برخورد معصومین با دگراندیشان

موضوع: 

برخورد و رفتار پیامبر(ص) و ائمه(ع) با افرادی که بدون عناد و احتمالا با منطق (منطق خودشان) خدا و دین را رد کردند و در زمان خودشان دگراندیش بیخدا بودند، چگونه بوده است؟

تاریخ درخشان دین مبین اسلام و بالخصوص تشیع و امامان شیعه، نشان از روشنگری ها و هدایت گری های این بزرگواران در تمام عرصه های هدایت گری می باشد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و ائمه عصمت و طهارت، با علم الهی خود در طول تاریخ، هر گونه نیاز هدایتی بشر را پاسخ گفته و تا جایی که طواغیت و دشمنان، مانع از نشر عقاید حقه الهیه نشده به جواب گویی منطقی و هدایت پدرانه گمراهان می پرداختند.
امامان شیعه همه در پی تبیین دین مبین اسلام و هم چنین پاسخ گویی به شبهات و سؤالات گروه ها و قشرهای مختلف اجتماع بوده و برای این کار شاگردانی را تربیت می کردند، تا جایی که امام صادق (علیه السلام) برای هر دسته از سؤالات و شبهات، شاگردانی داشتند که درس ایشان بیش از چهار هزار نفر از این افراد را در خود جای می داد.
مسایل کلامی و شبهات وارده در این باب از جمله مسایلی بود که در طول تاریخ ادیان، مخصوصا دین مبین اسلام، بیشترین استقبال از آن می شد، تا جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای پاسخ به این مسایل، جلساتی ترتیب می دادند و به سؤال افرادی که برای پی بردن به حقانیت دین اسلام به مدینه می آمدند پاسخ می گفتند و حتی مسجد پیامبر محلی بود که افراد با گرایش های مختلف به استماع ادله پیامبر برای اثبات مبانی دین اسلام جمع می شدند و حتی مسیحیان و یهودیان و حتی در سال های آخر اسلام، بعد از نزول سوره توبه، کفار نیز در این مراسم جمع می شدند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) بنا بر دستور قرآن با تمامی گروه ها به نرمی سخن می گفت و حرف آن ها را می شنید و ادله خود را بیان می فرمود و تا جایی که عناد و بی منطقی و لجاجت در کلام آن ها به حد اعلا نمی رسید آنها را تحمل می فرمود و به ارشاد آن ها می پرداخت و با ادله محکم آن ها را قانع می ساخت. قرآن خطاب به پیامبر می فرماید: «اُدْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ‏ بِالَّتِي‏ هِيَ أَحْسَنُ‏»؛ مردم را به راه پروردگارت به وسیله حکمت و اندرزهای نیک و جدال احسن دعوت کن.(1)
پیامبر (صلی الله علیه و آله) به فراخور حال افراد، ملزم به آوردن دلیل محکم علمی و یا موعظه و پند نیکو یا جدال احسن است.
از این مرحله که گذر کنیم برخی از افراد از سر لجاجت و پافشاری بر حرف ناصحیح خود، قصد به انحراف کشاندن بحث را دارند و نه تنها قصد ندارند واقعیت و حقیقت را بدانند و قبول کنند، بلکه قصد دارند با زور و لجاجت، حرف خود را به کرسی بنشانند و بدون هیچ دلیل علمی خود را غالب بدانند؛ قرآن برای این دسته از افراد سوره ای نازل فرموده است: "کافرون"؛ خدا به پیامبر خود دستور می دهد که به این دسته از افراد بگوید که شما به راه خود باشید ما هم به راه خود.
اما اگر باز این دسته اصرار به قالب کردن عقاید خود کردند و نه از راه ادله عقلی و نه از راه رها سازی اعتقادی، شر آن ها دفع نشد؛ قرآن دستور به مباهله با آن ها را به پیامبر داده همان گونه که با مسیحیان نجران به مباهله برخاست و این راه پایانی مبارزه با افراد لجوج علمی است.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی پیرامون مبارزه با مخالفان می فرماید: «با مخالفان بحث کنید و طریق هدایت را برای آن ها بیان نمایید و درباره حقانیت حضرت علی با آنها مباهله نمایید.»(2)
آری اسلام دین منطق و گفتگو است و تا جایی که فرد به لجاجت و الجاء نرسیده باشد باب بحث و گفتگو را باز کرده و بدان دستور داده است و طول تاریخ حیات پر برکت ائمه اطهار (علیهم السلام) گواه این است. ائمه تا جایی که از نظر سیاسی و موقعیت اجتماعی امکان داشته اند به روشن گری و بحث در مبانی دین مخصوصا اصل وجود خدا و توحید و دیگر مبانی پرداخته و اثرات فراوانی از جلسات مناظرات و احتجاجات آن حضرات در کتب تاریخی و روایی ما بر جا مانده است.
زمان حیات امام باقر و امام صادق و هم چنین امام رضا (علیهم السلام) به خاطر فضای باز سیاسی که در این دوره برای ائمه ما رخ داد، مناظرات فراوانی از این ائمه برای ما به یادگار مانده است که مرحوم طبرسی در کتاب «احتجاج»، آن ها را جمع آوری کرده است؛ هم چنین کتاب گرانسنگ «التوحید» شیخ صدوق، که خواندن آن ها برای هر ره جوی حقیقتی، لازم و مفرّح روان خواهد بود.
از آن جمله بحث امام صادق (علیه السلام) با ابو شاکر دیصانی در باب حدوث عالم که موجب مسلمان شدن او شد.(3) و هم چنین مناظره ایشان با ابن ابی العوجاء و هم چنین مناظره امام صادق با زندیق مصری که موجب مسلمان شدن وی و از شاگردان آن حضرت شد.(4) و مانند مناظره امام رضا با راس الجالوت، جاثلیق، رئیس صابئین و... و هم چنین مناظره امام رضا با سلیمان مروزی که از خواندنی ترین این مناظرات است.(5)
نتیجه:
بزرگان دین اسلام مخصوصا پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نه تنها از بحث با صاحبان اندیشه ها و آراء، کناره نمی گرفتند، بلکه از آن ها استقبال کرده و با احترام حرف آن ها را می شنیدند (تا جایی که در تاریخ داریم که چند نفر به خاطر سعه صدر و حوصله امام صادق در بحث، به بر حق بودن ایشان ایمان آوردند) و به نقد و بررسی آن می پرداختند و آن ها را از نظر علمی مجاب می ساختند.

____________
(1) نحل / 125.
(2) بحار الانوار، ج 10، ص 452.
(3) توحید، صدوق، ص 292، باب 42، باب اثبات حدوث العالم، حدیث 1.
(4) همان، حدیث 2 و 4 و... .
(5) همان، ص 417، باب 65.

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=35869&p=604242&viewfull=1#post60...