بررسی شائبه موروثیشدن رهبری با انتخاب آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای
پرسش:
آیا انتخاب آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای به عنوان رهبر، مستلزم موروثیشدن حکومت در جمهوری اسلامی ایران نیست؟
پاسخ :
ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی، بخشی از طرحی بزرگ برای نابودی و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بود. دولت تروریستی آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی تصور میکردند با ترور رهبر انقلاب، مانع مهم استحکام نظام اسلامی در ایران را نابود کردهاند و با حذف ایشان، راه برای نابودی نظام سیاسی باز خواهد شد؛ اما با گذشت کمتر از ده روز، مجلس خبرگان رهبری در اقدامی شجاعانه و زیر شدیدترین بمبارانهای موشکی، تشکیل جلسه داد و رأی نهایی خود درباره انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای را اعلام کرد. این اقدام مدبرانه، هرگونه تصور دشمنان دربارۀ فروپاشی نظام سیاسی و حتی تغییر بنیادین اصول و مواضع آن را باطل کرد. برخی چنین اشکال میکنند که انتخاب فرزند رهبر شهید باری جانشینی ایشان، شائبه موروثیشدن حکومت در جمهوری اسلامی ایران را دامن میزند. در این نوشتار کوشیدهایم به این شبهه پاسخ دهیم.
1. تعارض ساختار انتخاب رهبر در جمهوری اسلامی ایران با ساختار موروثی حکومت
یکی از مهمترین دلایل رد انگارۀ موروثیشدن حکومت در جمهوری اسلامی، وجود ساختار قانونی تعیین جانشین برای رهبر است. ساختاری که در قانون اساسی برای تعیین رهبر معین شده است، مبتنی بر انتخاب دومرحلهای رهبر و برخاسته از نفش مردم و رأی آنان است. بر اساس قانون اساسی، نمایندگان مجلس خبرگان را مردم انتخاب میکنند و سپس منتخبان ملت، فرد واجد برترین شرایط و صفات رهبری را برای ولیّ فقیه برمیگزینند (1). ساختار گزینش رهبری را نه امام شهید ایجاد کرده بود و نه رهبر جدید در آن نقشی داشته است تا شائبۀ حکومت موروثی مطرح شود. اساس سازوکار انتخاب رهبر در جمهوری اسلامی با ساختار پادشاهی موروثی متفاوت است. در ساختار موروثی، هیچ حق انتخابی برای مردم و نمایندگان آنان وجود ندارد؛ اما چنانکه گفته شد، انتخاب رهبر بر اساس شرایط و شایستگیها و از طریق سازوکار دومرحلهای با مشارکت مردم انجام میگیرد.
2. امکان جایگزینی فرزند در ساختارهای غیرموروثی
انتخاب فرزند رهبر پیشین لزوماً به معنای موروثیشدن حکومت نیست؛ چراکه جایگزینی فرزند در جایگاه ادامهدهندۀ راه پدر در فرایندهای غیرموروثی مانند مرجعیت و فرایند توسعه علم و دانش نیز اتفاق میافتد؛ برای نمونه بسیاری از فرزندان عالمان بزرگ جانشین پدرانشان شدهاند و خدمات علمی مساوی و حتی بزرگتر از پدران خویش ارائه دادهاند. این مسئله چنان رایج است که در شبکه اینترنت، فهرستی از دانشمندانی وجود دارد که از طرف پدر یا مادر در یک رشته علمی نامدار بودهاند (2). نام دانشمندان زیادی در این لیست آمده است که جانشیان خلف پدر یا مادر خویش در عرصه علم بودهاند. در تاریخ اسلام نیز نمونههای زیادی وجود دارد که میتوان به فخرالمحققین حلی از عالمان بنام سده هفتم و هشتم هجری اشاره کرد؛ وی فرزند علامه حلی از عالمان برجسته شیعه است که با شاگردی در مکتب پدر، در زمره برترین عالمان شیعه قرار گرفت (3). همچنین جایگزینی فرزند در ساختارهای دمکراتیک نیز امکان دارد و به مراتب اتفاق افتاده است؛ از جمله در آمریکا، کره جنوبی، هند و ... بارها این موضوع به وقوع پیوسته است و هیچکس آن را موروثی نخواهنده است (4)؛ بنابراین صرف جانشینی فرزند به معنای موروثیبودن نیست.
3. وظیفۀ خبرگان درباره انتخاب شایستهترین گزینۀ رهبری
مجلس خبرگان موظف است بهترین فرد شایستۀ جایگاه ولایت فقیه را انتخاب کند و دراینباره نباید هیچ موضوعی مانع بهترین انتخاب شود. در متن قانون اساسی تصریح شده است: «خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصدونهم بررسی و مشورت میکنند. هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصدونهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند» (5). این روزها همگان شاهد مقبولیت عمومی آیتالله سیدمجتبی خامنهای هستیم؛ ملت ایران مشتاق پیامهای ایشان است و هر زمانی که پیامی از ایشان صادر می شود، چونان نسیمی معنوی است که روح و جان ملت را آرام میکند و آنان را بر ادامه مسیر انقلاب اسلامی، استوار و امیدوار میگرداند. نکته مهمی که باید بدان توجه داشت اینکه اگر فرزند رهبر بهترین انتخاب باشد و به این دلیل که فرزند رهبر سابق است، کنار نهاده شود، هم ظلم به شخص و هم ظلم به ملت است. بنابراین به دلایل متعدد عقلی، شرعی، اخلاقی و قانونی فرزند رهبر سابقبودن نباید مانع بهترین انتخاب مجلس خبرگان شود.
4. اهمیت رابطه جانشین رهبری با نهادهای کشوری و لشکری
ولیّ فقیه جدید لازم است مدتزمانی را برای ایجاد تعامل با نهادهای زیرنظر خویش صرف کند؛ چراکه بدون این آشنایی، امکان ایجاد رابطۀ تعاملی سازنده میان نهادهای زیرنظر ولیّ فقیه و نیز دیگر نهادها با وی وجود ندارد؛ ازاینرو ارتباط سازنده و مؤثر ممکن است در زمان طولانی به دست آید. درحالیکه این مسئله درباره آیتالله سیدمجتبی خامنهای از پیش انجام شده است؛ چراکه ایشان در مواردی مشاور امام شهید بودند و در مواردی نیز رابط پدر با این نهادها بودهاند (6). بنابراین در وضعیت فوق بحرانی کنونی، انتخاب ایشان که به دلیل وجود شایستگیهای ایشان است، میتواند ما را چندین سال به پیش ببرد.
5. الزامات ساختار موروثی
موروثیبودن قدرت، مستلزم مؤلفهها و الزامات خاصی است که اساساً در ساختار جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد؛ برای نمونه در ساختار موروثی، معمولاً فرزند بزرگتر وارث تاج و تخت است؛ درحالیکه آقا سیدمجتبی فرزند بزرگتر رهبر نیست و اگر قرار به موروثیبودن باشد، انتخاب ایشان اتفاقاً نقض ساختار موروثی است. همچنین در ساختار موروثی، جانشین را شخص پدر به مردم معرفی میکند و در زمان حیات پدر نیز از جایگاه و قدرت خاصی برخوردار است؛ هستههای قدرت نیز در اطراف ولیعهد شکل میگیرد و اساساً نوعی جنگ قدرت پیدا و پنهان میان فرزندان به وجود میآید و هر کدام میکوشد در آینده قدرت را از آن خود کند یا به گونهای به حاکم آینده نزدیک شود.
همچنین در ساختارهای موروثی، وارث خود طالب میراث پدر است؛ درحالیکه در رهبری ایران، شخص آیتالله مجتبی خامنهای هیچ ادعایی نداشت، بلکه ایشان از پذیرش مسئولیت امتناع میکرد و پس از اصرار و صحبت برخی عالمان و بزرگان نظام، این مسئولیت خطیر را پذیرفت (7). هیچکدام از این الزامات در ساختار جمهوری اسلامی وجود ندارد و ساختار گزینش رهبری در جمهوری اسلامی حتی در تعارض با این الزامات است.
نتیجه:
جانشینی وراثتی یک ساختار خاص است که مردم و نمایندگان آنان نقشی در انتخاب جانشین ایفا نمیکنند؛ همچنین ساختار موروثی دارای الزامات خاصی است که در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. انتخاب رهبر در جمهوری اسلامی بر اساس قانون اساسی، فرایندی دومرحلهای است که از سوی مجلس خبرگان انجام میگیرد و در انتخاب آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای نیز این الزامات بهدرستی و مطابق قانون رعایت شده است.
پینوشتها:
1. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول 107 و 108.
2. نک به:
3. نک به:
4. برای نمونه جرج دبلیو بوش از سال 2000 تا 2008، ریاستجمهوری آمریکا را بر عهده داشت. وی فرزند جرج بوش، رئیسجمهور سابق ایالات متحده آمریکاست که از سال 1988 تا 1992 در این مسئولیت قرار داشت.
5. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 107.
6. شخصیتهای متعددی بر جایگاه مشاورۀ آیتالله سیدمجتبی خامنهای برای رهبر شهید تأکید کردهاند؛ از جمله شهید لاریجانی که به حضور ایشان در عرصههای مختلف کشور تصریح کرده است (https://irna.ir/xjWPZj)
همچنین برخی از نمایندگان خبرگان از جمله آیتالله عسگر دیرباز تصریح کرده است: «آیتالله سید مجتبی خامنهای در حوزههای مختلف از جمله مسائل داخلی، خارجی، بینالمللی، محور مقاومت و امور نیروهای مسلح همواره به عنوان مشاوری امین در کنار رهبر شهید حضور داشتند» (https://irna.ir/xjWQ2y).
7. نک به: مصاحبه آقای حاجی دلیگانی، نماینده مجلس در: https://iran24news.com/000AaV.
