تقویت روح

موضوع: 

با استناد به آیات قرآن فهمیدم که خداوند عزوجل از روح‌ خود در ما دمیده و گناهان می تواند روح‌ ما را ضعیف کند. در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

آثار سوء گناه به دو قسم فردى و اجتماعى تقسیم مى ‏شود:

الف: آثار فردى گناه عبارت اند از:
1. گناه در واقع چرک است و روح را تیره مى‏کند. انسان بر اثر گناه، نه خواب خوبى دارد تا در رؤیا معرفتى نصیب وى شود و نه بیدارى خوبى دارد تا بتواند علم درستى را کشف و تعلیم صحیحى را نصیب دیگران کند. بنابراین، اگر روح تیره شود، بسیارى از اسرار از او نهفته است. روحى که خدا آن را منبع الهام قرار داده و به آن سوگند یاد کرده است. این که گفتند سالک، کم سخن و مواظب خوراکش باشد، براى همین است که صداى الهام‏ هاى الهى را بشنود، چون اگر کسى بخواهد صداى درون را بشنود، ناچار است که خود ساکت باشد و حرف نزند.(1)
2. وقتى شخص، تحت ولایت شیطان قرار گرفت و وسوسه‏ هاى شیطان را پذیرفت و بر اساس آن عمل کرد، به تدریج قلبش منزل شیطان شد، مهماندار او مى‏گردد که این مطلب در آیات شریف ذکر شده،(2) قلب انسان دروغ گو و دروغ پرداز، جایگاه نزول شیاطین است، اما کسى که هم در مسائل علمى امین و صادق الوعد است و هم در مسائل مالى و امور عملى، ، منزه از آن است که قلبش جایگاه شیطان باشد.(3)
3. گناه، حجاب معرفت نفس است. انسان بر اثر گناه خدا را فراموش مى‏ کند و این فراموشى حجاب معرفت نفس مى‏شود و نمی گذارد کسى خود را هم بشناسد.(4)
اگر کسى تن به تباهى دهد هستى خود را براى ابد ساقط کرده و خود را به بند کشیده است و دیگر هیچ چیز حتى آتش جهنم نمی ‏تواند آن بند را باز کند؛ زیرا آتش گرچه قدرت دارد آهن را نرم کند، ولى اگر آهنى آتشین بود؛ یعنى خود آتش به صورت آهن در آمد، دیگر هیچ چیز نمی ‏تواند آن را ذوب کند.(5)
4. اثر دیگر گناه این است که شخص گناهکار لذت مناجات را از دست می ‏دهد و همیشه حسرت این را می ‏خورد که اى کاش لذتى و حظى از عبادت خود می ‏بُرد، ولى به علت گناه و قساوت قلب، این زمینه را در خود از بین می ‏برد.
5. انکار قیامت: گناه مانع تأثیر علم به قیامت می ‏شود؛یعنی ممکن است کسى عالم به قیامت باشد، ولى علمش در زیر لایه ‏هاى زنگار شهوات مدفون باشد که چنین علمى کارساز نیست.(6)

اثر اجتماعى گناه:
گناه باعث انحطاط جامعه و افزایش جرم و جنایت شده و فعالیت افراد فعال جامعه را نیز با توجه به انعکاسى که دارد مختل می ‏کند و مانع پیشرفت جامعه می ‏شود. حتى در جوامع غربى افراد گناهکار و خلافکار از طبقه پایین جامعه و فاقد موقعیت اجتماعى هستند.
منشأ گناه غفلت و جهل: مهم ترین سلاح دشمن و اوّلین راه نفوذ او در انسان، غافل کردن است. اگر شیطان بتواند کسى را غافل کند، دیگر رنج تزیین و ایجاد جهل مرکب را متحمل نمی ‏شود.
اگر با وسوسه ابلیس صورت مطلوب از یاد انسان برود دیگر شیطان آسوده است. جهل سرچشمه اشاعه فساد است. آیات راجع به داستان حضرت یوسف (علیه السلام) نشان می ‏دهد که عشق‏ هاى گناه آلود و انحرافات جنسى از جهل و نادانى سرچشمه می ‏گیرد، جهل به ارزش ‏هاى وجودى انسان، جهل به آثار ارزنده پاکدامنى و عفت، جهل به عواقب گناه و بالاخره جهل به اوامر و نواهى الهى.(7)

راه نجات از گناه:
چند راه را می ‏توان براى نجات از گناه ذکر کرد:
1. توبه از گناه (8)؛ استغفار(9): توبه در لغت به معناى رجوع است، وقتى بنده به مولاى خود بر می ‏گردد، می گویند توبه کرده است. ذات اقدس پروردگار در قرآن کریم به همه مؤمنان دستور توبه می دهد.
2. یادآورى گناه (10)
3. یاد خدا(11)
4. اراده انسان.(12)

پی نوشت ها:
1. جوادى آملى، عبداللَّه، مراحل اخلاق در قرآن، قم، نشر اسراء، ص 159 - 155.
2. شعراء/ 222 - 221.
3. جوادى آملى، عبداللَّه، مبادى اخلاق در قرآن، قم، نشر اسراء، ص 112.
4.مجادله/ 19.
5. جوادى آملى، عبداللَّه، مبادى اخلاق، ص 236 - 235.
6. جاثیه/ 23؛ جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، ج 2، ص 203.
7. جوادى آملى، تسنیم، ج 3، ص 397.
8. نور/ 31.
9. نهج البلاغه، ص 128، حکمت 409.
10. جوادى آملى، مبادى اخلاق، ص 56 - 55.
11. همان.
12. احزاب/ 41.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60001&p=886097&viewfull=1#post88...