پرسش 12 / 456 | پرسمان قرآن

پرسش 12 / 456

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام و عرض احترام
سوالی از نظر اعتقادی از شما داشتم و اینکه واقعا شرمنده ام که کمی طولانی است و اینکه از شما خواهشمندم به تمام موارد مطرح شده در این ایمیل پاسخ دقیق و کامل و فارسی و تشریحی بدهید. و اینکه موارد مطرح شده در این ایمیل در واقع مربوط به خودم نیست و در اصل در مورد ذهنیت خودم نسبت به برخی از حکمت های خداوند و در مورد بعضی از افراد که حال چه زن باشند و یا مرد باشند که اینکه اگر یک عمر در راه غیر دین و در واقع غیر خدا بودن و به مسائلی دینی ( نماز – روزه – حج – زکات و ......) هیچ توجهی نداشتن و یا اینکه عضویت در سازمان های نادرست در گذشته و یا حال مانند: ( منافقین و یا ساواک و .......) بودن و پا را از این فراتر هم گذاشتن و به مشروب خواری و یا رقص و یا دیدن فیلم ها و تصاویر مستهجن و یا کارهای لهو و لعب و فاسد انجام دادن روی بیاورند و مثلا بگویند الان که سن بنده حتی 90 سال را هم رد کرده است و از لحاظ جسمی هم بدنم سالم است و از لحاظ موقعیت مادی و اجتماعی هم در وضعیت مناسبی به سر می برم و زندگی ام هم پر از شادی و خوشی است و اضطراب و استرس هم در زندگی ندارم و این طور که به نظر می رسد می توانم بیشتر از 100 سال سن را هم تجربه کنم و هیچ اتفاقی ( منظور کیفر و عذابی هم ) به خاطر انجام دادن کارهای نادرست که در بالا خدمت تان فرمودم تا به حال برایم انجام نشده است پس به نظر شما دوستان با توجه به اینکه پزشکان و یا حتی بزرگان دین می گویند که اگر انسان از نظر تغذیه و کم کردن و بهبود شرایط روح روانی خود می تواند عمری بسیار بیشتر از عمر معمولی خود را طی کند و نیز اینکه از طرفی هم در منابع دینی و روایات و احادیث امامان معصوم ما می گویند که مرگ مقدر هر ادمی است و اگر برج و باروهای بلند هم از لحاظ ایمنی قرار بگیری روزی خواهی مرد و مرگ ناگهان به سراغ انسان ها می اید و مرگ زمانش قابل پیش بینی نیست. و اینکه ظاهرا این افراد بالا فکر می کنند که عمرشان مانند عمر حضرت نوح است و با توجه به رعایت شرایطی که در بالا فرمودم خود را به این راحتی در بستر خاک و مرگ نمی بینند و اینکه با توجه به مشخصات بالا که فرمودم در مورد این دو گانگی که از یک سو از نظر و دانشمندان علم پزشکی و پزشکان متخصص و یا حتی بزرگان دین و منابع دینی و یا حتی بعضی احادیث امامان در مورد مرگ انسان ها و عمر انسان ها وجود دارد و از سوی دیگر از سوی دیگر از سوی روایات و احادیث امامان معصوم و بزرگان دین در مورد عمر انسان و مرگ انسان وجود دارد پس به نظر شما دوستان گرامی چه توجیه و دلیلی از نظر شما در مورد موارد بالا که در این ایمیل وجود دارد و فرمودم وجود دارد و همچنین اینکه چه موقع عذاب و کیفر کارهای نادرست این اشخاص در این دنیا و در سرای اخرت به وقوع می پیوندد؟ و نظر هم که دین و مذهب مان و همچنین خودتان در مورد تمام موارد مطرح شده در این ایمیل چیست؟
با تشکر از شما

پاسخ: 
در مورد آنچه مرتبط با اعمال و رفتار فرد در طول زندگي است بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشيد كه يقينا برخورداري از آرامش روحي و فكري نقش مثبتي در سلامت جسم و روح و طول عمر دارد، همان گونه كه تغذيه صحيح و مناسب اين گونه است؛ نگاهي آماري به متوسط عمر جمعيت ساكن در روستاهاي دنيا و يا مردماني كه از تغذيه مناسب مانند ميزان مصرف بالا از ماهي و موجودات دريايي بهره مي برند به خوبي مويد همين نكته است. از طرف ديگر ترديدي وجود ندارد كه برخي رفتارهاي پرخطر به شدت سلامت جسم و طول عمر را مورد تهديد قرار مي دهد مانند مصرف مواد مخدر يا انواع دخانيات و همچنين مشروبات الكلي و... كه صحت اين امر مورد تاييد همه مراكز پزشكي و نهادهاي حمايتي در زمينه سلامت جسماني است؛ اما در كنار همه اين ها نبايد از ياد برد كه تاثير گذاري اين امر در طول يا كاهش عمر نقشي قطعي و صددرصدي نداشته و نمي تواند در همه موارد و در همه مصاديق نتيجه قطعي به دنبال داشته باشد. در واقع نقش اين علت ها به اصطلاح فلسفي همانند علت ناقصه است نه علت تامه و به همين جهت مي بينيم كه معمولا و به طور غالبي اكثر افرادي كه رفتارهاي پرخطر دارند عمر كوتاه تري نسبت به كساني كه مراقب رعايت شاخصه هاي سلامت هستند دارند؛ اما در عين حال ممكن است فردي با رعايت همه امور سلامت جسم و روان عمر كوتاهي داشته باشد، يا فردي شيگاري و يا لاكلي عمري طولاني داشته باشد. البته حتي در همين موارد هم بعدي نيست اگر فردي سيگاري يا الكلي عمري صد ساله را تجربه كرده چه بسا اگر از اين امور پرهيز مي كرد، به مراتب عمنري طولاني تر را تجربه مي نمود. اما نكته مهم در مورد آموزه هاي ديني در اين باره آن است كه بدانيم آنچه در قالب تاثير برخي اعمال و رفتارها بر عمر و سلامتي انسان بازگو شده نيز امري قطعي و صد درصد نيست بلكه در كنار ساير علل و عوامل ظاهري و باطني و يا حكمت ها و مصلحت هاي الهي نقش خود را ايفا مي كند؛ مثلا در روايات ما بر تاثيرگذاري روزه بر سلامت بدن تاكيد شده است(1)، اما نبايد از ياد برد كه اين مساله امري قطعي و صد درصد نيست و چه بسا فردي كه اهل روزه است به دلائل مختلف گرفتار بيماري هاي خاصي نيز بشود، يعني عامل بيماري بر عامل صحت بدن كه از روزه حاصل شده بچربد. همچنين ممكن است فردي اهل معصيت بوده و به رفتارهاي پرخطري مانند معصيت و شرب خمر و ... نيز دست زده باشد و گرچه برخي از اين اعمال در روايات موجب كوتاهي عمر خوانده شده اند.(2) اما در عين حال خداوند به دلايلي عمر طولاني به او داده باشد، اين امر مي تواند تلاش هاي مثبت وي در سلامت بدن مانند رعايت تغذيه و ورزش و مانند آن باشد و يا امور باطني و اراده خاص خداوند در مورد بسياري از اين قبيل گنهكاران جريان دارد. اين امر يكي از عقوبت هاي سخت خداوند در برابر اين قبيل گنهكاران است كه در منابع ديني از آن به عنوان "استدراج" ياد شده است؛ يعني خداوند برخي از كساني كه در گناه و نافرماني زياد غوطه ور شده اند به حال خود رها مي كند و در ظاهر كاري به كارشان ندارد تا در اين ظلمت و سياهي بيشتر فرو بروند و حتي با عقوبت هاي كوتاه آن ها را تنبيه نمي كند تا متنبه و توبه كار نشوند و جزاي اعمال خود را تمام و كمال و يك جا بچشند. خداوند در قرآن مي فرمايد: « وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَ أُمْلىِ لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِين (3) و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. * و به آنها مهلت مى‏دهم (تا مجازاتشان دردناكتر باشد) زيرا طرح و نقشه من، قوى (و حساب شده) است. » در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: « إذا أراد الله بعبد خيرا فأذنب ذنبا، تبعه بنقمة و يذكّره الاستغفار. و إذا أراد اللّه بعبد شرّا فأذنب ذنبا، تبعه بنعمة لينسيه الاستغفار و يتمادى به.(4) وقتي خداوند اراده خير بر بنده اي نموده باشد او را به تبع گناهان گرفتار نقمت و مشكلات مي كند تا به ياد استغفار بيفتد و اگر وقتي خداوند شر و بدي بنده اي را خواسته باشد به دنبال گناهانش نعمت بيشتري به او مي دهد تا استغفار را از ياد برده به گناهان خود تداوم ببخشد.» البته در مورد فرد مذكور نمي توانيم به طور قطع و يقين قضاوت كنيم. اما در مورد اين گونه افراد احتمال ذكر شده (استدراج) در كنار احتمالات ديگر نظير پاداشي كه خداوند در عوض كارهاي نيك برخي بدكاران در همين دنيا به آن ها مي دهد و .... مي تواند علت سلامت جسم و روح و روان اين افرد باشد، اما در عين حال فراموش نكنيد كه اين قيل افراد هرچند ممكن است در ظاهر ادعاي برخورداري از زندگي شاد و مناسبي داشته باشند؛ اما معلوم نيست در واقع از فشار عذاب وجدان و هراس از اخرت بي بهره باشند. به علاوه به يقين اين افراد لذت بندگي و ارتباط با خداوند و قرب حضرت حق را هيچگاه نخواهند چشيد و لذت هاي آن ها محدود در همين لذت هاي مادي و كم ارزش است. پي نوشت ها: 1. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 59، ص 267. 2. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ناشر، دارالحديث، چاپ اول، 1377، ج5، ص2213. 3. اعراف (7) آيات 182-183. 4. بحار الانوار، همان، ج 64، ص 230.