بدعت در نماز تراویح

موضوع: 

چه تفاوتی بین اقامه نماز قضا در شبهای قدر در مساجد شیعیان با اقامه نماز تراویح در مساجد اهل سنت است؟

تفاوت نماز «قضا» با نماز «تراویح» در آن است که یکی (نماز قضا) واجب و فرض بوده که اقامه ی آن به جماعت مستحب است و دیگری (تراویح) نمازی مستحب بوده که دلیل شرعی ای بر جواز اقامه ی آن به جماعت وجود نداشته؛ بلکه چنین امری از بدعتهای خلیفه دوم است؛ بنابراین صرف تشابه ظاهری دو عمل به منزله ی یکسانی آن دو در حکمشان نخواهد بود.

توضیح:
الف) معنای تراویح:
«تراویح» در لغت جمع «تَرْوِيحَةٍ» و به معنای نشستن است، ولی برای جلسه استراحتی که بعد از چهار رکعت نوافل شبهای ماه رمضان قرار دارد، به کار می رود؛ زیرا نمازگزاران پس از چهار رکعت نافله مقداری استراحت می کنند.
در واقع معنای لغوی با تناسبی ویژه به معنای شرعی نقل پیدا کرده و در آن حقیقت متشرعه شده است، به گونه ای که وقتی در عرف مسلمانان «تراویح» بدون قرینه به کار می رود، نماز نافله در شبهای ماه رمضان به ذهن تبادر می شود.

ب) اقوال علماء:
مشروعیت و جواز نمازهای مستحبی(تراویح) در شبهای ماه مبارک رمضان، مورد قبول همه فقهای مذاهب اسلامی است، هر چند در بیان تعداد این نوافل اختلاف نظر وجود دارد. از نظر شیعه، تعداد نوافل ماه رمضان هزار رکعت است، بدین شکل که در بیست شب اول، هر شب بیست رکعت خوانده می شود و در ده شب آخر ماه، هر شب سی رکعت خوانده می شود که مجموع آن به هفتصد رکعت می رسد. اما سیصد رکعت دیگر بدین ترتیب است که در سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، هر شب صد رکعت بیشتر خوانده می شود. مجموع این رکعات به هزار رکعت می رسد.

ج) مورد اختلاف اصلی:
مسلّم است که نماز تروایح در زمان پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به جماعت خوانده نمی شد و روایتی نیز نقل نشده که پیامبر آن را به جماعت خوانده باشد. همچنین در زمان ابوبکر نیز مردم به شیوه پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل می کردند تا اینکه عمر در زمان خلافت خود (در سال 14 هجری) جماعت را برای مردم تشریع نمود.

مرحوم «شرف الدین» در مورد تاریخ تشریع جماعت تراویح چنین می گوید:
«پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در شبهای ماه رمضان سنتها و نوافل آن را بدون جماعت انجام می داد و مردم را بر قیام این ماه ترغیب می نمود و آنان نیز به همان شیوه ای که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) دیده بودند، عمل می کردند. مسأله در عهد خلافت ابوبکر نیز چنین بود تا اینکه او در سال سیزده هجری وفات کرد. پس از او عمربن خطاب عهده دار خلافت گردید و ماه رمضان همان سال را روزه گرفت، در حالی که قیام آن ماه را تغییر نداد تا اینکه ماه رمضان سال چهاردهم از هجرت فرا رسید. او به همراه برخی از یارانش وارد مسجد شد و مشاهده کرد که مردم نوافل ماه رمضان را انجام می دهند، ولی برخی در حالی قیام و برخی دیگر در رکوع و بالاخره عده ای در حالت نشسته اند، بعضی قرائت می خوانند، برخی تکبیر و تسبیح می گویند و عده ای سلام می دهند. در این حال، وظیفه خود دید که این کار را اصلاح نماید. پس برای مردم تراویح را در اول شب ماه رمضان سنت قرار داد و مردم نیز حکم او را قطعی تلقی کردند. عمر این مطلب را به سراسر بلاد اسلامی نوشت و برای مردم در مدینه دو امام را منصوب کرد که برای آنان نماز تراویح بخوانند؛ امامی برای مردان و امامی برای زنان، و تمامی این مطلب مطابق اخبار متواتر است». (1)

بنابراین به جماعت خواندن نوافل ماه رمضان فاقد وجهه ی شرعی بوده؛ لذا خواندن آنها به جماعت بدعت و حرام است؛ بخلاف اقامه ی نمازهای قضا به جماعت که شکی در استحباب قضای آنها به جماعت نیست.

پی نوشت:
1. السید شرف الدین العاملی، النص والاجتهاد، ص250، چاپخانه سید الشهداء-قم.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60568&p=892504&viewfull=1#post89...