چرایی عدم اشاره به حضرت اسماعیل در آیه 113 سوره فصلت

image: 

پرسش:

چرا در آیات 112 و 113 سوره صافات فقط به ابراهیم و اسحاق برکت داده و از اسماعیل سخنی به میان نیامده است؟

پاسخ:

«اسماعیل» دوازده بار در قرآن آمده و از میان دست‌کم یازده بار حضرت اسماعیل پسر حضرت ابراهیم اراده شده است. (1) ایشان در قرآن چهره‌ای سرشار از ایمان، وفاداری و تسلیم دارد. او «غلامی حلیم» بردبار، آرام و اهل صبر معرفی می‌شود که در آزمون بزرگ قربانی، با آگاهی و اختیار در کنار پدرش می‌ایستد و نهایت اطاعت از فرمان خدا را نشان می‌دهد؛ به‌همین‌دلیل، نماد تسلیم آگاهانه در برابر اراده الهی به شمار‌می‌آید. اسماعیل شریک ابراهیم در ساخت کعبه است. قرآن شش‌بار از حضرات اسماعیل و اسحاق با هم یاد کرده و در همه‌جا اسماعیل مقدم بر اسحاق آمده است.

 

اسماعیل و اسحاق در سوره صافات

از آیه 100 تا آیه 113 سوره صافات درباره حضرت ابراهیم و دو پسر ایشان است. خداوند نخست از آیه 100 تا 108 ماجرای بشارت حضرت ابراهیم به پسری بردبار که حضرت اسماعیل است و سپس رؤیای حضرت و فرمان یافتن ایشان به قربانی اسماعیل و تسلیم شدن پدر و پسر در مقابل این فرمان الهی را بیان می‌کند. این 9 آیه کاملاً حول محور شخصیت حضرت اسماعیل است. در ادامه، خداوند در دو آیه به حضرت اسحاق اشاره می‌کند و این‌که خداوند به او برکت داده است.

 

چرایی عدم اشاره به حضرت اسماعیل در آیه 113 سوره صافات

خداوند پس‌ازاینکه بشارت تولد اسحاق را به حضرت ابراهیم می‌دهد، می‌گوید ما «او» و اسحاق را برکت دادیم:

«وَ بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِیًّا مِنَ اَلصّٰالِحِینَ * وَ بٰارَکْنٰا عَلَیْهِ وَ عَلىٰ إِسْحٰاقَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِمٰا مُحْسِنٌ وَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ؛ (2)

و ما او را به اسحاق که پیامبری از شایستگان بود مژده دادیم و بر "او" و بر اسحاق برکت دادیم و از دودمان "آن دو" برخی نیکوکارند و برخی آشکارا ستمکار بر خویش‌اند

مفسران درباره مرجع ضمیر «علیه» در آیه «وَ بٰارَکْنٰا عَلَیْهِ وَ عَلىٰ إِسْحٰاقَ» با هم اختلاف دارند. اقلیتی از مفسران معتقدند که این ضمیر به حضرت اسماعیل برمی‌گردد. برخی همچون بقاعی در نظم الدرر و صادقی در الفرقان (3) فقط این قول را مطرح کرده‌اند. برخی همچون طبرانی (4) و شوکانی این قول را به شکل «قیل: گفته شده» بیان کرده‌اند که نشان می‌دهد خودشان آن را قبول ندارند؛ به‌ویژه شوکانی که آشکارا این قول را بعید دانسته است. (5)

 بقاعی در همین زمینه گفته است: «مراد از سخن خداوند متعال "و بر او برکت نهادیم،" همان غلامِ بردبار است؛ و او همان کسی است که برای قربانی شدن مطرح بود و تمام سیاق این گفتار پیرامون او شکل گرفته است، زیرا سخن از آغاز تا انجام دربارهٔ اوست. آخرین ضمیرِ قطعی پیش‌ازاین عبارت، ضمیرِ موجود در جملهٔ "فدیناه: او را بازخریدیم" است که بی‌تردید به او بازمی‌گردد و همچنین ضمیر در جملهٔ "ترکنا علیه فی الآخرین: و نام نیکش را در میان آیندگان باقی گذاشتیم،" ازنظر من، بازگرداندن این ضمیرها به غلام بردبار سزاوارتر از بازگرداندن آن‌ها به ابراهیم علیه‌السلام است، زیرا ستایش ابراهیم پیش‌تر در سیاق آیات به‌طور کامل بیان شده است. همچنین دیدم که حمزه کرمانی نیز همین دیدگاه را اختیار کرده و گفته است که از برکت او این بود که محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از نسل او پدید آمد و عرب‌ها همگی از تبار او هستند». (6)

مشکل سخن بقاعی این است که آخرین ضمیر در عبارت «بشرناه» آمده و ضمیر «ه» در این عبارت قطعاً به حضرت ابراهیم برمی‌گردد و نمی‌توان گفت خدا به حضرت اسماعیل بشارت تولد حضرت اسحاق را داد!

بحرانی در البرهان نیز روایتی از امام صادق علیه‌السلام آورده که امام منظور از آن را حضرت اسماعیل دانسته است. (7)

حتی در تایید این قولِ اقلیت، می‌توان گفت: عبارت «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِمٰا» نیز مؤیّد این است که منظور از ضمیر «ه» در «علیه» حضرت اسماعیل و منظور از ضمیر «هما» در «ذریتهما» حضرات اسماعیل و اسحاق هستند؛ زیرا ذکر ذریه ابراهیم ما را از ذکر ذریه اسحاق بی‌نیاز می‌کرد، برخلاف ذکر ذریه اسماعیل که ما را از ذکر ذریه اسحاق بی‌نیاز نمی‌کند. نیازی به تذکر نیست که این مؤیّد تنها در حد اشعار است و نه ظهور.

اما اکثر مفسران معتقدند که ضمیر «ه» در «علیه» به حضرت ابراهیم و ضمیر «هما» در «ذریتهما» به حضرات ابراهیم و اسحاق برمی‌گردد. (8) به‌ویژه‌که ضمیر قبلی در «بشرناه» نیز به ایشان برمی‌گردد و بین بخشی از سوره که درباره حضرت اسماعیل بود تا این بخش، چهار آیه فاصله شده است و عود ضمیر به مرجعی که این مقدار دور باشد، به‌ویژه باوجود اشاره به اسم ابراهیم که می‌تواند مرجع باشد، معمولاً تا قرینه قوی‌ای وجود نداشته باشد، پذیرفته نمی‌شود.

اما حتی اگر ضمیر «ه» در «علیه» به حضرت اسماعیل برنگردد، نه کسر شأن حضرت است و نه دلیل این‌که خداوند به ایشان برکت نداده است؛ چراکه بخشی از سوره که مخصوص ایشان بود، تمام شده و موضوع این دو آیه حضرت اسحاق است و همان‌طور که عدم اشاره به حضرت اسحاق در آیات مربوط به حضرت اسماعیل، کسر شأن حضرت اسحاق نبود؛ پس عدم اشاره به حضرت اسماعیل در آیات مربوط به حضرت اسحاق نیز کسر شأن حضرت اسماعیل نیست.

نکته پایانی نیز این‌که ابن‌عجیبه مراکشی در همین زمینه گفته است: علت این‌که خداوند در این بخش اسمی از حضرت اسماعیل نیاورد این بود که خداوند از ایشان در سوره مریم یاد کرده است؛ (9) اما با قطع‌نظر از ذوقی بودن این پاسخ، مشکل این است که ثابت نیست «اسماعیل» ذکرشده در آیه 54 سوره مریم، حضرت اسماعیل پسر حضرت ابراهیم است یا اسماعیل دیگری اراده شده است. (10)

نتیجه:

درباره این‌که ضمیر «ه» در «علیه» در آیه «وَ بٰارَکْنٰا عَلَیْهِ وَ عَلىٰ إِسْحٰاقَ» به حضرت ابراهیم برمی‌گردد یا حضرت اسماعیل اختلاف است. اقلیتی از مفسران معتقدند این ضمیر به حضرت اسماعیل برمی‌گردد که در این صورت این سؤال پیش نمی‌آید که چرا به نزول برکت بر حضرت اسماعیل اشاره نشد؛ اما اکثر مفسران معتقدند که این ضمیر به حضرت ابراهیم برمی‌گردد که این پرسش مطرح می‌شود: چرا خدا فقط به حضرات ابراهیم و اسحاق برکت داده و از اسماعیل، سخنی به میان نیامده است؟ پاسخ این است که اسماعیل و اسحاق در سوره صافات دو بخش مستقل از هم دارند و در هیچ‌کدام از دیگری یاد نشده است. توضیح آن‌که خداوند در سوره صافات در هشت آیه به تولد حضرت اسماعیل و ماجرای ذبح ایشان اشاره می‌کند و محور اصلی این بخش، حضرت اسماعیل است و در این بخش اصلاً ذکری از حضرت اسحاق نیست. سپس این بخش تمام می‌شود و بعد از سه آیه، خداوند در دو آیه به تولد حضرت اسحاق و برکت اشاره می‌کند و چون این بخش درباره حضرت اسحاق بوده، به حضرت اسماعیل اشاره نشده و این عدم اشاره لزوماً دلیل این نیست که برکت بر ایشان نازل نشده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. درباره مصداق «اسماعیل» در آیه 54 سوره مریم اختلاف است.

2. سوره صافات، آیه‌های 112 و 113.

3. صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1406 ق، ج‏25، ص 195 «و من ذریتهما: إسماعیل و إسحاق‏.»

4. طبرانی، احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اردن، دار الکتاب الثقافی‏، چاپ اول، 2008 م، ج‏5، ص 319: قوله تعالى: «"و بارکنا علیه و على إسحاق؛" أی و بارکنا على إبراهیم و على إسحاق و قیل: على إسماعیل و على إسحاق.»

5. شوکانی، محمد، فتح القدیر، دمشق، دار ابن کثیر، چاپ اول، 1414 ق، ج‏4، ص 466: «و قیل: إن الضمیر فی علیه یعود إلى إسماعیل و هو بعید.»

6. بقاعی، ابراهیم بن عمر، نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‌، چاپ سوم، 1427 ق، ج‏6، ص 330.

7. البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 618: «فقال أبو عبد الله (علیه‌السلام): ثم قال: "و بشرناه بإسحاق نبیا من الصالحین* و بارکنا علیه و على إسحاق‏" یعنی بذلک إسماعیل قبل البشاره بإسحاق، فمن زعم أن إسحاق أکبر من إسماعیل و أن الذبیح إسحاق فقد کذب بما أنزل الله عز و جل فی القرآن من نبأهما

8. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏23، ص 56؛ طبرسى، فضل بن حسن،‏ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ اول، 1372 ش، ج‏8، ص 709.

9. ابن‏‌عجیبه، احمد، البحر المدید فى تفسیر القرآن المجید، قاهره، حسن عباس زکی‏، چاپ اول، 1419 ق، ج‏4، ص 615: «و لیس لإسماعیل هنا ذکر، استغناء بذکر ترجمته فى مریم.»

10. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏7، ص 244.