بیگ بنگ و خالقیت خداوند

موضوع: 

با توجه به اینکه زمان پس از انفجار بزرگ ایجاد شده، آیا می توان از نبود زمان پیش از انفجار بزرگ، خالق نداشتن جهان را نتیجه گرفت؟

مقدمه1؛ در مباحث عقلی، دو نوع حادث و قدیم وجود دارد:
1. حدوث و قدم زمانی: حدوث زمانی آن است که یک چیز پیشینۀ عدم زمانی داشته باشد، یعنی در زمانی نبوده و پس از آن وجود پیدا کرده باشد. قدم زمانی، در مقابل حدوث زمانی و به معنای آن است که یک چیز پیشینۀ عدم زمانی نداشته باشد.
2. حدوث و قدم ذاتی: حدوث ذاتی آن است که شئ پیشینه عدم در ذات خود داشته باشد، بدین معنا که به خودی خود اقتضای وجود نداشته و در نتیجه وجود آن از غیر باشد. قدم ذاتی در مقابل حدوث ذاتی و به معنای آن است که قدیم بالذات، ذاتاً و به خودی خود اقتضای وجود دارد.(1)

مقدمه2؛ منظور از زمان چیست؟
در اصطلاح فلسفی، زمان عبارتست از نوعی مقدار و کمیت متصل و پیوسته که ویژگی آن قرار ناپذیری بوده و به واسطه حرکت، عارض بر اجسام می‌شود.(2) بنابراین زمان بُعدی است که بر مبنای حرکت بر اجسام عارض شده و تا حرکتی نباشد، زمان هم نخواهد بود. البته زمان از نظر ملاصدرا با دیگر فلاسفه تفاوتی بنیادین دارد. چرا که بر مبنای حرکت جوهری، زمان از وجود جوهر انتزاع شده و یک امر تحلیلی خواهد بود. به عبارتی تنها در ذهن است که حرکت، زمان و جوهر از هم تفکیک می شوند، وگرنه در خارج هر سه به یک وجود موجودند.(3) بر هر دو مبنا(پیشینیان و صدرائیان) زمان فرع بر حرکت بوده و حرکت نیز تنها در اجسام مادی جریان دارد. بنابراین مجردات مقید به زمان نخواهند بود.

با توجه به مباحث پیشین که زمان را مقید به ماده و اجسام دانستیم، خداوند متعال خارج از زمان و بلکه حاکم بر آنست. به عبارت دیگر زمان نیز به تبع موجودات مادی که مخلوق او هستند، خلقی از مخلوقات او بوده و تحت سلطه اوست نه اینکه خالق، مقید به زمان باشد. به عبارت دیگر خداوند متعال مقید به هیچ قیدی نیست، بلکه تمامی قیود را او خلق کرده و همگی محکوم و مخلوق اویند نه حاکم بر او.

با این توضیح روشن می شود که از نبود زمان، پیش از انفجار بزرگ، نمی توان نتیجه گرفت که علتی نیز وجود ندارد. چرا که با توجه به توضیحات گذشته مشخص شد، اولا؛ جهان منحصر در مادیات نیست که همه آنها مقید به زمان باشند. ثانیا؛ اصل علیت فراتر از زمان داشتن یا نداشتن چیزی است. به عبارتی زمان، یکی از متغییر های ماده است و با پیدایش چیزی(چه مادی و چه غیر مادی) این سوال که بالاخره علت آن چیست؟ باقی خواهد بود و با نبود زمان منتفی نمی شود.

با این توضیحات روشن می شود که منظور از ازلی بودن خداوند یا قدیم بودن او، قدیم زمانی نیست، بلکه قدیم ذاتی منظور است. بنابراین منظور از قبلیت خداوند به عالم ماده و به تبع آن مهبانگ و خلق عالم ماده، قبلیت زمانی نیست. زیرا قبلیت زمانی نسبت به خود زمان قابل تصور نیست. بلکه قبلیت خداوند نسبت به مخلوقات(اعم از مجرد و مادی) قبلیت رُتبی است، چرا که علت بر معلول از حیث رتبه متقدم است. بر این اساس معنا ندارد که با نفی زمان در مقطعی(مانند لحظه انفجار بزرگ یا قبل از آن) قائل به نبود خالق برای هستی شویم. حتی پیش از یافته های فیزیکی در مورد پیدایش، فلاسفه قائل به وجود موجودات غیر زمانی مانند مجردات بودند که با نبود فرض زمان در آنها، مخلوق خداوند اند. در اینصورت قبل از پیدایش ماده و به تبع آن زمان، هم خالق معقول است و هم مخلوقات غیر زمانی مانند ملائک.
بنابراین مهمترین تکیه استدلال مذکور روی نفی زمان در برهه ای و نتیجه گیری نبود خالق در کل عالم است که این تلازم( بین نبود زمان و نبود خالق) نه قابل اثبات است و نه کسی آنرا اثبات کرده است.
علاوه بر اینکه تقدم زمانی صرفا در ظرف زمان قابل فرض است. به عبارتی بین دو موجود زمانی می توان زمان را برای تقدم و تاخر لحاظ کرد اما بین یک موجود زمانی و یک موجودی که مقید به زمان نیست، معنا ندارد که ملاک زمان باشد. پس زمان تنها در صورتی که بین دو چیز مشترک باشد، قابلیت ملاک قرار گرفتن را دارد.

نکته پایانی: برای اثبات یا نقد مطالب متافیزیکی نمی توان از مباحث فیزیکی بهره گرفت، همانطور که برای نقد و اثبات مطالب فیزیکی نمی توان از مبانی متافیزیکی کمک گرفت. بنابراین بر اساس روش شناسی بحث های علمی، باید دلیل با مدعی تناسب داشته باشد و اگر این سنخیت رعایت نشود، نتیجه را دچار مشکل خواهد کرد.

پی نوشت ها:
1. طباطبایی، محمد حسین، (1422)، شانزدهم، قم، نشر اسلامی، ص231-234.
2. همان، ص269.
3. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1981)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، سوم، بیروت، دار احیاء التراث، ج 3، ص144.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60266&p=889636&viewfull=1#post88...