برهان آنسلم و اثبات خدا

موضوع: 

آيا برهان آنسلم براي اثبات وجود خداوند كافي است؟

برهان وجودی در آثار «آنسلم» به دو شکل ارائه شده است. او برای اثبات خدا از طریق برهان خلف پیش رفته که مقدمات و نتیجه او چنین است:
1. انسان می تواند تصوری از موجودی که بزرگتر از آن قابل تصور نیست را در ذهن داشته باشد.
2. خدا(یا موجودی که بزرگتر از آنرا نمی توان تصور کرد) در ذهن موجود است ولی بنابر فرض، در خارج موجود نیست.(مدعا)
3. وجود در واقعیت از وجود صرفا ذهنی بزرگتر است.(مقدمه)
4. وجود خدا در واقعیت قابل تصور است.(مقدمه)
5. اگر خدا در واقعیت وجود می داشت، بزرگتر از آنچه هست، می بود.(نتیجه 2و3)
6. این قابل تصور است که موجودی بزرگتر از خدا وجود داشته باشد.(نتیجه 4و5)
7. پس موجودی که بزرگتر از آنرا نمی توان تصور کرد، وجود دارد.(نتیجه 6)

«آنسلم» در شکل دومی که تقریر می کند، بحث وجوب وجود را نیز مطرح کرده و خدایی که اثبات می کند، واجب نیز هست.
از همان زمانی که آنسلم این برهان را ارائه کرد، مخالفانی نیز داشته و البته برخی نیز آنرا قبول کرده و حتی بازسازی کرده اند. متفکرانی مانند دکارت، لایپ نیتز، هگل، مالکوم و پلنتیجا به دفاع و بازسازی این استدلال پرداخته اند اما در مقابل نیز فیلسوفانی مانند آکوئینی، لاک، کانت و جان هیک این استدلال را نپذیرفته و نقد کرده اند.

مهمترین نقدی که بر این استدلال وارد است، خلط بین مفهوم و مصداق یا خلط بین حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی است.
مقدمه؛ اگر موضوع و محمول علاوه بر اتحاد در مصداق، در مفهوم نیز اتحاد داشته باشند، این نوع حمل را «حمل ذاتی اوّلی» می‌نامند. اما اگر اتحاد آن دو(موضوع و محمول) فقط در مصداق باشد؛ ولی در مفهوم تفاوت و تغایر داشته باشند، در این صورت حمل را «حمل شایع صناعی» می‌گویند.
توضیح مطلب:
نقد اساسی این برهان بر مبنای این سوال است: آیا انکار وجود عینی بزرگترین موجود ذهنی مستلزم خلف است؟
چیزی که در نتیجه برهان آنسلم اثبات می شود، غیر از چیزی است که در مقدمات استدلال او آمده است؛ به عبارتی در نتیجه، وجود عینی خدا اثبات شده، در حالی که حد وسط برهان، مفهوم خداست. بر این اساس، خواسته یا ناخواسته، برهان آنسلم دچار مغالطه خلط مفهوم و مصداق شده است.
بنابراین نمی توان از اثبات مفهوم ذهنی خدا به وجود خارجی او منتقل شد و بر این اساس، برهان «آنسلم» مردود بوده و قابل دفاع نیست.

اما این مشکل در برهان صدیقین «ملاصدرا» وجود ندارد، زیرا «صدرا» از وجود واقعی به خدا می رسد نه از مفهوم ذهنی خدا. توضیح مختصر اینکه «صدرا» ابتدا اصیل بودن وجود را مطرح کرده و بعد مسئله تشکیک را ثابت می کند و پس از تمام این مقدمات به نیاز ذاتی معلول به علت می پردازد. بنابراین محوریت برهان صدیقین، مصداق وجود است نه مفهوم آن و بر این اساس، می گوید: موجودی که بالوجدان ما در خارج درک می کنیم، یا ممکن است یا واجب و بدین ترتیب برهان متوجه عالم خارج می شود.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:
1. تبیین براهین اثبات خدا، استاد جوادی آملی، مرکز نشر اسراء
2. بررسی برهان وجودی آنسلم برای اثبات وجود خدا، توحید عبدی، مجله قبسات، پاییز 1385.
3. بررسی برهان وجودی آنسلم، حمید پارسانیا، فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره 23
4. برهان صدیقین در فلسفه ملاصدرا و مقایسه آن با برهان وجودی آنسلم، رضا اکبریان و علی فجر دزفولی، مجله پژوهشهای فلسفی، زمستان 86.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60413&p=892587&viewfull=1#post89...