نکیر و منکر

موضوع: 

دو فرشته «نکیر و منکر» چرا به این اسامی نامیده شده اند و در قبر به چه زبانی و چه سوالاتی می پرسند؟

«نکیر و منکر» هر دو از ماده «نُکر» به معنای انکار کردن گرفته شده اند، با این تفاوت که «نکیر» صفت مشبهه بوده و معنای آن انکار شدید است و «منکر» اسم فاعل و به معنای انکار کننده می باشد. بنابراین از حیث معنایی شبیه به هم اند. البته با توجه به برخی روایات، این دو عنوان مربوط به ملائکی است که مامور سوال کردن از کفار باشند، اما ملائکی که از مومن سوال می کنند، «بشیر و مبشر» نام دارند. این دو عنوان از ماده «بُشر» و به معنای بشارت دادن هستند. لذا با توجه به اعمال و اعتقادات میت، ملائکی که برای سوال از او حاضر می شوند، از حیث شکل و شمایل و نام گذاری متفاوت خواهند بود.

در قرآن نامی از «نکیر و منکر» یا «بشیر و مبشر» برده نشده است. اما در برخی آیات به برخورد ملائک با کفار و مشرکین اشاره شده است، مانند آیه شریفه: «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ»؛ و اگر ببينى آن گاه كه فرشتگان جان كافران را مى‏ ستانند، بر چهره و پشت آنان مى‏ زنند و [گويند:] عذاب سوزان را بچشيد.(1) و یا این آیه: «فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ»؛ پس چگونه [تاب مى ‏آورند] وقتى كه فرشتگان [عذاب‏]، جانشان را مى‏ ستانند و بر چهره و پشت آنان تازيانه مى‏ نوازند؟(2) در تفسير آيه: «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ»؛ خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مى‏ دارد هم در اين جهان، و هم در سراى ديگر! و ستمگران را گمراه مى‏ سازد، (و لطف خود را از آنها برمى‏ گيرد) خداوند هر كار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام مى‏ دهد.(3) نیز مرحوم علامه مجلسي از قول پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل مي کند که ايشان فرمودند: «في القَبر اذا سُئل الموتي» وقتي که در قبر از او سئوال مي شود با استواري سخن مي گويد.(4)

علی رغم اینکه در قرآن به این دو عنوان اشاره ای نشده اما در روایات به عناوین نکیر و منکر یا بشیر و مبشر اشاره شده است.(5) شیخ مفید در باره این نام گذاری می فرماید: به دلیل اینکه کافر در طول عمرش حق را انکار می کرد و منکر زندگی پس از مرگ بود، این دو ملک برای او نکیر و منکر نامیده شده و دو ملک مومن چون او را به بهشت بشارت می دهند، بشیر و مبشر نام گرفتند.(6) در برخی روایات نیز این ملائک، مومن یا کافر را از منزل تا محل دفن مشایعت کرده و به مومن تبریک و بشارت داده و کافر را از همان ابتدا می ترسانند تا به محل دفن خود برسد.(7)

در روایات اشاره ای به اینکه ملائک به چه زبانی با میت صحبت می کنند، نشده است. اما مسلما بین میت و ملائک سوال کننده تفاهم صورت می گیرد. اما در مورد این تفاهم ممکن است با صحبت کردن به زبان میت باشد(8) یا اینکه در عالم برزخ اصلا نیازی به حرف زدن نباشد، بلکه بر مبنای تجسم اعمال، وضعیت هر شخصی از همان ظاهرش مشخص است و این سوال و جواب در اصل، زبان حال باشد نه زبان قال.
اما در مورد اینکه ملائک مذکور چه سوالاتی مطرح می کنند، در روایات به مواردی اشاره شده است. امام سجاد(علیه السلام) در این رابطه می فرماید: «همانا اول چیزى که از تو سؤال کنند از دین تو است که به آن معتقد بوده‌اى و از کتاب تو است که آن‌را تلاوت کرده و از امامی است که ولایت او را اختیار نموده و می‌پرسند از عمر تو که در چه چیز فانى کردى و از مال تو که از کجا کسب، و در چه راه مصرف نمودى، پس عذر خود را بگیر و براى جواب آماده شو».(9) این سوالات برای مومن و کافر تفاوتی نداشته و هر کدام به فراخور اعتقاد خویش به آنها پاسخ خواهند داد.

نکته: پاسخ این سوال ها در این دنیا برای ما خیلی راحت است، حتی اگر مسلمان هم نباشیم ولی مدتی با مسلمانها زندگی کرده باشیم، می توانیم این سوالات را پاسخ بدهیم. اما مساله مهم اینست که در عالم برزخ انسان همان چیزی را بروز می دهد که در باطن دارد و در این رابطه نمی تواند خلاف واقع را بیان کند. در قیامت نیز همین قانون پا برجاست و به همین دلیل اعضای انسان بر علیه او شهادت می دهند: «وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلىَ النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ، حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛ و [ياد كن‏] روزى را كه دشمنان خدا به سوى آتش گردآورده و بازداشت [و دسته دسته تقسيم‏] مى‏ شوند. تا چون بدان رسند، گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏ كرده ‏اند، بر ضدّشان گواهى دهند.(10) بنابراین انسان در عالم قبر تنها قادر به پاسخهایی است که اعتقاد داشته و در جان او رسوخ کرده باشند.

پی نوشت ها:
1. انفال/ 50.
2. محمد/ 27.
3. ابراهیم/ 27.
4. مجلسي، محمد باقر، (1403)، بحار الأنوار، دوم، بيروت، دار احياء الكتب العربي، ج 6، ص 228.
5. همان، ج‏56 ؛ ص218.
6. مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، (1413)، تصحيح اعتقادات الإمامية، اول، قم، المؤتمر العالمي للشيخ المفيد، ص99.
7. كلينى، محمد بن اسحاق،(1407)، الكافي، غفاري، علي اكبر، چهارم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج3، ص239.
8. دحلان، احمد زینی، (1426)، منهاج العابدین الی جنه رب العالمین، اول، بیروت، دارالفکر، ج 1، ص 139.
9. ابن بابويه، محمد بن على، (1376)،‏ الأمالي، ششم، تهران، کتابچی، ص 503 – 504.
10. فصلت/ 19- 20.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59772&p=881599&viewfull=1#post88...