شبهه عدالت

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

باسلام
یه سوالی هست که مدتی است ذهن مرا مشغول کرده واون این هست که باتوجه به این که شیعه و سنی به روش های متفاوت وضو میگیرند بالاخره وضو یکی از این دو گروه صحیح نیست پس با توجه به وضو اشتباه نماز انها نیز باطل میشود و با توجه به اینکه شخص نمیتواند منطقه و محل به دنیا امدن و پدر ومادر خود را انتخاب کند پس نمیتواند به دلخواه سنی یا شیعه باشد پس تکلیف این همه سعی و تلاش که در دنیا برای نماز انجام داده و عدالت خدا چه میشود

پاسخ: 
دلايل فراواني بر حقانيت تشيع وجود دارد و شيعيان حقانيت تشيع را تنها از كتب شيعيان ثابت نمي كنند، بلكه آن را بيشتر با دلايلي از كتب خود اهل سنت اثبات مي كنند (1) و لذا همواره عده زيادي از افراد عادي و يا علماي اهل سنت به حقانيت شيعه پي برده و تشيع را انتخاب كردند و مي كنند و روز به روز بر طرفداران تشيع افزوده شده است، زماني كه حقانيت تشيع ثابت و قطعي است حقانيت دستورات شرعي كه ازاهل بيت(ع) براي ما بيان شده نيز ثابت و قطعي است يكي از آن دستورات چگونگي وضو گرفتن است.(2) پس با خيالي آسوده و با يقيين از صحت عمل خود به عبادت خود ادامه دهيد. اما پاسخ سوال شما: خداوند در قرآن كريم از عده اي به نام مستضعفين ياد مي كند" إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَا يهَتَدُونَ سَبِيلًا، فَأُوْلَئكَ عَسىَ اللَّهُ أَن يَعْفُوَ عَنهْمْ وَ كاَنَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا " (3) مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته‏اند (و حقيقتاً مستضعفند) نه چاره‏اى دارند، و نه راهى (براى نجات از آن محيط آلوده) مى‏يابند. ممكن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است. در آياتي نيز مي فرمايد يك عده اي اهل بهشت هستند و يك عده اي اهل عذاب و عده اي نيز كارشان به خدا واگذار مي شود به آنها مرجون لامر الله گويند "وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ، وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ" (4) گروه ديگر كارشان احاله مى‏شود به امر خدا، يا آنها را معذّب مى‏كند و يا بر آنها مى‏بخشايد؛ خداوند دانا و حكيم است. نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه تمام افراد براي سير كمالي خود بايد به تحقيق بپردازند و امر صحيح در تكامل خود و تشخيص راه صحيح را انتخاب كنند و به اين بهانه كه من پدرم چنين وچنان بود و من هم هستم اين دليل نمي شود. لذا قرآن در سرزنش كفار مي فرمايد : و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! (5)، بله آنجا كه به هر دليلي راه بسته است آنها جزء مستضعفين هستند. خداوند اين بهانه استضعاف را براي همه افراد قبول نمي كند و به يك عده اي كه در قيامت اين بهانه را مي آورند مي گويد، مگر زمين خدا وسيع نبود كه مهاجرت كنيد.(6) خداوند تلاش آنها را بدون جزا نمي گذارد، استاد شهيد مطهري (ره) در اين مورد مي فرمايد: در روايت آمده است كه امام باقر (ع) فرمود: «همانا قومى بودند در صدر اسلام كه ابتدا مشرك بودند و مرتكب جناياتى بزرگ شدند، حمزه و جعفر و امثال اينها را از مسلمين كشتند؛ اينها بعد مسلمان شدند، شرك را رها كردند و به توحيد گراييدند؛ اما ايمان در قلب آنها راه نيافت كه در زمره مؤمنين قرار گيرند و استحقاق بهشت پيدا كنند و در عين حال از جحود و عناد هم كه موجب معذّب بودن آنها بود دست برداشته بودند؛ اينها نه مؤمن بودند و نه كافر و جاحد، اينها هستند مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ‏ كه امرشان حواله به خداست». آنچه مجموعاً استفاده مى‏شود اين است كه مردمى كه به شكلى از شكلها قصور داشته‏اند نه تقصير، خداوند آنها را معذّب نمى‏سازد. همچنين در كافى از امام موسى بن جعفر (ع) روايت مى‏كند كه فرمود: «على (ع) بابى از ابواب هدايت است؛ هر كه از اين در داخل شود مؤمن است، و هر كه از آن خارج شود كافر است؛ و هر كس كه نه به اين در داخل شود و نه از آن خارج گردد، در زمره طبقه‏اى است كه كارش واگذار به خداست‏ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ‏». امام در اين حديث، به طبقه‏اى تصريح مى‏كند كه نه در زمره اهل ايمان و تسليم و اهل نجاتند، و نه در زمره اهل انكار و هلاك. اگر كسى در رواياتى كه از ائمه اطهار (عليهم السلام) رسيده است كه بيشترين آنها در «كتاب الحجّة» كافى و «كتاب الايمان و الكفر» كافى گرد آمده است دقت كند مى‏يابد كه ائمه (عليهم السلام) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصّب و عناد بورزد، و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند و نكند؛ اما افرادى كه ذاتا و به واسطه قصور فهم و ادراك و يا به علل ديگر در شرايطى بسر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصّر در تحقيق و جستجو به شمار نمى‏روند، آنها در رديف منكران و مخالفان نيستند، آنها از مستضعفين و مرجون لامر اللّه به شمار مى‏روند؛ و هم از روايات استفاده مى‏شود كه ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند. (7) بايد بدانيم راه چاره و باز بودن راه براي افراد مختلف شدت و ضعف دارد و فرق مي كند لذا به فراخور مقدار استضعاف، خداوند براي مستضعف مدارا به كار مي برد. و با توجه به اينكه در آيه استضعاف خداوند در پايان آيه فرمود " وَ كاَنَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا " اين مي رساند خداوند از آنها مي گذرد و لذا اعمال صالح آنها را مي پذيرد. پي نوشت ها: 1 . براي تفصيل و اطلاع از دلايل ما بر حقانيت تشيع مي توان به كتاب ره يافته، محمد تيجاني (سني شيعه شده) ، انتشارات مركز تحقيقات و پژوهشهاي دفتر تبليغات. و يا المراجعات علامه شرف الدين انتشارات اسوه و كتب ديگر در اين باره رجوع شود. 2. تفصيل صحت وضوي ما شيعيان را در ترجمه الميزان، علامه طباطبائي ج‏5، ص356 و فقه مقارن، علي اصغر رضواني انتشارات ذوي القربي، قم، ص57. مشاهده بفرماييد. 3. نساء، آيه98 و 99. 4. توبه، آيه 106. 5. بقره، آيه170. 6. نساء، آيه 97. 7. مجموعه آثار شهيد مطهرى، انتشارات صدرا، تهران، ج‏1 (عدل الهي)، ص321- 323.