زهد و حوری بهشتی؟!

image: 
چرا پاداش زهد در قرآن حوری بهشتی است؟

چرا پاداش زهد در قرآن حوری بهشتی است؟
برخی آیات مرتبط: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فىِ مَقَامٍ أَمِينٍ ... فَضْلًا مِّن رَّبِّكَ ذَالِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»؛ پرهيزگاران در جايگاه امنى قرار دارند، در ميان باغ ها و چشمه‏ ها، آن ها لباس هايى از حرير نازك و ضخيم مى‏ پوشند و در مقابل يكديگر مى‏ نشينند، اين چنين‏ اند بهشتيان و آن ها را با «حور العين» تزويج مى‏ كنيم! آن ها در آن جا هر نوع ميوه‏ اى را بخواهند در اختيارشان قرار مى‏ گيرد، و در نهايت امنيّت به سر مى‏ برند! هرگز مرگى جز همان مرگ اوّل (كه در دنيا چشيده ‏اند) نخواهند چشيد، و خداوند آن ها را از عذاب دوزخ حفظ مى ‏كند، اين فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، اين همان رستگارى بزرگ است!‏(1) «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نَعِيمٍ ... وَ يَطُوفُ عَلَيهمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنهمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ»؛ پرهيزگاران در ميان باغ هاى بهشت و نعمت هاى فراوان جاى دارند، و از آن چه پروردگارشان به آن ها داده و آنان را از عذاب دوزخ نگاه داشته است شاد و مسرورند! (به آن ها گفته مى ‏شود) بخوريد و بياشاميد گوارا، اين ها در برابر اعمالى است كه انجام مى‏ داديد! اين در حالى كه بر تخت هاى صف‏ كشيده در كنار هم تكيه مى‏ زنند، و «حور العين» را به همسرى آن ها در مى‏ آوريم! كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از آنان ايمان اختيار كردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مى‏ كنيم و از (پاداش) عملشان چيزى نمى ‏كاهيم و هر كس در گرو اعمال خويش است! و همواره از انواع ميوه ‏ها و گوشت ها ـ از هر نوع كه بخواهند ـ در اختيارشان مى‏ گذاريم! آن ها در بهشت جام هاى پر از شراب طهور را كه نه بيهوده‏ گويى در آن است و نه گناه، از يكديگر مى‏ گيرند! و پيوسته بر گردشان نوجوانانى براى (خدمت) آنان گردش مى‏ كنند كه همچون مرواريدهاى درون صدفند!(2) در این زمینه چند مطلب بیان می شود: مطلب اول: با توجه به آیات فوق، کاملا روشن است که خداوند در قبال زهد و تقوا در دنیا، صرفا نعمت حوریان بهشتی را قرار نداده است بلکه پاداش تقوای در دنیا، بهشت و نعمت های بهشتی است که یکی از آن نعمت ها، حوری بهشتی است. و در این آیات، این نعمت بطور ویژه و خاص هم بیان نشده تا بگوییم متکلم، به این مورد، نسبت با سایر نعمت ها، عنایت خاصی داشته است. مطلب دوم: شهوت جنسی، قوه و نیرویی است که در نهاد و فطرت انسان قرار داده شده است، و انسان با تقوا، نیامده آن شهوت را نابود کند تا راحت باشد، بلکه آن شهوت همیشه همراه او بوده و او را تحت فشار قرار می داده ولی او آن را کنترل کرده و در برابر وسوسه های شیطان و هوای نفس، مبارزه کرده و خویشتن داری نموده است. لذا رعایت تقوا در این زمینه، اهمیت و ارزش زیادی دارد. مطلب سوم: وقتی بیشتر لغزش ها و انحرافات بشر در این دنیا مربوط به شهوت جنسی است، طبیعی است که قرآن به او وعده آن را در بهشت بدهد و به او بگوید برای خدا در دنیا شهوتت را کنترل کن تا در بهشت، بهتر و بیشتر از آن نصیبت شود. در برابر غریزه قدرتمند شهوت، نمی توان وعده برقراری جلسه دعا و ... در بهشت به او داد، بلکه باید وعده لذت، به او داده شود تا بتواند انگیزه ای برای کنترل شهوت در دنیا باشد. مطلب چهارم: احتمال سمبلیک بودن این وعده ها را نیز باید در نظر داشت. (سمبلیک، نوعی حکایت از یک واقعیت خارجی است) البته سمبلیک بودن به این دو معنا: اول: ممکن است حیث معنوی و ملکوتی این ها مد نظر باشد، بدین معنا که چون ما آن را نمی دانیم و نمی فهمیم، این تعابیر مادی بیان شده تا برای فهم ما آسانتر باشد. دوم: سمبل "ما اشتهت انفس" باشد، یعنی هر آن چه نفس انسان بخواهد به او می دهند: «وَ هُمْ في‏ مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ»؛ آن ها در آن چه بخواهند و مايل باشند به طور جاودان متنعمند.(3) از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در وصف نعمت ها و ثواب های بهشتی، نقل شده که فرمودند: «فِيهَا مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ»؛ در بهشت چيزهایی هست كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر خاطر كسى گذشته‏ است.(4) چه بسا اصلا انسان پس از مردن و کمال یافتن، دیگر به این چیزها راضی نشود، و اکنون که تا حدودی آگاه شده که در عالم چه خبر است، دیگر این چیزها او را قانع نمی کند، لذا به چیز های دیگر و بالاتری راضی شود؛ و خداوند نیز هر آن چه نفس او بخواهد به او عطا فرماید.

______

(1) دخان/ 51 ـ 57.

(2) طور/ 17ـ 24.

(3) انبیاء/ 102.

(4) من لا يحضره الفقيه، ج ‏1، ص 295.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمائید

 

موضوع: