انجمن ها

جدول کلمات متقاطع قرآنی 11

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/23/2018 - 16:41
بسم رب الحسین
با سلام و عرض تسلیت ایام سوگواری شهادت حضرت سید الشهدا (علیه السلام)
جدول کلمات متقاطع قرآنی 11 با توجه به مناسب جاری و ایام محرم تهیه و تنظیم گردیده است. در این شماره جدول، به منظور آشنایی بیشتر با شهدای مظلوم کربلای حسینی، در بخش سوالات، توضیحات نسبتا مبسوطی درباره شهدای مربوطه ارائه گردیده تا از رهگذر حل جدول با این شهدای گرانقدر و عظیم الشان که در مواردی حتی نام آنها هم به گوشمان نخورده است، و نیز نحوه پیوستن به سپاه امام حسین (علیه السلام) و بعضا نحوه شهادتشان بیشتر آشنا شویم لذا توصیه می شود حتی کاربران بزرگواری که مایل به حل جدول هم نیستند حتما پاسخ جدول به همراه سوالات را که در انتهای زمان مقرر در همین تاپیک قرار داده می شود، با دقت مطالعه بفرمایند.
جدول حاضر نسبت به جداول دیگر مفصل تر بوده و از برخی جهات شاید پربار تر باشد.
ضمنا بنا بر نظر کاربران گرامی زمان بارگزاری جداول، همان هفته ای یک بار خواهد بود، لذا پاسخ هایتان را تا پایان روز شنبه هفتم مهر ماه ارسال بفرمایید.
موفق باشید فايل هاي پيوست شده
دسته ها: انجمن ها

بنی صدر گفته بود خفه ام کنند

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/23/2018 - 07:35
تبریز - ایرنا - روزنامه مهد تمدن در آخرین شماره خود مصاحبه ای با عنوان


«واگویه های غریبانه شکارچی تانک ها»



با رزمنده ای که ناجی خوزستان شد، انجام داده است








به نوشته این روزنامه؛ دلتنگی برای جبهه، خواب های شبانه اش را گلگون کرده و حتی دورهمی های گاه به گاه با همرزمان و مرور خاطرات گذشته هم نتوانسته است از حجم دلتنگی اش بکاهد، او همچنان به یاد آن دوران و همرزمان شهیدش روزگار خود را می گذراند.






خس خس گاه و بی گاه ریه ها، تنها رفیق این روزهای اوست که از عملیات الی بیت المقدس برایش به یادگار مانده اند.






«حسنعلی ابراهیمی سعید» یکی از هزارن قهرمان سرزمین مان ایران است که بخش اعظمی از سال‌های جوانی اش را صرف دفاع از مام میهن کرده و حالا بی ادعا و گمنام در گوشه ای از این سرزمین، باقی عمرش را سپری می کند.






متولد 12 خرداد ماه سال 1339 است و دیپلم علوم تجربی دارد. با توجه به علاقه ای که از دوران کودکی به ارتش داشت، در هجدهم آبان ماه سال 1355 به استخدام این نهاد نظامی در آمد.






«ابراهیمی سعید» آموزش دیده هنگ نوجوانان ارتش بود و دو سال و نیم در تهران و شش ماه در شیراز آموزش نظامی دیده و در طول این مدت در شهرهای تهران، شیراز، اهواز و تبریز خدمت کرده و هم اکنون سروان بازنشسته نیروی زمینی ارتش است.






لبخند مهربان روی لبش، آرامش خاصی به چهره اش بخشیده است، از خانواده اش که حرف می‌زند این لبخند پررنگ تر می شود، می گوید: سال 57 ازدواج کردم. سه دختر، یک پسر و پنج نوه دارم، همسری دارم مهربان و فداکار که به اعتقادم بهترین همسر دنیاست.







آن چنان که می گوید از ثانیه های نخست جنگ تحمیلی تا پذیرش قطعنامه 598 یعنی مدت 106 ماه و 16 روز در خط مقدم جبهه حق علیه باطل حضور داشته و در اکثر عملیات های جنوب کشور شرکت داشته و به دفاع از کیان ایران اسلامی پرداخته است.







رزمنده قهرمان سرزمین مان در این ارتباط می گوید: در گردان 283 سوار زرهی خدمت کرده ام و با توجه به اینکه یگان های این لشکر سرزمینی است، لذا زمانی که اتفاقی در منطقه می افتد، باید در آنجا حضور داشته باشد، بر این اساس لشکر 92 زرهی اهواز که متعلق به خوزستان است، در تمامی عملیات هایی که در این منطقه اتفاق می افتاد، شرکت داشت.






او همچنین درباره عملیات هایی که شرکت داشته است، بیان می دارد: از عملیات نصر که 19 دی 59 انجام گرفت تا آخرین عملیات هایی که عراق برای باز پس گیری مناطق خود انجام می داد، شرکت داشتم.





سروان ابراهیمی سعید اضافه می کند: در عملیات های نصر، الی بیت المقدس، حصر سوسنگرد، رمضان، فاو، کربلای 5 و حتی عملیاتی که پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر در منطقه عمومی سوسنگرد اتفاق افتاد، حضور داشتم.







او درباره نحوه اطلاعش از آغاز جنگ تحمیلی در روز 31 شهریور 1359 می گوید: ما در منطقه فکه، روبروی پاسگاه صدام و نزدیک رودخانه دویرج قرار داشتیم و پروازهای شناسایی عراق بر بالای سر ما در حال انجام بودند و همگی بخوبی می دانستیم که عراق قصد حمله به ایران را دارد، جمع شدن یگان ها و انجام مانور در خاک خود، همگی نشان از عملیات داشت.






این سروان بازنشسته ارتش در خصوص میزان آمادگی ایران برای مقابله با عراق در جنگ تحمیلی بیان می دارد: زمانی که عراق به ایران حمله کرد، ما آمادگی کافی برای رویارویی با آن را داشتیم اما از امکانات لازم برخوردار نبودیم، جنگ تحمیلی بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی روی داده بود و ارتش ایران تسویه حساب های کلی داشت و نفرات کاربلد را رها کرده بودند و از طرفی کودتای نوژه در حال انجام بود و اکثر فرماندهان ارتش دستگیر شده بودند.






او اضافه می کند: علاوه بر آن مدت خدمت سربازی از دو سال به 18 ماه کاهش یافته بود بنابراین پادگان ها خالی از سرباز بود و توان اینکه بتوانیم در مرز عراق بایستیم را نداشتیم.






لحظه ای به گوشه ای از اتاق خیره می شود و گویی چیزی را به یاد می آورد و در تکمیل سخنانش با بیان اینکه بنه و فرماندهی یگان ما در منطقه عین خوش مستقر بود، ادامه می دهد: جنگ که شروع شد، ما پس از 48 ساعت قاطی عراقی ها بودیم یعنی دشمن از ما رد شده بود. با استتار پشت درختان بومی منطقه که «گز» نام داشتند، به زحمت خودمان را پس از دو روز به یگان مان رساندیم.






در ادامه می گوید: دو روز از شروع جنگ تحمیلی سپری می‌شد که درگیری شدیدی میان نیروهای ایرانی و عراق در منطقه «عین خوش» آغاز شد، همزمان با آن، بنی صدر، خلخالی، ظهیرنژاد و اعظم طالقانی به منطقه آمدند، علی رغم مقاومت سرسختانه نیروهای ایرانی، بنی صدر دستور یک خیز عقب نشینی را صادر کرد.






سروان ابراهیمی سعید ادامه می دهد: برای ممانعت از این کار، نزد بنی صدر رفتم و به او گفتم؛ «شما خیانت می کنید یا خیانت می کنند؟» بنی صدر بلافاصله بعد از شنیدن این حرف، از یک سرگرد همراه خودش خواست مرا دستگیر کرده و پشت خاکریز خفه ام کند، آن سرگرد هم مرا پشت خاکریز برد اما از من خواست فرار کنم.






رزمنده خستگی ناپذیر دیروز و راوی امروز اضافه می کند: در نهایت به دستور بنی صدر یک خیز یعنی تا پل جسر نادری عقب نشینی کردیم و مقاومت همچنان ادامه یافت و تعداد زیادی از همرزمانم اسیر و یا شهید شدند.






در ادامه می گوید: عراق با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله، قصد عبور از پل جسر نادری را داشت، اگر این اتفاق می افتاد، خوزستان بطور کامل از خاک ایران جدا می‌شد، یگان ما در سمت راست رودخانه در حال گسترش بود و من و همرزمانم هم با سه موشک انداز «تاو» در بالای تپه مستقر بودیم تا مانع پیشروی نیروهای عراقی شویم.





فرمانده گردان از من و دوتن از همرزمانم خواست تا پل جسر نادری را که 60 متر طول داشت با موشک بزنیم و ما همین کار را کردیم ولی اثر نکرد، چون پل فلزی بود.





سرش را پایین می اندازد و ادامه می دهد: پیش فرمانده گردان که برگشتیم، با ناراحتی گفت؛ «حالا که پل منهدم نشد یا باید مقاومت کنید یا تفنگ هایتان را با خودتان به خانه ببرید و خانواده تان را بکشید، چون اگر این عراقی ها به خاک ما وارد شوند، به ناموس مان رحم نخواهند کرد.»





سروان ابراهیمی سعید ادامه می دهد: یک سپاه یعنی چهار لشکر تقویت شده عراق رو به روی ما بود، عراق تمام قدرت خود را جمع کرده بود تا از آن پل رد شود، چنانچه جرات می کردیم به بالای سر خود نگاه کنیم، حداقل پنجاه هواپیما و بیش از سی هلی کوپتر دشمن در حال بمباران منطقه بود و من و دو نفر از همرزمانم در سمت راست پل «جسر نادری» برابر یک سپاه عراق ایستاده بودیم.





با صدای توام با بغض می گوید: در حین انهدام پل، حلقه نامزدی بهترین دوستم، ابوالفضل رجبی شمیرانی که به تازگی نامزد شده بود، شکست، دیدم خیلی ناراحت شد، انگشترم رو درآوردم و از او خواستم تا انگشتر مرا به دست کند که قبول نکرد و گفت؛ «مطمئنم اتفاقی برای من خواهد افتاد، چون دیشب خواب دیده ام.»





لحظه ای از سخن باز می ایستد و قطره اشک گوشه چشمش را پاک می کند و با همان صدای گرفته ادامه می دهد: چند ساعت بعد راکتی به همان جایی که دوستم نشسته بود، اصابت کرد و صدای «سوختم» گفتن دوستم را شنیدم و دقیقا همان جایی که در خواب دیده بود به فیض شهادت نائل شد.





بغض خود را فرو می دهد و اضافه می کند: ابوالفضل بهترین دوستم بود، علی رغم گذشت سالها، وقتی یاد این صحنه می افتم، دلم به شدت به درد می آید.





دقایقی سکوت می کند و در تکمیل سخنانش می گوید: حالا من و یکی دیگر از همرزمانم بنام «مختار کوشکی» مانده بودیم، با هم هماهنگ کردیم و قرار شد به تانک های دشمن اجازه نزدیک شدن به پل را بدهیم و سپس به شکل هلال همه آنها را بزنیم، در این حالت راه برای حرکت سایر تانک ها بسته می‌شد و به ناچار برمی گشتند.






باوجود گذشت سالها؛ تمامی صحنه های حضورش در جبهه را به خاطر دارد، با آرامش خاصی که در چشمان موج می زد، ادامه می دهد: توپخانه ما در حال نابود کردن عقبه دشمن بود و حفاظت از پل به من و کوشکی سپرده شده بود، هفت تانک و نفربر دشمن پیشرو بودند که در همان دو سه دقیقه اول همه آنها را منهدم کردیم و تمامی نیروهای عراقی ناچار به عقب نشینی شدند و مقاومت نیروهای ما شروع شد. اما پل جسر نادری که دشت عباس را به دزفول و اندیمشک وصل می کند، هیچ آسیبی ندید و همچنان سالم و سرپا ماند.





این رزمنده حاضر در عملیات فتح خرمشهر، طی مدت زمان حضورش در جبهه های حق علیه باطل با انهدام 65 دستگاه تانک و تعداد زیادی لودر، بولدوزر و کامیون یکی از رکورداران شکار تانک در جهان است.





آنقدر شیرین و رسا صحبت می کند که متوجه گذر زمان نمی شوم و همچنان با اشتیاق به سخنانش گوش می دهم.





آن چنان که می گوید؛ یکی از تانک های منهدم شده توسط او، در حال حاضر به عنوان یکی از یادگارهای جنگ تحمیلی در پارکی در ورودی «سوسنگرد» گذاشته شده است.





سروان ابراهیمی سعید درباره چگونگی انهدام این تانک می گوید: 28 آبان ماه سال 59 بود و امام خمینی (ره) فرمان آزادی سریع سوسنگرد را صادر کرده بودند، اوایل جنگ بود و عراق در موضع قدرت بود و حملات شدیدی علیه شهر می کرد و طوری برخورد می کرد که انگار قصد دارد، شهر سوسنگرد را با خاک یکسان کند، توپخانه های عراقی پنج تا پنج تا یا به اصطلاح رزمندگان «خمسه خمسه» می‌زدند.





آن چنان با دقت، جزئیات آن روز را تعریف می کند که انگار تنها چند روز از وقوع آن سپری شده است.





او ادامه می دهد: شب عملیات رسید و جنگ وحشتناک و تن به تنی شروع شد، در نوک عملیات تعدادی از نیروهای دکتر چمران به همراه تعدادی از نیروهای ارتشی حضور داشتند و روزگار را برای عراقی ها سیاه کرده بودند، در این حین سرهنگ قاسمی، فرمانده لشکر 92 که به رحمت خدا رفته اند، مرا صدا کرد و از من خواست تا تمامی تانک های داخل شهر را منهدم کنم، به همین دلیل با طلوع صبح، یک تنه به جنگ تانک ها رفتم.






بجز تانک ورودی سوسنگرد که در «عملیات حصر سوسنگرد» منهدم کرده ام، تمامی تانک هایی که زده ام، از بین رفته اند، این تانک حدودا صد متر جلوتر، کنار دیواری کمین کرده بود و به طرف نیروهای ایرانی شلیک می کرد. همین که فرصت مناسبی یافتم، به سمتش شلیک کردم و خوب به یاد دارم که جنازه هر دو سرنشین آن بیرون از تانک افتاد.





رزمنده دیروز جنگ در ادامه می گوید: در طول جنگ همه نوع تانکی منهدم کرده ام، ما این تانک ها را با «موشک هدایت شونده تاو two » منهدم می کردیم که 65 متر تا 3 کیلومتر برد دارد.







به گفته خودش در عملیات رمضان موفق به شکار 6 تانک «تی 72» در کنار هم شده است و از رکوردار جهان محسوب می شود.




با وجود گذشت سالها، همچنان خواب های شبانه اش به تانک هایی ختم می شود که شکار کرده است، خواب لاله های سرخی که او را یاد همرزمان گلگون کفنش می اندازد.





برای لحظه ای چهره اش در هم می رود و می گوید:


«تقریبا هر شب خواب شان را می بینم اما زمانی که خاطرات گذشته را مرور می کنم از لحاظ روحی بهم می ریزم. خواب هایم چون اکثرا با خون همراهند، به رنگ سرخند، همه ما انسانیم لذا آدم کشتن هرچند دشمن هم باشد، ناراحت کننده است.»





خیلی وقت است که دیگر فیلم جنگی نمی بیند، با این وجود همچنان دلتنگ سال های خون و حماسه بوده و هنوز که هنوز است به یاد آن دوران، روز خود را شب می کند.






با اینکه ریه هایش در عملیات «الی بیت المقدس» شیمیایی شده اما به خاطر برخی مقرارت دست و پاگیر اداری جانباز محسوب نمی شود!




به گفته خودش آنقدر دیر به دیر به مرخصی می رفت که حتی فرزندان کوچکش، او را نمی شناختند و غریبه گی می کردند، با این حال از تمام دلخوشی های زندگی گذشته بود تا ذره ای از خاک وطن به دست اجنبی نیفتد.






سروان ابراهیمی سعید که بعد از جنگ جانشین گروهان پاسدار مرکز آموزش پشتیبانی نیروهای مسلح تبریز و پس از آن فرمانده گروهان آموزشی بوده، هم اکنون بارنشسته شده است، گنجینه بسیاری از خاطرات تلخ و شیرین جنگ در سینه دارد که می تواند به عنوان الگویی رهگشای جوانان امروزی که دوران دفاع مقدس را درک نکرده اند، باشد اما بنا به دلایلی که بیان نمی کند تاکنون خاطراتش را در قالب کتابی گردآوری و منتشر نکرده و تنها به انتشار برخی از خاطراتش در سایت شخصی خود بنام «کهنه سرباز ایران» بسنده کرده است.





سروان ابراهیمی سعید درباره میزان آشنایی جوانان دهه 80 و 90 با فرهنگ دفاع مقدس، با تاکید بر اینکه ایرانی ها همواره غیر قابل پیش بینی هستند، ادامه می دهد: منکر فاصله بین نسل جدید با فرهنگ دفاع مقدس نیستم و معتقدم تبلیغات یک سویه در مورد واقعیت های جنگ تنها دلیل این موضوع است اما از طرفی ایمان دارم اگر خدای ناکرده ایران دوباره تهدید شود، همین جوانان لباس رزم به تن کرده و با تمام توان در برابر دشمنان خواهند ایستاد.





از او که جدا می شوم، چهره آرام اش همچنان مقابل چشمان من است، خدا می‌داند پشت این چهره آرام، چه حرف های ناگفته ای است




منبع:::http://www.ghatreh.com/news/nn444079...86%D9%86%D8%AF
دسته ها: انجمن ها

آیا اعمالی که مستحب است آداب آن واجب هست!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 09/21/2018 - 23:15
سلام
هر عملی آدابی دارد.
اعمال واجب ، قطعا آدابی واجب دارد.
آیا اعمال مستحب، آدابی واجب دارد!؟


هر چه داریم به حول و قوه الهی از برکات یس و آل یس است و بس


راهنمایی فرمایید


متشکریم
دسته ها: انجمن ها

تفاوت قرآن با حدیث قدسی در چیست!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 09/21/2018 - 22:58
سلام
باور داریم که قرآن‌توسط وحی بر پیامبر ص نازل شد.

حدیث قدسی از کجا آمد و چرا آمد و تفاوتش با قرآن در چه و کجاست!؟

هر چه داریم به حول و قوه الهی از برکات یس و آل یس است و بس

راهنمایی فرمایید


متشکریم
دسته ها: انجمن ها

آیا همه سادات از ذریه پیامبر ص محسوب میشوند!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 09/21/2018 - 01:00
سلام
شیعه اعتقاد دارد که ریشه آنها از پیامبر ص و آل اوست و همه شیعه هستند.

اما در جهان ساداتی هستند که نشانه های شیعه در آنها اصلا وجود ندارد!؟
سادات کشور اندونزی که بیشترین سادات در جهان را یدک میکشند.

البته ساداتی هم هستند که اعتقادات دینداران را قبول ندارند.

ما معتقدیم که برکت از بالا می آید و سادات در تشکیل عقیده ما دخیلند.
پیامبر ص فرمود اولاد من را احترام کنید تا در قیامت شما را احترام و شفیع گردیم.

اولاد پیامبر ص چه صفاتی دارند!؟ آیا صرف نام برای قبولیت آنها کافیست!؟


هر چه داریم بحول و‌قوه الهی از برکات یس و آل یس است و‌ بس


راهنمایی فرمایید



متشکریم
دسته ها: انجمن ها

چرا پرچم لثارات الحسین ع سرخ رنگ است!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 09/21/2018 - 00:28
سلام
گویا رنگ ها در مکتب شیعه، بیانگر حالات و اعتقادات بوده!

چرا پرچم‌یا لثارات الحسین ع سرخ رنگ است!؟


هر چه داریم به حول و قوه الهی از برکات یس و آل یس است و بس


راهنمایی فرمایید



متشکریم
دسته ها: انجمن ها

سوالاتی در مورد حضرت ابوالفضل العباس

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - پنجشنبه, 09/20/2018 - 02:01
سلام
چرت پس از شهادت ابوفاضل ع پیکر او به خیمه گاه منتقل نشد!؟


هر چه داریم به حول و قوه الهی از برکات یس و آل یس است و بس

راهنمایی فرمایید


متشکریم
دسته ها: انجمن ها

آیا سُوَيْد بن‌عمرو ع پس از سیدالشهداء ع شهید شد!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - پنجشنبه, 09/20/2018 - 01:58
سلام
طبق روال ، همه شهید شدند تا به امام حسین ع رسید، پس سُوَيْد بن‌عمرو چرا پس از امام حسین ع شهید شد!؟

هر چه داریم بحول و‌ قوه‌ الهی از یس و آل یس است و بس

راهنمایی بفرمایید

متشکریم
دسته ها: انجمن ها

سوالی از عذاب قوم لوط

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 09/19/2018 - 20:17
سلام

چرا وقتی لوط و خاندانش از شهر بیرون رفتند خداوند به آنها دستور می دهد که موقع عذاب قوم لوط نباید به پشت سرشان نگاه کنند و همچنین آیا خیانت همسر لوط نگاه به پشت سر خود بود؟
دسته ها: انجمن ها

چه‌ موقع به‌ فهم مشیت الهی خواهیم رسید!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/16/2018 - 21:57
سلام
ما موارد زیادی را دیدیم، تجربه کردیم، خواندیم که همه خبر از مشیت الهی میدهد و ما با عقل های خود ، قبول نمیکنیم که چرا!؟ آخر چرا باید چنین شود یا چنان باشد!؟ چرا باید این امر صورت گیرد و مصیبت ها یا شادی ها اعمال گردد!؟

آیا روزی بر این مشیت که بنام خداوند نوشته شده، میرسیم!؟

آیا باید اعتماد کرد و مشیت الهی دانست!؟

موارد زیاد است که نه قصد بیان داریم و نه اجازه آن و خیلی ها را هم نمیدانیم، اما برای نمونه رفتن اصحاب امام حسین ع به کربلا جهت شهادت با وجود دانستن و اعتماد به مشیت الهی.

راهنمایی فرمایید،متشکریم
دسته ها: انجمن ها

چگونه وسواسم در حمام را برطرف کنم ؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/16/2018 - 10:48
سلام
جوانی هستم 26 ساله. مرد ، مجرد ، آخرین فرزند از 5 فرزند خانواده که فاصله سنی زیادی با سایرین دارم ، پدر فوت شده ، بهمراه مادرم که حدود 70 سال سن دارد زندگی می کنم.

من حدود 7 8 سال است که به وسواس دچار هستم. از حدود یک سال و نیم پیش شروع به درمان خودم از طریق روانپزشک ، مطالعه کتاب و مقاله و گوش کردن به سخنرانی ها و مشورت با روحانی ها کرده ام.
کتاب وسواس آیت الله مظاهری و همچنین بیخیال درمانی را مطالعه کرده ام. سخنرانی های فراوانی از فاطمی نیا و چند تن دیگر نیز گوش کرده ام. مطالب این انجمن را نیز بسیار خوانده ام.
خوشبختانه از خیلی جهات درمان شده ام . و اصلا قابل قیاس با قبل خودم نیستم . اما هنوز چند مورد دیگر هست که شدیدا آزارم میدهد و با ان در گیر هستم .

درباره این که وسواسی نباید اعتنا کند و هر چیزی را به سود خود بگیرد پیشرفت خیلی خوبی داشته ام اما درباره آب کشیدن و یقین به پیدا کردن به پاکی هنوز پایم می لنگد.

بزرگترین ایرادی که دارم درباره حمام کردن و آب کشیدن خودم در حمام است. خوشبختانه از نظر غسل کردن هیچ ایرادی ندارم و وقتی غسلم نهایتا 1 یا 2 دقیقه طول می کشد.
اما زمان آبکشی من در حمام بسیار زیاد است.
به طور مثال هر موقع که بدنم نجس شده باشد و بخواهم حمام بروم زمانی به طور میانگین 1 ساعت و ربع طول می کشد. که بخش بندی آن به این صورت است :
45 تا 60 دقیقه زمان برای اب کشیدن خود
5 دقیقه غسل
15 دقیقه شستن خودم ، خشکاندن ، پوشیدن لباس

جالب اینجاست که تو باقی موارد وسواسی که داشته ام در خودم از نظر شرعی و منطقی قانع شده ام و راحت کنار آمده ام اما در این باره هنوز منطقم حکم به درستی کار من می کند . با خودم می گوید آب کشیدن درست همین است و سریع تر از این نمیشود انجام داد. اما از آنطرف با خودم می گویم اگر کار من درست است پس ایا سایر مردم هم اینطور هستند ؟

برای اینکه دوستان بهتر بتوانند من را راهنمایی کنند نحوه آب کشیدن خودم را در حمام توضیح میدهم.
فرض را بر این می گذاریم که تمام بدن من از نوک سر تا انگشت پا نجس شده است.
وقتی در زیر دوش قرار میگیرم حداقل 5 دقیقه زمان لازم دارم که تمام بدنم را خیس کنم یا اگر اصل نجاستی هنوز در من است آنرا پاک کنم.
سپس از بالای سر شروع می کنم به صورت چرخشی چندین بار سرم را میگردانم. همین بخش ساده که شاید از نظر سایرین چند ثانیه زمان نیاز دارد برای من تا 5 دقیقه طول می کشد. چون مقدار فضایی که دوش روی من میریزد محدود است و تمامی عرض بدن من را همزمان تحت پوشش قرار نمیدهد. از این رو دائم در این دور زدن با خودم می گویم قطراتی از آب پخش شده که متصل به کر نبوده به بخش نجس بدن و شانه ام خورده و به سمت دیگر پرتاب شده و باز باید بچرخم که دوباره انطرف را هم آب بکشم و باز تکرار این روند .... . به همین راحتی میبینم که چند دقیقه گذشته و من همچنان سرم را مانند فرفره در زیر دوش در حال چرخاندن هستم

خب این مرحله تمام شد. میروم سراغ مرحله دوم.
مرحله دوم شامل آب کشیدن از زیر شانه ها تا پایین کمر است. خود این مرحله هم شامل 2 بخش میشود. بخش اول اب کشیدن دست ها و زیر بغل. بخش دوم آب کشیدن قسمت بالایی بدن یعنی از زیر شانه ها تا پایین کمر.
زمان این دو مرحله چیزی حدود 20 دقیقه طول می کشد. مثلا اول باید دست راستم را کامل و به صورت افقی زیر آب بگیرم . سپس در همان حال که دستم را افقی نگه داشته ام باید به سمت دست چپم بروم و آن را آب بگیرم. پس از آن هر دست را با ارامی و احتیاط بالا بیارم و خودم را در حالتی قرار بدم که اب دوش مستقیما از زیر آرنج تا زیر بغل من را تحت پوشش قرار دهد. همین مرحله را باز باید برای دست دیگرم نیز انجام دهم. ( همین اب زیر بغل را نمی توانم به این صورت انجام دهم که مثلا زیر دوش بایستم و درحالی که آب در حال ریختن بر روی شانه ام است دست دیگرم را زیر بغل خود ببرم و آب را با دستم به آنجا برسانم چون با خودم می گویم در همین حرکت عقب و جلو میشوم و اتصال مستقیم آبی که درام به زیر بغلم میبرم ممکن است قطع شود )
پس از اتمام این بخش نیز هر دو دستم را بالا میگیرم و چند دور زیر دوش چرخ میزنم.
تا همین مرحله چیزی حدود 25 تا 30 دقیقه از زمان گذشته است.
بعد از این مرحله تازه مرحله بعدی شروع میشه که یکی از سخت ترین ها واسه منه. تو این مرحله اول چند بار زیر دوش می چرخم و از کمر به پایین خود را آب میگیرم. بعد با خودم میگم خب الان دور و روی پاهام آب گرفته شد اما بین دوپام و فرج و زیر دستگاه تناسلی آب گرفته نشده که. اول زیر دوش سمت جلوی بدنم را آب میگیرم و با احتیاط اندام تناسلی را بالا و پایین می کنم تا خوب زیر همه جاش اب بره. بعد بر می گردم و از پشتم را تو حالتی قرار میدم که زیر دوش قرار بگیره. باز تو همین مرحله است که یه حرکت وسواسی من تو تکرار می افته . به این صورت که با خودم می گویم الان که من قسمت جلوی خودم را شستم و چرخیدم تا قسمت پشتی را بشورم یکم از آبی که اونطرف بوده و نجس بوده به سمت جلو رفته و باز باید برگردم دوباره سمت جلو را بشورم. وقتی که باز برمگیردم و دوباره قسمت جلو را می شورم باز می گم که دوباره مقداری از این اب از بین دو پا و فرج به سمت عقب رفته و باز باید برگردم که آنطرف را بشورم و باز دوباره ........
گاهی تا چند بار این حرکت تکرار می شود و فقط کافیست که جایی شک کنم که الان آب سرازیر شده از کر برای ثانیه ای جدا شده است. دوباره این مرحله را از اول و با فرض اینکه اصلا کاری انجام نداده ام شروع می کنم. وقتی از این مرحله یقین به پاکی گرفتم باز به حالت چرخشی حرکت می کنم و با دست و نوع حالت قرار گیری زیر دوش تا زانو خودم را اب میکشم. این بخش نیز ( منظور از کمر تا زانو ) چییزی حدود 15 تا 20 دقیقه وقته من را میگیرد. ( تا اینجا شد معمولا جمع زمان من می شود 40 تا 50 دقیقه )

بعد از آن با شلنگی که زیر دوش اصلی است تمام محیط اطراف و حمام را آب می کشم . و بعد از آن پاهای خود را از زانو به پایین. که این بخش زمانی حدود 10 تا 15 دقیقه از من زمان می برد. ( تا این مرحله جمع زمان من میشود 50 تا 60 دقیقه )
الان دیگر خودم را یک آدم پاک میبنیم و شروع به شستتن خودم می کنم.

این پرسه آنقدر خسته کننده و انرژی بر است که انچنان من را خسته می کند که همیشه استرس حمام رفتن را دارم. حتی بعضی اوقات در صورت نجس شدن تا یکی دو روز ممکن است حمام نروم.
در کل بیاد جزء به جزء اندام خودم را آب بگیرم تا از پاک شدن آن مطمئن بشوم.

یکبار با یک روحانی که مشورت کردم گفت خیسی روی بدن حتی درصورت جاری نبودن نیز متصل به کر حساب می شود. گفت شما ابتدا تمام بدن خود را خیس کن. سپس اگر در این حالت فقط به اندازه شیر سماوری روی سر خود را به آب کر وصل کنی تمام بدن تو در همان لحظه پاک به حساب می آید. ( نمیدانم آیا این حرف وی درست است یا خیر ؟ )

لطفا حال من را راهنمایی کنید که چه کاری باید انجام بدهم ؟ چه راهکارهایی برای من پیشنهاد می کنید ؟
یکی از راههای رهایی از وسواس توجه به زمان است. توجه به این که وقتی چیزی را می خواهیم آب بکشیم همان مقدار زمان بگذاریم که یک فرد عادی زمان می گذارد . اگر شما با فرض اینکه تمام بدنتان نجس است چه مقدار زمان لازم دارید که خود را آب بکشید ؟
اصلا فرض کنید من یک فرد مسیحی بوده ام و تازه مسلمان شده ام و میخواهید به او آموزش آب کشیدن خودش را یاد بدهید.
آیا شما فقط به زیر دوش میروید و بدن خود را خیس می کنید و بیرون می آیید ؟ چون کلا من ملاک پاک شدن زیر دوش را از دست داده ام.
دسته ها: انجمن ها

جهاد منتظران در زمان غیبت چیست!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/16/2018 - 08:44
سلام
هر فرقه ای جهادی دارد!
فرقه منتظران چگونه جهادی دارند!؟
اول بفرمایید منتظر کیست و‌چه خصوصیاتی در تشکیل جامعه اسلامی دارد!؟


راهنمایی بفرمایید



متشکریم
دسته ها: انجمن ها

عبیدالله بن حر جعفی که بود!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/16/2018 - 08:42
سلام
امام حسین ع شخصا از او یاری طلبیده بود چندین بار!؟
چرا امام حسین ع اصرار میکرد!؟


راهنمایی فرمایید


باتشکر
دسته ها: انجمن ها

فقط تفسیر حرف بای بسم الله الرحمن الرحیم بود!!

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 09/16/2018 - 00:04
سلام....من یک سوال داشتم نمی دونستم کجا بپرسم....یک روز شخصی دانشمند از کشور دیگه گمونم میاد نزد امام علی (ع) و میگه تفسیر قران را برای من بگو من برم تبلیغ کنم...امام علی اونو میبره خونه ش و از سر شب بصورت دکلمه وار جمله جمله (گمونم با قافیه ) میگه و اون دانشمند محقق می نویسه....اینقد امام علی میگه و اون بنده خدا می نویسه که اذان صبح شد!...بعد اون عالم که چندین جلد کتاب نوشته بود گفت گمان کنم الان من عالمترین دانشمند و مفسر قران هستم!...که امام علی گفت این همه که نوشتی فقط تفسیر حرف بای بسم الله الرحمن الرحیم بود!!....الان من می خواستم بدونم اون متن هنوز موجود هست ببینیم اون جملات چی بوده؟!
دسته ها: انجمن ها

عصا داران در بهشت چه کسانی هستند!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - شنبه, 09/15/2018 - 05:50
سلام
در روایتی پیامبر ص ، به شخصی بنام عبدالله بن انیس، طی عملی که انجام داد عصای خود را هدیه داد و فرمود عصاداران در بهشت کمند.


لطفا اگر روایاتی دیگر در این باره دارید بفرمایید.


متشکریم
دسته ها: انجمن ها

عبدالله بن انیس که بود!؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - شنبه, 09/15/2018 - 05:48
سلام
ایام محرم تسلیت باد

این شخص ( عبدالله بن انیس ) در زمان رسول الله ص میزیسته.

راهنمایی فرمایید


باتشکر
دسته ها: انجمن ها

فرق بغی و زنا در ایات قرآن چیست؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - شنبه, 09/15/2018 - 03:34
سلام ووقت بخیر
یکی از کاربران سوالی مطرح کردن واز کارشناسان درخواست راهنمائی کرده اند
سوال ایشون عینا نقل میشود
باتشکر

نقل قول: فرق بغی و زنا در ایات قرآن چیست؟ بنظر هر دو به یک معنا هستند اما چرا دو کلمه مختلف در قرآن بکار رفته؟

دسته ها: انجمن ها

بهترین روش برای تذکر حفظ حجاب

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 09/14/2018 - 21:36
سلام،دیشب برای گرفتن دارو وارد داروخانه شدم که دیدم یک آقا و دوتا خانم پشت پیشخوان هستند.اما خانم ها هیچکدام حجاب نداشتند،یعنی بطور کل روسری را به دور گردن گذاشته بودن.خیلی خواستم دخترم امام حسین برای همین شهید شد و تذکر بدهم که این شبهای محرم حداقل رعایت کنید اما فکر کردم من با این سن و سال اگر چیزی بگویند خیلی زشت است و خودم را کوچک کردم.البته منطقه ای هم هست که اکثراً همینطور دوست دارند ولی خیلی ناراحت شدم که حتی رعایت من را هم نکردن که حداقل کمی رعایت کنند.البته خریدم را کردم ،آمدم بیرون.اما آنقدر از لحاظ فکری درگیر این مسئله شدم که واقعاً اذیت شدم.چون با توجه به تحصیلاتی که دارم(برنامه نویسی) و با این دانش چرا نمیتوانم با یک تذکر معمولی و دوستانه که تیجه عکس ندهد ،به هدفم برسم؟از این لحاظ خیلی تحت فشار قرار گرفتم .سوال من این است که در این مواقع به چه روشی تذکر بدهیم که تأثیر گذار باشد؟ یا حداقل جلوی دیگران موجب بی احترامی به خودم نشوند؟(میدانید که بعضی با چه الفاظی به تذکر پاسخ میدهند).
ناگفته نماند که خواستم از وصینامه چند شهید در مورد حجاب بگویم یا از بیانات ائمه بگویم ولی مطمئن هستم حتی به پنجاه درصد از خواسته ام نمیرسیدم.
دسته ها: انجمن ها