خرافات | پرسمان قرآن

خرافات

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

انواع و مصادیق خرافات وارد شده در دین

پاسخ: 
خرافه: قبل از بيان برخي از مصاديق خرافات، مناسب است اشاره اي اجمالي به معناي خرافه داشته باشيم: تعريف دينداران از خرافه و تعيين مصاديق آن، به تفسيرها و نگرشهاي ديني وابسته است كه جمع دينداران به آنها معتقد هستند. از منظر دين، تفاوت بنياديني كه براي تفكيك و تمايز گذاري بين گزاره هاي ديني و باورهاي خرافي مي توان برشمرد، اينگونه است كه: باورهاي ديني از يك منبع قدسي و الهي سرچشمه مي گيرند. از اين نظر، اعتقادات از ساحتي بالاتر از وجود مادي و خاكي براي انسان ارسال مي شود. اما باورهاي خرافي از تلاش آدمي در فهم و تسلط بر اين جهان نشأت مي گيرد و لذا زاييده تفكرات فرهنگي جوامع مختلف است. اسلام ناب كه همان كلام حق و ائمه حق و سيره و روش آنهاست بهترين ميزان براي تشخيص و ارزيابي خرافه با حق است. از اين رو مي توان با همين ملاك و ميزان به جنگ خرافات رفت.از آنجايي كه بررسي و بيانهمه مصاديق اينگونه خرافات در اينمجال نمي گنجد، به ذكر مصاديقي از خرافات مي پردازيم و آنها را بر اساس همين ملاك نقد مي كنيم. بخت، شانس اگر مراد از بخت و شانس در رسيدن روزي و دريافت آن است بايد گفت طبق بيان قرآن كريم اين سخن باطل است و هيچ مبناي عقلي و شرعي ندارد خداي حكيم در قرآن كريم مي فرمايد:... و الله يرزق من يشاء بغير حساب(1)خداوند است كه روزي بي حساب مي دهد و نيز مي فرمايد: قل من يرزقكم من السماء و الارض، قل الله(2). بگو اي پيامبر چه كسي به شما از آسمان و زمين روزي مي رساند؟ بگو خدا. اين آيه انحصار روزي رساندن خدا را مي رساند و بخت و اقبال هيچ دخلي در رساندن روزي به عبادا... ندارد. فال و طالع سعد و نحس منظور از فال بد اين است كه بر فرض شخص قصد سفر دارد به او بگويند نرو احتمال خطر است و يا حرفي بزند كه ايجاد اضطراب كند يا بگويند فلان چيز بد شگون است و مانند آن. ذكر چند روايت در مذمت اين كار: قال رسول الله(ص)من ردته الطيره عن حاجته فقد اشرك(3) پيامبر اسلام فرمودند كسي كه فال بد بزند و او را از كارش باز دارد به درستي كه شرك ورزيده است. و قال ايضا: من خرج يريد سفراً فرجع من طير فقد كفر بما انزل علي محمد(4) حضرت فرمودند: هر كس براي سفر خانه اش را ترك كند و بر اثر فال بد بر گردد به آنچه بر محمد نازل شده كفر ورزيده است. طالع بيني برخي بر اين باورند كه ستاره گان اثر و نقش مستقيمي بر زندگي و تحولات روزمره بشر دارند تا آنجا كه حركتها، ازدواجها همه و همه را به تقارن سعد ستاره گان منوط مي دانند. اما روايات فراواني در نقد اين تفكر وارد شده است كه ما به بعضي از آنها اشاره مي كنيم. قال علي (ع) ايها الناس اياكم و تعلم النجوم الا ما يهتدي به في بر او بحر فانها تدعوا الي الكهانه و المنجم كالكاهن و الكاهن كالساحر و الساحر كالكافر و الكافر في النار(5) حضرت علي (ع) در يكي از خطبه هايشان مي فرمايند: اي مردم از آموختن اخترشناسي بپرهيزيد، مگر آن مقدار كه در بيابان وسيله ي راهيابي مي شود. زيرا اخترشناسي به كهانت و پيشگويي مي انجامد و ستاره شناس مانند كامن است و كاهن چون ساحر و ساحر همانند كافر و كافر در آتش است. نحوست عدد سيزده در بيان و افكار عامه مردم اين است كه سيزده عددي نحس است از اين رو در سيزدهم فروردين از خانه ها بيرون مي روند تا دچار نحوست سيزده نشوند يا پلاكهاي منازل كه شمارگان سيزده دارند مي نويسند 1+12. اشكالات متعددي به اين اعتقاد باطل وارد است اولاً سيزده نزد مسيحيان نحس و نزد يهوديان مقدس است. ثانياً چه دليل علمي بر نحوست اين عدد وجود دارد؟ ثالثاً از زبان كدام امام بزرگوار يا عالم بزرگ اين نحوست تائيد شده است؟ رابعاً اگر سيزده نحس است براي همه ماهها بايد نحس باشد چرا فقط در 13 فروردين به بيرون از خانه مي روند. خامساً حضرت علي بن ابي طالب امام العارفين و فخر فرشيان بر عرشيان در روز سيزدهم رجب به دنيا آمد اگر سيزده نحس بود اين وجود مبارك در اين روز عالم را به وجود خود مفتخر مي ساخت؟ و دلايل متعدد ديگري كه پردازش به آن از حيطه وسعت اين مقاله خارج است. علمداري يكي از مصاديق خرافات در مذهب كه به شكل چشم گيري و با اعتقاد فراگيري در جامعه وجود دارد. حمل نشانه هاي عظيم الجثه با شكلهاي عجيب و غريب تحت عنوان علم حضرت عباس است، سوال اين است اگر حضرت اباالفضل علم به اين بزرگي را كه چند مرد به سختي آن را تكان مي دهند حمل مي كرد چطور مي جنگيد؟ فرض بر اين باشد كه علمي به اين بزرگي وجود داشت. اما فلسفه مجسمه هايي كه بر آن كار گذاشته اند چيست؟ پيام هاي مقدس پس از پيشرفت تكنولوژي، بشريت به خرافه اي ديگر مبتلا شد، پيامهايي از طريق تلفن همراه به يكديگر مخابره مي كنند اگر چنين كني و چنان كني چنين خيري به تو مي رسد و اگر اجتناب كني چنين شري در انتظار توست بر فرض مثال مي گويند اين پيامك را به 5 نفر برسان او نيز چنين كند و اگر اين عمل انجام نشود سرانجام شومي در انتظار توست و اگر انجام شود تا بيست و چهار ساعت ديگر خبر خوشي خواهي شنيد، سئوال اين است اين عدد 5 مثلاً از كجا آمد؟ چه علمي در پشت اين پيام خوابيده است كه پيشگويي مي كند؟ اين دستور مقدس!!! از كجا صادر شد؟ چرا فقط 5 نفر و نه بيشتر و يا كمتر؟ چرا آنان كه نفرستادند به سرانجام شوم مبتلا نشدند؟ چرا آنان كه فرستادند خبر خوشي دريافت نكردند؟ همه اين سوالات بي پاسخ است زيرا اساس اين كاربر لغو و خرافه و بيهودگي است و اعتقاد به آن و انجام آن خود باعث اشاعه خرافه در جامعه مي شود. پي نوشت ها: 1. سوره بقره،آيه 212. 2. سوره سباء،آيه 24. 3. كنزل العمال،حديث 28566. 4. همان،28570. 5. نهج البلاغه، خطبه 79.