انواع توحید وانواع هدایتها-ولایت فقیه-مطلقه وانواع ولایتها

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

انواع توحید وانواع هدایتها-ولایت فقیه-مطلقه وانواع ولایتهاتعریف خلاصه وکوتاه وپرمعنی می خواهم. باتشکر

پاسخ: 
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی انواع توحيد، تقسيم بندي قرآني - روائي بصورت خاص و مستقل ندارد، بلكه در لسان قرآن و ائمه معصومين به گوشه هائي از اوصاف خداوند اشاره شده است. لذا طبق آن مي توان اقسام يا مراتب توحيد را بر شمرد، در اينجا به هشت قسم اشاره مي شود، طبيعي است مراتب توحيد محدود به عدد فوق نخواهد بود. 1.توحيد ذاتي: ذاتا خداوند يكي است و مثل و مانند و دومي ندارد، قل هو الله احد. 2. توحيد صفات: خداوند ذاتا داراي همه اوصاف كمال و جمال است، اوصاف زائد بر ذات يا نائب از ذات نيست، بلكه عين ذات است. 3. توحيد خالقيت: جز خداوند هيچ خالق ديگري وجود ندارد، تمام دستآوردهاي بشري هم در واقع مخلوق خداوند است. 4. توحيد ربوبيت: ربوبيت يعني مديريت، و مديرت عالم منحصرا در اختيار خداوند متعال است. 5. توحيد حاكميت: رب صاحب است و فقط او حق حاكميت بر جان و مال و ناموس مربوب ها را دارد. 6. توحيد در تشريع: هيچ كس غير از خداوند حق جعل قانون ندارد. 7. توحيد در طاعت: انحصار حق طاعت و بندگي در خداوند است، انسان بايد تمام ما يملك خود را در اختيار خدا قرار دهد. 8. توحيد در عبادت: هيچ معبودي جز خدا نيست. هدايت در مورد موجودات عالم بر دو قسم است: الف) هدايت تكويني: به اين مفهوم كه هدايت در متن خلقت و در فطرت مخلوقات وجود دارد، نشانه هاي هدايت تكويني مانند: عقل، غريزه، شعور، عاطفه، و انواع اداراكات» مي باشد: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطي‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي‏؛گفت: پروردگار ما همان كسي است كه به هر موجودي، آنچه را لازمه آفرينش او بوده داده سپس هدايت كرده است.»(1) خداوند هر حيواني را هدايت نمود، راه بهره وري از امكانات را به او شناساند تا آن‌جا كه طفل را به پستان مادر و جوجه را به اين‌كه از مادرش بخواهد غذا در دهانش بريزد راهنمايي كرد. پس هدايت تكويني خداوند غير اختياري بوده و شامل همه موجودات مي‌شود. ب) هدايت تشريعي: اين هدايت فقط انسان ‌ها را شامل مي‌شود، يعني خداوند علاوه بر هدايت تكويني كه در فطرت انسان وجود دارد، به وسيله فرستادن پيامبران و وحي، انسان را مورد هدايت قرار داده است؛ «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُديً لِلْمُتَّقينَ؛ آن كتاب با عظمتي است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است.»(2) هدايت در مورد انسان ‌ها نيز به دو مفهوم به كار رفته است؛ هدايت عامه كه شامل همه انسان‌ها مي‌شوند، چه مؤمن باشد يا كافر و آن نشان دادن راه خير و سعادت در پيمودن مسير زندگي انسان است، ولي هدايت خاصه مختص به مؤمنان مي‌باشد و آن تأمين كننده راه كمال و سعادت اخروي است.(3) ولايت نيز بر دو نوع است: الف) ولايت تكويني: به معناي تصرف در موجودات و امور تكويني است. چنين ولايتي از آن خداست و همه ي موجودات، تحت اراده و قدرتش قرار دارند؛ اما خداوند به برخي از بندگان خاصّ خود، مرتبه اي از اين ولايت را اضافه مي كند. لذا معجزات و كرامات پيامبران و اولياي دين از آثار همين ولايت تكويني است. ب) ولايت تشريعي: يعني اين كه تشريع و امر و نهي و قانون گذاري در اختيار صاحب ولايت باشد. پيداست كه تشريع از آن خدا مي باشد، اوست كه فرمان مي دهد چه كنيد و چه نكنيد؛ اما پيامبر و امام هم مي تواند به اذن خدا،حق تشريع و قانون گذاري داشته باشند. در خصوص تفويض امر و حق قانون گذاري به پيامبر (ص) در حديثي از امام باقر و امام صادق (عليها السلام) مي خوانيم كه فرمودند:«اِنَّ اللهَ تَبَارَكَ و تَعالي فَوَّضَ اِلي نَبِيِّهِ امرَ خَلقِهِ لِيَنظُرَ كَيفَ طاعَتُهُم؛ثُمَّ تَلي هذِهِ الآيَهَ؛و ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ،وَ ما نَهاكُم عَنهُ فَانتَهُوا؛ خداوند متعال كار مردم را به پيامبرش تفويض كرد تا بنگرند چگونه اطاعت مي كنند، سپس اين آيه را تلاوت فرمود كه هر چيزي رسول خدا (ص) دستور مي دهد بگيريد و به آن عمل كنيد، و هر چه شما را از آن نهي مي كند خودداري نماييد.»(4) در مورد ولايت فقيه هم بايد گفت: بر اساس اصل جاودانه بودن احكام و دستورهاي الهي و لزوم اجراي آن در همه دوران و زمانها، لازم است كه در زمان غيبت نيز حكومت ديني تأسيس شده تا احكام الهي در جامعه پياده شود. براي تحقق اين امر لازم است شخص آگاه به احكام الهي در رأس اين حكومت قرار گيرد كه فقيه است؛ بر اين اساس حكومت ولي فقيه، در واقع حكومت احكام و قوانين الهي است و ولايت فقيه به معناي ولايت مديريتي بر جامعه اسلامي است كه به منظور اجراي احكام و تحقق ارزشهاي ديني و شكوفا ساختن استعدادهاي افراد جامعه و رساندن آنان به كمال و تعالي در خور خويش صورت مي گيرد، نه اين كه ولايت بر تشريع و قانونگذاري و وضع احكام داشته باشد.(5) ولايت مطلقه فقيه هم بدين معنا است كه فقيه در اجراي احكام و شريعت نوراني اسلام و تحقق بخشيدن به آرمان پيامبر و ائمه(ع) مثل خود آن ها ولايت مطلق و نامحدود دارد و ولايتش در اجراي احكام محدود و مقيد به ضرورت ها و مانند آن نيست.(6) پي نوشت ها: 1. طه(20) آيه50. 2. بقره(2) آيه2. 3. طباطبايي، محمدحسين، تفسير الميزان‌، ترجمه موسوي همداني، سيد محمد باقر، قم‌ جامعه‌ مدرسين حوزه علميه قم‌، ۱۳۷۴ ش‌، ج‌۱، ص۲۶. 4. كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365ش، ج1، ص265. 5. جوادي آملي، عبد الله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، نشر اسراء، قم، چاپ ششم، 1385ش، ص129. 6. رك نادري قمي، محمد مهدي، نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه، انتشارات آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، چاپ پنجم.