چالش ها و معیارهای ابر قدرتی ایران
پرسش:
این روزها ادعا میشود که ایران ابرقدرت چهارم جهان است؛ شاخصهای ابرقدرتی ایران چیست و چگونه میتوان باوجود آسیبپذیری امنیتی (ترور مقامات کشور،) مشکلات اقتصادی، اجتماعی و ...، ایران را ابرقدرت دانست؟
در ماههای اخیر، گزاره «ایران؛ ابرقدرت چهارم دنیا» بسیار مطرح شده است؛ اما این ادعاها، با توجه به چالشهای ملموس اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و حتی نظامی در داخل کشور، پرسشهای جدی را در خصوص مبنای این ارزیابی و شاخصهای واقعی «ابرقدرتی» در مورد ایران برمیانگیزد. اکنون سؤال این است که در مواجهه با «تناقض ابرقدرتی و چالشهای جدی» چه معیارهایی را باید در نظر گرفت و چگونه میتوانیم جایگاه واقعی ایران را در عرصه بینالملل تبیین کنیم؟
در پاسخ به این پرسش، باید به چند نکته توجه کرد:
نکاتی در باب چالشها و معیارهای ابرقدرتی ایران
1. ابرقدرت بودن به معنای بینقص بودن نیست.
هیچ کشوری در جهان وجود ندارد که همزمان در اقتصاد، امنیت داخلی، رفاه اجتماعی، ثبات سیاسی، فناوری، دیپلماسی و قدرت نظامی، هیچ ضعف و آسیبپذیری نداشته باشد؛ بنابراین وقتی از «ابرقدرت» سخن میگوییم، منظور کشوری است که در مجموعِ مؤلفههای قدرت، وزن و اثرگذاری تعیینکنندهای در معادلات جهانی دارد. از این زاویه، آسیبپذیریهایی مثل ترور مقامات، مشکلات اقتصادی یا نارضایتیهای اجتماعی، لزوماً اصل قدرت را نفی نمیکند؛ بلکه نشان میدهد که قدرت ملی، مانند هر پدیدهی سیاسی دیگر، ترکیبی از قوتها و ضعفها است که مجموع آنها، عیار قدرت را مشخص میکند.
2. شاخصها و سنجههای ابرقدرتی ثابت و یکسان نیستند.
شاخصها میتواند بر اساس مزیتهای ایدئولوژیک، استراتژیک، ژئوپلیتیک و ساختاری یک کشور از کشورهای دیگر، متمایز باشد؛ اما مقیاس آن، تاثیرگذاری در معادلات جهانی است. همیشه شاخصهای خاص و کلاسیک، دقیق و واقعی نیستند، بلکه گاهی این شاخصسازیها، ابزار کنترل و مدیریت بازیگران در یک چارچوب خاص هستند. لذا تغییر شاخصهای ابرقدرتی و ایجاد شاخصهای متناسب توسط یک کشور، بسیار راهبردی است؛ جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از عرصهها، شاخصهای جدیدی خلق کرده است که باید با آنها ارزیابی شود.
3. طرح ادعای «ایران؛ ابرقدرت چهارم.»
ادعای «ایران؛ ابرقدرت چهارم» عمدتاً توسط اندیشهمندان، اندیشهکدهها و رسانههای خارجی بهویژه آمریکایی مطرح شد. ازجمله؛ رابرت پیپ (استاد ارشد دانشگاه شیکاگو) میگوید؛ با پایان این جنگ، چهارمین مرکز قدرت جهان ظهور کرده است، ایران. نیویورکتایمز مینویسد: ایران بعد از آمریکا، روسیه و چین، ابرقدرت چهارم است.
4. مهمترین شاخصها و عرصههای ابرقدرتی ایران عبارتانداز:
4 ـ 1. از منظر نظامی:
ایران بر (استراتژی جنگ نامتقارن و معادله جدید بازدارندگی) تکیه کرده است؛ یعنی بهجای رقابت کلاسیک تسلیحاتی و نظامی با قدرتهای بزرگی که چند قرن زودتر از او شروع کرده و یک تحریم همهجانبه علیه او ایجاد کردهاند، عرصه نظامی جدیدی متناسب با ظرفیتها، فرصتها و تهدیدهایش خلق کرده است. در این چارچوب، داشتن سلاحهای فوقمدرن (بمب اتم، سلاحهای فوق سنگین، جنگندههای نسل 5) یا بودجه نظامی بالا بهتنهایی معیار برتری نیست؛ بلکه ایران مدل بومی و میدان نبرد خاص خودش را خلق کرده و متناسب با آن به ساخت سلاح و طراحی شیوهها و تاکتیکهای جنگی پرداخته است. به همیندلیل در عملیات وعدههای صادق 1، 2، 3 و جنگ تحمیلی 11 روزه و جنگ رمضان، سلاحهای سبک، ارزان و راهبردی ایران، فنّاوری و طراحی دو قدرت اتمی، ناتو و چندین کشور دیگر را به بنبست کشاند. این شکلگیری معادله جدید در سخنان اندیشهمندان خودِ آمریکا هم وجود دارد؛ رابرتای. پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، در پاسخ به ادعای «پیروزی» ترامپ نوشت: «نه، ما پیروز نشدهایم. نه، تنگه هرمز بهخودیخود باز نخواهد شد... آمریکا، خود را برای یک جنگ فرسایشی جدید آماده کن.» (1) برخی کشورها بمب اتم (پاکستان، کره شمالی و ...) دارند، برخی دارای حق وتو (فرانسه و انگلستان) نیز هستند، اما هرگز کسی آنها را ابرقدرت نخوانده است.
4 ـ 2. از منظر سیاسی:
استقلال سیاسی، تصمیم سازی مستقل و تابآوری در برابر فشارهای خارجی، یک ابزار مهم قدرت است. کشوری که بتواند، علیرغم فشارهای بیرونی، بر اساس منافع خود تصمیم بگیرد و در بزنگاهها از موضع خود عقبنشینی کامل نکند، ازنظر راهبردی قدرت بالایی دارد. بسیاری از کشورهای اروپایی که دهههاست خودشان را توسعهیافته مینامند، استقلال و اقتداری ندارند؛ وقتی آلمان در پاسخ به تهدید ترامپ، تعدادی نیرو به جزیره گرینلند برد، ترامپ تهدید به تعرفه اقتصادی 25 درصد کرد. در کمتر از 24 ساعت آلمان نیروهایش را برگرداند... یا صحنهای که ترامپ سران کشورهای اروپایی را جمع کرد و مثل دانشآموز، آنها را روی صندلی در مقابل خودش نشاند و همه را تحقیر کرد... درحالیکه جمهوری اسلامی ایران، باوجود فشارهای گسترده، استقلالش را حفظ کرده است. این همان چیزی است که در سیاست بینالملل، به آن «قدرت بقا» یا «تابآوری راهبردی» گفته میشود.
4 ـ 3. از منظر اقتصادی:
از منظر اقتصادی توان تأثیرگذاری در اقتصاد و امنیت جهانی، یکی از اهرمهای قدرت است. گروه مارشال در تلگراف: «جنگ ایران فقط به بخش انرژی حمله نکرد؛ بلکه لایه سختافزاری اقتصاد جهانی را هدف گرفت.» (2) 47 سال، شدیدترین تحریمها علیه ایران اعمال شد، اما فرونپاشید؛ ولی ایران با چند هفته محدودسازی (نه مسدودسازی) تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را دچار بحران کرده است. وزرای مالی و رؤسای بانکهای مرکزی کشورهای گروه ۷ (آمریکا، انگلیس، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و ژاپن) پس از دو روز نشست در پاریس، بیانیهای صادر کردند که «وضعیت عدم قطعیت اقتصادی جهان، ریسکهای تهدیدکننده رشد و تورم را در سایه درگیریهای خاورمیانه تشدید کرده است.» (3) این یعنی قدرت ایران، محدود در مرزهایش نیست و در جغرافیای جهانی، مؤثر است. کارشناسان معتقدند که اگر تنگه هرمز 2 ماه بسته بماند، 5 سال طول میکشد که تولید و توزیع نفت به شرایط عادی (عبور روزانه 20 میلیون بشکه نفت و یکپنجم گاز ال ان جی دنیا) برگردد. به همینسبب، آژانس بینالمللی انرژی، این را بزرگترین بحران عرضه در تاریخ خود نامید. (4)جان مرشایمر در مصاحبه با پیرس مورگان میگوید: بیایید تا قبل از ویران شدن اقتصاد بینالملل به این جنگ پایان دهیم.
4 ـ 4. از منظر مزیتهای ژئوپلیتیک:
وسعت سرزمینی یکی از اهرمهای قدرت است، اما در صورتی دارای مزیتهای ژئوپلیتیک باشد. وسعت سرزمینی برخی کشورها همچون هند، برزیل، عربستان، کانادا و ... بسیار بیشتر از ایران است، اما متخصصان جغرافیای سیاسی، فقط برای یک کشور کتاب «قبله عالم؛ ژئوپلیتیک ایران» مینویسند. (5) ایران گرچه وسعت سرزمینی متوسطی دارد، اما تنوع اقلیمی، تنوع منابع و ثروتهای ملی، دسترسیهای سرزمینی، مرزهای آبی و خاکی، تعدد همسایگان، موقعیت کریدوری و ترانزیتی و قرار گرفتن در چهارراه جهانی، ژئوپلیتیک ایران را منحصربهفرد کرده است که تنها با فعال کردن ظرفیت تنگه هرمز، قدرت ژئوپلیتیکش را به نمایش گذاشت. گروه مارشال، اعتراف میکند که قدرت اصلی ایران نه در تعداد موشکها، بلکه در جغرافیاست: تنگه باریک، پرصخره و دشوار هرمز که امکان «جنگ نامتقارن» را فراهم کرده؛ جنگی که هدفش «طولانی، پرهزینه و اقتصادیکردنِ» درگیری است و میتواند قیمت انرژی، حملونقل و حتی مواد غذایی را در جهان شعلهور کند. (6)
4 ـ 5. از منظر ایدئولوژی و پشتوانه مردمی:
در منطق اسلام سیاسی، هرگز شکست در برابر دشمن معنا ندارد و چه بکشد یا کشته شود، به تعبیر قرآن کریم به «احدی الحسنین» دست یافته است. البته تعلقات دینی نهتنها تعلقات ملی و وطنی را کاهش نمیدهد، بلکه آن را نیز نوعی قداست میبخشد تا جایی که وقتی دشمن تهدید به قتلعام میکند و با جنگنده، بمباران میکند، مردم ایران نهتنها بر اساس غریزه ترس، فرار نمیکنند، بلکه حدود 3 ماه، در خیابانها حضور پیدا میکنند، یا وقتی دشمن تهدید زیرساختی میکند، مردم اطراف زیرساختها، زنجیره انسانی تشکیل میدهند. بخش مهمی از این کنشگری را زنان سلحشور ایرانی انجام میدهند و نسل چهارم و پنجم انقلاب را در جهاد خیابان، تربیت میکنند. این امر مرز تمایز نظام ولایی با سایر نظامهای سیاسی است؛ چراکه در نظام ولایی، ساخت اجتماعی آن مردمسالاری دینی است و بهجای تمرکز قدرت در ساختار سیاسی و تکیهبر فنّاوری و امکانات، قدرت دائماً توسط ولی جامعه در بین مردم توزیع میشود. نتیجهاش این است که میتوان قدرت سیاسی را سرکوب کرد یا تغییر داد؛ اما قدرت مردمی را خیر. برخلاف تحلیلهای اجتماعی که بهویژه بعد از اغتشاشات دیماه 1404، مدعی بودند جمهوری اسلامی سرمایه اجتماعیاش را ازدست داده است، الآن در گزارش مراکز تخصصی همچون متا «مرکز تحلیل اجتماعی» آمده است که 34 درصد از افرادی که در انتخابات 1403 شرکت نداشتهاند هم در تجمعات شبانه ایام جنگ، شرکت کردهاند. همچنین 51 درصد مردم ایران، حداقل یک مرتبه در تجمعات شبانه شرکت کردهاند. همچنین در پویش جانفدا برای دفاع از ایران، بیش از 30 میلیون نفر ثبتنام کردند. این نوع حضور و کنشگری، امروز مفهوم و مرزهای قدرت ملی را تغییر داده است و در آینده نزدیک، منشأ تحول جدی در علوم انسانی و اجتماعی خواهد شد.
4 ـ 6. از منظر رهبری:
در نظام اسلامی بهجای تکیهبر شخص، نهاد رهبری شکل میگیرد و ولایتفقیه یک نهاد است که در ساختار سیاسی نقش حفظ انسجام، استمرار و جهتدهی کلان را بر عهده دارد؛ یعنی بااینکه قطبنما و محور حرکت جامعه دینی، امام جامعه است، ولی هرگز امور، متکی به شخص ولی جامعه نیست. ثمرهاش این است که با شهادت رهبر و امام جامعه، کشور در مقابل بزرگترین ابرقدرت نظامی و اتمی دنیا و همچنین قدرت اتمی رژیم صهیونیستی و کشورهای دیگر، با سربلندی پیش میرود و مردم از رهبر جدید، مدال رهبری میگیرند. رهبر در نظام اسلامی تا پای جان برای منافع ملی و تمامیت ارضی کشور و حفظ نظام اسلامی میایستد و درنهایت شهید میشود.
4 ـ 7. از منظر گرایش کشورها و ائتلافها:
در جنگ یک قاعده کلی وجود دارد و آن این است که کشورها به پساجنگ فکر میکنند و سعی میکنند در حین جنگ، به کشوری که دست برتر دارد و بهعنوان پیروز جنگ خارج خواهد شد، نزدیک شوند یا حداقل علیه او اقدامی نکنند؛ اما در جنگ رمضان، بااینکه آمریکا و همپیمانانش، چندین مرتبه سعی کردند علیه ایران ائتلافسازی کنند و تنگه هرمز را باز کنند، اما حتی متحدان قدیمش یعنی کشورهای اروپایی هم حاضر به ائتلاف آمریکایی نشدند و حتی برخی از آنها نظیر اسپانیا و فرانسه، در رد قطعنامههای ضدایرانی رأی دادند. (1)
نتیجه:
ایران شاخصههای ابرقدرتی را دارد؛ نکتهای که مهم است این است که اولاً ابرقدرتی به معنای فقدان هرگونه ضعف نیست، ثانیاً؛ شاخصهای ابرقدرتی ممکن است در یک نظام سیاسی با نظام سیاسی دیگر متفاوت باشد، اما قاعده کلی، اثرگذاری در مقیاس جهانی است.
پینوشتها:
1. مشرق نیوز، سیاستمداران و کارشناس دنیا در مورد ایران چه گفتند؟/ به نظم نوین جهان خوش آمدید، mashreghnews، ۲ فروردین ۱۴۰۵، 1796703، mshrgh.ir/1796703.
2. مشرق نیوز، سیاستمداران و کارشناس دنیا در مورد ایران چه گفتند؟/ به نظم نوین جهان خوش آمدید، mashreghnews، ۲ فروردین ۱۴۰۵، 1796703، mshrgh.ir/1796703.
3. کیهان، اقتصاد جهان زیر فشار تنگه هرمز، kayhan.ir، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۳۳۱۶۱۸، https://kayhan.ir/001OGg.
4. نیو عرب، تنگه هرمز ۲ ماه بسته بماند آسیب ماندگار بر اقتصاد جهانی خواهد داشت/ ۵ سال طول میکشد تولید نفت به شرایط عادی بازگردد، tabnak.ir، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳۷۰۹۵۰، https://www.tabnak.ir/005ke6.
5. گراهام فولر، قبله عالم ژئوپلیتیک ایران، ترجمه عباس مخبر، چاپ سیزدهم، تهران، نشر مرکز، 1404.
6. مشرق نیوز، سیاستمداران و کارشناس دنیا در مورد ایران چه گفتند؟/ به نظم نوین جهان خوش آمدید، mashreghnews، ۲ فروردین ۱۴۰۵، 1796703، mshrgh.ir/1796703.
7. جوان آنلاین، شکست ائتلافسازی علیه تنگه هرمز، javanonline.ir، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، 1358358، https://www.javanonline.ir/005hN0
