رشد و گسترش اسلام

موضوع: 

برای پیشرفت یک عقیده لازم است با بحث علمی و یا شیوه نظامی پیش رفت، با توجه به اینکه مردم صدر اسلام از نطر علمی ظرفیت بحث علمی را نداشته و نیز مسلمانان از نظامی ضعیف بودند، چگونه اسلام رشد و گسترش یافت؟

در پاسخ به این پرسش شما، عرض می شود:
اولا: انحصار در دو مورد بحث علمی و نظامی کامل نیست. موارد دیگری نیز در پیشبرد یک عقیده نقش دارند.
ثانیا: استدلال علمی، نسبی است. بنا نیست در حد مسائل کلان فلسفی امروزی بحث شود که مردم آن زمان از آن بی بهره باشند، بلکه تطبیق آموزه های اسلامی با آنچه در آن روز به نام دین به خورد مردم داده می شد، بر کمترین سطح جامعه از نظر فکری قابل فهم بود. مثلا اینکه زنده به گور کردن دختران کار بدی است نیاز به مباحث عمیق فلسفی ندارد بلکه برانگیخته کردن فطرت همان انسانهای جاهلیت نیز کافی است.
ثالثا: قدرت اقتصادی نیز نسبی است. بنا نیست در حد پادشاهان زمان قدرت اقتصادی باشد. مال التجاره حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که در خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) قرار گرفت به اندازه ای بود که احتیاج به این مقوله را در سال های اولیه اسلام برطرف کند.
رابعا: قدرت نظامی نیز اگر چه پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آن برای تبلیغ استفاده نکردند بلکه برای جنگ های دفاعی و از بین بردن تهدیدات استفاده نموده اند، نیز به اندازه ای بوده است که قبایل مختلف عرب در شبهه جزیره عربستان را رام نموده باشد و موانعی که آنان در مسیر تبلیغ اسلام انجام می دادند مرتفع نماید.

اگر منظورتان سال های اولیه بعثت است، عوامل مختلفی در آن نقش داشتند؛ از جمله:
یک: پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا سه سال پس از بعثت تنها به دعوت مخفیانه پرداختند(1) و تعدادی کمی در این مدت به اسلام گرایش پیدا کردند. این افراد با تبلیغ چهره به چهره سوق به اسلام پیدا کردند. بدیهی است عوامل مختلفی از جمله همان برهان علمی و اخلاق پسندیده و نیز شخصیت شناخته شده پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این گرایش سهم اصلی را داشتند.
پس از آنکه دستور دعوت عمومی صادر شد، پیامبر(صلی الله علیه وآله) همچنان به دعوت ادامه دادند و همان عوامل قبلی در جذب مشرکین به سوی اسلام موثر بود.

مخصوصا سیره شخصی حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)، خلق و خو و سیره و طرز رفتار، نوع مدیریت و رهبری حضرت، یکی از عوامل اصلی نفوذ و توسعه اسلام است.(2)
در اینجا تنها به بعد اخلاقی و نوع طرز معاشرت ایشان اشاره می‎کنیم که عامل مهم نفوذ و گسترش اسلام بوده است. به این مهم خداوند نیز در قرآن اشاره نموده آنجا که می فرماید: «به موجب رحمت الهی، تو نسبت به اطرافیان خویش، بسیار ملایم هستی و اگر اخلاق درشتی داشتی از اطراف تو پراکنده می‎شدند.»(3)
نمونه ای از اخلاق حسنه پیامبر(صلی الله علیه وآله) این بود که ایشان در مواجهه با ارباب رجوع عبای خود به زمین انداخت تا شخص تازه وارد بر روی آن بشیند و یا با بردگان غذا می‎خورد.(4)

دو: بیان آموزه های اسلامی و همان بحث علمی در حد مردم آن زمان بود. پیامبر در ایّام حج که مردم از قبیله ‎های مختلف برای زیارت خانه خدا، جمع می ‎شدند، با گفتار خویش آنان را به سوی خدا و اسلام دعوت می ‎کرد و اسلام را به آنان عرضه می ‎فرمود.(5)
پس اسلام با اخلاق نیک پیامبر (صلی الله علیه وآله) و نیز بیان آموزه های اسلام به صورت مستدل و در حد فهم مردم آن زمان توسط پیام آور آسمانی رشد، گسترش و توسعه یافت و پس از اینکه بستر تبلیغ در مدینه بیشتر فراهم شد علاوه بر آن امور، قدرت نظامی دولت جدید التاسیس مدینه باعث شد تا دشمنان در صورت جنگ، با برخورد دفاعی و متقدرانه دولت مدینه مواجه شوند.

منابع:
1. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق،ج ‏1، ص 43،؛ مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق، داغر، اسعد، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، 1409، ج ‏2، ص 275 – 276.
2. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، 1381، چاپ5، ج 16، ص 173.
3. آل عمران: آیه 159.
4. طباطبایی، سید محمد‎حسین؛ سنن‎النبی، تحقیق: حسین استاد ولی، تهران، انتشارات پیام آزادی، 1385، چاپ 3، ص‎49،
5. طبری؛ تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، بیروت - لبنان، دارالفکر، 1407، چاپ اول، ج 2، ص 431.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=58277&p=886679&viewfull=1#post88...