شهدا | پرسمان قرآن

شهدا

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

ممنون از شما ولی من اصل مطلب رو نفهمیدم وقتی من امروز یک کار بدی میکنم شهدا منو همون لحظه میبینن؟ طبق گفته های شما انها از اعمال بد ما ناراحت میشوند چون ان بهشت بهشتی که خدا وعده داده نیست درسته ؟ انها همه رو میبینن هر کسی رو که حتی توی دنیا نمیشناختند؟ ایااگر ما از انها کمک بخواهیم باعث دوری ما از خدا نمیشود؟ پس خدا چه کاره است ؟

پاسخ: 
مطابق پاسخ قبلي مسلم آن است كه برخي افراد از احوال و اعمال افراد زنده آگاهي دارند. اما اينكه شكل آگاهي به چه صورت است، خيلي روشن نيست چه بسا همان لحظه ببيند و يا آنكه مثلاً روز خاصي در هفته اعمال انسانها بر آنها عرضه شود آنچنانكه در پاسخ قبلي در روايتي از امام باقر(ع) اشاره شد كه فرمود: تمامي اعمال شما بر پيامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه مي شود، بنابراين بايد از اينكه عمل زشتي از شما بر پيامبر (ص) عرضه شود شرم كنيد.(1) البته ظاهر برخي روايات حاكي از آن است كه ائمه برخي از اعمال را همان لحظه مي بينند مثلاً در در زيارتنامه امام رضا (ع) خطاب به ايشان مي خوانيم: "اشهد انك تسمع كلامي و ترد سلامي". (2) شهادت مي دهم كه تو كلام مرا مي شنوي و سلام مرا پاسخ مي دهي. ظاهر زيارت نامه حاكي از آن است كه امام همان لحظه شنيده و پاسخ مي دهد بنابراين مهم آنچه ذر مورد ائمه و همچنين برخي از مومنين از جمله شهداء مهم است آن است كه آنها از اعمال ما آگاهي مي يابند. اما اينكه مثلاً خصوص شهداء و يا مصداق خاصي از آنها، در همان لحظه آگاه مي شوند يا خير؟ از دائره علم ما خارج است. اما در مورد ناراحتي آنها بواسطه مشاهده اعمال، تذكر داده شد كه آنها در برزخ به سر مي برند و هنوز زمان قيامت و بهشت نرسيده است و اين غير آن چيزي است كه شما از آن برداشت كرده ايد." چون ان بهشت بهشتي كه خدا وعده داده نيست " در واقع آنها در بهشت زندگي نمي كنند نه آنكه در بهشت زندگي مي كنند. اما اين بهشت غير آن بهشت وعده داده شده است. اما در مورد كمك خواستن و توسل از آنها بايد گفت: منافات بين توسل با توحيد، زماني قابل طرح است كه توجه به اولياء الهي در عرض توجه به خدا قرار گيرد و حال آن كه اين توجه در طول توجه به خداست، و ما در روي آوردن و توجه به خدا دريچه هايي به روي خودمان باز مي كنيم كه اولياء الهي هستند. به عبارت ديگر: براي نوع درخواست از اهل بيت (ع) و بزرگان ديني چه به صورت توسل، نذر و...، سه حالت مي توان فرض كرد: 1- اينكه شخص، بر آورده شدن حاجتي را از خداوند طلب كند و فقط از ائمه و... بخواهد در برابر دعا و طلب آنها از خدا، آمين بگويند؛ همان گونه كه در بسياري از مواقع شخصي دعا مي كند و از جمع مي خواهد در برابر دعاي ايشان آمين بگويند؛ حال در اين مورد بحثي وجود ندارد؛ چرا كه ما قطعاً در برآوردن نياز، از خداوند طلب كمك كرده و فقط به او اميد داشته ايم. ولي از ديگران خواسته ايم آن ها نيز براي برآورده شدن، اين دعا را از خداوند طلب كنند و به تعبير ديگر از آن جا كه بزرگان دين به خصوص ائمه را از مقربان درگاه حق مي دانيم، دعاي آن ها را در حق خود داراي تاثير بيشتري دانسته، در نتيجه از آن ها مي خواهيم نزد خدا بر ايمان وساطت كنند. حال در اين نوع طلب هيچ منع عقلي و شرعي وجود ندارد. آن چنان كه خود رسول خدا (ص) در جريان مباهله وقتي كه حسين (ع) را در آغوش و دست حسن (ع) را در دست گرفته، فاطمه (س) دنبالش و على (ع) به دنبال فاطمه (س) به راه افتادند، فرمود: هر گاه من دعائى كردم شما آمين بگوئيد (3) و يا خداوند در قرآن خطاب به پيغمبر (ص) مي‏فرمايد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً؛ (4) اگر به هنگام ستم برخويش نزد تو آيند "اي پيامبر" و استغفار كرده و تو نيز براي آنان استغفار كني خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت"، حال همان گونه كه ملاحظه مي كنيد آنچه در مجموع از اين آيه و روايت استفاده مي شود آن است كه واسطه قرار دادن ديگري براي رسيدن به حاجت مانعي ندارد آن چنان كه ما در برخي از امورعادي و روزانه اين گونه بر خورد مي نماييم. يعني براي رسيدن به يك امر دنيايي و سهل الوصول شدن امر،ديگري را واسطه قرار مي دهيم و حال آنكه در اين مورد به هيچ وجه كسي ادعا نمي كند اين كار شما با اميد داشتن محض به خداوند و توحيد منافات دارد. 2- فرض دوم آن است كه ما مستقيماً از آنها طلب كمك كرده و بخواهيم كه فلان حاجت ما را بر آورده كنند. يعني از آنجا كه آنها را از مقربان در گاه حق مي دانيم، اعتقاد داريم خداوند به آن ها قدرتي عنايت كرده است كه بواسطه آن قادرند فلان حاجت ما را برآورده كنند همچنانكه ما براي درمان بيماري علاوه بر دعا، نزد متخصصين امر رفته و از آن ها كمك مي خواهيم كه البته در اين امر نيز اگر چه درخواستمان مستقيماً از ائمه و يا مثلاَ از پزشك متخصص است. اما در حقيقت تمام اين امور را فقط وسيله اي دانسته كه با اذن و اراده خداوند تاثير گذارند حال در اين مورد نيز هيچ منع عقلي و شرعي وجود ندارد آنچنان كه در جنگ خيبر حضرت علي (ع) براي رهايي از درد چشم، مستقيماً خدمت رسول خدا (ص) رفت و حضرت با آب دهانش چشم علي (ع) را شفا داد (5) يا قرآن از قول حضرت عيسي (ع) نقل مي كند كه مي فرمود": فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيرَْا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ الله" (6) از گل برايتان چيزى به شكل مرغ مى‏سازم، سپس در آن مى‏دمم بلادرنگ و به اذن خدا مرغى مى‏شود و نيز كور مادر زاد و برص را شفا مى‏دهم و مرده را به اذن خدا زنده مى‏كنم" حال دقت در اين آيه روشن مي شود كه حضرت شفاي كور مادرزاد و برص را مستقيماً به خود نسبت داده و مي فرمايد من شفا مي دهم و ... بر اين اساس هيچ مانعي ندارد كه ما مستقيماً از آنها به خاطر قدرتي كه خداوند عطاء فرموده (آن چنان كه حضرت عيسي همه را منسوب به خدا مي داند ) طلب حاجت كنيم. 3- اين كه ما از آن ها مستقيماً و با اين اعتقاد كه آن ها بدون اذن و اراده خدا و مستقلاً قادر به برآوردن درخواست ما مي باشند؛ آنچه كه شرك در برابر خداوند محسوب شده و ما به شدت از آن نهي شده ايم. تنها اين مورد است و حال آن كه كسي، از ائمه با اين نيت طلب كمك نمي كند. با توجه به تقسيم بندي روشن مي شود: دو مورد اول، در حقيقت و با نگاه دقيق، تمام اميد انسان تنها به خداوند است و ديگران در حقيقت با اذن و اراده او قادر به انجام فعل هستند و مورد اشكال تنها، شكل سوم آن است كه احدي بدان قائل نيست نتيجه آنكه درخواست كمك از آنها هيچ منافاتي با همه كاره بودن خداوند ندارد چرا كه خود خداوند چنين اذن و قدرتي را به آنها عنايت كرده و هر زمان اراده كند، مي تواند از آنها سلب نمايد. پي‏نوشت‏ها: 1. محدث عاملي، تفصيل وسايل الشيعه إلى تحصيل مسائل الشريعة، چ آل البيت، قم 1409ه ق، ج 16، ص 113. 2. مفاتيح الجنان،زيارتنامه امام رضا (ع). 3.ر.ك علامه حلي،الفين،ترجمه وجدانى‏،جعفر،چ سعدي،تهران، بي تا ، ص 748. 4. نساء (4) آيه 64. 5.شيخ صدوق، امالي، محمد باقر، چ اعلمي، بيروت 1400 ه ق، ص 513. 6. آل عمرن، (3) آيه 49.