اراده و قدرت خدا

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام، خداوند در چه مواقعی به طور مستقیم در روند زندگی یک انسان دخالت می کند و تصمیم هایی که انسان با اختیار خویش گرفته را باطل می کند و خود، امور را بدست می گیرد؟ آیا چنین چیزی صحت دارد یا نه؟

پاسخ: 
بر اساس آموزه هاي ديني، خداوند همه اموري عالم و آدم را از طريق واسطه و اسباب اداره مي كند و فيض او از مجراي واسطه به عالم مي رسد؛ مثلا در حديثي از امام صادق(ع) آمده: «ابي الله ان يجري الاشياء الا باسبابها؛ (1) خدا ابا دارد كه كارها بدون سبب و علت و واسطه جريان پيدا كند». در قرآن كريم نيز آمده: «وسيله اي براي تقرب به خدا جست و جو نماييد». (2) طبق اين گونه آموزه ها معلوم مي شود كه خداوند براي هر كاري واسطه قرار داده. پس ارتباط خدا با عالم و آدم بالواسطه خواهد بود؛ ولي اين رويكرد با انچه در پرسش امده منافات ندارد؛ زيرا آن واسطه ها نيز به نوبه خود عين ربط به خداوند است و از خود هيچ گونه استقلالي ندارد. چه اين كه بر اساس مباني فلسفي موجودات عين ربط وفقر وجودي ونياز به حق تعالي اند و اين نكته از مباحث مربوط به نياز مندي معلول به علت است و ربطي به مسئله واسطه فيض ندارد. نيازمندي و وابستگي معلول به علت، ذاتي معلول است؛ لازمة اين امر آن است كه معلول عين نياز و وابستگي به وجود علت بوده، هيچ‌گونه استقلالي از آن نداشته باشد. پي‌آمد و نتيجه مطلب ياد شده آن است كه وجود معلول نسبت به علت رابط باشند، اگرچه وجودهاي معلولي با نظر به خودشان و در مقايسه با يك ديگر جوهر يا عرض باشند. به مقتضاي فقر و نياز ذاتي معلول به علت، وجود معلول نسبت به علتش يك وجود رابط است. از طرف ديگر تمام موجودات خارجي، معلول مكرر هستند، پس همة آن ها رابطه‌اند، زيرا در هستي تنها يك وجود مستقل يافت مي‌شود، كه واجب تعالي است. ديگر موجودات همه روابط، نسبت و اضافه هستند، زيرا همه معلول او هستند. وجود معلول يك وجود رابط و غير مستقل مي‌باشد. گفتني است كه هر معلول نسبت به علت هستي بخش خود (باري تعالي) وجود شيء است، و ايجاد شيء عين اضافه و نسبت و ارتباط است، زيرا هر معلول وجودش عين تعلق و وابستگي به علتش است، نه اين كه ذاتي دارد و تعلقي كه تعلقش به علت غير از ذاتش باشد، بلكه ذاتش عين تعلقش و وابستگي به علت است.(3) پس هيچگاه خداوند انسان را به آن گونه كه در پرسش آمده مسلوب الاختيار نمي كند. و در همه حال و همه امور هر كاري از انسان ها سر مي زند با اختيار اوست و اگر همه واسطه ها كنار برود اختيار انسان هرگز كنار نمي رود، گرچه بر اساس توحيد افعالي ممكن است آن اختيار دقيق شود. نظير اين كه در قرآن فرمود: «تو نبودي كه انداختي آن گاه كه آن مشت خاك را پاشيدي، بلكه خدا بود كه انداخت.» (4) ودر چنين حال زبان انسان به ذكر شريف: «لا حول ولا قوّة إلاّ بالله» گويا مي‌شود. در اين مقام قدرت مقتدرترين سلاطين در نظر او همانند قدرت پشه‌اي ناتوان جلوه مي‌كند. تفصيل اين بحث را در منبع ذيل جويا شويد.(5) پي‌نوشت‌ها: 1. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، نشر دار الاحيا لتراث العربي، بيروت، 1403 ش.ج 2، ص 90. 2. مائده (5) آيه 35. 3. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، نشر صدرا، 1325ش. ج 10، ص 74. 4. انفال (8) آيه 17. 5. ر ك، انسان كامل از نگاه امام خميني، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، قم 1388ش، ص 160.