معاد و اهدای عضو

image: 

حشر انسانهایی که در این دنیا اعضای آنها به دلیل مرگ مغزی اهداء شده، چگونه خواهد بود؟

این مساله در گذشته و به نوع دیگری مطرح شده است؛ بطوری که اگر اجزاء بدن انسانی جزو بدن دیگری شود، مانند اینکه در قحطی کسی از فرط گرسنگی، اعضای انسان دیگری را بخورد یا بعد از مرگش خوراک حیوانات شود. در اینصورت معاد جسمانی شخصی که اعضای بدنش جزو بدن دیگری شده، چطور خواهد بود؟ در گذشته از این سوال یا شبهه به «شبهه آکل و ماکول» تعبیر شده است. اما پاسخ های متفاوتی از گذشته به این سوال داده شده است که برخی قابل پذیرش و برخی پذیرفتنی نیستند. در این بین متکلمان مهمترین پاسخی که به این شبهه داده اند برمی گردد به تفکیک بین اعضاء اصلی و غیر اصلی. از نظر آنها اجزای اصلی چیزهایی‌اند که واقعیت و حقیقت انسان به آنها بستگی دارد. این اجزا به گونه‌ای هستند که اگر هم احیاناً خوراک انسان دیگر شوند، هرگز جزو بدن او نمی‎شوند یا به صورت اجزای اصلی او در نمی‎آید. اما اجزای زاید یا غیراصلی آنهایی هستند که حقیقت انسان به آنها بستگی ندارد و همواره تغییر و تحول می‎پذیرند. بنابراین اگر اعضای انسان جزئی از بدن شخصی دیگر گردد، اجزای زاید یا غیراصلی خواهد بود. بنابراین در روز رستاخیز آنچه محشور می‎شود، انسانی است که از اجزای اصلی تشکیل یافته است.(1) البته این دیدگاه با نقدهایی روبرو است، چرا که سلولهای بدن انسان در حال تغییر بوده و با انتقال به بدن دیگری، مسلما جزو بدن او شده و پس از مدتی یا تبدیل به نیرو شده و یا از بدن او به شکل فضولات خارج خواهد شد. سپس به صورت مواد خاکی درآمده و جزو مواد تشکیل دهنده بدن دیگری خواهد گردید. از این جهت ماده ثابتی به نام ذرات اصلی-که متکلمان مدعی آن هستند- در بدن نداریم.(2) فلاسفه در پاسخ به این سوال راه دیگری را پیموده اند، از نظر آنها حقیقت انسان به نفس و روح اوست نه جسمش. بنابراین انسان حتی پس از مرگ و با پوسیدن بدن دنیایی اش، با بدنی برزخی در سرای دیگر به زندگی خود ادامه می دهد و این بدن را در اصل، روح او با توجه به اعمال این دنیایی اش بوجود می آورد. در همین دنیا هم با تغییر و جا به جایی سلولهای بدن، حقیقت انسان واحد بوده و تا آخر عمر «منِ واحد» انسان حفظ می شود. بنابر این دیدگاه دیگر لازم نیست همین بدن دنیایی برگردد بلکه چون حقیقت انسان به روح اوست، بدنی مانند بدن همین دنیا برای بازگشت کافی است.(3) البته با توجه به تجسم اعمال انسان، گاهی تغییراتی نیز در این بدن بوجود خواهد آمد که یا آنرا در آخرت زیباتر یا زشت تر خواهد نمود. در هر حال با این پاسخ، اشکال مذکور از ریشه ویران می شود، زیرا اصلا این بدن دنیایی برنمی گردد تا اشکال شود پس اعضائی که جزو بدن دیگری شده اند، چه خواهند شد؟ بنابراین چون حقیقت و هویت انسان به روح اوست و همین روح است که سازنده بدن برزخی اوست، در آخرت نیز همانند برزخ، بدنی شبیه بدن دنیوی تشکیل شده و روح به آن تعلق می گیرد. بدین ترتیب اصل اشکال ریشه کن خواهد شد.

پی نوشت ها:

1. حلى، حسن بن یوسف، (1382)،كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد قسم الالهيات، تعلیقه آيت الله سبحانى‏، دوم، قم، مؤسسه امام صادق(علیه السلام)، ص406. 2. شریعتی سبزواری، محمد باقر، (1378)، معاد در نگاه عقل و دین، سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 250. 3. صدر المتالهین، محمد بن ابراهیم، (1981)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، سوم، بیروت، دار احیاء التراث، ج 9، ص 190 -191.

http://http://www.askquran.ir/showthread.php?t=59724&p=881413&viewfull=1#post88

موضوع: