و على و فاطمة و حسن و حسين كه توبه ‏ام بپذير و خداوند توبه‏ اش را پذيرفت.»(7)
خداوند پس از معرّفی پنج تن آل عبا به حضرت آدم می فرماید: «اين‏ ها بهترين و گرامى‏ ترين مخلوقم هستند. به وسيله آن‏ ها مواخذه می كنم و می بخشم و به وسیله آن ها كيفر می كنم و به وسيله آن‏ ها ثواب می دهم. پس به وسیله آن ها به من متوسل شو! ای آدم هرگاه ناراحتى و بلایی به تو رسيد آن‏ ها را شفيع خود در نزد من قرار بده. چرا که همانا من سوگند ياد كرده ‏ام بر خود سوگندى واقعى كسى كه بوسيله آن ‏ها اميدى داشته باشد نااميد نكنم و هركس به وسيله آن‏ ها درخواستى نمايد رد نكنم.»(8)
ملائکه هم به کهف اهل البیت (علیهم السّلام) پناه می برند.
پناهگاه بودن ائمّه (علیهم السّلام) دوگونه است:
بخشی از آن مربوط به امور تکوینی است، که همه مخلوقات را در بر می گیرد و به گروهی خاص اختصاص ندارد؛ مانند وساطت در روزی رساندن، نزول باران، برقراری نظام آفرینش، آرامش زمین و... که جملاتی نظیر «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ*وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِه‏» اشاره به این معنا دارد.
بخش دیگر که مربوط به امور تشریعی است، به مؤمنان اختصاص دارد. کسانی که در مسائل عقیدتی، فکری و عملی، احساس خطر کنند، می توانند خود را در این پناهگاه مستحکم وارد گردانند و در پناه آن قرار گیرند.
هر آن چه که قرار باشد پناهی برای بندگان خداوند متعال شود، تنها از طریق اهل بیت (علیهم السّلام) دسترسی به آن ممکن است. مثلاً وقتی خداوند از «لا اله الا الله» به عنوان دژی نام می برد که ورود به آن، سبب در امان بودن از هرگونه عذاب است؛ می فرماید: اما شرطی دارد و آن شرط "اعتقاد به ولایت ائمه (علیهم السّلام) است."(9)
جایی از این کهف خراب نمی‌ شود و احتمال نمی‌ رود پناهگاه بودنش در جایی زایل شود؛ کهف، کهف حصین است.
ائمه و نیز شخص حضرت ولی عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) انسان های غیر مسلمان را در مشکلاتشان بسیار نجات داده اند و گرفتاری آن ها را برطرف کرده اند و بیماری لاعلاج آنان را که پزشکان از آن قطع امید کرده بودند شفا داده اند. با توجه به اطلاق «کهف الوری» آنان در هر زمانی که باشند در هر عالمی از عوالم که باشند چه در زمان وجودشان در این عالم یا بعد از آن پناه همه خلایق هستند.

ـــــــــــــــــــــــ
(1) تفسير مجمع البيان جلد ۱۵.
(2) تفسير نمونه، ج ‏12، ص 366.
(3) بحارالانوار، ج 90، ص 265.
(4) بحارالانوار، ج 75، ص 54.
(5) بحارالانوار، ج 74، ص 374.
(6) دعای جوشن کبیر.
(7) خصال شیخ صدوق، ترجمه فهری، ج 1، ص 270.
(8) امالی صدوق، ص 218.
(9) توحید صدوق، ص 25.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=46263