سادات | پرسمان قرآن

سادات

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام
چند اشکال و شبهه برايم ايجاد شده است
همانطور که ميدانيم سيادت در طول نسب حضرت هاشم بن عبدالمناف قرار داده شده است نه فقط در طول نسب فرزندان پيامبر صلوات الله عليه، حال چند سوال برايم پيش آمده :
1 ) حضرت هاشم بن عبدالمناف چه ويژگي بارزي داشته است که فرزندان او و بطور کل نسل او داراي اين عنوان شده اند ؟
2) چه کسي اين عنوان را به نسل حضرت هاشم بن عبدالمناف داده است ؟ و از چه زماني اين سيادت شروع شده است ؟ چون به حسب ظاهر سالياني متمادي قبل از تولد پيامبر سلام الله عليه اين قضيه بوده است.
3) برخي ميگويند سادات به خودي خود احترام دارند و سيادت شأن و منزلتي محسوب ميشود. حال شايد برخي از سادات امروزي از نسل ابولهب باشند و سيد ناميده شوند ؛ شايد برخي از نسل بني عباس باشند و سيد ناميده شوند و قص علي هذا .... حال اين سيد بودني که به پيامبر صلوات الله عليه مرتبط نميشود و به ايشان نميرسد چه شأن و منزلتي را ميتواند براي آن فرد داشته باشد؟ يعني آن فرد با اتصال به ابولهب و بني عباس صاحب منزلت ميشود ؟
به نظر بنده سيادت در انسان بودنست؛ سيادت در درستي اعمال است امثال سلمان رضوان الله عليه ، اويس قرني ؛ آيت الله بهجت ها ؛ سيد هستند چون بيشتر با پيامبر و اولاد طاهرينش سنخيت پيدا کرده اند فقط و فقط به همين دليل؛ چون به پيامبر صلوات الله عليه نزديک شده اند آقا هستند و بنده بقيه ارتباطات در سيد بودن را نميتوانم بپذيرم کسي که از نسل ابولهب ميباشد چه سيدي چه کشکي
با تشکر

پاسخ: 
سيادت يك نوع شرافت معنوي است. به معني بزرگي و عظمت است. سيادت به خاطر عظمت پيامبر در دودمان حضرت وجود دارد. اجداد او تا جد اعلاي ايشان (هاشم) را شامل مي‏شود. نيز فرزندان پيامبر سيد هستند.(1) (به فرزندان هاشم افزون برعنوان سيد، بني هاشم نيز مي‏گويند.) برخي از اينان به عموهاي پيامبر مثل ابوطالب، عباس و حمزه مي‏رسند. بنابراين فرزندان عباس عموي پيامبر كه اصطلاحاً به آنان بني عباس مي‏گويند، سيد محسوب مي‏شوند. فرزندان ابوطالب به نام‏هاي طالب و عقيل و جعفر طيار و علي(ع) و نسل آنان، سيدند. اگر چه سيادت به جهت نور وجودي پيامبر تجلي يافته است، اما در انحصار فرزندان پيامبر قرار ندارد. بلكه از جهت انتساب به طالب و علي و عقيل و جعفر (فرزندان ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه، عموهاي پيامبر نيز سيادت حاصل شده است. سادات از نظر قوانين عمومي، با ديگران هيچ تفاوتي ندارند. نمي توانند به خاطر انتساب شان به پيامبر اسلام(ص) كوچك ترين تخلفي بنمايند.(2) قرابت و نزديكي بدون عمل صالح فايده اي ندارد، همچنان كه در مورد ابي لهب عموي پيامبر(ص) قرآن مي فرمايد: «تبت يدي ابي لهب و تب» اما در مورد سلمان مي گويند: سلمان محمدي، با اين كه هيچ قرابت و نسبت ظاهري به پيامبر ندارد. خداي متعال در قرآن در باره انسان هاي خوب مي فرمايد: ان اكرمكم عند الله اتقيكم؛(3) همانا گرامي ترين شما نزد پروردگار باتقواترين شماست. پس آنچه احترام مي آورد، تقواي الهي است، نه سيادت. حضرت صادق(ع) فرمود: هر كه مخالفت با دين خدا نمايد و دوستى با دشمنان خدا و دشمنى با دوستان خدا كند، بيزارى از او واجب است هر كه باشد و از هر قبيله‏اى كه باشد(4). امام علي به فرزندشان محمّد بن الحنفيه فرمودند كه تواضع كردن تو در حال شرف تو، شرافتش بيشتر است براى تو، از شرف آباء تو(5). بنا بر اين حتي اگر فرزندان ابو لهب در مسير اهل بيت باشند داراي شرافت خواهند بود. اگر ابولهب بد بود، باعث نمي شود كه فرزندان اونيز بد باشند. افزون براين برخي از نسل ائمه بودند كه صالح به حساب نمي امدند مانند جعفر كذاب برادر امام عسكري (ع) و... پي نوشت ها: 1. عروة الوثقي، ج 2، كتاب الخمس، فصل 2، مسئله 3.؛ناصر مكارم شيرازي، پرسش‏ها وپاسخ‏هاي مذهبي، ج4، ص166؛ استفتائات، ج1، ص706، سؤال1647. 2. پرسش ها و پاسخ هاي مذهبي، ناصر مكارم شيرازي و جعفر سبحاني ،انتشارات نسل جوان، 1383، ص 166 و 167. 3. حجرات (49) آيه، 13 4. اعتقادات شيخ صدوق، ترجمه حسنى، ناشر اسلاميه ، مكان چاپ تهران، سال چاپ 1371 ش، نوبت چاپ اول، ص 139. 5. همان.