شبهه؛ حقوق زن و مرد

موضوع: 

اشعاری از سیمین بهبهانی در رابطه با حقوق زن در برابر حقوق مرد مطرح شده است، پاسخ آن چیست؟
حق حضانت برای تو * درد زایمان برای من
نام خانوادگی برای تو * زحمت خانواده برای من
سند خانه برای تو * بیگاری خانه برای من
چهارعقد برای تو * حسرت عشق برای من
هزارصیغه برای تو * حکم سنگ سار برای من
هوس برای تو * عفاف برای من
این بود آزادی وبرابری حقوق برای زن ومرد؟!

با توجه به موضوعات مختلفی که در این ابیات مطرح شده به هر بیت به صورت مستقل پاسخ داده میشود:

بیت اول:
در بیت اول حضانت حقی تلقی شده که در برابر درد زایمان باید به مادر بدهند!
در حالی که حضانت کودک اصلا حق پدر و مادر نیست بلکه حق کودک است! حقی که به عنوان وظیفه ای بر عهده پدر و مادر است، لذا به جای این ادله احساساتی باید دید چه کسی بهتر است حضانت او را بر عهده بگیرد، و چه کسی بهتر می تواند حق کودک را ادا کند.
طبق ماده 1169 قانون مدنی حضانت و سرپرستی فرزند تا 7 سالگی با مادر است چرا که کودک خردسال بیشتر به مادر نیاز دارد، پس از آن تا بلوغ بر عهده پدر، و پس از بلوغ به انتخاب خود فرزند است.
علاوه بر اینکه بعد از 7 سال هم اگر مادر بتواند اثبات کند که پدر شایسته سرپرستی کودکش نیست، دادگاه پس از بررسی در صورت تأیید ادعاهای مادر باز هم سرپرستی کودک را به مادر می سپارد.

بیت دوم:
این هم که یک مسئله ای عُرفی و حقوقی است، اگر کسی خواست نام خانوادگی مادرش را برای خود برگزیند نه منع شرعی دارد، و نه قانونی!
زحمت خانواده هم فقط کارهای داخل خانه نیست، آیا مردی که از صبح تا غروب عرق می ریزد برای یک لقمه حلال برای خانواده زحمت نمی کشد؟!

بیت سوم:
اولا: مالکیت برای زن هیچ اشکالی ندارد، چه بسیار زنانی که امروزه سند های به نام آنها از بسیاری از مردان بیشتر است!
ثانیا: کار زن در منزل هرگز از نظر اسلام اجباری نیست تا بیگاری تلقی شود! زن حتی می تواند در برابر خدماتش در منزل از شوهرش پول طلب کند.
متاسفانه این شعرها به جای ایفای حقوق زن، جز بر هم زدن رابطه صمیمی بین همسران ثمره دیگری نخواهد داشت! رابطه بین همسران باید بدون من و تویی باشد، زن و شوهر باید از روی عشق به یکدیگر خدمت کنند!! نه اینکه ببینند کی کمتر کار می کند کی بیشتر، کی کجا کار می کند! و...
اما متاسفانه خدمات زن خانه دار به عنوان بیگاری تلقی می شود! طبیعتا در برابر چنین نگرشی مرد هم کار خودش را بردگی خواهد دانست و این آغاز درگیری در خانواده خواهد بود.

بیت چهارم:
این اشکال "چهار عقد" که کنایه به تعدد زوجات است هم ناشی از جزئی نگری، و نگرش های احساسی به جای منطقی است!
تفاوت نگرش اسلام، ونگرش صاحبان این اشعار این است که اسلام احساسات همه زنان را یکجا می بیند، اما مخالفین تعدد زوجات فقط احساسات یک زن را می بینند!
آنها احساسات زن جوانی که همسرش را در جوانی از دست داده و نیاز به تکیه گاه دارد را نمی بینند! زنی که فرصت ازدواج مجدد به عنوان همسر دوم را ندارد، این زن باید چه کند؟ باید بمیرد چون شوهرش مرده است؟!
نیاز زن و مرد با هم تفاوت می کند، نیاز مرد برای ازدواج بیشتر نیاز جنسی دارد، اگر فرصت ازدواج دائم نیافت به نسبت زن، لطمه چندانی نمی بیند، اما زن در ازدواج به دنبال تکیه گاه است، برای جنسیتش، براز عواطفش، برای تأمین معیشتش، برای تأمین امنیتش! اگر اینها تأمین نشود اگر با تقوا باشد در فشار اجتماعی له می شود و اگر بی تقوا باشد شوهر دیگران را به خود جذب می کند. اینکه شهید مطهری می فرماید: اگر چند همسری نباشد اساس تک همسری هم به خطر می افتد از این باب است.(1)
اسلام اصراری بر این ندارد که همه مردها حتما بروند زن دیگری هم بگیرند! بلکه فقط به دنبال جواز آن است، ضرورت یا عدم ضرورت آن را خود جامعه تشخیص می دهد، اگر زنان کمتر از مردان باشند که نه مردی به زنی به عنوان زن دوم پیشنهاد ازدواج می دهد و نه زنی که می بیند شرلیط ازدواج به عنوان تک همسر دارد چنین پیشنهادی را می پذیرد، یعنی تک همسری یا چند همسری خود به خود در جامعه تنظیم می شود، اسلام فقط موانع را برداشته و شرایطی گذاشته است. من متعجبم چرا اینقدر برخی بی انصافانه به ماجرا نگاه می کنند!
علاوه بر اینکه عشق مگر با تعدد همسر ممکن نیست؟
چطور بچه ها با اینکه می دانند با آمدن فرزند بعدی بخشی از توجه پدر و مادر را به خود جلب می کند باز هم عاشقانه پدر و مادرو حتی همان فرزندی که آمده را دوست دارند؟ چون حس رقابت در میان نیست.

بیت پنجم:
در این بیت جواز صیغه با سنگسار در کنار هم گذارده شده در حالی که اولا: روابط زناشویی موقت در بیشتر ادیان و مکاتب جهان پذیرفته شده است، و آزادی مشروع و منطقی ای است، مگر ارضاء غریزه جنسی اشکال دارد که بگوییم دائم آن اشکالی ندارد اما موقت اشکال دارد؟!
علاوه بر اینکه اسلام به خاطر برخی عوارض آن چون تنوع طلبی، یا بی تفاوتی نسبت به خانواده برای مردان متأهل یا کسی که شرایط ازدواج دائم را دارد نهی کرده است.(2)
اینکه عقد موقت محدودیتی از نظر تعداد ندارد چون این ازدواج یعنی قرادادی برای لذت موقت، نه برای تشکیل خانواده، مدیریت و سرپرستی و مانند آن! خب منطقی نیست که برای آن تعداد تعیین شود! به چه ملاکی؟ مثلا چرا پنج تا آره، اما شش تا نه؟! ارضاء غریزه جنسی هم که به خودی خود مذموم نیست! انگیزه بسیاری از همان ازدواج دائم هم در گام اول ارضاء غریزه جنسی است اما نمی توان گفت این انگیزه مذموم است! آزادی در جایی باید محدود شود که مانع مهمتری در برابر آن است.
اما سنگسار هیچ ربطی به آن ندارد، سنگسار مجازات زنای محصنه ای است که نوعی هنجار شکنی است، و اختصاصی به زنان ندارد، بلکه مردانی هم که این حرمت شکنی را مرتکب شده باشند شامل می شود.

بیت ششم:
این ابیات هم مانند ابیات پیشین به دنبال تحریک احساسات مخاطب است، وگرنه هیچ منطقی پشت آن وجود ندارد! هوس هم برای مردم مذموم است و هم برای زن! و عفاف نیز هم برای مردم ضروری است، و هم برای زن!
منتهی طبیعتا وقتی ساختار زن و مرد تفاوت کند، حیطه عفاف هم متفاوت خواهد بود، چرا که مثلا موی مرد تأثیری در زن نخواهد داشت، اما موی زن برای مرد جذاب خواهد بود.
این به معنای بی عدالتی نیست، چون عدالت به معنای تساوی نیست، بلکه باید متناسب با شرایط و حکیمانه باشد!

نکته پایانی
ایراد اساسی کسانی که به حقوق زن و مرد در اسلام اشکال می گیرند این است که عدالت را به معنای تساوی معنا می کنند در حالی که هرگز چنین تعریفی از عدالت حکیمانه و پذیرفتنی نیست.
وقتی ساختار تفاوت کند، طبیعتا وظائف هم تغییر خواهند کرد، زن و مرد را خدا برای دو وظیفه مستقل آفریده، و خصوصیاتی متناسب با وظیفه شان به آنها اعطاء کرده نمی توان بدون توجه به این ساختار به تساوی کامل وظائف و حقوق حکم کرد.
همانطور که امروزه می بینید در مسابقات جام جهانی، ورزش زنان را از مردان جدا برگزار می کنند، چرا که می دانند زنان از نظر توانایی های جسمی به نسبت از مردان ضعیف تر هستند، و تساوی در برگزاری مسابات موجب عدالت نخواهد بود!
تمام مشکلات جامعه غرب و مشکلاتی که دارد به جامعه ما رسوخ پیدا می کند در حیطه خانواده اتفاقا از نگرش های فمنیستی است، که به بهانه دفاع از حقوق زن دارد ضمن بالا بردن اشتغال زنان و بیکاری مردان، آمار ازدواج را کاهش می دهد، و همچجنین آمار مهد کودک و خانه سالمندان را افزایش می دهد، امار طلاق را بالا می برد! و...
چون به زن و مرد نگاه ساختاری نمی کنند! و به احکام حکیمانه اسلام طعنه می زنند!

پی نوشت ها:
1. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، چاپ سوم، 1381ش، ج19، ص341.
2. ر.ک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البيت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1409ق، ج21، ص22، باب 5 از ابواب متعه.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58986&p=876612&viewfull=1#post87...