وجود خدا و مستجاب نشدن دعا؟!

image: 
آیا مستجاب نشدن دعا به معنای نبود خدا و پیامبر است؟

آیا مستجاب نشدن دعا به معنای نبود خدا و پیامبر است؟

اولا؛ استجابت تمام دعاها در این دنیا امری غیر ممکن است؛ چرا که استجابت تمام دعاها به معنای تحقق امور متزاحم است. با این توضیح که در این دنیا خواسته های انسان ها در بسیاری از موارد در تضاد با یکدیگر است مثلا یکی دعا می کند امروز هوا آفتابی باشد و دیگر در همان منطقه دعا می کند امروز باران ببارد و جمع این موارد با توجه به تعداد افراد و دعاهای ایشان ممکن نیست و تزاحم این عالم اجازه چنین چیزی را نمی دهد. بنابراین استجابت تمام دعاها در این دنیا امکان پذیر نیست و برخی مستجاب می شود و برخی نیز به درجه استجابت نمی رسد، اما کدام دعاها مستجاب می شود؟ برای استجابت دعا شرایط مختلفی گفته شده و خصوصیات زمانی، مکانی و شرایط دعا کننده و بسیاری از اوامر در این بحث دخیل هستند.

اما گاهی هم بسیاری از موارد استجابت جمع می شود، مانند اینکه شخصی خودش آدم خوبی است و در مکان و زمان مقدسی هم قرار گرفته ولی در عین حال دعایش مستجاب نمی شود! این امر ممکن است به دلیل مصالحی باشد که ما به علت علم محدود خود، از آنها اطلاع نداریم. خداوند در این زمینه می فرماید: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى ‏داند، و شما نمى ‏دانيد.(1)
بنابراین ممکن است حیات و زندگی یکی از نزدیکان از نظر من امری خیر باشد اما در واقع رفتن از دنیا برای او یا دیگران خیر باشد، مانند اینکه کسی تا مدت معینی ایمان داشته باشد و زنده ماندن بیشتر او باعث از بین رفتن ایمانش شود، در این فرض، زنده بودن او ترجیح دارد یا مرگ او؟ امام جواد(علیه السلام) در دعای زیبایی می فرماید: «بِقُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ مَا عَلِمْتَ الْحَيَاةَ خَيْراً لِي‏ فَأَحْيِنِي وَ تَوَفَّنِي إِذَا عَلِمْتَ الْوَفَاةَ خَيْراً لِي»؛ خدایا به قدرتی که بر تمام خلق داری؛ اگر زندگی برای من خیر است، پس مرا زنده بدار و اگر مرگ برای من بهتر است، پس مرا بمیران. ‏(2) در این حدیث شریف امام، تمام خواسته خود را منوط به علم الهی کرده و خیر را طلب می کند، اگر این خیر در مرگ است، با جان و دل می پذیرد و اگر در حیات و زندگی است، همان را می پسندد.

ثانیا؛ گاهی خیر ما در اموری است که در ظاهر از آن ناخشنود هستیم. اما باید توجه داشت که ما در این دنیا برای امتحان آفریده شده ایم و خداوند متعال ابزار این امتحان را هم در قرآن ذکر کرده است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ ها، آزمايش مى ‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان! (3) تمام این موارد از ترس و گرسنگی گرفته تا مریضی و مرگ، همگی اموری است مشکل و ناملایم با نفس انسان و البته این امتحان برای تربیت انسان و لیاقت او برای بهشت است، چراکه خداوند در پایان آیه می فرماید به صابران بشارت بده که اگر صبر بر مشکلات کرده و جزع و فزغ نکردند، عاقبت نیکویی در انتظار آنهاست. آیت الله مکارم در شرح این آیه می فرماید:
«توجه به اين واقعيت كه همه از او هستيم اين درس را به ما مى ‏دهد كه از زوال نعمتها هرگز ناراحت نشويم، چرا كه همه اين مواهب بلكه خود ما تعلق به او داريم، يك روز مى ‏بخشد و روز ديگر مصلحت مى ‏بيند و از ما باز مى ‏گيرد و هر دو صلاح ما است. و توجه به اين واقعيت كه ما همه به سوى او باز مى ‏گرديم به ما اعلام مى ‏كند كه اينجا سراى جاويدان نيست. زوال نعمتها و كمبود مواهب و يا كثرت وفور آنها همه زودگذر است، و همه اينها وسيله‏ اى است براى پيمودن مراحل تكامل، توجه به اين دو اصل اساسى اثر عميقى در ايجاد روح استقامت و صبر دارد».(4) بنابراین انسان باید در پس این سختی ها، خیرات و منافع را نیز ببیند و با یک دید الهی این مسائل را در جهت اصلاح نفس و تعالی انسان معنا کند.

ثالثا؛ برای اثبات خداوند متعال و وجود رسولانی از سوی او، دلایل مستحکمی وجود دارد و با توجه به اینکه تمام دعاها قابلیت استجابت را ندارد، مستجاب نشدن دعا منافاتی با دلایل اثبات خدا و پیامبر ندارند، چه برسد به اینکه در مقابل این دلایل قرار گیرند. این شبهه در حقیقت از اینجا به وجود می آید که انسان انتظار دارد با ایمان به خدا، تمام دعاهایش مستجاب شود، حتی اگر این دعا تعارضی با خواسته های دیگران داشته باشد یا در مواردی به صلاح او نباشد. در حالی که خداوند متعال دعای مومن را با توجه به مصالح او مستجاب می کند.
از سوی دیگر دعای انسان به هدر نمی رود! و بر اساس روایات یا در این دنیا مستجاب می شود، یا ذخیره ای برای قیامت ماست و یا بلایی را از انسان دفع می کند.(5) بنابراین حتی دعایی که در این دنیا(به دلایلی مانند عدم مصلحت) مستجاب نشده، اولا باعث نزدیکی انسان به خدا شده و ثانیا ذخیره ای برای او در قیامت شده است.

پی نوشت ها:
1. بقره/ 216.
2. كلينى، محمد بن اسحاق،(1407)، الكافي، غفاري، علي اكبر، چهارم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج2، ص548.
3. بقره/ 155.
4. مكارم شيرازي، ناصر،(1374)، تفسير نمونه، اول، تهران، دارالكتب، ج1، ص525.
5. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، (1404)، تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليه و آله، جامعه مدرسين - قم، ص280.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمائید

 

 

موضوع: