789 | پرسمان قرآن

789

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام و عرض احترام خدمت شما
دوستان گرامی سوالی در حوزه احکام از شما داشتم که کمی طولانی و برایم بسیار پاسخ ان مهم است و از شما خواهشمندم به ان لطف کنید توجه کنید و ان این است که بنده یک سال پیش که کمی سن پایین تر بود با استفاده از تفنگ بادی در منزل مان کبوتری را که در پشت بام منزل همسایه کناری مان بود نشانه گرفتم و این که احساس و یا مشاهده کردم که این کبوتری با حالتی خاص که می توانست نشانه زخمی شدن و یا مرده بودنش باشد و یا اینکه تیری به اواصابت نکرده باشد با حالت خاصی به حیاط منزل همان همسایه کناری مان افتاد و این که حالا سوال اینجاست که بنده دقیقا نمی دانم که ان کبوتر متعلق به همسایه بوده است که اسیب دیده و یا اینکه متعلق به کسی دیگر باشد که بنده از ان خبر ندارم و یا اینکه متعلق به کس خاصی نبوده باشد و اینکه اگر متعلق به کسی باشد در واقع بنده حق الناس کردم و پیامدهای حق الناس را خوب می دانم و اینکه از طرفی هم نمی توانم به جهت اینکه ممکن است ناراحتی بین ما و همسایه کناری مان و اینکه در واقع در ان محل به واسطه پرسیدن و انجام این کار سو تفاهمی برای مان در ان کوچه و یا خیابان ایجاد شود نمی توانم به ان ها مراجعه کنم از شان سوال کنم که ایا کبوتر زخمی که در منزل تان افتاده متعلق به شما بوده است یا که نه و یا متعلق به کسی دیگر بوده است یا که نه؟ و اینکه توجه داشته باشید دوستان گرامی که این موضوع و قضیه که فرمودم متعلق به یکسال پیش بوده؟ و اکنون بنده در فکر جبران اشتباهم هستم دوستان گرامی به نظر شما با توجه به این موضوع ایا باید صدقه این کار را بدهم یا که نه؟ پس شما خواهشمندم صحیح ترین کارها و راه های ممکن در مورد این موضوع بیان شده به صورت کامل و دقیق و فارسی در پاسخ این ایمیل را برای بنده بیان دارید.
با تشکر از شما

پاسخ: 
در مورد آنچه مرتبط با اعمال و رفتار فرد در طول زندگي است بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشيد كه يقينا برخورداري از آرامش روحي و فكري نقش مثبتي در سلامت جسم و روح و طول عمر دارد، همان گونه كه تغذيه صحيح و مناسب اين گونه است؛ نگاهي آماري به متوسط عمر جمعيت ساكن در روستاهاي دنيا و يا مردماني كه از تغذيه مناسب مانند ميزان مصرف بالا از ماهي و موجودات دريايي بهره مي برند به خوبي مويد همين نكته است. از طرف ديگر ترديدي وجود ندارد كه برخي رفتارهاي پرخطر به شدت سلامت جسم و طول عمر را مورد تهديد قرار مي دهد مانند مصرف مواد مخدر يا انواع دخانيات و همچنين مشروبات الكلي و... كه صحت اين امر مورد تاييد همه مراكز پزشكي و نهادهاي حمايتي در زمينه سلامت جسماني است؛ اما در كنار همه اين ها نبايد از ياد برد كه تاثير گذاري اين امر در طول يا كاهش عمر نقشي قطعي و صددرصدي نداشته و نمي تواند در همه موارد و در همه مصاديق نتيجه قطعي به دنبال داشته باشد. در واقع نقش اين علت ها به اصطلاح فلسفي همانند علت ناقصه است نه علت تامه و به همين جهت مي بينيم كه معمولا و به طور غالبي اكثر افرادي كه رفتارهاي پرخطر دارند عمر كوتاه تري نسبت به كساني كه مراقب رعايت شاخصه هاي سلامت هستند دارند؛ اما در عين حال ممكن است فردي با رعايت همه امور سلامت جسم و روان عمر كوتاهي داشته باشد، يا فردي شيگاري و يا لاكلي عمري طولاني داشته باشد. البته حتي در همين موارد هم بعدي نيست اگر فردي سيگاري يا الكلي عمري صد ساله را تجربه كرده چه بسا اگر از اين امور پرهيز مي كرد، به مراتب عمنري طولاني تر را تجربه مي نمود. اما نكته مهم در مورد آموزه هاي ديني در اين باره آن است كه بدانيم آنچه در قالب تاثير برخي اعمال و رفتارها بر عمر و سلامتي انسان بازگو شده نيز امري قطعي و صد درصد نيست بلكه در كنار ساير علل و عوامل ظاهري و باطني و يا حكمت ها و مصلحت هاي الهي نقش خود را ايفا مي كند؛ مثلا در روايات ما بر تاثيرگذاري روزه بر سلامت بدن تاكيد شده است(1)، اما نبايد از ياد برد كه اين مساله امري قطعي و صد درصد نيست و چه بسا فردي كه اهل روزه است به دلائل مختلف گرفتار بيماري هاي خاصي نيز بشود، يعني عامل بيماري بر عامل صحت بدن كه از روزه حاصل شده بچربد. همچنين ممكن است فردي اهل معصيت بوده و به رفتارهاي پرخطري مانند معصيت و شرب خمر و ... نيز دست زده باشد و گرچه برخي از اين اعمال در روايات موجب كوتاهي عمر خوانده شده اند.(2) اما در عين حال خداوند به دلايلي عمر طولاني به او داده باشد، اين امر مي تواند تلاش هاي مثبت وي در سلامت بدن مانند رعايت تغذيه و ورزش و مانند آن باشد و يا امور باطني و اراده خاص خداوند در مورد بسياري از اين قبيل گنهكاران جريان دارد. اين امر يكي از عقوبت هاي سخت خداوند در برابر اين قبيل گنهكاران است كه در منابع ديني از آن به عنوان "استدراج" ياد شده است؛ يعني خداوند برخي از كساني كه در گناه و نافرماني زياد غوطه ور شده اند به حال خود رها مي كند و در ظاهر كاري به كارشان ندارد تا در اين ظلمت و سياهي بيشتر فرو بروند و حتي با عقوبت هاي كوتاه آن ها را تنبيه نمي كند تا متنبه و توبه كار نشوند و جزاي اعمال خود را تمام و كمال و يك جا بچشند. خداوند در قرآن مي فرمايد: « وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَ أُمْلىِ لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِين (3) و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. * و به آنها مهلت مى‏دهم (تا مجازاتشان دردناكتر باشد) زيرا طرح و نقشه من، قوى (و حساب شده) است. » در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: « إذا أراد الله بعبد خيرا فأذنب ذنبا، تبعه بنقمة و يذكّره الاستغفار. و إذا أراد اللّه بعبد شرّا فأذنب ذنبا، تبعه بنعمة لينسيه الاستغفار و يتمادى به.(4) وقتي خداوند اراده خير بر بنده اي نموده باشد او را به تبع گناهان گرفتار نقمت و مشكلات مي كند تا به ياد استغفار بيفتد و اگر وقتي خداوند شر و بدي بنده اي را خواسته باشد به دنبال گناهانش نعمت بيشتري به او مي دهد تا استغفار را از ياد برده به گناهان خود تداوم ببخشد.» البته در مورد فرد مذكور نمي توانيم به طور قطع و يقين قضاوت كنيم. اما در مورد اين گونه افراد احتمال ذكر شده (استدراج) در كنار احتمالات ديگر نظير پاداشي كه خداوند در عوض كارهاي نيك برخي بدكاران در همين دنيا به آن ها مي دهد و .... مي تواند علت سلامت جسم و روح و روان اين افرد باشد، اما در عين حال فراموش نكنيد كه اين قيل افراد هرچند ممكن است در ظاهر ادعاي برخورداري از زندگي شاد و مناسبي داشته باشند؛ اما معلوم نيست در واقع از فشار عذاب وجدان و هراس از اخرت بي بهره باشند. به علاوه به يقين اين افراد لذت بندگي و ارتباط با خداوند و قرب حضرت حق را هيچگاه نخواهند چشيد و لذت هاي آن ها محدود در همين لذت هاي مادي و كم ارزش است. پي نوشت ها: 1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 59، ص 267. 2. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ناشر، دارالحديث، چاپ اول، 1377، ج5، ص2213. 3. اعراف (7) آيات 182-183. 4. بحار الانوار، همان، ج 64، ص 230.