پاسخ شبهه | پرسمان قرآن

پاسخ شبهه

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

باسلام وعرض ادبخدمت شما عزیزان بزرگوار
چندی است یکی از آشنایان سوالی را که ناشی از شبهاتی است که وهابیون در شبکه های تلویزیونی وماهواره ای خود منتشر نموده اندازبنده نموده هرچند حقیر در حد توان پاسخ آن را داده ام اما ایشان قانع نشده وبر گفتار وشبهات خود اصرار می ورزند ازشما عزیزان درخواست دارم جواب این سوالات را بازبانی ساده ومنطقی برایم ارسال تا پاسخ دندان شکنی به این گمراهان داده شود هر چندمیدانم حتما بعد از شنیدن آن پاسخ باسوالی دیگر از طرف اینگونه افراد روبرو خواهیم شد
1 )باتوجه به این نکته که یکی از وظایف یک مسلمان نوشتن وصییت نامه میباشد بفرمایید چرا پیامبر اکرم(ص) وصییت نامه ننوشته اند ودر آن وظایف .شبهات مسایل خلافت .امامت .فدک .و....بسیاری دیگر از مواردی که در حال حاضر از موارد اختلافی بین شیعه وسنی میباشد را در آن بصورت شفاف و واضح عنوان نکرده اند
بنا براین مسایلی که شیعه از آن دفاع یا عنوان می کند مانند(دستور پیامبر در آخرین لحظات عمرشان مبنی برآوردن قلم وکاغذ /مسله فدک وغدیر واحکام شیعی و....وجود خارجی نداشته ویا ساخته ذهن آنان میباشد

پاسخ: 
در ابتدا بايد گفت: پيامبر(ص) نسبت به جانشيني علي(ع) در موارد گوناگون در ارتباط با جانشيني حضرت بعد از خويش سخن گفت. به نظر مي رسد كه به توجه به توصيه ها و سفارش متعدد پيامبر (ص) و نزول برخي از آيات در اين موضوع، ديگر مشكل چنداني در اين مسئله وجود نداشته باشد، به خصوص آن كه در روز غدير بسياري از مردم و حتي شيخين با حضرت علي (ع) بيعت كرده بودند، اما در روزهاي آخر عمر پيامبر چند چيز را مشاهده كردند كه موجب نگراني مي شد، مانند داستان تخلف از جيش اسامه كه پيامبر در آن زمان تصميم به نوشتن گرفتند. اين تصميم با توجه به اوضاع و شرايطي بود كه در آخر عمر مبارك ايشان اتفاق افتاد و نشانه هايي از مخالفت ها آشكار شد. چگونه مي توان باور كرد كه پيامبر با وجود چنين آيه اي مبني بر لزوم وصيت، وصيت ننموده باشند؟ (كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ )هر گاه يكى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جاى گذارد، مقرر شد كه درباره پدر و مادر و خويشاوندان، از روى انصاف وصيت كند. و اين شايسته پرهيزگاران است. (1) آنچه در واقعه يوم الخميس (روز پنج شنبه) اتفاق افتاد، مبني بر درخواست دوات و قلم براي نگاشتن وصيت كه البته با مخالفت عمر مواجه شد، مطلب تازه اي نبوده ،بلكه تاكيد بر وصايت علي (ع)بوده است كه از آغار دعوت پيامبر به اسلام تا زمان رحلت در موقعيت هاي مختلف پيامبر به آن تصريح مي نمود. اما از اهميت نوشته نبايد غافل شد كه اگر در واپسين لحظات عمر پيامبر وصيت مكتوب و مجدد به وصايت حضرت تصريح مي گشت، مي توانست تا حدودي از بروز اختلافات بسياري جلوگيري كند. به هر روي نگارش آخرين وصيت پيامبر اگر چه عملي نشد اما پيامبر هر آنچه كه قصد نگارشش را داشت، پيش تر بيان نموده بود. بنا بر اين بيان شفاهي آن در حضور ديگران هم كافي بود. اعلان ولايت و وصايت علي (ع)توسط پيامبر(ص) در موقعيت هاي گوناگوني بيان گشته، مانند آيه هاي ولايت، تبليغ، اولو الامر و قربي، نيز ماجراي يوم الدار، وزارت، منزلت،غدير و... در واقع وصيت شفاهي حضرت در مقابل انبوهي از مردم بوده، اينكه در روز پنجشنبه به علت كار شكني برخي موفق به نگارش وصيت نگشت، منافات با اصل وصيت ندارد.(2) و در مجموع بايد گفت: اگر مقصود آن است كه حضرت مانند ساير افراد بايد وصيت‌نامه مي‌نوشت و درباره اموال، مسايل شخصي و خانوادگي وصيت مي‌نمود، بايد گفت: در تاريخ دقيقاً به اين مطلب اشاره نشده است، شايد حضرت وصيت‌ نامه داشته، ولي در تاريخ ثبت نشده است. اگر مقصود از وصيت، مسأله سياسي و رهبري باشد، باز هم حضرت در قالب‌هاي متعدد از ولايت امام علي(ع) و امامان ديگر سخن گفت. بارها و در مناسبت هاي مختلف از روز اول دعوت كه يوم الدار باشد تا آخر كه جريان غدير خم باشد، آن حضرت از امام علي(ع) به عنوان وصي و جانشين خود ياد نمود و در جريان غدير حضرت به دستور خداوند امام علي(ع) را به عنوان رهبر مردم معرفي نمود. پي نوشت ها: 1. بقره (2)آيه 180. 2. آيت الله اميني، بررسي مسائل كلي امامت، نشر بوستان كتاب، قم 1388 ش، ص 281.