دلیل انواع عذاب و تنبیه

image: 

خداوند به منکرانش وعده عذاب سخت داده است، در جایی فرموده موهای پیشانیش را می کشیم، یا ترسی که اغتشاش فکری و روحی را بهمراه دارد و در درون انسان استرس و رنجش خاطر قرار می دهد. لطفا دلیل نوع تنبیهات خداوند را بفرمایید.

برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم: 1. قرآن کتاب تربیت و هدایت است(1) و به همین جهت، خداوند به منظور تربیت و هدایت انسانها، هم از روش تشویق استفاده می کند و هم از روش تهدید؛ یعنی هم از بهشت و نعمتهای جاودان آن سخن می گوید و هم از جهنم و سختی آن. اساسا روش تربیتی درست نیز این است که هم تشویق نمود و هم تهدید کرد؛ خصوصا این که این تشویق ها و تهدید ها خالی از واقعیت نباشند بلکه نتیجه حتمی رفتار ما باشند. 2. اساسا تهدید کردن به معنای بیان عواقب شوم بدرفتاری ما، منافاتی با رحمت و مهربانی خداوند ندارد، مثلا این که مادری به فرزندش همواره توصیه کند که «اگر با سرعت 140 کیلومتر در ساعت، در شهر رانندگی کنی در معرض تصادف هستی و مصدوم می شوی و یا می میری» را نباید به این معنا گرفت که این مادر بدبین است و یا همواره به دنبال تهدید و ترساندن فرزندش می باشد و یا فرزندش را دوست ندارد و غیره. روشن است که مادر به خاطر عشقی که به فرزند دارد او را از عاقبت این کار می ترساند. بنابراین، تهدید به عذاب نیز از این سنخ است. در واقع هشداری است به سوی مردم که مراقب اعمال خود باشید و طوری زندگی کنید که عاقبت شما آتش جهنم نباشد. 3. از منظر قرآنی، عذاب جهنم، تجسم اعمال اختیاری آدمی است، مثلا به این آیات بنگرید: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ»؛ هر كسى در گرو كارى است كه كرده است(2)؛ «وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْها»؛ و هيچ كس كارى نكند مگر آنكه بر عهده خود اوست(3)‏؛ «وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى‏ نَفْسه وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»؛ و هر كه گناهى كند همانا به زيان خويشتن مى‏كند، و خدا دانا و با حكمت است.(4) 4. در تبیین این مطلب قرآنی گفتنی است که اعمال و صفات نفسانی، همچون دیگر حقایق عالم، در موقعیت های گوناگون دارای ظهور و آثار گوناگون هستند؛ مثلا آثار آب یا جسم مرطوب در سه موطن خارج، خیال و عقل به سه صورت متفاوت بروز می کند: چنان که اگر جسم نمناکی را روی ماده خشک نم پذیری بگذارند، آن ماده رطوبت می پذیرد و به شکل های گوناگون در می ­آید؛ اگر همین جسم نمناک را روی عضو حسّی، مانند چشم بگذارند بر فرض پذیرفتن صورت، دیگر شکل نمی پذیرد - با این که رطوبت در آن اثر گذاشته و او هم این اثر را پذیرفته است - بلکه صورتی از آن در خیال انسان نقش می­بندد. قوه عاقله هم از رطوبت اثر می ­پذیرد، لکن اثر رطوبت بر عقل این نیست که آن را خیس کند یا به آن شکل دهد؛ بلکه عقل، ماهیت رطوبت را به صورت کلی درک می کند. بنابراین یک شیء مرطوب در سه جا، سه گونه اثر می گذارد. از این منظر، همانطور که یک ماهیت مادی (همچون رطوبت در مثال مذکور) در موقعیت های گوناگون دارای آثار و جلوه های گوناگونی است، صفات، نیّات و ملکات انسان نیز در جاهای مختلف، دارای آثار و لوازم مختلف هستند. از این رو اشکالی ندارد که بگوییم، صفات و ملکات انسانی که در این جهان دارای شکل و آثار خاصی هستند در عالم برزخ و قیامت به صورت روح و ریحان یا به صورت مار و کژدم و... ظاهر می­ شوند.(5) 5. پس اگر خداوند آدمی را از عذاب جهنم می ترساند بدین جهت نیست که از رحمت و عطوفت خالی است و درصدد کینه توزی و تسلای خاطر است؛ بلکه از این جهت است که آدمی را از عواقب افعالش آگاه می گرداند: «الْيَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِساب»؛ امروز هر كس در برابر كارى كه انجام داده است پاداش داده مى‏شود؛ امروز هيچ ظلمى نيست؛ خداوند سريع الحساب است.(6) بنابراین، هر کسی هر آنچه را انجام می دهد، نتیجه اش به خودش می رسد و خداوند فقط آدمی را از نتایج اخروی کارش مطلع می سازد و از او می خواهد که راه درست را بپیماید تا به عاقبت خوشی دست یابد: «لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ»؛ (انسان،) هر كار(نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار(بدى) كند، به زيان خود كرده است.(7) 6. بر همین اساس، خداوند منکرانش را به عذاب وعده می دهد چرا که کسانی که از روی تعصب و لجاجت و منافع دنیویشان، حق را می فهمند و در عین حال، تکذیب می کنند، به مرور زمان به صفات و اعمالی سوق می یابند که نتیجه قهری آن صفات و اعمال، عذاب جهنم به شکل های مختلف است. به همین جهت، خداوند که خیرخواه و هدایتگر به خیرات است، خیر و هدایت خویش را شامل کافران کرده و آنها را نیز با ادبیات تهدیدی و تنبیهی، مورد خطاب قرار می دهد تا شاید متنبّه شده و به مسیر حق بازگردند. بنابراین، این ادبیات تنبیهی نیز در راستای همان خیرخواهی و رحمت و هدایتگری خداوند به حقایق است نه از روی کینه جویی و انتقام و تسلای خاطر.

پی نوشت ها:

1. «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين»؛ آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد(بقره/ 2)؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است. 2. مدثر/ 38. 3. انعام/ 164. 4. نساء/ 111. 5. برای مطالعه بیشتر، رک: شیرازی، صدرالمتالهین، العرشیه، انتشارات مولی، صص282-284؛ همو، الشوهد الربوبیه، مرکز الجامعی للنشر، ص329؛ همو، المبدا والمعاد، انتشارات انجمن حکمت و فلسفه ایران، تصحیح استاد آشتیانی، ص412. 6. غافر/ 17. 7. بقره/ 286.

http://http://www.askquran.ir/showthread.php?t=60146&p=887915&viewfull=1#post88

موضوع: