سوء ظن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

سوء ظن دقیقا چیست؟ آیا تعریف مشخصی دارد؟ چند نوع است و حكم هر کدام آن (از نظر اخلاقی) چيست؟

سوء ظن یا بدگمانی، نقطه مقابل خوش گمانی است، که اسلام به حسن ظن و خوش گمان بودن نسبت به مسلمان ها سفارش فراوانی کرده است. برای این که بهتر با این دو اصطلاح آشنا شویم این گونه شروع می کنیم:
خوش بینی ای که در اسلام، این همه بدان سفارش شده، به این است که در برخوردهایمان، دیگران را متهم نسازیم و اصل را بر این نگذاریم که همه مردم خطا کار و مشکل دارند. در غیر این صورت فضای بی اعتمادی و بی میلی در اجتماع غالب خواهد شد و دیگر قادر به ادامه زندگی مسالمت آمیز نخواهیم بود.
در کنار این خوش بینی، و خطاب نیکو و پسندیده و رفتاری با اعتماد نسبت به مردم، باید در گوشه ذهن، احتمالات عقلائی را هم در نظر گرفت، اما لازم نیست به صورت بدگمانی به زبان بیاوریم و در عمل به عرصه ظهور در بیاوریم. بلکه به عنوان احتیاط و فرضی عقلائی در گوشه ذهن خود داشته باشیم و حواسمان به آن باشد.
چون بالاخره انسان ها دچار خطا و اشبتاه می شوند، حتی بهترین انسان ها، خطاهایی که داشته اند که قابل تصور مردم نبوده، حال که چنین است، در نظر گرفتن احتمالات، پسندیده است در عین حال بدگمانی و ابراز آن نیز فضای جامعه را نابسامان کرده و زندگی را مختل می نماید.
با همه این احوال در بعضی از موارد، نباید خوش گمان بود، امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّن»؛ پس از صلح به كلى از دشمن حذر كن، چه بسا كه دشمن براى غافل گير كردن تن به صلح دهد. در اين زمينه طريق احتياط گير، و به راه خوش گمانى قدم مگذار.(1)
ایشان در جایی دیگر محدوده خوش گمانی و بدگمانی را چنین بیان می فرمایند: «إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلَاؤُكَ عِنْدَه»؛ همانا کسی، مستحق خوش گمانی است، که از تو به او نیکی رسیده و از بلای تو در امان بوده، هم چنین کسی سزاوار بدگمانی است که تو به او بلائی رسانده ای و از تو خیر ندیده. یعنی اگر به چنین کسی بدگمان باشی، راه دوری نرفته ای.(2)
هم چنین در کارهای حکومت داری و مملکت داری و کاتبان امر، که متولی امور مردم هستند، از طرف حاکم و والی نسبت به آن ها، نباید خوش گمانی زیاد باشد، بلکه جنبه های احتیاط را باید بیشتر در نظر داشته باشد چون صلاح امور همه مردم به دست این هاست و سهل انگاری و خوش گمانی بی جا، ممکن است، مصلحت نظام و مردم را مورد اختلال قرار دهد.
از این رو حضرت امیر (علیه السلام) می فرمایند: «لَا يَكُنِ اخْتِيَارُكَ إِيَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِكَ وَ اسْتِنَامَتِكَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ مِنْكَ فَإِنَّ الرِّجَالَ يَتَعَرَّضُونَ [يَتَعَرَّفُون] لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ حَدِيثِهِمْ‏] خِدْمَتِهِم‏»؛ در گزيدن اين كاتبان تنها به فراست و اطمينان، و خوش گمانى خود اعتماد مكن كه مردم براى جلب نظر واليان به آراستن ظاهر مى‏ پردازند، و خوش خدمتى را پيشه مى‏ سازند.(3)
ليكن آنان را بيازماى به خدمتى كه براى واليان نيكوكار پيش از تو عهده‏ دار بوده ‏اند، و بر آن كس اعتماد كن كه ميان همگان اثرى نيكو نهاده، و به امانت از همه شناخته ‏تر است ـ و امتحان خود را داده ـ كه اين نشانه خيرخواهى تو براى ـ دين ـ خداست و براى كسى كه كار او بر عهده شماست‏.
یکی از موارد سوء ظن ، سوء ظن به شریک زندگی خواه مرد یا زن است.
می توان گفت از بدترین نوع سوء ظن ها، سوء ظن زوجین نسبت به یکدیگر است که اکثر اختلافات خانوادگی و شلوغی دادگاه ها از همین سوء ظن های بی جاست که باعث از هم گسیختگی کانون خانواده می شود. احتیاط های بی مورد و بی جا، نشان دادن غیرتمندی های نابه جا، که جز برداشت تهمت از آن نمی شود، جز به تزلزل بنیان خانواده، به امر دیگری نمی انجامد. در حالی که از مهم ترین امور جهت، تداوم خانواده، اغماض و تغافل است. اگر طرفین در زندگی اهل تغافل نباشند و بخواهند هر گزینه در زندگی را در خاطر خود بسپارند و در مقام تلافی برآیند، این خانواده جز محل جنگ و دعوا نخواهد بود. از همین رو در حدیث داریم که «صَلَاحُ حَالِ التَّعَايُشِ وَ التَّعَاشُرِ مِلْ‏ءُ مِكْيَالٍ ثُلُثَاهُ فِطْنَةٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ»؛ اگر عیش و عشرت دنیا را می خواهید در دو چیز دنبال آن باشید که دو سوم آن در تعقل و ذکاوت است و یک سومِ آن در تغافل و چشم پوشی است.(4)
از آثاری که سوء ظن در کانون خانواده مخصوصا نسبت به فرزندان ایجاد می کند، می توان ایجاد ترس، خساست و حرص را نام برد. ترس از این که نکند طرف مقابل به او خیانت کند، حساست نیز از سوء ظن به یکدیگر سرچشمه می گیرد، حرص هم به خاطر سوء ظن داشتن به خدا و این که نکند زندگیمان تأمین نشود و دچار فقر بشویم، حاصل می گردد، لذا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ الجُبنَ وَ البُخلَ وَ الحِرصَ غَرِیزَةٌ وَاحِدَةٌ یَجمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ»(5)
از ریشه های سوء ظن به خانواده، طبق فرمایش حضرت داود (علیه السلام)، غیرت زیادی به خرج دادن است: «اياك و كثرة الغيرة على أهلك من غير شي‏ء فإنّ ذلك يورث سوء الظنّ‏ بالناس»(6)

ــــــــــــــــــــــ
(1) نهج البلاغه، ص 442.
(2) نهج البلاغه، ص 431.
(3) نهج البلاغه، ص437.
(4) تحف العقول، ص 359.
(5) بحار الانوار، ج 73، ص 304.
(6) بحار، ج 14، ص 43.

http://www.askquran.ir/thread34636-2.html#post698240