انجمن ها

عطر زدن سنت پیامبر ص و آل اوست اما ...

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 04/04/2018 - 23:07
سلام

مساله ای که خیلی دوست دارم، پایان بپذیرد.
استفاده از عطر، سنت هست یا خیر!؟

دیگر شکم برطرف شده که استفاده از عطر، همزات الشیاطین را بسیار اذیت میکند و‌ امیدوارم ما از آنان نباشیم. متاسفانه گریبان بسیاری از مذهبی ها را گرفته!!!

روایت دیدیم که عطر زدن پیامبر ص، چنان بود که در گذرگاه او تا سه روز بوی عطر او بود.
در فقه آمده که اگر زنی عطر بزند و بیرون منزل رود، زناکار محسوب میشود.

کاش مساله عطر هم برای جنس مذکر و مونث تفکیک میشد، در همان کتاب حلیه المتقین، خود من در باب گوشواره فکر میکردم شامل مردان هم میشه و شاهدیم که استفاده هم میشه.

عطر زدن یک عمل مستحب هست که برخی ها با استناد به حق، حرام میکنند و بیماری خود را بهانه قرار میدهند.

عطر زدن برای روزه دار هیچ اشکالی ندارد، در حالی که قبلا بعلت اینکه فردی خوشش نمی آمد، اشکال دانست. البته مرد و زن هم دارد.


لطفا تفکیک کنید تا مساله استفاده از عطر برای ما روشن شود و بتوانیم با قاطعیت، راهنمایی کنیم، در مورد مرد و زن.



متشکریم
دسته ها: انجمن ها

آشنايي باپروتز سينه و مواد تشكيل دهنده پروتز سينه

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 04/04/2018 - 22:42
پروتز ها پوششي سيليكوني دارند كه قبلا داخل آن را با سرم نرماسالين پر مي كردند. فايده اين نوع سيليكون آن بود كه جراح مي توانست پوشش سيليكوني را لوله كرده (بدون آن كه داخلش مايعي وجود داشته باشد) و از سوراخ كوچكي كه روي پوست سينه ايجاد كرده بود به داخل سينه منتقل كند و بعد داخل محفظه سيليكوني را از مايع پر كند، اما اشكال اين نوع سيليكون ها اين بود كه بيمار هنگام حركت حس مي كرد داخل سينه اش مشكي وجود دارد كه از آب پر شده و تكان مي خورد كه احساس ناخوشايندي است. اشكال بعدي اين بود كه به مرور زمان ناحيه اي از پوشش سيليكوني چروك خورده و از همان ناحيه پاره و سرم خالي مي شد.


نحوه قرار دادن پروتز ها
از 3 طريق مي توان پروتز سينه را جايگذاري كرد:
– از برش حدود 4 سانتي متري زير سينه كه بسياري از جراحان ازاين برش استفاده مي كنند.
– برش زير بغل
– برش دور هاله سياه





بهترين و كم عارضه ترين روش جايگذاري پروتز سينه چيست؟
بهترين و كم عارضه ترين روش جايگذاري پروتز سينه برش زير سينه مي باشد زيرا جاي اسكار در محل زير سينه محو مي شود و جراح با ايجاد اين برش ديد بهتري پيدا مي كند و بادقت بيشتري مي تواند پروتز را جايگذاري كند. زماني كه قطر هاله دور سينه حدود 3 تا 4 سانتي متر باشد مي توان از برش دور هاله سينه استفاده كرد. برش زير بغل نسبت به برش هاي ديگر كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد.

محل جايگذاري پروتز سينه
پروتز سينه بروي عضله سينه يا زير عضله سينه جايگذاري مي شود. در صورتي مي توان پروتز را در زير عضله سينه جايگذاري كرد كه در قسمت فوقاني سينه قطر بافت سينه بيشتر از 2.5 سانتي متر باشد.


انوع پروتز سينه
– نوع ساليني
– نوع سيليكوني




انواع پروتز سينه، از نظر جنس پروتز ها به دو نوع ساليني و سيليكوني است ، كه در حال حاضر از نوع ساليني (آب نمكي) استفاده نمي شود. بيشتر پروتز هاي سيليكوني در جراحي پروتز سينه كاربرد دارد. زيرا جنس اين پروتز ها به گونه اي است كه بدن آن را دفع نمي كند و همچنين جذب نيز نخواهد شد.


به طور كلي افرادي كه مي خواهند تا سايز سينه شان افزايش يابد، يا به دلايلي دچار تحليل رفتگي شديد سينه شده اند، از افتادگي سينه رنج مي برند و يا تحت درمان سرطان سينه بخشي از بافت سينه شان را از دست داده اند، كانديداي مناسب جراحي پروتز سينه هستند و با انجام عمل پروتز سينه مي توانند، به تناسب اندام برسند.


دقت داشته باشيد تا پس از انجام جراحي، تا مدتي از انجام حركات و فعاليت هاي سنگيني كه منجر به ايجاد درد در قفسه ي سينه مي شود، خودداري نماييد.


در چه افرادي لازم است همزمان با پروتز سينه، ليفت سينه انجام گيرد؟
برخي از افراد كانديداي مناسبي براي جراحي پروتز و ليفت سينه بطور همزمان هستند در صورتي كه ميزان افتادگي سينه شديد باشد و بيمار در كنار رفع اين افتادگي خواستار افزايش سايز سينه هاي خود باشد جراحي ليفت و پروتز سينه همزمان انجام مي گيرد.


آيا پروتز سينه عوارضي هم دارد؟
بله، اين عوارض به دو دسته كوتاه مدت و درازمدت تقسيم مي شوند. از شايع ترين عوارض كوتاه مدت مي توانيم به عفونت اشاره كنيم. به طور كلي ورود هر جسم خارجي در بدن مي تواند احتمال عفونت را بالا ببرد. در درازمدت هم شايع ترين عارضه، كپسولار كانتركچر است. وقتي بافت خارجي درون بدن قرار مي گيرد، بدن يك لايه هم بندي كيسه مانند را به دور آن تشكيل مي دهد و بافت خارجي را درون كيسه اي حبس مي كند.
اين حالت ممكن است باعث شود بافت هاي كلاژني اطراف دچار انقباض شده و پروتز سينه را تحت فشار قرار دهد. شرايط به وجود آمده شكل پروتز را تغيير مي دهد و به دنبال آن شكل سينه نيز تغيير مي كند و بدشكل مي شود. البته درد نيز ايجاد مي شود. پس علامت اصلي در درازمدت، درد و ايجاد نامنظمي در شكل سينه است.
دسته ها: انجمن ها

بلاها و مصائب از دیدگاه اسلام

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 04/04/2018 - 07:46
جهان همواره دستخوش تغییر و دگرگونی است و در واقع مجموعه ای است از خوشی ها و ناخوشی ها،

آسایش و سختی ها، درشتی ها و نرمی ها، پستی ها و بلندی ها و... البته شاید این تنوع و فراز و نشیب

در زندگی برخی افراد، کم و یا بیش تر از دیگران باشد؛ ولی نمی توان کسی را یافت که زندگی او همیشه به

یک صورت و یک نواخت باشد.



سختی ها و بلاها ابعاد مختلفی دارد و برای هر کسی بسته به شرایط زندگی و اجتماعی یا وضعیت روحی،

به گونه ای بروز می کند: بیمار شدن خود یا فرزند و یا یکی از نزدیکان، از دست دادن کسی که با او مأنوس

است، مرگ خویشان و نزدیکان، گرفتاری های مالی، بلاهای طبیعی مثل سیل و زلزله، مشکلات شخصی

همچون ناسازگاری با همسر، غم و اندوه و پریشانی، غربت، تنهایی، ورشکستگی، ترس، اسارت، فقر و

خلاصه هر آنچه بتوان نام بلا و سختی یا مصیبت و ناگواری بر آن نهاد، همگی از دو زاویه قابل مشاهده است.

اگر کسی به مشکلات و مصیبت ها فقط از زاویه جهان مادی نگاه کند، شاید بتواند برای هر کدام دلیلی مادّی

بیابد؛ مثل این که: خشکسالی را معلول نیامدن باران، مریضی به علّت عدم رعایت بهداشت و ورشکستگی را

نشانه ای بر عدم آگاهی از تجارت دانست.

اما از دیدگاه دین مبین اسلام، عوامل متعددی در این حوادث و بلاها اثرگذار مترتب است که علل مادّی، تنها

بخشی از آنها شمرده می شود.


قرآن و ائمه: علل متعددی را برای گرفتاری ها و مصیبت ها ذکر نموده اند که به برخی از آنها اشاره

می شود:

1. آزمایش

یکی از حکمت های بلا این است که خداوند با سختی ها و بلاها بندگانش را آزمایش می کند و در این آزمایش

تنها کسانی که صبر پیشه می کنند پیروز و رستگار هستند. پروردگار متعال می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ

مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ
»؛[1] «قطعاً همه شما را با

چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به

استقامت کنندگان!».

آزمایش الهی برای جداساختن و شناخته شدن راستگویان از مدعیان دروغگو و برای خالص و ناب گرداندن

مؤمنین صورت می پذیرد. «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»[2]؛

«و به تحقیق کسانی که قبل از آنها بودند را نیز امتحان کردیم، پس خداوند هم کسانی که صادق هستند و

هم دروغگویان را مشخص و معلوم می کند.»

موارد زیر از آیات و روایات به دست می آید:

الف. آزمایش های الهی همگانی است و مختص گروه خاص نیست. همه انبیا و اولیای الهی در معرض

آزمایش های الهی قرارگرفته اند. قرآن مجید با اشاره به امتحان عمومی انسان ها می فرماید

«اَحَسِبَ النَّاسُ أنْ یُتْرَکُوا أنْ یَقُولُوا آمَنَّا و هُم لا یُفتَنُونَ»؛[3] «آیا مردم گمان کردند همین که بگویند:

«ایمان آوردیم» به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟»

ب. امتحانات الهی به طرق مختلف صورت می پذیرد، چنانچه حضرت آدم (علیه السلام) با دستور نزدیک نشدن

به درخت ممنوعه، و حضرت ابراهیم (علیه السلام) با امر به ذبح فرزند، و برخی با خیر و شر،[4] مورد آزمایش

قرار می گیرند.

آزمایش الهی برای جداساختن و شناخته شدن راستگویان از مدعیان دروغگو و برای خالص و ناب گرداندن

مؤمنین صورت می پذیرد

در روایت است که امام محمد باقر (علیه السلام) نقل می فرماید: «دو فرشته از آسمان به زمین فرود آمدند،

در بین هوا به هم رسیدند، یکی از آنها به دیگری گفت: برای چه فرود می آیی؟

گفت: خداوند عزّوجل مرا به طرف دریای اهل ایل فرستاده، تا ماهی ای را صید نموده و به یکی از ستمکاران

برسانم، چه آنکه وی از خداوند متعال ماهی این دریا را تقاضا و درخواست نموده است. از اینرو حق جلّ و

اعلی مرا مأمور ساخته، نزد صیّادی که ماهی های آن دریا را صید می کند رفته، و او را به صید ماهی دریای

مزبور ترغیب کنم تا بدین ترتیب، حق عزّوجلّ آن ستمکار و کافر را به منتهای آرزویش برساند.

سپس او به رفیقش گفت: تو برای چه فرستاده شدی؟

گفت: خداوند عزّوجل مرا برای امری عجیب تر از آنچه تو را به آن مبعوث نموده فرستاده است. من مامورم به

سراغ بنده مؤمنش که روزه دار و قائم اللیل است و دعاء و روزه اش در آسمان معروف و مشهور می باشد،

بروم و ظرف غذایی را که وی پخته و برای افطارش آماده کرده واژگون نمایم تا بدین وسیله، آزمایش نهایی ایمان

او صورت گرفته باشد».[5]

ج. صبر و استقامت، استمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی، و توجه به این حقیقت که همه حوادث در پیشگاه

خداوند رخ می دهد و او از همه چیز آگاه است، رمز پیروزی در امتحانات الهی است.

دسته ها: انجمن ها

خاطراتی درس آموز از زندگی مقام معظم رهبری

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 04/04/2018 - 07:24
رفتار قرآنی با بدهکار


حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته در زمان ریاست جمهوری به یکی از کشورهای اسلامی رفتند و ما

به عنوان همراه در خدمت ایشان بودیم . حضرت آیت الله خامنه ای به رئیس جمهور آنجا فرمودند: بدهی ما را

نمی دهید؟ او در جواب گفت: قرآن می فرماید: «فنظرة الی میسرة; به آدم بدهکار مهلت بدهید .» آقا با مزاح

فرمودند: تا اینجا را قبول دارم ولی به شرط اینکه قسمت دوم آیه شریفه را نخوانید که اگر بدهکار توانایی پرداخت

ندارد به او ببخشید; «ان تصدقوا خیر لکم » .



حجة الاسلام والمسلمین قرائتی (تهران)



رهبری آیت الله خامنه ای از منظر امام رحمه الله

زمانی که آیت الله خامنه ای در سفر کره شمالی بسر می بردند، حضرت امام رحمه الله گزارشهای سفر

را از تلویزیون می دیدند . دیدار ایشان از کره، استقبال مردم، سخنرانیها و مذاکرات سفر برای حضرت امام

رحمه الله خیلی جالب بود و امام رحمه الله فرموده بودند: الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند .


حجة الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی رحمه الله




زمزمه عاشقانه با امام رئوف

در یکی از سفرهایی که مقام معظم رهبری به مشهد داشتند، مستقیم به زیارت مشرف شدند . اتاق تاریکی

در انتهای دفتر آقای طبسی است که مشرف به حرم است و پنجره کوچکی دارد که مقام معظم رهبری آنجا

زیارت نامه می خوانند . وقت شام رفتم تا ایشان را برای شام دعوت کنم، دیدم معظم له در حال گریه و زاری

است . بار دوم رفتم، باز دیدم ایشان غرق در توسل است . بار سوم رفتم، باز ایشان را در همان حال دیدم .

ما و نیروهای حفاظت تصمیم گرفتیم، ایشان را از آن حال خارج کنیم; چرا که ممکن بود - بعد از دو ساعت گریه


و زاری - برای ایشان اتفاقی بیافتد . این بار جلوتر رفتم، در را زدم و عرض کردم: دوستان منتظرند تا شما تشریف

بیاورید . آقا همانطور که در گریه و توسل بودند، بلند شدند و زیارت امین الله را شروع کردند . بعد از زیارت و راز

و نیاز عاشقانه، تشریف آوردند .



حجة الاسلام والمسلمین موسوی کاشانی (از اعضای بیت - تهران)
دسته ها: انجمن ها

" مهم ترین زنان در شاهنامه فردوسی "

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 04/04/2018 - 00:19
ارنواز و شهر نواز



ارنواز و شهر نواز که از نزدیکان جمشید پادشاه اسطوره ای ایران زمین هستند، به همسری ضحاک درآمده بودند. پس از قیام کاوه آهنگر و پیروزی فریدون بر ضحاک، او این دو را به ازدواج خود درمی آورد. فریدون از شهرنواز صاحب دو پسر به نام های سلم و تور و از ارنواز صاحب پسر دیگری به نام ایرج می شود. چون این فرزندان به سن رشد می رسند، فریدون تمامی قلمروی خود را میان آنان تقسیم می کند. سلم و تور که به قلمروی ایرج یعنی ایران چشم دارند، برادر کوچکتر خود را به نامردی به قتل می رسانند. این دو برادر بعدها به دست منوچهر فرزند ایرج و به تحریک فریدون کشته می شوند. برخی معتقدند که نام ایران برگرفته از نام ایرج است.




طراوتِ باران

14.1.97
دسته ها: انجمن ها

«خدا همه جا هست» یعنی چه؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - سه شنبه, 04/03/2018 - 03:09
تصوّر عموم مردم و بسیاری از متکلّمان و حکما این بوده و هست که خداوند از همه مخلوقات جداست و چنین نیست که در همه جا حاضر و موجود باشد؛ زیرا می‌پندارند اگر خداوند در همه جا حضور داشته باشد، موجودی جسمانی با طول و عرض و ارتفاع بسیار زیاد یا نامتناهی خواهد بود در حالی که خداوند متعال مجرّد از مکان است.
از این نگاه عالم مانند مخروطی است که طبقه بالای آن فقط متعلق به خداوند است و طبقه زیرین آن مختص به مخلوقات است و خداوند گرچه به همه چیز عالم است، ولی علم او بدین‌گونه نیست که خود او همراه همه چیز و در همه جا باشد بلکه او از مقام عالی خود به مخلوقات ناظر بوده و از ایشان آگاه است.
اما عرفا این اعتقاد رو ندارند بلکه علاوه بر علم وجود خدا را در همه جا حضار میدانندچون در این صورت خدا محدود میشود.
چگونه حضور خدا در همه جا به معنای مکانمند بودن خدا نیست؟ تا همان قول متکلمان و حکا رو درست تر بدانیم؟
دسته ها: انجمن ها

زینب زینب زینب ، کنز حیا زینب

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - دوشنبه, 04/02/2018 - 07:13
سلام

شهادت حضرت زینب کبری س، بر موحدان و یگانه یس و‌ طه ص داران تسلیت باد.

متن ترکی و ترجمه را بهمراه فایل صوتی سلیم موذن زاده‌اردبیلی


متن نوحه ترکی زینب زینب:


زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب


زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب


غم قهرمانی زهرا نیشانی‌ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان


زینب زینب زینب سرگشته دوران آواره طوفان


زینب زینب زینب حفظ عهد و پیمان شیر شه مردان


زینب زینب زینب محبوبه جانان قرآنینه قوربان


زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب


زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب


غم قهرمانی زهرا نیشانی‌ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان


زینب زینب زینب شمشیر دو پهلو دان برنده بیان زینب


زینب زینب زینب قارداش باشونین اوستونده زولفی آراران زینب


زینب زینب زینب صحرای مصیبت ده غمنن قوجالان زینب


زینب زینب زینب قارداش باشونین قانی زولفینده حنا زینب


زینب زینب زینب پیمان حَقَ مظهر قرآنه او لان یاور


زینب زینب زینب حجب و ادبه مظهر شأن و شرف منبر


زینب زینب زینب دائم گوزی قان یاشلی باشینده قارا معجر


زینب زینب زینب زهراسی اولن گوندن آماج بلا زینب


زینب زینب زینب تعبیر رسا زینب تسبیح خدا زینب


زینب زینب زینب محراب عبادت ده تفسیر دعا زینب


زینب زینب زینب پروندۀ خونین شاه شهدا زینب


زینب زینب زینب محکم سوزی اوستونده مردانه دوران زینب


زینب زینب زینب کاخ ستم و ظلمی قل باغلی یخان زینب


زینب زینب زینب چوخ قمچی دگن باشی محمل ده یاران زینب


زینب زینب زینب یولّاردا پرستاری حبُ الاُسرا زینب


زینب زینب زینب سر قافله نهضت اوز نهضتنه قیمت


زینب زینب زینب اولّ ده گورن عزت آخرده چکن ذلت


زینب زینب زینب آغلار گزی غربتده قارداشلارونا حسرت


زینب زینب زینب جان سینه ده سوئلرده وای بخته قرا زینب


زینب زینب زینب هم نایب زهرایه هم دیننه پیرایه


زینب زینب زینب آقزوندا شیرین سوزلر غمنن دولانان وایه


زینب زینب زینب ایستکلی رقیه یینن قبری اولان همسایه


زینب زینب زینب هیچ گور میین عمرینده بیر لحظه صفا


زینب زینب زینب زینب جان نقدنه دین اوسته ارزان ورن زینب


زینب زینب زینب غربت ده اولن یالقوز محتاج کفن زینب


زینب زینب زینب کنز حیا زینب کان وفا زینب


زینب زینب زینب درد آشینا زینب غرق بلا زینب


غم قهرمانی زهرا نیشانی‌ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان
دسته ها: انجمن ها

تفسیر فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ در فرموده حضرت زینب (س)

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - دوشنبه, 04/02/2018 - 05:18
سلام
هرگاه نام زینب س می آید صفاتی از اوصاف مادران بهشتی، یادآور میشود.

گاهی آن جمله معروف حضرت که فرمود ما در کربلا، جز خوبی ندیدیم.

در تحقیقاتم، به تفسیری از حضرت امام رضا ع رسیدم و با توجه به‌موقعیت زمانی، بی ارتباط با کلام حضرت زینب س ندیدم.

لطفا بیشتر و بهتر فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ را معنا کنید تا بیشتر بینش آن بانو را بفهمیم.


متشکریم


دسته ها: انجمن ها

قرآن از دید گاه مشاهیرجهان

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 04/01/2018 - 08:06
1.آلوارو ماچوردوم کومینز:


شاعر و نویسنده ومحقق اسپانیایی می گوید: عده ای از من خواستند بعضی از سورهای قرآن را برایشان

ترجمه کنم من هم سوره توحید را انتخاب کردم که از یگا نگی خداوند می گوید این سوره و موسیقی آن،

آنچنان زیبا بود که برای من بسیار مهم بود. همچنین سوره فاتحه الکتاب را که در باره جهانی بودن خداوند

است، ترجمه کردم. به این ترتیب بود که جهانی بودن و یگانگی خداوند مرا به این نتیجه رساند که این دین

مردمی ترین و منطقی ترین دین برای از بین بردن ناآرامیها و مشکلات جوانان امروزی است



2. توماس کارلایل دانشمند و مورخ مشهور اسکاتلندی :


اگر یک بار به این کتاب مقدس نظر افکنیم، حقایق برجسته وخصایص اسرار وجود طوری در مضامین جوهری

آن پرورش یافته که عظمت و حقیقت قرآن بخوبی از آنها نمایان می شود و این خود مزیت بزرگی است که

فقط به قرآن اختصاص دارد و در هیچ کتاب علمی و سیاسی واقتصادی دیگری دیده نمی شود.



بلی؛خواندن بعضی از کتابها تأثیر عمیقی در ذهن انسان می گذارد؛ ولی هرگز با تأثیر قرآن قابل مقایسه نیست.



3. سدیومستشرق فرانسوی

قرآن مجموعه ای است که آداب و حکم چیزی را فروگذار نکرده است . اساس این کتاب مقدس بر عدل و احسان

و حکمت قرار گرفته و جامعه بشری را به سوی فضایل انسانیت وکمال راهنمایی می نماید. معارف درخشان

اسلام و احکام قرآن موجب سرشکستگی، بلکه کوری چشم عیبجویان و دشمنان اوست . در عظمت این کتاب

مقدس و آورنده آن همین قدر کافی است که بگوییم اعراب وحشی وبادیه نشین را با نداشتن هیچ گونه امتیاز

و داشتن هر گونه رذائل اخلاقی به درجه سعادت، بلکه در ردیف معلمان بشریت درآورده است.



مجله بشارت خرداد و تیر 1385، شماره 53
دسته ها: انجمن ها

عذاب وجدانی که درد دارد !

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 04/01/2018 - 07:56
گاهی اوقات کنترل تلویزیون را که بر می دارم همه شبکه ها را نیم نگاهی می کنم تا می رسم

به شبکه قرآن بعد سریع کانال را عوض می کنم کمی عذاب وجدان می گیرم سریعا توجیه می کنم

که قرآن گوش دادن آداب دارد الان سر و صدا هست بهتر است بعدا در سکوت گوش بدهم بعدا

همیشه با این بهانه مراقب هستم که از شبکه قرآن گذر نکنم که نیاز به دلیل تراشی هم نداشته

باشم .





وقتی گوشی دستم می گیرم نگاه می کنم برنامه های زیادی نصب کرده ام یکی از برنامه قرآنی هم نصب

کرده ام اما نمی دانم چرا هیچ وقت بازش نمی کنم می دانم کلی امکانات دارد ولی همیشه منتظر یک فرصت

مناسب هستم که بنشینم و یک دل سیر قرآن بخوانم و قرآن گوش بدهم. و سال هاست نیت کرده ام که یک

دوره روخوانی قرآن شرکت کنم و دوره ای تفسیر اما توجیهات زیادی دارم مثل نداشتن وقت و ...


نمی دانم چرا اینطور است مسلمانم قرآن را دوست دارم هر ماه رمضان جزء خوانی روزانه را دارم اما همین.


بقیه ایام حتی پیام بازرگانی های شبکه های تلویزیونی را می بینم و برای دقیقه ای شنیدن یا خواندن قرآن

دنبال آداب می گردم .


هزار بار از بیکاری برنامه های گوشی ام را بالا و پایین می کنم و بارها و بارها تلگرام را چک می کنم اما آن

برنامه های قرآنی گویا هرگز قرار نیست باز شود.
دسته ها: انجمن ها

نزول آیه تطهیر در حق اهل کساء به روایت اهل تسنن

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 04/01/2018 - 07:38
مسلم نیشابوری در کتاب خود که از نظر اهل تسنن به همراه صحیح بخاری صحیح‌ ترین کتاب پس از قرآن

است روایت کرده است:

حدثنا أبو بکر بن أبی شیبة ومحمد بن عبدالله بن نمیر (واللفظ لأبی بکر) قالا حدثنا محمد بن بشر

عن زکریاء عن مصعب بن شیبة عن صفیة بنت شیبة قالت قالت عائشة : خرج النبی صلى الله علیه

و سلم غداة وعلیه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علی فأدخله ثم جاء الحسین فدخل

معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علی فأدخله ثم قال إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت

ویطهرکم تطهیرا.

از عایشه نقل شده است که پیامبر صبح زود (بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب) در حالی که عبایی (مرحل:

که کاروان و شتر در حال کوچ بر آن نقش بسته است) از پشم سیاه بر دوش داشت. حسن بن علی

(علیهما السلام) آمد و او را در عبا داخل کرد. سپس حسین (علیه السلام) آمد و با او داخل در عبا

شد. سپس فاطمه (علیها السلام) آمد و او را نیز وارد عبا گردانید و سپس علی (علیه السلام) آمد

و او را داخل عبا گردانید و سپس گفت :

«خداوند اراده فرموده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت برطرف کند و شما را پاک

و مطهر گرداند».


منبع : صحیح مسلم، صفحه ۱۱۳۶، حدیث ۲۴۲۴، چاپ دار طیبة
دسته ها: انجمن ها

"بخشی به یاد ماندنی از کتاب هایی که خواندیم"

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - یکشنبه, 04/01/2018 - 04:18
به نام خداوندِ جان : )

سلام و درود به دوستانِ گرامی
@};-

همراهانِ عزیزِ اهل دل و اهلِ کتاب : ) در این تاپیک مهمترین و جالب ترین قسمت هایی از کتاب هایی که مطالعه می فرمایید رو قرار دهید و قسمت هایی که مد نظرتون هست در حد یک یا چند جمله از متنی که ارسال فرمودید و به نظرتون مفهومی تر هست رو پررنگ کنید تا بیشتر به چشم بیاد .
ممنون از مشارکت و همراهیتون
@};-


طراوتِ باران

11.1.97
دسته ها: انجمن ها

خانه زاد - ویژه نامه مولود کعبه امیرالمومنین علی علیه السلام -روز پدر-و اعتکاف

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - شنبه, 03/31/2018 - 04:29
دسته ها: انجمن ها

تفاوت اختیار ملائکه با اختیار جن و انس

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - جمعه, 03/30/2018 - 09:47
سلام
عیدتان مبارک

در مورد اختیار انس و‌ جن، بحثی نیست.
اما اختیار فرشتگان نوعی تناقض هست، چرا موجوداتی هستند معصوم و بدون اشتباه که بحث اختیار آنها شاید در باب استحباب و مباح باشد نه مکروه و حرام.

در روایات زیادی منقول است که نوعی اختیار یا عدم انجام وظیفه سبب عقابی برای آنها شد، یا اینکه مجادله ای رخ داد که از خداوند داوری از جنس انسان و امیرالمومنین ع را انتخاب کردند.

پس میتوان کمبودی از فرشتگان مشاهده کرد که حکمت الهی در داوری بین آنها از موجودات دیگر شد، شاید امتحان دوباره فرشتگان!!!

میزان اختیار آنها در کدام واجب و محرمات ماست!؟
دسته ها: انجمن ها

مرتبه عنقاء چیست؟

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - پنجشنبه, 03/29/2018 - 22:28
سلام

منظور از مرتبه عنقاء که عرفا از آن اسم میبرند چیست و چه فرقی بین آن و الله هست؟
دسته ها: انجمن ها

تعریف حق از دیدگاه قرآن‌ و‌ سنت

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 03/28/2018 - 20:57
سلام

اگر حقی ضایع شد، رفتار اسلامی در قبال آن چگونه است!؟

فسادی که از حق نشناسی بروز میکند متوجه کیست!؟

رفتار غالب و‌ مغلوب در حق چگونه است!؟




متشکریم
دسته ها: انجمن ها

حقیقتِ شدید القُوی

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 03/28/2018 - 20:53
سلام به همه شما عزیزان.
من در این مورد که شدید القوی، همان جبرئیل است، شک داشتم به همین دلیل درباره شدید القوی تحقیقاتی انجام دادم و می خواستم آن را با شما نیز در میان بگذارم تا اگر جایی را اشتباه متوجه شدم به من توضیح دهید که کدام قسمت را درست متوجه نشده ام.
قبل از هر چیز بهتر است که در ابتدا توضیح دهم که چطوری به این فکر رسیدم.

اگر نور خورشید به یک درخت بتابد باعث منفجر شدن آن درخت نمی شود اما اگر برقِ آسمان یا همان صاعقه به یک درخت برخورد کند احتمالا باعثِ شکلی از انفجار می شود زیرا نورِ خورشید، ملایم است اما برقِ آسمان، دارای قدرتی زیاد است. همچنین باید دقت داشته باشیم که ما در یک آسمانِ صاف و خالی از ابر، نمی توانیم لبه های نورِ خورشید را تشخیص دهیم زیرا اشعه های نور خورشید ، محدود در یک حجم و توده مشخص نیستند بلکه تابش می کنند و پخش می شوند و به زمین و آسمان می تابند اما زمانی که برقِ آسمان یا همان صاعقه به سمتِ زمین می آید ما این برق را محدود در یک حجم و توده مشخص مشاهده می کنیم یعنی ما رشته های ضخیمِ برق را به وضوح مشاهده می کنیم که از آسمان به سمتِ زمین می آیند و نیروی زیادی دارند در واقع ما لبه های آن رشته های ضخیمِ برق که از آسمان می آیند را می بینیم مثلا متوجه می شویم که یک صاعقه با هفت شاخه ی ضخیم از جنس برق به سمت زمین می آید.

مورد بعدی این است که یادم هست که قدیم تر ها به باتری های قلمی که در چراغ قوّه می انداختند تا روشن شود قوّه می گفتند و این قوّه می توانست نوعی برقِ اندک تولید کند تا چراغ قوّه روشن شود.
بعد از چند وقت در سایتِ المعانی که شما نیز همین الان می توانید بهش رجوع کنید مشاهده کردم که یکی از معناهای کلمه قوّه، برق است. و بعد متوجه شدم که قوی، جمعِ قوّه هست و قوی در این حالت به معنای چند تا قوّه است یعنی قوی به معنای چند تا برق است.
از سوی دیگر متوجه شدم که کلمه شدید از ریشه ی شدّ گرفته شده است و شدّ به معنای محکم بستنِ چیزی است.

در اینجا بود که متوجه شدم منظور از شدید القوی، تعدادِ زیادی قوّه ( یا همان تعداد زیادی برق است ) که محکم به همدیگر بسته شده اند. در این جا متوجه شدم که این اشاره به یک توده ی بزرگ از چندین برق می کند که به شدت متراکم شده اند یعنی انگار که یک توده بزرگ متشکل از چندین برق که متراکم شده و محکم بسته شده اند و راه نفوذی ندارند به صورت توده نورانی از آسمان نازل شده و رسولِ الله اون رو دیده است بعد به کلمه معلوم فکر کردم و دیدم در کلمه معلوم، سه حرف ( ع ل م ) وجود دارد و فهمیدم وقتی که می گویند چیزی برایم معلوم شد معنایش این است که حقیقتِ آن چیز را درک کردم و کلمه علم نیز که از سه حرف ( ع ل م ) تشکیل شده است به معنای این است که حقیقت چیزی درک شود.
در اینجا متوجه شدم که شدید القوی باید یک توده متراکم از چندین برق باشد که وقتی از آسمان به سمتِ زمین می آمده در ابتدا بصورتِ یک نقطه نورانی به نظرِ رسول الله رسیده چون فاصله اش در ابتدا با رسول الله زیاد بوده اما هر چه به رسول الله نزدیک تر می شده آنگاه در نظرِ رسولِ الله، بزرگ تر و بزرگ تر می شده یعنی به صورتِ تدریجی ظاهر شده و این اشاره به کلمه نجم دارد.

این گفته می تواند به این موضوع اشاره کند که این توده نورانی می توانسته از آسمان به سمتِ زمین بیاید و در اینجا بود که متوجه شدم الله می فرماید این شدید القوی، ذو مرّة است که اگر کلمه مرّة را از ریشه مرور بدانیم آنگاه این معنا را تداعی می کند که این توده نورانی که از آسمان به سمتِ زمین می آید اجازه عبور و مرور در آسمان را دارد و می تواند از آسمان ها گذر کند و در آسمان ها حرکت کند پس اگر این توده نورانی ، همانطور که الله فرموده، می توانسته در آسمان ها حرکت کند و به سمتِ زمین بیاید پس هم می توانسته از پشت سر رسولِ الله ظاهر شود تا رسول الله او را نبیند و هم می توانسته از روبروی رسولِ الله یعنی از جایی ظاهر شود که در آن لحظه رسول الله داشته به همان نقطه از آسمان نگاه می کرده

بعد متوجه شدم که الله بعد از ذو مرة می فرماید فاستوی، و من متوجه شدم که استوی از ریشه سوی گرفته شده است انگار که آن توده نورانی از سمت و سویی نازل شده که رسول الله داشته به آن نقطه نگاه می کرده در واقع کلمه سوی دارای مشتقات زیادی است که مثلا می توانیم مساوی ، مساواة و تساوی را نام ببریم انگار که سوی دارای معانی عدل و اعتدال است انگار که الله می فرماید شدید القوی باعث شده که رسولِ الله ، این موضوع را درک کند و الله می فرماید که این شدید القوی دارای اجازه عبور و مرور است و در ادامه می فرماید پس هم سوی او ( یعنی هم سوی با رسولِ الله ) قرار گرفته و این در حالی بود که شدید القوی در افقِ بالاتر قرار داشت یعنی درجایی که هنوز رسول الله نمی توانسته او را مشاهده کند به همین دلیل آن توده نورانی بعد از این که از آن فاصله ی زیاد، در راستای مستقیمِ چشمانِ رسولِ الله قرار می گیرد آنگاه از افقِ بالاتر ، به سمتِ رسولِ الله پایین می آید و به افقِ آشکار و مبین می رسد

در اینجاست که رسولِ الله شدید القوی را در افق مبین مشاهده می کند یعنی انگار که رسول الله نقطه نورانی ای را می دیده که به تدریج بزرگتر می شده چون اون توده نورانی به تدریج به رسول الله نزدیک تر می شده اما شدید القوی از یک جای خاصی، دیگر نزدیک تر نمی شود و در همانجا چند لحظه ای در بین زمین و آسمان ثابت و معلق می ماند و در همانجا بود که آنچه را که باید وحی می کرد به سوی رسول الله وحی کرد. در واقع در این چند آیه اصلا درباره ی اینکه در آن لحظات، شدید القوی با رسولِ الله، حرفی زده باشد، مطلبی بیان نشده انگار که شدید القوی در این نازل شدنش فقط چیزی را وحی کرده و دوباره به سمتِ آسمان بالا رفته و احتمالا رسول الله یک نازل شدنِ دیگرِ همین توده نورانی را در چند وقت بعد مشاهده می کند و آنگاه متوجه می شود که به او وحی شده

نکته مهم این است که آن دسته از مردمی که رسول الله این موضوع را برایشان توضیح داده انگار که شدید القوی را می شناختند یا اینکه شدید القوی را دیده بودند زیرا الله می فرماید شدید القوی این درک را به او داده است. با اینحال معلوم نیست که چرا آن مخاطبین، رسولِ الله را انکار می کردند انگار درباره این موضوعی که رسولِ الله برایشان بیان کرده بود، تصورِ دیگری داشتند و منتظر چیزِ دیگری بودند.
دسته ها: انجمن ها

آمده دو نور -ویژه نامه میلاد باسعادت جواد الائمه و حضرت علی اصغر علیهما السلام

مطالب انجمن گفتگوی قرآنی - چهارشنبه, 03/28/2018 - 00:59
دسته ها: انجمن ها

آیه ای درمورد تفاوت وهم و خیال داریم؟!

اسک قرآن - دوشنبه, 03/26/2018 - 08:25
سلام سال نو مبارک :-h

مطلب زیر درمورد وهم و خیال می خوندم آیه ای درمورد وهم و خیال داریم که مقایسه کرده باشه؟!ممنونL-):-h

فرق وهم و خيال در چيست؟




وهم در ادبيات فلسفي در مقابل عقل است. عقل مدرك معاني كليه است مانند علم كلي و دوستي كلي، ولي وهم مدرك معاني جزئيه است، مانند دشمني و دوستي افراد خاص. كار قوه خيال صورتگري است. قوه خيال نيز صور محسوسات را تركيب و تصور مي كند.
توضيح بيشتر:
قوه خيال يکي از مظاهر خداوند است يا دقيق تر، يکي از مظاهر اسماء الهي است، زيرا يکي از اسماء الهي اسم شريف «مصور» است و نفس نيز از طريق خيال، صورتگري مي کند. از اين رو، مي توان گفت قوه خيال مظهر اسم شريف «المصور» است و از آنجا که اسماء الهي حق اند، مظاهر اسماء الهي نيز حق اند و چون اسماء توقيفي اند، يعني نمي شود اسماء لفظي و اسماء عيني را از جاي خويش برداشت چرا که برداشتن آنها موجب خلل در نظام آفرينش است، قوه خيال نيز در جاي خويش نيکو و احسن است و در نظام احسن بايد قوه خيال باشد و نمي شود اين قوه را برداشت (انسان در عرف عرفان، علامه حسن زاده آملي، اصل 12).
کار قوه خيال تصوير دادن معاني و حقايق مدرکه است مثلا نفس مطالبي را از عالم مجردات
مي گيرد و آن حقيقت را به روح مي دهد و روح آن را به قلب داده و قلب آن حقايق را به خيال
مي سپارد و خيال نيز آن حقايق را مبدل به صوري مي کند. مثلا «دشمني» را به شکل مار و يابه شکل سگ صورت مي دهد و «علم» و «رزق» را به شکل آب يا «شير» صورت مي دهد (نگا: معرفت نفس، همو، دفتر دوم، صص 182 - 184، درس پنجاه و نهم).
از طرف ديگر گاه قوه خيال ذات اشياء را مبدل به صورتي مي کند، مثلا ذات جبرئيل را مبدل به صورت دحيه کلبي مي کند و گاه معنايي را در قوه خيال مبدل به لفظي مي کند که آن شخص و اين لفظ را کسي غير از صاحب اين قوه خيال نمي تواند ببيند و بشنود مگر کسي که قوه خيال او در حد قوه خيال آن شخص باشد. مثلا کساني که به پايه جان رسول الله نرسيده اند نه مي توانند جبرئيل را ببينند و نه مي توانند آن صدا را بشنوند (انسان در عرف عرفان، همانجا).
به هر روي قوه خيال در امور دنيوي نيز براي ادراک امور امري ضروري است چرا که حس پس از ادراک محسوسات، داده هاي خويش را به قوه خيال مي دهد و قوه خيال با صورتگري خويش، داده هاي قوه خيال را براي تجزيه و ترکيب و تحليل به قوه عقل مي سپارد، از اين رو اگر قوه خيال نبود راه ادراک عقلي امور مسدود بود.
با توجه به امور سه گانه فوق يعني نقش خيال در تنزل صور ما بعد الطبيعي به جان آدمي و نيز نقش اين قوه در وحي الهي به انبياء و الهام غيبي به معصومان(ع) و نيز ادراک عقلي امور حسي مشخص مي گردد که قوه خيال و تخيلات نقش چشمگيري هم در دين و هم در دنياي آدمي دارد.
براي مزيد اطلاعات توجه به چهار نکته ذيل ضروري است:
الف) اين قوه در صورتي مي تواند کار خويش را به نحو احسن انجام دهد که سالم بماند و سلامت اين دستگاه در پرتو مراقبت و مواظبت و حضور است يعني هر چه انسان مراقب واردات و صادرات اعضاء و جوارح باشد مراقب خوردني ها، گفتني ها و... بوده و جان خويش را به آلودگي ها نيالايد، قوه خيال انسان کار خويش را به نحو صحيح تري انجام خواهد داد. از اين رو، افعالي چون طاعات و عبادات موجب قويتر شدن خيال گشته و صور را صافتر و از آشفتگي ها پيراسته تر به آدمي ارائه خواهد داد و اگر اينچنين نباشد، قوه خيال حقايق را صوري وارونه يا کاذب به انسان مي نماياند، به همين جهت گفته شده است که هر چه مزاج انسان معتدل تر باشد قوه خيال قوي تر بوده و در ارائه صور صادق تر خواهد بود (همان).
ب) کار قوه خيال منحصر به عالم خواب نيست، بلکه در بيداري هم خيال مي تواند فعال باشد. هستند افرادي که تصاوير غيبي را در عالم بيداري مي گيرند يعني قوه خيال آنها معاني و حقايق را در عالم بيداري به صورتي براي آنها متمثل مي سازد.
ج) قوه خيال در انسانها متفاوت است؛ يعني چنانکه ارواح انسان ها درجات و مراتب دارند، خيالات انسانها نيز مراتب دارند، از اين رو، قوه خيال در رسول خدا(ص) قابل مقايسه با قوه خيال در سايرين نيست به همين جهت است که وجود مقدس پيامبر(ص) معانيي را که از عالم غيب گرفته است معصومانه به تصوير مي کشد اما صورت هايي که خيال ما مي سازد يا معصومانه نيست و يا بسيار ضعيف و کم رنگ است.
د) از آنجا که قوه خيال واسطه ميان حس و عقل است، هر چه اين قوه سالمتر و قوي تر باشد در ارائه آن فعل و شأني که به عهده اوست قوي تر عمل مي کند مثلا کسي که ضعف قوه خيال دارد، خواب مي بيند اما خوابش در خارج تحقق پيدا نمي کند يا صوري را در عالم خواب و يا بيداري
مي بيند اما آن صورت تعبير نمي شود. اين بيانگر ضعف قوه خيال است که يا اصلا عمل نمي کند و يا خوب عمل نمي کند.

دسته ها: انجمن ها