معیارهای تشخیص دشمن بر اساس روایات
پرسش:
در منابع روایی، شاخصها و معیارهای تشخیص «دشمن» چیست؟ و چگونه میتوان میان «دشمن بالفعل» و کسی که تنها «استعداد دشمنی» دارد، تمایز قائل شد؟
پاسخ:
دشمنشناسی در معارف اسلامی از یکسو به دلیل پیوند با امنیت و منافع جامعه و از سوی دیگر ارتباط با حوزۀ اخلاق و حقوق انسانها، از اهمیتی بنیادین برخوردار است؛ به همین دلیل خطا در تشخیص دشمن گاه به غفلت در برابر تهدید واقعی میانجامد و گاه به بدگمانی و دشمنتراشی و تضییع حقوق افراد منجر میشود. در این نوشتار کوشیدهایم نخست شاخص تشخیص دشمن را از آیات و روایات به دست آوریم و سپس نشان دهیم چگونه میتوان میان «دشمن بالفعل» و کسی که تنها «استعداد دشمنی» دارد تفکیک کرد.
الف) معیار تشخیص دشمن
دشمنشناسی همواره یکی از حساسترین مسائل بوده است؛ زیرا اشتباه در این حوزه دو آسیب بزرگ به همراه دارد:
1. سادهلوحی و غفلت در برابر دشمن واقعی که جامعه را در معرض آسیب قرار میدهد.
2. بدگمانی و دشمنتراشی که هم اخلاق را از بین میبرد و هم حقوق افراد را ضایع میکند.
ملاک تشخیص دشمن
خداوند متعال در سورۀ «ممتحنه»، دشمنی را با این رفتارها تعریف میکند: «إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ: خدا فقط شما را از دوستی با کسانی نهی میکند که در کار دین با شما جنگیدند، و از دیارتان بیرون راندند، و در بیرونراندنتان به یکدیگر کمک کردند تا [به خاطر این سختگیری] با آنان دوستی کنید. و تنها کسانی که با آنان دوستی کنند، ستمکاراناند» (1).
بر اساس این آیه، نهیِ الهی دربارۀ این گروههاست:
1. جنگ و ستیز دینی را آغاز کردهاند؛
2. مؤمنان را از سرزمین و خانه بیرون کردهاند؛
3. به اخراج و فشار علیه آنان کمک کردهاند.
بر این اساس، دشمن واقعی در نگرش قرآن، کسی است که دشمنی را از حالت ذهنی و احتمالی خارج میکند و به رفتار خصمانۀ عینی میرساند. بنابراین تا وقتی جنگ و اخراج نیست، عدالت و نیکی برقرار است. این موضوع را میتوان از آیه قبل نیز فهمید که خداوند میفرماید: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ: خدا شما را از نیکیکردن و عدالت در برابر کسانی که در کار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند، باز نمیدارد؛ زیرا خدا عدالتپیشگان را دوست دارد (2).
در این آیه خداوند متعال میفرمایند اگر گروهی با شما نجنگیدند و شما را آواره نکردند، اسلام نهتنها بدرفتاری را تجویز نمیکند، بلکه نیکی و عدالت را مجاز و مطلوب میداند.
پس باید توجه داشت معیار دشمنی، «رفتار خصمانه» است، نه صرف تفاوت عقیده یا تفاوت اجتماعی.
با مراجعه به روایات نیز میتوان ملاکهایی برای دشمن به دست آورد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودهاند: «أَصْدِقَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ وَ أَعْدَاؤُکَ ثَلَاثَةٌ؛ فَأَصْدِقَاؤُکَ صَدِیقُکَ وَ صَدِیقُ صَدِیقِکَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّکَ؛ وَ أَمَّا أَعْدَاؤُکَ فَعَدُوُّکَ وَ عَدُوُّ صَدِیقِکَ وَ صَدِیقُ عَدُوِّکَ: دوستان تو سه گروهاند و دشمنان تو سه گروه؛ دوستان تو عبارتاند از دوستِ تو، دوستِ دوستِ تو و دشمنِ دشمنِ تو. و دشمنان تو عبارتاند از دشمنِ تو، دشمنِ دوستِ تو و دوستِ دشمنِ تو» (3). امام علیه السلام در این روایت میفرمایند که برای تحلیل دشمنی، باید دید افراد در میدان عمل کنار چه کسی میایستند؛ مثلاً دوستِ دشمن کسی است که معمولاً در منافع و جبههبندی با دشمن است.
باید به این نکته دقت داشت که دشمنی همواره با جنگ و خونریزی نیست، بلکه میتواند غیرمستقیم باشد؛ مثلاً امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِینُ لَهُ وَ الرَّاضِی بِهِ شُرَکَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ: ستمگر، یاریدهندۀ او و کسی که به ستم راضی است، هر سه شریکاند» (4). این حدیث بیان میکند که گاهی کسی حملۀ مستقیم نمیکند؛ اما با پشتیبانی، کمک، زمینهسازی یا مشروعیتبخشی در تقویت جبهۀ ظلم شریک میشود. بر اساس این نگرش، دشمن تنها کسی نیست که شمشیر به دست میگیرد، بلکه هر کاری که در عمل به تضعیف حق و تقویت ظلم بینجامد، میتواند مصداق دشمنی باشد.
گفتنی است که تشخیص دشمن باید مستند باشد؛ یعنی اگر برای تشخیص دشمن، نشانۀ واضح و رفتار اثباتپذیری وجود ندارد، «دشمنپنداری» به سوءظن و ظلم نزدیک میشود. اهلبیت علیهم السلام از بدگمانی بیدلیل نهی کردهاند؛ از جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودهاند: «إِیَّاکُمْ وَ الظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَکْذَبُ الْکَذِب: از گمان [بدگمانی بیدلیل] بپرهیزید؛ زیرا گمان، دروغترین سخن است» (5). بنابراین بدگمانی معیار دشمنشناسی نیست و باید دشمن را بر اساس واقعیت میدان و میزان رفتار خصمانهاش سنجید نه بر اساس بدگمانی بیدلیل.
ب) تمایز دشمن بالفعل و استعداد دشمنی
دشمن بالفعل درواقع دشمنیِ محقق و اثباتپذیر است. بر اساس آیات و روایاتی که بیان شد، میتوان گفت دشمن بالفعل کسی است که خصومت را عملی میکند یا در کمک به دشمنی و تثبیت دشمنی نقش مؤثری داشته است.
در مقابل، ممکن است افرادی در ظاهر صلح کرده باشند و فعلاً اقدام خصمانهای نکنند؛ این وضعیت را میتوان «استعداد دشمنی» نامید؛ یعنی خطر ممکن است وجود داشته باشد، اما هنوز به حدّ دشمنی بالفعل نرسیده است.
اصل کلی در مواجهه با این افراد، حکم بر اساس ظاهر است نه نیتخوانی. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل شده است: «إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى یَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِذَا قَالُوهَا فَقَدْ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّهَا وَ حِسَابُهُمْ عَلَى اللَّه: من مأمور شدهام با مردم بجنگم تا بگویند لا إله إلا الله؛ پس اگر گفتند، خون و مالشان از جانب من محفوظ است، مگر به حقّ آن و حسابشان با خداست» (6).
در توضیح عبارت «إِلَّا بِحَقِّهَا» گفته شده است مثل اینکه خون ناحقّى بریزند یا مرتکب عملى شوند که حدّ آن قتل باشد یا از راه غیرقانونی و تجاوزکاری بر مال دیگران دستاندازند یا از آیین اسلام بیرون روند و مرتدّ شوند (7).
این حدیث نشان میدهد قاعدۀ عمومی در جامعۀ اسلامی، حفظ حقوق افراد بر اساس ظاهر است. بنابراین اگر جرم یا خیانت و تجاوزی ثابت نشده باشد، نمیتوان کسی را دشمن بالفعل دانست و حقوقش را نادیده گرفت.
بنابراین حکم اولیه این است که با افراد به صرف اینکه بالفعل دشمن است، نمیتوان درگیر شد؛ با وجود این، اهلبیت علیهم السلام بیان کردهاند که با چنین دشمنی باید بااحتیاط رفتار کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام در عهدنامۀ مالک اشتر میفرمایند: «لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ مُقَارَبَةِ عَدُوِّکَ فِی طَلَبِ الصُّلْحِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْم: اما پس از صلحِ دشمن، از او سخت برحذر باش؛ زیرا دشمن گاهی نزدیک میشود تا غافلگیرت کند؛ پس دوراندیشی را پیشه کن» (8).
بنابراین صلح یا سکوت دشمن، دلیل بر بیخطری نیست و باید هوشیار بود؛ از سوی دیگر، این هوشیاری نباید به ظلم، نقض حقوق و پیمانشکنی تبدیل شود. بر همین اساس، امام علیه السلام در نامه به مالک تأکید میکنند که پیمان خود را با وفاداری نگهدار، خیانت مکن، عهد را نشکن و با دشمن حیلهگری نکن (9).
نتیجه:
معیار اصلی دشمنی در نگرش دین، رفتار خصمانه و اثباتپذیر مانند جنگ، اخراج، همکاری در فشار و آوارهسازی یا مشارکت در ظلم و پشتیبانی از آن است و صرف تفاوت عقیده یا فاصلۀ اجتماعی، ملاک دشمنی نیست. با وجود این، چون تشخیص دشمن باید مستند باشد، اسلام از بدگمانی و داوری بر اساس احتمال نهی میکند و حقوق افراد را تا زمانی که جرم و تجاوزی ثابت نشده باشد، محترم میشمارد. از همین نکته، تمایز میان دشمن بالفعل و صاحب استعداد دشمنی روشن میشود. دشمن بالفعل کسی است که دشمنی را محقق میکند و آثار بیرونی آن دیده میشود؛ اما وظیفۀ جامعه دربارۀ خطر بالقوه، مراقبت است نه نقض پیمان و بیعدالتی. بنابراین راه درست، جمع میان دو اصل هوشیاری در برابر تهدید و پایبندی به اخلاق، عدالت و وفای به عهد است.
پینوشتها:
1. ممتحنه: 9.
2. ممتحنه: 8.
3. حسن بن محمد دیلمى؛ إرشاد القلوب إلى الصواب؛ قم: الشریف الرضی، 1412 ق، ج 1، ص 194.
4. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 333، ح 16.
5. عبدالله بن جعفر حمیری؛ قرب الإسناد؛ قم: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، 1413 ق، ص 29، ح 94.
6. على بن ابراهیم قمی؛،تفسیر القمی؛ محقق/ مصحح: طیب موسوى جزائرى؛ قم: دارالکتاب، 1404 ق، ج 1، ص 172.
7. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ مترجم: علیاکبر غفارى؛ تهران: کتابفروشى صدوق، [بىتا]، ص 685.
8. حسن بن علی ابنشعبه حرانى؛ تحف العقول؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین، 1363 ش، ص 145.
9. حسن بن علی ابنشعبه حرانى؛ تحف العقول؛ ص 146.
