شریعت در قرآن و کتاب مقدس

×

پیغام خطا

Notice: Undefined property: stdClass::$comment_count در comment_node_page_additions() (خط 728 در /home/porsemaneq/domains/porsemanequran.com/public_html/modules/comment/comment.module).

دکتر داود کمیجانی
استاد دانشگاه و پژوهشگر ادیان

کاربردی‌بودن شریعت قرآن نسبت به شریعت کتب مقدس

- شریعت کاربردی
- ارزیابی شریعت اوستا
- ارزیابی شریعت عهد قدیم
- ارزیابی شریعت عهد جدید
- ویژگی شریعت قرآن
- کاربردی بودن شریعت قرآن

هر مکتبی ترکیبی از دو دسته تعالیم است. یک دسته، مجموعه‌ای از آموزه‌های هستی‌شناسانه که جهان‌بینی آن مکتب را ترسیم می‌کنند و دیگری مجموعه‌ای از تعالیم اخلاقی که شریعت آن مکتب را تشکیل می‌دهند. این ترکیب جهان‌بینی و ایدئولوژی(شریعت) در هر مکتبی مجموعاً مدعی ارائه مشی صحیحی برای زندگی انسان‌ها به سوی سعادت می‌باشد.

در کل، یکی از معیارهای تعیین‌کننده حیات فرهنگی کتب مقدس در بین پیروان خویش و میزان تاثیرگذاری آن در زندگی آنان، میزان کاربردی‌بودن شریعت آنها می‌باشد. یعنی باید دید، آن شیوه زندگی که شریعت هریک از کتب مقدس ارائه می‌دهند در این برهه از زمان، برای پیروان‌شان قابل استفاده می‌باشد یا خیر؟

در این مقال تلاش می‌شود تا با بررسی چهار کتاب مقدس «اوستا»، «عهد قدیم»، «عهد جدید» و «قرآن» که مورد وثوق خیل کثیری از انسان‌های جهان امروز می‌باشد در دیدی تطبیقی میزان کاربردی‌بودن شریعت ارائه شده در هریک از آنها را نقدی بزنیم.

میزان کاربردی بودن شریعت اوستا

در نسک‌های مختلف اوستا، نوعی دستورالعمل‌های عبادی که ارتباط انسان با اهورامزدا و موجودات مینوی را مشخص می‌نماید، بیان شده است. در این بین توصیه‌هایی مکرر نیز در خصوص نحوه جهت‌گیری مثبت در زندگی و نزدیکی به اَشَه(نیکی) و دوری از دروج(پلیدی) و اهریمن‌صفتی، ارائه شده است.

اصلی‌ترین مجموعه قوانین دینی(شریعت) زرتشتی در نسک «وندیداد» بیان شده است. این شریعت به صورت سلسله سؤال و جواب‌های متعدد شرعی نقل شده که بین زرتشت و اهورامزدا صورت گرفته است. مجموعه این احکام بیانگر سیستم اخلاقی فردی و اجتماعی است که آیین زرتشتی برای انسان ترسیم نموده است. این شریعت و ایدئولوژی طبعاً متناسب با قشربندی اجتماعی و نظام طبقاتی جامعه زرتشتی می‌باشد که سزاوار تأمل است.

بر اساس آنچه از اوستا برمی‌آید، جامعه آرمانی زرتشت دارای سه طبقه است:

اولاً جامعه ایرانی در دوران زرتشت و پیش از آن به سه گروه تقسیم می‌شده است. در سروده‌های زرتشت(گاهان) اسامی این سه طبقه این‌گونه بیان شده است.

1- «نرها» nar که مراد از آن «مردان جنگنده» یا سپاهی بود.
2- «زوتر» zaotarبه معنای «روحانی» یعنی کسی که مأمور اجرای مراسم نذر و قربانی بوده‌اند (و یا کسی که مأمور تضرع و التماس بوده است.)
3- «واستر» vastr به معنای «گله‌بان» که مأمور رسیدگی به گله و حشم در چراگاه است.

البته این طبقه‌بندی اجتماعی، وجه مشترک جوامع هندو- ایرانی در حدود هزاره دوم قبل از میلاد بوده است. (مری‌بویس، 1367، ج1، ص20و21)

بعدها در اوستای نو اسامی این سه طبقه جامعه آرمانی زرتشتی تغییر می‌کند و به اسامی جدیدی نامیده می‌گردند.

1- سپاهی را «رتشتار» rathaestar به معنی «ارابه‌ران» می‌خواندند. نامی که بایستی پس از آشنا‌شدن ایرانیان با ارابه جنگی وضع شده باشد و دیگر «باسار» basar به معنی «سوارکار»، اصطلاحی است که در متون نو اوستایی، دیده می‌شود. البته اسب سواری احتمالاً بسیار بعد، شاید در اوایل هزاره اول پیش از میلاد رواج یافته است.

2- روحانیان را به جای «زوتر» به واژه کلی «آتروان» athrvan یا آتوروان athurvan (در سانسکریت اتروان) نامیدند که ریشه اصلی آن چندان معلوم نیست.

3- چوپان‌ها به نام «واستریوفشویانت» vastryo fusyant به معنی «پرواربند» و گاهی «خواشار» khvasar به معنی «چرادهنده خوب» خوانده شده‌اند. (مری‌بویس، 1367، ج1، ص20و21)

از این طبقه‌بندی مشخص می‌گردد که جامعه آرمانی زرتشتی، حتی سال‌ها پس از روزگار زرتشت نیز، همچنان دارای ساختار کشاورزی- دامداری بوده است و طبعاً احکامی که در شریعت زرتشتی تبیین شده متناسب با نیازهای اقوام کشاورز و دامدار بوده است. این امر در احکام بیان شده در نسک وندیداد کاملاً مشهود است. مثلاً در بخش (فرگرد) سوم بیان می‌شود که بهترین امکنه جایی است که مرد مقدس، هیزم مقدس در دست داشته و آتش، آب، گاو، گوسفند، زن و فرزند و اهل بسیار و علف بسیار، سگ فراوان، چارپایان، چراگاه و اسباب زندگی زیاد و زمین پر آب داشته باشد. (اوستا، وندیداد، فرگرد3)

یا مثلاً در فردگرد 11 مطالبی در مورد آتش، آب، درخت، مرد پرکار، زن زرتشتی، آفتاب و سایر مخلوقات خوب و خواندن دعای تطهیر بیان گردیده است که همگی از مؤلفه‌های جوامع کشاورز و دامپرور می‌باشد. این امر در 90% احکام بیان شده در وندیداد صادق است.

علاوه بر این برخی از این احکام، امروزه حتی در نظر جوامع کشاورز و دامدار نیز قابل قبول و پذیرش نیست. مانند احکامی که در فرگرد هفتم همین نسک بیان شده است. در این فرگرد حکم شده که «ادرار گاو نر از مطهرات است و کثافات مرده مانند بول و منی و سایر اشیا را پاک می‌کند. کسی که مرده حیوانی را نزدیک آتش ببرد برای همیشه نجس می‌باشد. و...»

با این بیان مشهود است که این سیستم اخلاقی و احکام اجرایی در بسیاری از جوامع انسانی کنونی قابل اعتماد و اجرا نیست و اگر هم برخی از احکام آن امکان بهره‌مندی داشته باشد تنها در جوامع کشاورزی- دامداری می‌توان از آنها استفاده نمود و در جامعه‌هایی مانند جامعه شهرنشینی، زمینه‌ای برای اجرای آنها وجود ندارد.
میزان کاربردی‌بودن شریعت عهد قدیم
عهد قدیم مانند کتب مقدس دیگر ادیان، دارای شریعت و سیستم اخلاقی- اجتماعی خاصی می‌باشد. بیش‌تر این شریعت در سفرهای تورات مخصوصاً در قسمت‌هایی از سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه بیان شده است و دیگر کتب مقدس بیش‌تر جنبه تاریخی دارند. اما این شریعت دارای چند ویژگی ساختاری است.

اولاً: در تورات بارها ذکر شده که بنی‌اسرائیل تنها قوم برگزیده خداوند می‌باشد، و یهوه خدای مخصوص آنهاست. تعالیمی نیز که تورات برای آنها آورده تنها مختص آنان می‌باشد. یعنی از آنجا که دین یهودی دینی انحصاری برای قوم بنی‌اسرائیل می‌باشد و غیرجهان‌شمول است شریعت آنها نیز تنها مخصوص قوم بنی‌اسرائیل می‌باشد و بس.

ثانیاً: شریعت تورات بیش‌تر بر آیین عبادی یعنی چگونگی ارتباط بنی‌اسرائیل با یهوه و ترسیم چگونگی آن پرداخته است و به مسائل مبتلابه امروزی انسان، مانند اقتصاد، حقوق مدنی، مسائل اجتماعی و... توجه چندانی ننموده است.

ثالثاً: قسمت‌هایی از شریعت عهد قدیم که به امور اجتماعی و حتی اخلاق فردی می‌پردازد، عمدتاً کلی بیان شده است و مانند اوستا به جزئیات توجهی نکرده است. البته در کتاب‌های دیگری از عهد قدیم مانند کتاب امثال نصایح حکیمانه‌ای بیان شده است که می‌توان آن را حرکتی در جهت ارائه یک سیستم اخلاقی برای انسان دانست.

با این بیان، مشهود است که با توجه به انحصاری بودن این شریعت به قوم بنی‌اسرائیل و نژادی بودن دین یهودی، کاربردی بودن شریعت آن برای دیگر انسان‌ها منتفی می‌باشد. یا بهتر بگوییم از آنها مقبول نخواهد بود و غیر یهود اجازه ندارند که یهودی زندگی کنند.

علاوه بر این گستردگی زندگی انسان و رشد عرصه کارکرد او نیازهایی بسیار وسیع‌تر از این مقدار شریعت را می‌طلبد. هم اکنون یهودیان با استعانت به کتاب تلموذ به برخی احکام اخلاقی و دینی خود آگاه می‌شوند. اما نقصان انحصار همچنان وجود دارد.

میزان کاربردی‌بودن شریعت عهد جدید

شریعت در عهد جدید امری نامفهوم است. باید توجه داشت که مسیحیت از بطن یهودیت پدید آمد و مادر عیسی ناصر(مسیح) مریم صدیقه و معلمانش ذکریا و یوسف همه از یهودیان مومن و بسیار مقید بوده‌اند. حتی مسیح در انجیل صریحاً اعلام می‌دارد: گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات موسی و نوشته‌های سایر انبیاء (بنی‌اسرائیل) را منسوخ کنم، من آمده‌ام تا آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم. (انجیل متی، 5 :‌17)

بنابراین شریعت عیسوی را باید ادامه شریعت موسوی دانست. اما این در صورتی است که شریعتی در انجیل بیان شده باشد. اما در اناجیل، شریعت و احکام دینی مشخصی بیان نشده است حتی در متن آن احکامی در خصوص چگونگی عبادت خداوند وجود ندارد. البته در نامه رسولان و تنها در لابه‌لای نامه‌های پولس یک یا دو حکم مانند‌دینی بیان شده است.

(پولس (سن‌پل) در اولین نامه خود به مسیحیان قرنتس به بیان برخی مسائل شرعی می‌پردازد: منع مراجعه به دادگاه غیرمسیحی، مسائل ازدواج و زناشویی در بین مسیحیان، همچنین بیان امور مربوط به بیوه‌ها و مجردها (باب‌های 6-8)، ترتیب مراسم عبادت (باب14: 39-26)،‌ مسائل اعتقادی مانند مرگ و قیامت (باب) و از همه جالب‌تر بیان حکم «حجاب» است که به زنان مسیحی تأکید می‌کند که باید در مقابل دیگران روسری به سر داشته باشند و اگر نه باید موهای خود را از ته بتراشند. (باب 11: 7-5))

البته چندان معلوم نیست که استناد این احکام چیست؟ یعنی جناب پولس این احکام را از کجا و به چه استنادی بیان نموده است. چون مسلماً این احکام از کلام مسیح یا احیاناً‌ کلام خدای پدر(اب) صادر نشده است. و اگر به استناد کلام مسیح که اذعان نمود تعالیم او ناسخ آیین یهود نیست و احکام یهود همچنان شریعت و حرمت دارند، باز مشکل انحصار‌طلبی و اختصاص احکام دینی به فرهنگ و هویت یک ملت خاص پدید می‌آید، که قابلیت کاربردی‌بودن شریعت مسیحی را به صورت جدی زیر سؤال می‌برد.

علاوه بر این هرچند مسیحیان از قرن چهارم، یعنی در سال 382 میلادی در شورای روم به صورت رسمی شریعت موسوی را پذیرفتند و آن را شریعت دین خود قلمداد نمودند. اما از همان ابتدا در عمل به صورت گزینشی و متفاوت با آنها رفتار نموده‌اند. مانند روز عبادت و استراحت که از شنبه به یکشنبه منتقل شد و یا احکام قربانی‌ها و اجرای اعیادی مانند عید پسه و نمازهای یومیه و برخی احکام دیگر. به هر حال این شریعتی هم که الآن مورد استفاده مسیحیان می‌باشد برآمده از باید و نبایدهای انجیل و یا به طور کلی عهد جدید نیست.

با این بیان مشهود است که شریعتی که در انجیل بیان نشده است سندیتی ندارد و حتی کلام مختصر شریعت‌گونه‌ای که در نامه رسولان بیان شده، آن هم از زبان مبلغین مسیحی که حتی مسیح را ندیده بودند چندان قابل توجه نمی‌باشد و اگر هم شریعت هم جدید را به شریعت عهد قدیم احاله دهیم، مشکل انحصاری بودن شریعت همچنان باقی است. (بر اساس اعتراف‌های خود پولس در بخش اعمال رسولان مسیح (بخش دوم عهد جدید) او نه تنها مسیح را ندیده بود بلکه در ابتدا یکی از دشمنان سرسخت میسح نیز بوده است. (اعمال رسولان، باب9))

میزان کاربردی‌بودن شریعت قرآن

اما شریعت قرآن از ویژگی خاصی برخوردار است. زیرا آیات قرآن در طول23 سال نازل گردید، و این نزول تدریجی و به مرور صورت گرفت. مکانیزم این نزول تدریجی، بدین گونه بود که هرگاه برای پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله یا مسلمین در تقابل‌شان با کفار یا تعامل‌شان باهم حادثه‌ای فردی یا اجتماعی پدید می‌آمد، آیاتی از قرآن بر پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله نازل می‌شد و ایشان با ابلاغ آن به مسلمین، رهنمودهایی الهی را برای اصلاح امور و یا عکس العمل‌های صحیح عرضه می‌نمود. لذا:

اولاً موضوع و مفهوم آیات نازله، متناسب با موارد نزول وحی بوده است. بدین معنا که هم‌ساز با حادثه یا اتفاق خاص اجتماعی، اقتصادی، نظامی و یا سیاسی که بر جامعه اسلامی نوپای آن زمان حادث می‌شده یک یا چند آیه که مبانی و قوانین شریعت اسلامی در آن مورد را بیان نموده‌اند نازل می‌گردید. بدین صورت در کنار نزول تدریجی آیات سلسله این حوادث و وقایعی که بعدها در زبان اهل تفسیر قرآن آنها را شأن نزول آیات نامیدند مطرح گردید. (حجتی، تاریخ قرآن، ص46)

این ویژگی منحصر‌به‌فرد قرآن و وجود این تناسب و همسازی مفهومی آیات با حوادث مبتلابه زندگی اجتماعی انسان، شریعت آن را در زندگی روزمره بسیار کارآمد و رهگشا نموده است، چنانکه مسلمان می‌تواند در هر موردی از زندگی و در هر واقعه پیش‌آمده و در هر مورد تصمیم‌گیری با رجوع به شریعت قرآن، آیاتی متناسب و هم‌موضوع را یافته، راه صحیح از خود بروز دهند. (صبحی صالح، علوم قرآن، ص80-88)

ثانیا: وسعت نگرش و تنوع موضوعی آیات قرآن آن چنان گسترده است که تمامی شئونات زندگی انسان را در برمی‌گیرد. از احکام ازدواج (نکاح)، ارث، حجاب گرفته تا احکام قصاص، عهد و معاملات و احکام روزه، حج، زکات و 000 تماماً در قرآن وجود دارد. مخصوصاً که این تعالیم جهان‌شمول و هدایت‌گر تمامی انسان‌های جهان می‌باشد. (البته باید توجه داشت که اساس شریعت و احکام موضوعات یاد شده در قرآن بیان شده است و صورت احکام و شرایط ضمنی و مشتقات احتمالی آنها توسط پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله که خود پس از خداوند شارع مقدس (قانونگذار الهی) در اسلام قلمداد می‌شود بیان شده است.)

تمام موضوعات متنوع و علمی دقیقی که در لابه‌لای آیات قرآن مطرح شده در همین راستا بیان گردیده است. مباحثی در خصوص تاریخ، نجوم، زیست‌شناسی، کشاورزی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و تماماً در حول محور هدایت انسان به کمال وجودیش و سرای سعادت اخروی او طرح گردیده است.

تمام مثال‌های قرآنی (بقره: 26) و تمام داستان‌های تاریخی (بیش از 70داستان) و تمام حقایق ماوراءالطبیعی که در آیات قرآن بیان شده است. همگی در جهت هدایت انسان نازل گردیده است. این امر یکی از وجوه امتیاز و ملاک‌های مهم ماهیت‌شناسی قرآن می‌باشد. کتابی که خداوند مهربان و کریم آن را از ماوراء این دنیای مادی و از پشت پرده هستی برای دستگیری و راه‌یابی انسان فرستاده تا با استعانت از آن، نور هدایت را به‌دست آورد و به سعادت برسد.

قرآن تجلی هدایت بالغه الهی است. هر‌ آنچه که برای هدایت انسان لازم است در خود دارد. (نحل: 89) شیوه و وجه هدایت‌گری در نهایت استواری است.

همانا این قرآن به صورت استواری هدایت می‌کند و بشارت باد بر مومنین. (اسراء: 9)

نتیجه

بررسی میزان کاربردی بودن تعالیم کتب مقدس در زندگی روزمره آدمی، در ارزیابی میزان ارزش حضور و تاثیرگذاری آنها بر جوامع امروز، امری مهم و قابل تأمل است. در این ارزیابی برای قرآن هم‌ترازی ندیدیم قرآنی که وسعت نگرش و تنوع موضوعی آیاتش آنچنان گسترده است که تمام شئونات زندگی انسان را در بر می‌گیرد. مخصوصاً که این تعالیم جهان‌شمول و هدایتگر تمامی انسان‌های جهان می‌باشد.

با این وصف به جرأت می‌توان که شریعت قرآن، کامل‌ترین شریعت‌ دینی دنیاست و احکام آن برای هر انسانی ترسیم‌کننده زندگی کمال‌گرا و سعادتمند می‌باشد؛ زندگی‌ای که رهگشای سعادتمندی ثابت اخروی تا روز قیامت است.

کتاب‌شناسی مآخذ:

1- دوستخواه، جلیل، ترجمه اوستا، تهران، انتشارات مروارید، 1377ش
2- بهار، مهرداد، ادیان آسیایی،‌تهران،‌نشر چشمه، 1357ش
3- (کشیش) خاچیکی، سارو، ترجمه عهد عتیق، ((the living bible تهران، انتشارات عهد جدید، سال 1375ش
4- بوکای، موریس، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح‌الله دبیر، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374ش
5- حجتی، سید محمد باقر،‌ پژوهشی در تاریخ قرآن، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، سال 1360ش
6- کمیجانی، داود، گزارشی توصیفی از کتب مقدس، تهران، سازمان چاپ و نشر ارشاد، سال 1384
7- هوشمندی، لیلا، مقاله راهنمای کتاب‌شناختی، مسیحیت و تاریخ آن (2)، تهران، مجله کتاب ماه دین، شماره 68و69، خرداد و تیر 1372ش، ص89و93
8- ویر، رابرت (ویراستار کلی)، جهان مذهبی(‌ادیان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374ش

منبع : http://www.ido.ir/a.aspx?a=1385022002