ابزارهای عباسیان برای پراکنده کردن مردم از دور اهل بیت علیهم السلام

image: 

پرسش:

بنی‌عباس از چه ابزارهایی برای پراکنده کردن مردم از دور اهل‌بیت علیهم‌السلام و شیعیان استفاده می‌کردند؟

 

پاسخ:

بعدازاینکه عباسیان با کنار زدن اولاد علی علیه‌السلام موفق شدند خلافت را تصاحب کنند، خیلی زود با موج گسترده‌ای از اعتراضات و مخالفت‌های علویان اعمّ از سادات حسنی و حسینی و نیز هواداران آن‌ها مواجه شدند. ازآنجاکه تقابل نظامی با این گروه برای عباسیان بسیار هزینه‌بردار بود، برخی از خلفای عباسی در برخی از مقاطع به‌منظور کاهش تلفات و حذف آنان از میدان رقابت، شیوه مبارزاتی نوینی را تحت عنوان «تبلیغات سیاسی» یا «جنگ نرم» بر ضد علویان به‌کار گرفتند. هدف آنان از این نوع جنگ نفوذ، ایجاد دگرگونی و تأثیر بر روحیّات و افکار و رفتارِ گروهِ هدف در جهت منافع خویش بود. برخی از فنون این نوع جنگ که مورداستفاده عباسیان قرار گرفت، بدین ترتیب هستند:

برخی از فنون جنگ نرم عباسیان

 

1. انتقال اعتبار یا اعتباربخشی آن‌ها از اعتبار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

آن‌ها برای رسیدن به‌ اهداف خود از امری که مورداحترام و قبول همگان بوداستفاده کردند؛ تا با اعتبار و عزّت و منزلت انتقال‌یافته، از احترام و مقبولیت بیشتری برخوردار شوند. (1)

عباسیان برای جلب مشروعیت در نظر افکار عمومی و نیز اثبات و اعلام برتری تاریخی و مذهبی خویش برای میراث‌بری از پیامبر و تطبیق خاندان خود به‌عنوان شایسته‌ترین مصادیق اهل‌بیت علیهم‌السلام به أشکال مختلف از این فن بهره‌برداری کردند. ابوالعباس سفّاح و عموی وی داوود بن علی در اولین خطبه و منشور حکومتی خود در آغاز خلافت به جهت نیاز به یک پایگاه شرعی در برابر رقبای علوی خود به‌ویژه امامان شیعه، با تکیه‌بر سوابق تاریخی و استناد به آیات قرآنی سخن از ویژگی‌ها و برتری های خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌میان آورده و بر سه نکته مهم تأکید کردند:

 الف. تلاش عباسیان در حمایت از اسلام و سرنگونی خلافت غاصبانه بنی امیه؛ ب. قرابت خانوادگی عباسیان با پیامبر و برتری این نسبت در مقایسه با دیگران؛

 ج. شایسته‌تر بودن خاندان عباسی به خلافت اسلامی و میراث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله.

شبیه این ادّعاها در مکاتباتی که میان منصور (دومین خلیفه عباسی) و محمد بن عبدالله (نفس زکیه) از علویان و سادات حسنی ردّ و بدل شده است به‌روشنی به چشم می‌خورد. (2)

آن‌ها حتی در همین راستا، احادیثی را در این زمینه جعل و ترویج می‌کردند و حتی باافتخار تمام حدیث سفینه را از جدّشان ابن عبّاس نقل و بر خود منطبق می‌ساختند. (3)

2. استفاده از شعارهای فریبنده و اثرگذار

در این روش سعی می‌شود با شعارهایی مبهم و کلّی توجه افکار عمومی را به پیامِ از‌قبل هدف‌گذاری‌شده جلب کرده و چیزی، فردی و یا گروهی را با کلمه‌ای پرفضیلت مرتبط ساخته تا مطلبی را بدون بررسی شواهد پذیرفته و تصدیق کنیم.

اقدام ابوالعباس سفّاح در بنای شهری جداگانه برای خویش در الانبار و نام‌گذاری آن به «هاشمیه» (4) و استفاده از القابی همچون «هادی» و «مهدی» توسط خلفای عباسی برای فرزندان خویش که تداعی‌کننده منجی بشریت از اهل‌بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بود و مهم‌تر از همه، بهره‌گیری از شعار «الرّضا من آل محمّد» به‌صورت کلی و مبهم توسط عباسیان و وعده‌های آنان مبنی بر سپردن قدرت به دست فردی نامشخص از اهل‌بیت پیامبر [که بسیاری از مردم و شیعیان علاقه‌مند به این خاندان، نمی‌توانستند به‌خوبی میان معارضان و حکومت اموی تمیز قائل شوند و اساساً تفاوت روشنی بین علویان و عباسیان و یا بنی‌علی و بنی‌عباس وجود نداشت،] (5) همه در راستای توجیه حقوق خاندان عباسی بر اساس زمینه‌های مذهبی و شرعی و نیز بهانه‌ای برای سرکوبی و رقابت با علویان به‌شمار می‌رفت.

3. ایجاد چالش علمی

یکی از مهم‌ترین برنامه‌های خلفای عباسی به‌ویژه مأمون عباسی برای ایجاد یک چالش علمی جدی برای اهل‌بیت علیهم‌السلام، در قالب برگزاری جلسات علمی و مناظره بین آن‌ها و دانشمندان و بزرگان مذاهب و ادیانِ دیگر بود.

 بی‌تردید، در یک مناظره علمی و گفتگو میان بزرگان احزاب یا فرقه‌های مختلف، مردم و مخاطبان می‌توانند با برنامه‌ها، نوع استدلال، نوع چهره، نوع بیان، ژست‌ها، ارتباطات کلامی و در یک‌کلام، با توانایی‌ها، مبانی و سطح دانش شخصیت موردعلاقه خود بیشتر آشنا شوند. چه‌بسا این امر باعث کاهش هواداران و محبوبیت قبلی یکی از طرفین و یا حتی افزایش آن‌ها شود. گرچه مأمون خود یک شخصیت علم دوست و اهل دانش بود، اما هدف وی از بر‌پا کردن چنین جلساتی چیزی فراتر از این بود. او می‌خواست با سوق دادن امام رضا علیه‌السلام به شرکت در این جلسات، تصوّر عامّه مردم را درباره علم خاصِ (علم لدنّی) اهل‌بیت علیهم‌السلام باطل کند. (6) شیخ صدوق دراین‌باره می‌گوید: «مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجّت آن حضرت را به‌وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به دلیل حسد نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود... .» (7) بنابراین مأمون در صورت موفقیت در دستیابی به هدف از پیش تعیین‌شده خویش، می‌توانست مردم را از پیرامون امامان شیعه پراکنده کرده و بدین ترتیب گام بسیار مهمی در خنثی کردن اقدامات خرابکارانه بعدی علویان بردارد.

4. اعتبارزدایی از اهل‌بیت علیهم‌السلام

تا زمانی که مردم و طرفداران یک فرد و یا یک گروه نسبت به اهداف و شخصیت والا و ارزشمند رهبر خود اطمینان و باور داشته باشند، دشمن‌ستیزی و عدم تسلیم‌پذیری آن‌ها در برابر مخالفان و مشکلات همچنان پابرجا خواهد ماند. آنچه می‌تواند مردم را در برابر سختی‌ها و دشمنان سست و ضعیف کند، سلب اعتماد آن‌ها از رهبران و شخصیت‌های محبوبشان است و این در زمان تردید آن‌ها درباره رهبران و شخصیت‌های محبوبشان روی می‌دهد؛ بنابراین طرف مقابل، برنامه‌های تبلیغاتی خود را با این هدف آماده و تنظیم می‌کند و برای این منظور، از فنون مختلفی همچون استهزاء، تهمت، انگ زدن، شایعه و غیره مورد استفاده می‌کند. (8) خلفای عبّاسی با علم به این مسئله، ابتدا سعی می‌کردند تا از طریق فنون تبلیغاتی ویژه‌ای، ابتدا شخصیت اهل‌بیت علیهم‌السلام را مخدوش کرده، اهداف والای آن‌ها را زیر سؤال برده و در مرحله بعد، اهدافی را در راستای منافع شخصی و گروهی و مغایر با منافع مردم برای آن‌ها ترسیم کنند.

تلاش وافر متوکّل عباسی برای شرکت امام هادی علیه‌السلام در مجالس بزم و شراب (9) و نیز وادار کردن امام به پوشیدن لباس فاخر و حرکت به‌صورت پیاده در کنار وی به‌منظور تحقیر ایشان، (10) یا توطئه مأمون براى نشان دادن دنیاگرایى امام جواد علیه‌السلام به مردم، (11) همه با هدف ایجاد شک و تردید در مردم نسبت به ائمّه علیهم‌السلام و قداست زدایی و کاستن از محبوبیت ایشان انجام می‌گرفت.

5. تحریف و تقطیع پیام

از دیگر حربه‌های تبلیغاتی برای خارج ساختن رقیب از میدان، استفاده از تفاسیر غلط، نابجا و غیرواقعی و عامدانه از یک خبر است. به‌این‌ترتیب که دستگاه‌های تبلیغاتی ابتدا یک خبر خام و کلّی را مطرح کرده و سپس با توجه به کلّی بودن و فراگیری گسترده آن، تفاسیر غلط و غیرواقعی‌ای را در جهت منافع خود منتشر می‌کنند درحالی‌که اگر همین خبر با جزئیات و بدون بهره‌برداری منفی انعکاس یابد، دیگر نمی‌تواند به‌عنوان ابزار ضدّ علویان به شکل تبلیغاتی سوء، قلمداد شود.

عباسیان نیز از همین شیوه تبلیغات زیرکانه‌ بهره می‌بردند. آنان می‌گفتند که علویان آن‌چنان حقّی برای خود قائل‌اند که سایر مردم را «عبید» و برده خود می‌دانند. روایاتی که درباره برتری اهل‌بیت علیهم‌السلام یا مفهوم امامت و برتری آن‌ها و نیز آیه «اصطفاء» (12) (برگزیدگی) از خود پیامبر و ائمه شیعه نقل شده بود، از سوی عباسیان مورد بهره‌برداری منفی قرار می‌گرفت.

وقتی‌که شایع شد محمّد بن ادریس شافعی به همراه یکی از علویان در یمن قصد قیام علیه دستگاه خلافت را دارد، هارون‌الرشید وی را به پایتخت احضار کرد. وی در حضور هارون این شایعه را تکذیب کرده و گفت:

 «أ و لیس فی النّاس علویّ الّا و یظنّ انّ النّاس له عبید فکیف اخرج رجلا یرید أن یجعلنی عبدا؛

آیا چنین نیست که علویان مردم را برده خود می‌دانند، در این صورت من چگونه مردی از آن‌ها را بر جنگ بر ضدّ تو عَلَم کنم که خود مرا در صورت پیروزی برده خود خواهد کرد؟»

 هارون با شنیدن این پاسخ، از شافعی خشنود شده و او را خلعت علما پوشانید. (13)

در روایتی، امام رضا علیه‌السلام خطاب به اسحاق بن حسین عباسی ضمن اشاره به شیوع این خبر و تکذیب آن فرمودند:

«من می‌گویم مردم در این‌که اطاعت ما بر آن‌ها واجب است فرمان‌بردار ما و ازنظر دینی موالیان و دوستان ما هستند. این مطلب را حاضران به غائبان برسانند.» (14)

طبیعی است که انتشار این اخبار بی‌پایه و اساس، عده‌ای از مردم ساده‌اندیش را به دوری از علویان وامی‌داشت و این همان سیاستی بود که بنی‌عباس آن را با جدّیت تمام دنبال می‌کرد.

نتیجه:

خلفای عباسی در نزاع با علویان به‌منظور کسب مشروعیت، خفه کردن قیام‌های آنان در نطفه قبل از پدیدار شدن، تحقیر و تخریب چهره رهبران علویان به‌ویژه ائمه اطهار علیهم‌السلام و نیز توجیه اقدامات سرکوبگرانه خود بر ضد آنان در نظر افکار عمومی شیوه تقابلی جدیدی را در دستور کار خویش قرار داد. در انجام این شیوه جدید (جنگ نرم) عباسیان فنون گوناگونی را به اجرا درآوردند. اعتباربخشی، اعتبار زدایی، تحریف و تقطیع پیام، ایجاد چالش علمی و استفاده از شعارهای فریبنده.

اگر استفاده از این حربه‌ها نبود، چه‌بسا عمر دولت عباسی بسیار کوتاه و پرونده آن در همان دوره اوّل بسته می‌شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. اکرامی، محمود، مردم‌شناسی تبلیغات، مشهد، ایوار، 1383 ش، ص 193.

2. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الامم، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387 ق، ج 6، صص 81-84؛ مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، 1409 ق، ج 3، صص 270-274 و 311-312.

3. سیوطی، جلال‌الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق حمدی الدمرداش، بی‌جا، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ اول، 1425 ق، ص 201.

4. حموی، شهاب‌الدین یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995 م، ج 1، ص 457.

5. آقانوری، علی، خاستگاه تشیع و پیدایش فرقه‌های شیعی در عصر امامان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، 1395 ش، ص 169.

6. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، چاپ هشتم، 1384 ش، ص 604.

7. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تحقیق مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، ج 1، ص 152.

8. سبیلان اردستانی، حسن، تبلیغات سیاسی (با رویکرد به فنون تبلیغات)، تهران، نشر مهربان، چاپ اول، 1387 ش، صص 76- 77.

9. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، 1409 ق، ج 4، ص 11.

10. ابن طاووس، علی بن موسی، مُهَج الدعوات، تحقیق ابوطالب کرمانى و محمدحسن کرمانى، قم، دار الذخائر، چاپ اول، 1411 ق، ص 265.

11. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا، ج 4، ص 396.

12. «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ ذُرِّیهً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» آل‌عمران/33-34.

13. ابن اعثم کوفی، ابو محمد احمد، الفتوح، تحقیق على شیرى، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1411 ق، ج 8، ص 377- 378.

14. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 1، ص 187.

موضوع: