معصومین علیهم السلام | پرسمان قرآن

معصومین علیهم السلام

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

یکی از اشکالاتی که خلاف می گیرند این است که شما چرا امامان بعد از پیامبر را دوازده می دانید که این قضیه را سلطان الواعظین ثابت کردند که پیامبر به دوازده امام ما به عنوان خلیفه های بعد خودشان اشاره کردند
اما اشکال بعدی خلاف که جوابش در شبهای پیشاور نبود این است: (جواب آن را بفرمایید با سند من یک مبلغم و کتاب و شماره صفحه تا بشود جلوی سنی حرفی برای گفتن داشت) شما می گویید که امامانتان مانند حضرت علی وارث قرآنند. ما حدیث داریم که علی وارث قرآن است ولی درباره ی امامان نداریم. حدیث داریم علی علم کتاب دارد از کجا میگویید امامان هم علم کتاب دارند؟ آیه و حدیث داریم که علی و حسن و فاطمه و حسین و پیامبر از گناه معصومند اما این مورد را به چه شکل به امامان نسبت دادید؟
چهارما تمام احادیث و فضایلی که برای علی است را به امامان مثل امام نهم نسبت می دهید چه دلیلی دارید برای این ادعا؟

پاسخ: 
با توجه به شرايط پرسشگر محترم در ابتدا چند مبنع معتبر براي اين كار معرفي مي شود : 1_ اصول كافي، ج1، كتاب الجحه 2_ مناقب، تالف ابن شهراب شوب 3. آموزش كلام اسلامي تاليف سعيدي مهر، ج 2. اما عجالتا بايد اشاره شود در باره امامت ساير ائمه غير از امام علي (ع)، بحث و جدال چنداني همانند امامت امير المؤمنين مطرح نيست. زيرا اثبات امامت اولين امام خود به خود اصل ولايت ديگر افراد اهل بيت را نيز اثبات مي نمايد و نادرستي مسير انتخاب بشري امامان را مشخص مي سازد و به همين جهت مسير براي اثبات ولايت و امامت ساير ائمه باز مي شود، اما به هر حال معتبرترين دليل شيعه بر اثبات امامت اين بزرگواران رواياتي است كه توسط امامان پيشين و يا از خود رسول خدا در مورد تك تك ايشان نقل شده كه مجموعه اين روايات از حد روايت واحد خارج شده و تواتر يا استفاضه اطمينان بخش مي رسند. بسياري از اين روايات از منابع شيعي در اصول كافي، ج1، كتاب الحجه ذكر شده است تا جايي كه در اين باب از كتاب شريف كافي براي هريك از امامان فصل جداگانه اي تنظيم شده و ادله امامت هر امام به طور مستقل مطرح شده است. به عنوان مثال تنها در همين كتاب مرحوم كليني 7 روايت را در ذيل عنوان " باب اشاره و تصريح بر حسن بن علي (ع) " نقل مي كند. (1) اما فارغ از اين دسته از روايات خاص ما مجموعه اي از روايات را نيز داريم كه در آن ها تصريحا يا تلويحا به امامت ائمه دوازده گانه شيعه اشاره شده است و حتي روايات متعددي از اهل سنت نيز در همين مورد وجود دارد كه اطمينان عميقي را در اين خصوص حاصل مي كند، زيرا به وضوح يا اجمال بر تفسير خاص شيعي از مصاديق ائمه صحه مي گذارد. بد نيست به برخي از اين روايات اشاره مختصري داشته باشيم: 1ـ احمد حنبل در مسند كه از معتبر‏ترين كتب مسانيد و جوامع اهل سنت و معروف‏ترين كتب حديث است، سي ‏و پنج حديث با سندهائي عالي، از پيغمبر روايت كرده است كه همه دلالت دارند بر اين كه جانشينان و رهبران امت بعد از آن حضرت دوازده نفرند. از جمله سند را به جابر بن سمره صحابي معروف مي‏رساند كه گفت: شنيدم پيغمبر(ص) فرمود:«يَكُونُ لِهذِهِ الْأَمَّةِ اِثْنا عَشَرَ خَليفَةً» (2)براي امت دوازده نفر خليفه است . 2ـ طبراني از ابن مسعود روايت كرده كه پيامبر خدا(ص) فرمود: «يَكُونُ مِنْ بَعْدي اِثْني عَشَرَ خَليفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ» (3) بعد از من دوازده نفر خليفه‏اند كه همه از قريش مي‏باشند. 3- فاضل قندوزي از ابولفضيل عامر بن واثله از علي(ع) از پيغمبر(ص) روايت كرده: يا علي تو وصي مني، جنگ تو، جنگ من و سازش تو، سازش من است، تو امام و پدر امام و پدر يازده امامي كه پاك و معصومند و از ايشان است مهدي كه زمين را از قسط و داد پر كند. (4) 4ـ نيز قندوزي روايت كرده كه پيغمبر فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند. اول ايشان يا علي توئي و آخر ايشان قائم است كه خدا به دستش مشارق و مغارب زمين را مي‏گشايد. (5) 5ـ خوارزمي در «مقتل الحسين» و «مناقب» و همداني در «مودة القربي» از سلمان روايت كرده‏اند: بر پيغمبر(ص) وارد شدم در حالي كه حسين بر زانوي او بود. چشم ها و دهانش را مي‏بوسيد و مي‏فرمود: تو آقا، پسر آقايي. تو امام پسر امام، برادر امام، پدر اماماني، تو حجت خدا پسر حجت خدايي و پدر نه حجتي كه از صلب تو هستند و نهمين ايشان قائم آنها است. (6) نكته قابل تامل در مجموعه اين روايات - هرچند به طور صريح به اثبات امامت تك تك امامان نمي پردازد - آن است كه از مجموع اين روايات اين جمع بندي به دست مي آيد كه حقيقت مد نظر حضرت تنها و تنها همان تصوير مصداقي امامان شيعه اثني عشري است. زيرا هيچ يك از فرقه هاي اسلامي در هيچ دوره اي امامان دوازده گانه اي به اين شكل و با اين مصاديق كه منطبق بر اشارات اين دسته از روايات باشند ذكر نكرده اند و بدان معتقد نشده اند. اين حقيقتي است كه برخي از علماي اهل سنت نيز بدان معترف شده اند؛ مثلا سليمان قندوزي مي نويسد: « احاديثي كه دلالت مي‌كند جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، از طرق‌ مختلف نقل شده و به حد شهرت رسيده؛ با گذشت زمان دانسته شد كه مقصود رسول خدا از اين سخن، امامان دوازده‌گانه از اهل بيت و عترت اويند، زيرا نمي‌توان اين حديث را بر جانشينان پس از او از اصحابش حمل كرد، چرا كه تعداد آن ها از دوازده نفر كم تر است. هم چنين نمي‌توان آن را بر حكام اموي تطبيق كرد، زيرا آنان از دوازده نفر بيش ترند. غير از عمر بن عبدالعزيز همه آن ها مرتكب ظلم آشكار بودند، نيز آنان از بني‌هاشم نيستند در حالي كه پيامبر(ص) فرمود: آنان همگي از بني هاشم هستند،نيز نمي‌توان آن را به حكّام بني عباس حمل نمود، زيرا تعداد آنان نيز از دوازده نفر بيش تر است،‌ بنابر اين راهي جز اين نيست كه آن حديث بر ائمه دوازده‌گانه يعني اهل بيت حمل شود، به خصوص آن كه آن ها داناترين، بزرگوارترين و با تقواترين مردم اهل زمان خود بودند. نَسَب آنان از همه برتر و نزد خدا گرامي‌تر بودند.» (7) ناگفته نماند در كنار اخباري كه نقل شد، در منابع شيعي رواياتي است كه در آنها اسامي مبارك دوازده امام از حضرت علي(ع) تا حضرت حجة‏ ابن‏حسن العسكري، امام دوازدهم، مهدي منتظر(عج) نام برده شده‏اند كه شارح رواياتي مي‏باشند كه در آنها فقط عدد ائمه ذكر شده است و موجب اطميمنان بيشتر مي شود، مانند اين روايت : « جابر بن عبدالله انصاري مي گويد زماني كه آيه شريفه " يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ" (8) نازل شده به رسول خدا (ص) عرض نمودم: يا رسول الله خدا و رسولش را شناختيم، اما اولوالامري كه خداوند طاعتشان را قرين طاعت شما قرار داد چه كساني هستند حضرت فرمودند: «هم خلفائي- يا جابر- و أئمّة المسلمين من بعدي؛ أوّلهم عليّ بن أبي طالب، ثمّ الحسن، ثمّ الحسين، ثمّ عليّ بن الحسين، ثمّ محمّد بن عليّ المعروف في التوراة بالباقر- و ستدركه يا جابر، فإذا لقيته فاقرأه منّي السلام- ثمّ الصادق جعفر بن محمّد، ثمّ موسى بن جعفر، ثمّ عليّ بن موسى، ثمّ محمّد بن عليّ، ثمّ عليّ بن محمّد، ثمّ الحسن بن عليّ، ثمّ سميّي و كنيّي حجّة اللّه في أرضه و بقيّته في عباده ابن الحسن بن عليّ ...»(9) آن ها جانشينان من و امامان مسلمين بعد از من هستند، اول ان ها علي بن ابيطالب است و سپس حسن و آن گاه حسين سپس علي بن حسين سپس محمد بن علي كه در تورات به باقر معروف است - تو اي جابر او را درك مي كني پس هرگاه او را ملاقات نمودي سلام مرا به او برسان - سپس صادق جعفر بن محمد، سپس موسي بن جعفر سپس علي بن موسي، سپس محمد بن علي سپس علي بن محمد سپس حسن بن علي، سپس هم نام و هم كنبه من حجت خداوند در زمين و بقيه الله در بين بندگان فرزند حسن بن علي ... » با اين بيان روشن شد كه امامت امامان شيعه بر اساس نقل هاي متعدد و شواهد اطمينان بخش به اثبات مي رسد و در عين حال بايد توجه داشت كه رسيدن به ادله اثبات امامت تك تك امامان ضرورتي ندارد. بلكه در اين مسير كافي است كه امامت يكي از امامان متاخر مانند امامت امام رضا (ع) ثابت شود تا امامت ساير امامان پيش از او نيز ثابت گردد. زيرا در كلمات هريك از امامان معصوم استناد نقل ها و روايات به امامان قبلي تا رسول خدا - كه نشانه معتبر بودن نقل آن ها و عصمت كلام آن هاست - بسيار به چشم مي خورد و تصريح يا تلويح به امامت امامان قبلي مكررا بيان شده است. پي نوشت ها: 1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج 1، ص 298-300 . 2. نقل از: لطف الله صافي، منتخب الاثر، نشر موسسه المعصومه، قم، 1419 ق، ص 12. 3. علي المتقي، كنز العمال،نشر موسسه الرساله بيروت 1401 ق، ج1، ص338، ج 6، ص 201. 4. حافظ سليمان قندوزي، ينابيع الموده، نشر مكتبه الحيدريه، نجف 1411 ق، ص 5. 5. همان، ص493. 6. همان، ص258 و 492. 7. حافظ سليمان قندوزي، ينابيع المودة، نشر مطبعة العلمية، قم، بي تا، ص328 . 8. نساء (4) آيه 59. 9. شيخ طبرسى‏، الإحتجاج‏، نشر المرتضى، مشهد 1403 ق، ج 1، ص 69.