اذان، کیفیت و تشریع

موضوع: 

تشریع اذان چگونه صورت گرفت؟ علت برخی اختلافات در اذان چیست؟

اذان دستور الهی است که با وحی نازل شد.
تشریع اذان به وحی الهی و از امور اختصاصی امت پیامبر خاتم است. در روایتی از امیرالمومنین علی (علیه‌السّلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) در جواب یک یهودی نقل می‌کند که فرمودند: «اذان و اقامه و نماز جماعت در مساجد و روز جمعه و .... از اموری است که به من و امت من اختصاص یافته است.»(1)

1. حقیقت ملکوتی اذان و عرضه آن در آسمانها بر رسول الله (صلی الله علیه و آله) در شب معراج
نحوه تشریع وحیانی اذان توسط ائمه (علیهم السلام) مختلف –نه فقط یک امام- بیان شده است و به صراحت نشان می دهد که اصل و حقیقت اذان، قبل از آنکه بر زمین نازل شود، حقیقتی الهی و ملکوتی بوده که ابتدا جبرائیل (علیه السلام) در معراج رسول الله (صلی الله علیه و آله) آن را بر پیامبر عرضه و بعدها نیز آن را در زمین بر پیامبر نازل کرده است. در جریان نزول اذان در مدینه، امیر المومنین (علیه السلام) هم شاهد آن بوده و اذان را در همان جریان نزول بر پیامبر از «جبرائیل» (علیه السلام) شنیده و به دستور پیامبر به «بلال» تعلیم داده اند (این روایت در ادامه خواهد آمد):
«امام باقر (علیه‌السّلام) فرمودند وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در معراج به بیت المعمور رسیدند، وقت نماز رسید و جبرئیل اذان گفت و رسول الله (صلی الله علیه و آله) جلو رفت و نماز خواند و ملائکه و پیامبران به آن حضرت اقتداء کردند.»(2)
سپس حضرت بعد از بیان اذان فرمودند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بلال را به همین صورت امر نمودند و او تا پایان عمر شریف آن حضرت به همان صورت اذان می‌گفت.»(3)

2.نحوه تشریع اذان یکی از سوالات عصر ائمه (علیهم السلام)
به دلیل شبهاتی که توسط خلفا و طرفداران آنها رواج یافته بود، مردم و اصحاب ائمه (علیهم السلام) نحوه تشریع اذان را از ایشان می پرسیدند. به عنوان مثال در روایتی نقل شده است که: «از امام حسین (علیه‌السّلام) در مورد اذان سوال نمودند که آیا سبب آن رویای عبدالله بن زید بود؟! فرمود: اذان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) وحی شده است اما شما گمان می‌کنید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) اذان را از عبدالله بن زید یاد گرفته است (طبق خوابی که عبدالله می‌بیند) در حالی که اذان صورت دین شماست؟ حضرت غضبناک شده و ادامه دادند: از پدرم علی بن ابی طالب (علیه السلام) شنیدم که فرمود: هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به معراج رفت، خداوند فرشته‌ای (که قبل و بعد از آن دیده نشد) را فرستاد و اذان و اقامه گفت. سپس جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرضه داشت که اذان نماز اینگونه است.(4)

3. تحریفات مربوط به اذان؛ چرا یک جمله اذان به همراه وقایع تشریع آن تحریف شد؟
اذان، تشریع الهی بود اما به دلیل اینکه رواج واقعه نزول اذان در بین مردم، با مساله ولایت و مقامامت «علی» (علیه السلام) آمیخته بود و از طرف دیگر، ذکر فضائل او در معراج و جایگاهش در آسمانها هم بود و دائما مسلمانان را متذکر این مساله می ساخت، غاصبین تدبیری اندیشیدند که با انتساب آن به خواب یکی از مسلمانان از قدر و عظمت آن بکاهند و اذهان را از حقیقت اذان و امیر المومنین غافل نمایند.
علاوه بر آن، دستکاری در اذان می توانست این نگاه را در مسلمانان تقویت کند که منشا اذان وحی نیست چون در ذهنیت مسلمانان، هیچکس حتی خیلفه نمی تواند در امور وحیانی تغییر ایجاد کند. بنا بر این وقتی چیزی را تغییر می دهند، طبیعتا باید ریشه غیر وحیانی داشته باشد و منشا آن خود مسلمانان باشند، هر چند که بعدا پیامبر آن را تایید و استفاده کرده باشد. لذا در ادامه برای تاکید بیشتر بر زمینی بودن اذان، و به بهانه های به ظاهر موجه، عبارت «الصلاه خیر من النوم» در اذان صبح جایگزین «حی علی خیر العمل» شد.

3-1. اذان و فضائل امیر المومنین (علیه السلام):
اینکه پیامبر سر بر دامن کسی بگذارد فضیلت بزرگی است. اگر در این حال، وحی بر پیامبر نازل شود و علاوه بر پیامبر، آن فرد هم شاهد وحی باشد و کلمات ملک عظیم القدری چون جبرائیل که اشرف ملائکه می باشد را بشنود، جایگاه بی مانند آن فرد پس از رسول الله (صلی الله علیه و آله) را نشان می دهد.
طبیعتا اگر قرار بود مردم واقعیت تشریع اذان را بشنوند، حتما با این فرد هم آشنا می شدند و به فضیلت های بی نظیر او در زمین و آسمان که در روایات و از جمله در روایات تشریع اذان از آن یاد شده است، بیش از پیش پی می بردند. اذان امری است که هر روز ، چند نوبت با صدای بلند در کل جامعه اسلامی طنین انداز می شود، بنا بر این، در صورت عدم تحریف، هر روز، حقانیت و برتری «علی» (علیه السلام) در کل جامعه و در گوش تک تک مسلمانان می پیچید و این برای غاصبان بسیار خطرناک بود. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که جبرئیل اذان را آورد، سر پیامبر (صلی‌الله علیه و‌ آله) بر دامان علی (علیه‌السّلام) بود. جبرئیل اذان و اقامه را به پیامبر (صلی‌الله علیه و‌ آله) تعلیم داد. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) سر خود را برداشت، از علی (علیه‌السّلام) سؤال کرد: آیا صدای اذان جبرئیل را شنیدی؟ حضرت عرض کرد: آری پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) بار دیگر پرسید: به خاطر سپردی؟ گفت: آری. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و‌ آله) فرمود: بلال را حاضر کن و اذان و اقامه را به او تعلیم ده. علی (علیه السّلام) بلال را حاضر کرد و اذان را به او تعلیم داد.»(5)
این روایت، علاوه بر اینکه یکی از روایاتی است که نحوه تشریع اذان و حقایق الهی آن را نشن می دهد، یکی از فضائل امیرالمومنین علی (علیه السّلام) نیز محسوب می‌شود.

3-2. نسبت حقیقت اذان و ولایت:
اذان، فراتر از ظواهری که به سادگی از کنار آن عبور می کنیم، به جایگاه اهل بیت (علیهم السلام) اشاره کرده و به مردم ولایت و حریم آنها را تذکر می دهد: «از امام صادق (علیه‌ السّلام) در مورد معنی حی علی خیر العمل پرسیدند، که در جواب فرمودند: بهترین عمل ولایت اهل بیت (علیه‌السّلام) است. و در روایت دیگر آمده که: بهترین عمل نیکی نمودن به فاطمه سلام‌الله‌علیهم و فرزاندان اوست.»(6)
خیلی از تازه مسلمانها با حقیقت اذان و آمیختگی آن با ولایت که تکمیل کننده دین و عامل اصلی امتداد و حفظ دین است، آشنایی نداشتند. بنا بر این موذن پیامبر که شخصی شناخته شده و از اصحاب نزدیک پیامبر بود، بعد از غصب خلافت که بلافاصله بعد از وفات حضرت اتفاق افتاد، اذان گفتن را ترک کرد تا با این اعتراض، به مردم اعلام کند که اذان و وصایت و جانشینی پیامبر کاملا بهم مربوط است و نمی توان این دو را از هم جدا کرد: «امام (علیه‌السّلام) فرمود: بلال بنده‌ای صالح بود. بعد از رسول خدا (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله‌) برای احدی (از دشمنان) اذان نگفت به همین دلیل حی علی خیر العمل حذف (توسط دشمنان) شد.»(7)

پی نوشت ها:
1. «جَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْيَهُودِ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) -إِلَى أَنْ قَالَ- قَالَ يَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْعَاشِرِ سَبْعَةِ خِصَالٍ الَّتِي‏ أَعْطَاكَ اللَّهُ مِنْ بَيْنِ النَّبِيِّينَ وَ أَعْطَى أُمَّتَكَ مِنْ بَيْنِ الْأُمَمِ فَقَالَ النَّبِيُّ ص فَاتِحَةُ الْكِتَابِ وَ الْأَذَانُ وَ الْإِقَامَةُ وَ الْجَمَاعَةُ فِي مَسَاجِدِ الْمُسْلِمِينَ وَ يَوْمُ الْجُمُعَة»: مستدرك الوسائل،محدث نوری، حسین بن محمد تقی، 28جلد، مؤسسة آل البيت (عليهم السلام) - قم، چاپ: اول، 1408ق، ج ‏4، ص 23، ح 4081.
2. «زُرَارَةَ وَ الْفَضْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا أُسْرِيَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى السَّمَاءِ فَبَلَغَ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ وَ حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ وَ أَقَامَ فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ صَفَّ الْمَلَائِكَةُ وَ النَّبِيُّونَ خَلْفَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)»: الكافي، باب بدء الاذان و الاقامه ...، شیخ کلینی، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج ‏3، ص 302، ح 1.
3. «فَأَمَرَ بِهَا رَسُولُ اللَّهِ ص بِلَالًا فَلَمْ يَزَلْ يُؤَذِّنُ بِهَا حَتَّى قَبَضَ اللَّهُ- رَسُولَهُ»: تهذيب الأحكام،(تحقيق خرسان)، شیخ طوسى، 10جلد، دار الكتب الإسلاميه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 60، ح 210-3.
4. «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍ‏ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهما): أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ النَّاسِ فِي الْأَذَانِ أَنَّ السَّبَبَ كَانَ فِيهِ رُؤْيَا رَآهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ زَيْدٍ فَأَخْبَرَ [بِهَا] النَّبِيَّ ص فَأَمَرَ بِالْأَذَانِ فَقَالَ [الْحُسَيْنُ‏ -علیه السلام-] الْوَحْيُ يَنْزِلُ‏ عَلَى نَبِيِّكُمْ وَ تَزْعُمُونَ أَنَّهُ أَخَذَ الْأَذَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ وَ الْأَذَانُ وَجْهُ دِينِكُمْ وَ غَضِبَ (علیه السلام) وَ قَالَ [بَلْ‏] سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع يَقُولُ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَكاً حَتَّى عَرَجَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) وَ سَاقَ حَدِيثَ الْمِعْرَاجِ بِطُولِهِ إِلَى أَنْ قَالَ فَبَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً لَمْ يُرَ فِي السَّمَاءِ قَبْلَ ذَلِكَ الْوَقْتِ وَ لَا بَعْدَهُ فَأَذَّنَ مَثْنَى (مَثْنَى) وَ أَقَامَ مَثْنَى وَ ذَكَرَ كَيْفِيَّةَ الْأَذَانِ ثُمَّ قَالَ قَالَ جَبْرَئِيلُ لِلنَّبِيِّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) يَا [مُحَمَّدُ] هَكَذَا أَذِّنْ لِلصَّلَاة»: مستدرك الوسائل ج ‏4 ص 17 ح 4062، به نقل از دعائم الإسلام، ج 1، ص 142.
5. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا هَبَطَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) بِالْأَذَانِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) كَانَ رَأْسُهُ فِي حَجْرِ عَلِيٍّ (علیه السلام) فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) وَ أَقَامَ فَلَمَّا انْتَبَهَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ يَا عَلِيُّ سَمِعْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ حَفِظْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ ادْعُ بِلَالًا فَعَلِّمْهُ فَدَعَا عَلِيٌّ (علیه السلام) بِلَالًا فَعَلَّمَهُ»: الكافي، بَابُ بَدْءِ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ وَ فَضْلِهِمَا وَ ثَوَابِهِمَا، ج ‏3، ص 302، ح 2.
6. «أَنَّ الصَّادِقَ (علیه السلام) سُئِلَ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ خَيْرُ الْعَمَلِ الْوَلَايَةُ: وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ: خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا (علیهم السلام)»: مستدرك الوسائل، ج ‏4، ص70.
7. «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ بِلَالًا كَانَ عَبْداً صَالِحاً فَقَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ فَتُرِكَ يَوْمَئِذٍ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ»: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، 30جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق، ج ‏5، ص 417، ح 6972-11.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60195&p=893790&viewfull=1#post89...