جنیان در کربلا

موضوع: 

چرا لبیک اجنه در کربلا پذیرفته نشد؟
حضرت سید الشهداء (علیه السلام) امام جن و انس بودند، وقتی فرمود کیست مرا یاری کند وقتی اجنّه خدمت حضرت رسیدند تا ایشان را یاری کنند حضرت یاری ایشان را نپذیرفتند؟

شیخ مفید به سند خود از امام صادق (علیه‌ السلام ) این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین (علیه‌ السلام) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه‌ هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود:‌«خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می‌ کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی‌ کنیم تا آن‌ها که گمراه می‌ شوند با اتمام حجت باشد و آن‌ ها که راه حق را می‌ پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد.»(1)
همچنان که از روایت فوق برداشت می‌ شود، بدون شک امام (علیه‌ السلام) می توانست با معجزه و قدرت ولایی، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان هم نبود؛ منتهی متوسّل شدن به معجزه و کرامت، با آنان که مأمور بودند به ظاهر عمل کنند،‌ منافات داشت. ارزش و جایگاه امام حسین (علیه‌ السلام) که هم میان مسلمانان جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل‌ بیت(علیهم‌ السلام) توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدس‌ شان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. چنان‌ که تمامی انبیاء و اولیاء معصومین (علیهم‌ السلام) نیز مأمور به ظاهر بوده‌ اند و از قدرت الهی خود بهره نمی‌ بردند مگر در جاهایی که نیازمند معجزه برای اثبات ادعای پیامبری باشد.
در ثانی با توجه به موقعیت سیاسی که در آن زمان از طرف معاویه و یزید پیش آمده بود و به نام دین، کارهایی را انجام دادند که در واقع مخالف دین بود و همچنین تشخیص حق از باطل سخت شده بود، تنها راهی که می‌ توانست یک بار دیگر دین خدا را ترویج و زنده نماید، شهادت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) و فرزندان و اصحاب آن حضرت، بود.(2)

حاصل سخن:
فریاد «هل من ناصر ینصرنی» حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) برای هدایت افراد جامعه حتی دشمن بود، چرا که اگر فریاد امام را اجابت می‌ کردند و کوچک‌ ترین کمکی به امام (علیه‌ السلام) می‌ رساندند یقینا جزو هدایت شدگان قرار می‌ گرفتند. رسالت معصومین (علیهم‌ السلام) هدایت انسان‌ هاست به سوی کمال بی نهایت، متوسل شدن به قدرت تزویر انسان را به کمال بی نهایت نمی رساند.
امام (علیه‌ السلام) می‌ توانستند با قدرت ولایی که پروردگار به وجود نازنینش عطا کرده بود همه‌ ی دشمنان را نابود کنند اما این کار را نکردند چون ایشان مأمور به ظاهراند و طبق روایت «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَاب‏»(3) همه چیز بایستی با اسباب طبیعی پیش برود و تنها در این صورت است که اختیار و آزمون الهی معنی پیدا می‌ کند.

پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت لبنان، ج 44، ص 330.
2. ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، 1380، صص 44-66.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافی، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه.ش، ج ‏1، ص 184.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59589&p=882691&viewfull=1#post88...