هجوم به خانه حضرت زهرا(س)

موضوع: 

اگر هجوم خلیفه دوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) صحت دارد، چگونه امام علی(علیه السلام) دخترش ام کلثوم(سلام الله علیها) را به عقد خلیفه دوم در آورده بود؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده‏ اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏ گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا (علیها السلام) نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.(1)
سید مرتضی (رحمة ‏الله علیه) در این زمینه می ‏گوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت‌هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) وارد شده امتناع نمی‏ کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه (علیها السلام) زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا (علیها السلام) را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»(2)
با این حال مواردی از نقل های اهل سنت نیز در این باره می توان یافت که به مواردی از آن اشاره می کنیم:
۱- مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است: «فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوا بابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا»؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علی (علیه السلام) رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛ چنان که محسن را سقط نمود.(3)
۲- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ - ۴۷۹ ق) نقل کرده: «اِنّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْ جَنینَ مِنْ بَطْنِها»؛ به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه (علیها السلام) وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.(4)
۳- اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَنّ عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَةِ»؛ عمر فاطمه (علیهاالسلام) را زد و از ارث اهل بیت (علیهم السلام) جلوگیری کرد.(5)
۴- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏ گوید: «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها»؛ به راستی عمر آن چنان فاطمه (علیهاالسلام) را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.(6)
۵- مقاتل بن عطیه می‏ گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا (علیهما السلام) فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا (علیها السلام) پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه (علیها السلام) را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.(7)
۶- مطابق تاریخ «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم (صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم) در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا مانند اسیران دیگر آزاد شد. ابو العاص به پیامبر (صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ‌و سلم) وعده داد که پس از مراجعت به مکه، وسائل مسافرت دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر (صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله‌ و سلم) به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود را بر کجاوه دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر (صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله‌ و سلم) از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و در فتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد.»
ابن ابی الحدید می‏ گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر (صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله ‌و سلم) خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه (علیها السلام) را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏ شمرد.»
ابن ابی الحدید می‏ گوید، به استادم گفتم: «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏ گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟ پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»(8)
این قصه، به خوبی نشان می ‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏ کند؛ آن جا که می‏ گوید: «عَلی اَنّ جَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ»، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می ‏گویند نقل کرده ‏اند.(9)
در رابطه با موضوع ازدواج خلیفه دوم عمربن خطاب با ام کلثوم دختر امام علی (علیه السلام) باید عرض کنیم:
مورخان و سيره نويسان در خصوص ازدواج امّ كلثوم دختر امام علی (علیه السلام) با عمر اختلاف نظر دارند.(10)
برخی بر اين باورند كه ام كلثوم با عمر ازدواج نكرد. شيخ مفيد بر اين عقيده است كه: خبر وارد شده در تزويج ام كلثوم ثابت نيست، زيرا در سلسلة سند آن "زبير" است كه موثق نيست و به خاطر دشمنی با علی (علیه السلام) اين حديث صادر شده است.
علامه مجلسی بعد از نقل سخنان شيخ مفيد، اين انكار را با توجه به اخبار وارده عجيب دانسته و می نويسد: اين ازدواج بر اساس تقيه و ناچاری صورت گرفته بود.(11)
برخی ديگر از مورخان معتقدند كه ام كلثوم با عمر ازدواج كرده بود،‌(12) منتهی اين ازدواج مانند ازدواج های معمولی بر اساس رضايت اعضای خانواده به وجود نيامد. اين ازدواج بر اساس تهديدهايی بود كه از سوي عمر صورت گرفت. عمر، ابن عباس را مأموريت داد، دختر علی (علیه السلام) را خواستگاری نموده و تهديد كرد كه در صورت عدم موافقت، امام علی (علیه السلام) را متهم به دزدی نمايد و عليه او حكم ناحق صادر كند.
متأسفانه در آن مقطع زمانی كه قدرت در اختيار عمر بود و امام علی (علیه السلام) در اوج مظلوميت قرار داشت، امام مجبور شد به چنين ازدواجی تن دهد.
مرحوم محدث قمی در اين خصوص می نويسد: اصحاب معتقدند كه امام (علیه السلام) بعد از دفاع بسيار و امتناع شديد و عذر خواستن به صورت های گوناگون مانند اين كه ام كلثوم كودک است و او را برای برادر زاده ام در نظر گرفته ام، چون با تهديد عمر مواجه شد كه عليه حضرت به تهمت دزدی شاهد اقامه كند و دستش را قطع خواهد كرد، به ناچار دختر را به ابن عباس واگذار كرد و او وی را به عقد عمر در آورد.(13)
دانشمند ارجمند آقای دكتر جعفر شهيدی در خصوص ازدواج ام كلثوم با محمد بن جعفر می نويسد: ام كلثوم پس از سال هشتم هجری متولد شد و در سال هفدهم به عمر بن الخطاب شوهر كرد و چون عمر كشته شد، نخست عون و پس از مرگ برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب او را به زنی گرفت. بيشتر تذكره نويسان نوشته‌اند ام كلثوم پس از مرگ و با كشته شدن محمد، شوهری اختيار نكرد، اما ابن حزم می نويسد: عبدالله بن جعفر بن ابي طالب پس از طلاق زينب (علیه السلام) او را به زنی گرفت.(14)
در المعجم الكبير طبرانی و مجمع الزوائد هيثمی آمده است كه، علی (علیه السلام) با عقيل و عباس و حسين (علیه السلام) درباره درخواست خليفه دوم مشورت كرد. آنگاه در برابر سخن عقيل فرمود: اين سخن او از سرخيرخواهی نبود، بلكه تازيانه عمر او را به آنچه می بينی واداشته است.(15)
با صرف نظر از تأملاتی كه پيرامون جزئيات اين ماجرا وجود دارد، اگر اصل ازدواج هم پذيرفته شود، هرگز به معنای وجود رابطه نيكو ميان اميرالمومنين علی (علیه السلام) و خليفه دوم نيست. همانگونه كه قطعاً ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با «امّ حبيبه» دختر ابوسفيان دليل وجود رابطه نيكو بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ابوسفيان نيست.
به يقين ازدواج امّ كلثوم، از امامت و خلافت مهم تر نبود. اميرمؤمنان علی (علیه السلام) پس از مقاومت و مخالفت، آنگاه كه سقيفه نشينان مصمم شدند به هر قيمتی خلافت را به چنگ آورند و آن را از اهلش دور نگه دارند، به صبر و تحمل روی آورد و حتّی براي پيشبرد اسلام از دادن مشورت به خلفای وقت دريغ نداشت.
وقتی امام علی (علیه السلام) برای دفاع از اساس اسلام و جلوگیری از ریشه کن شدن دین نوپای اسلام 25 سال همچون کسی که خار در چشم و استخوان در گلو داشته باشد، تحمل می کند و سخت تر از آن هتک حرمت همسر عزیزش تنها یادگار پیامبرگرامی اسلام، حضرت زهرا (سلام الله علیها)، را تحمل می کند برای این که می داند درگیری با مخالفان در آن شرایط نتیجه ای جر نابودی اسلام نخواهد داشت، بنابر این بر فرض پذیرش واقع شدن این ازدواج، آن هم با توجه به منابعی که آن را همراه و با تهدید ذکر کرده اند، در راستای همان فلسفه سکوت بیست و پنج سالۀ امام علی (علیه السلام) دانست.

____________
(1) شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص ۶۰.
(2) سید مرتضی، تلخیص شافی، ج ۳، ص ۷۶، تلخیص شیخ طوسی.
(3) اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص ۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴.
(4) الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج ۱، ص ۵۷.
(5) اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص ۱۰۷.
(6) الوافی بالوفیات، صفدی، ج ۵، ص ۳۴۷؛ ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص ۲۹.
(7) الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص ۱۶۰ ـ ۱۶۱.
(8) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۴، ص ۱۹۳؛ ر.ک: زندگی علی علیه‏ السلام ، ص ۲۵۲.
(9) شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص ۲۱.
(10) معارف و معاريف، ج 2،‌ ص 438.
(11) بحارالانوار، ج 42، ص 109 - 107.
(12) اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 2، ص 12.
(13) سفينة البحار، شيخ عباس قمی، ج 6، ص 385.
(14) زندگانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، سيد جعفر بهشتی، ص 264 - 263.
(15) المعجم الكبير، ج 3، ص 44-45؛ مجمع الزوائد، ج 4، ص 271.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13745&p=728763&viewfull=1#post72...