امام زمان(ع) و نزول ملائک در شب قدر

موضوع: 

با توجه به ورود برخی روایات ضعیف در کتاب شریف «کافی» در مورد نزول روح بر امام زمان(علیه السلام) در شب قدر، آیا می توان به این امر معتقد شد؟

برای پاسخ به این سوال، باید چند نکته را بررسی کرد:
اول؛ میزان اعتبار خبر واحد در اعتقادات
دوم؛ تفکیک بین اعتقادات اصلی و فرعی
سوم؛ بیان تفاوت بین احادیث و روشن کردن میزان اعتبار آنها
چهارم؛ بررسی مستندات نویسنده مقاله

در قدم اول و پاسخ به نکته آغازین بحث، بیان این مطلب ضروری است که غالب دانشمندان شیعه امامیه اخبار آحاد را در اعتقادات حجت نمی دانند، مگر اینکه محفوف به قرائن قطعیه باشد. البته در این بین برخی نیز مانند حضرت «آیت الله فاضل» و «آیت الله معرفت» و برخی دیگر، خبر واحد را به طور کلی در مسائل شرعی، تفسیری و اعتقادی حجت می دانند.(1) اما نکته مهمی که مطرح است، حجت بودن یا نبودن خبر واحد در جزئیات اعتقادات است. پاسخ به این نکته، راه را برای ورود به تفکیک بین اعتقادات باز می کند. بر این اساس، آیا همانطور که خبر واحد در ثابت کردن وجود خدا و معاد کارایی ندارد، آیا در جزئیات معاد نیز کاربرد ندارد؟ قبل از پاسخ به این سوال، نکته ای را باید خاطر نشان کرد که یقین مد نظر در اعتقادات، صرفا یقین منطقی نیست، بلکه وجود مرتبه پایین تر آن یعنی یقین روانشناختی یا همان اطمینان کفایت می کند. حتی برخی علما، یقین حاصل از تقلید هوشمندانه(در مقابل کورکورانه) را نیز در اعتقادات(تفاصیل و جزئیات) حجت دانسته اند.(2) بنابراین در جزئیات اعتقادات یقین منطقی لازم نبوده و ظن قوی نیز کفایت می کند و به همین دلیل در این جزئیات نقل نیز کارایی دارد.

اما در جواب نکته سوم نیز باید به این نکته توجه داشت که خبر واحد دارای انواعی است و هر کدام اعتبار خاص خود را دارند؛ از همین رو گاهی راویان خبر واحد در هر طبقه از یک نفر تجاوز نمی کنند و گاهی به دو نفر می رسند و زمانی نیز سه یا بیش از سه نفر اند، به طوری که به مرز تواتر نمی رسد. اولی را خبر «غریب»، دومی را «عزیز» و سومی را «مستفیض» می نامند.(3) به هر میزان که راویان یک حدیث بیشتر باشند، به همان مقدار به اعتبار آن افزوده شده و احتمال وضع و کذب آن کم می شود. البته در اخبار آحاد، تعدد راویان، سبب قویتر شدن ظن انسان به آن خبر می شود و موجب یقین نمی گردد.

در گام نهایی باید به مستندات منتقد یا منتقدان رسیده و آنها را بررسی کنیم. ایشان درباره نزول ملائک بر امام در شب قدر، صرفا روایات کتاب کافی را مستند خود قرار داده که البته این روایات با توجه به وجود «حسن بن عبّاس بن حریش» همگی ضعیف هستند، اما آیا در دیگر کتب نیز روایاتی مبنی بر نزول ملائک بر امام نداریم؟ حق این است که در دیگر کتب و با راویان متعددی این امر ثابت شده است. به عنوان مثال در کتاب شریف «بصائر الدرجات» و در باب «ما يلقى‏ إلى‏ الأئمة في ليلة القدر مما يكون في تلك السنة و نزول الملائكة عليهم‏»(4) هفده روایت در مورد نزول ملائک و آگاهی امام از مقدرات آن سال وارد شده است. در بین این روایات، روایات صحیح نیز وجود دارد که البته دوتا از این روایات از همان طریق «حسن بن عبّاس بن حریش» است. روایات مذکور به دلیل مستفیض بودن آنها و اینکه در یکی از فروع اعتقادی مطرح شده اند، مورد قبول علمای شیعه قرار گرفته اند.

اما در مورد نقد محتوایی منتقد یا منتقدان، چند نکته لازم به ذکر است:
اولا؛ روایات این باب برخی مطلق نزول ملائک را بر امام مطرح کرده اند و برخی نزول مقدرات انسان ها توسط ملائک بر امام را متذکر شده اند. بر این اساس، صرف نزول مطرح نیست تا نزول برخی ملائک مانند هاروت و ماروت آنهم در غیر شب قدر، باعث نقد این روایات باشد.
ثانیا؛ قبل از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز زمین از حجت الهی خالی نبوده است، همانطور که پس از ایشان اینطور است. لذا نقد روایات بر این شکل که چون ملائک قبل پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر کسی نازل نمی شدند، پس بعد ایشان هم نازل نمی شوند، صحیح نیست.
باقی نقدهای محتوایی نیز که ناظر به روایات کتاب «کافی» است، با توجه به اینکه علاوه بر این کتاب شریف روایی، در دیگر کتب مانند «بصائر الدرجات» نیز روایاتی با اسناد معتبر وجود دارد، خللی به اثبات نزول ملائک در شب قدر بر امام(علیه السلام) وارد نمی کند.

پی نوشت ها:
1. عزیزان، مهدی، (1387)، بررسي حجّيت روايات آحاد در مسائل اعتقادي، مجله معرفت، شماره 132.
2. جوادی آملی، عبد الله، (1388)، تسنیم، قم، اسراء، ج8، ص566.
3. مودب، رضا، (1391)، درسنامه درایه الحدیث، چهارم، قم، نشر المصطفی، ص51.
4. صفار، محمد بن حسن، (1404)، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم، دوم، قم، مکتبه آیت الله مرعشی، ج1، ص220.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60601&p=893108&viewfull=1#post89...