پرسش | پرسمان قرآن

پرسش

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام و احترام
خواهشمندم به این سوال بنده که در حوزه تاریخ اسلام است پاسخ دقیق و کامل بدهید که
می خواستم در مورد تاریخ تولد و زندگی و خدماتی که فرد زیر به حکومت زبیریان و مروانیان کرد و نیز تاریخ و نحوه مرگ فرد زیر اطلاعاتی کافی بدهید؟
مهلب بن ابی صفره ازدی سردار معروف حکومت زبیریان و مروانیان
با تشکر از شما

پاسخ: 
ابوسعيد مهلّب بن ابي صفره (8-82ق/629-701م). گفته‌اند كه او مقارن فتح مكه به دست پيامبر(ص) در 8ق/629م زاده شد از آن پس تا روزگار معاويه از او آگاهي در دست نيست، ولي چنين مي‌نمايد كه به سپاهيگري مي‌پرداخت و در 42ق/662م همراه جنگجويان مسلمان به جنگ با سيستانيان رفت . ..... چنين مي‌نمايد كه شورش مردم خراسان و خروج مهلب از خراسان، با قيام عبداللـه بن زبير بر ضد امويان و اعلام خلافت خويش در مدينه بي‌ارتباط نبوده است، زيرا مهلب بلافاصله به عبداللـه بن زبير پيوست و در 65ق/684م از سوي او به امارت خراسان منصوب شد. در اين ميان ازارقه ــ گروهي از خوارج منسوب به نافع بن ازرق ــ كه با استفاده از اوضاع نابسامان خلافت مي‌كوشيدند مناطقي را به تصرف درآوردند، به بصره تاختند. مهلب كه عازم خراسان بود به خواهش بزرگان بصره پذيرفت كه ازارقه را از آن شهر دور سازد بدان شرط كه هرچه تصرف كند از آنِ خود او باشد. اين توافق سپس به تأييد عبداللـه بن زبير نيز رسيد و مهلب پس از جنگهايي خوارج را سركوب كرد. اين پيروزي چنان مهلب را در ميان بصريان محبوب كرد كه بصره را به نام او «بصر? مهلب» خواندند. جنگهاي مهلّب با ازارقه در عراق و ايران بخش مهمي از تاريخ زندگي اوست. وي از 65 تا 77ق/684 تا 696م تقريباً پي‌درپي با ازارقه جنگ مي‌كرد. حكومت مهلب بر خراسان ديري نپاييد، زيرا در 67ق/686م كه مُصْعَب بن زبير خواست مختار ثقفي را در كوفه سركوب كند، مهلب امارت فارس داشت و از شركت در جنگ با مختار تن نداد، ولي سرانجام با ميانجيگري محمّدبن اشعث، سپاه آراست و به مصعب پيوست. مهلب پس از پايان كار مختار، ديگر به فارس بازنگشت و از سوي مصعب كه مي‌خواست ميان خود و عبدالملك مروان خليف? دمشق، سدّي پديد آوَرَد، به امارت موصل و جزيره و ارمنستان و آذربايجان منصوب شد وي اندكي بعد به جنگ ازارقه در اهواز رفت و در جنگ ميان عبدالملك بن مروان و مصعب بن زبير شركت نجست، ولي چون مصعب كشته شد، مهلّب بي‌درنگ به اطاعت عبدالملك گردن نهاد و از مردم براي او بيعت گرفت. در 72ق/691م از سوي خالدبن عبداللـه امير بصره به حكومت اهواز منصوب شد و از آن پس تا 77ق/696م سر در پي ازارقه نهاد و آنان را تا فارس تعقيب كرد و سرانجام بر سراسر فارس چيره شد. حَجّاج ابن يوسف ثقفي كه در اين هنگام حكومت عراق و قسمت هايي از ايران را داشت، والياني بر شهرهاي فارس گمارد، ولي به فرمان عبدالملك خراج جبال فارس و دارابگرد و اصطخر و فسا» را به مهلب واگذاشت تا بتواند از طريق ماليات آن شهرها، مخارج جنگ با ازارقه را تأمين كند. با اينهمه چنين مي‌نمايد كه از اين پس ميان وي و خوارج جنگ مهمي رخ نداده باشد. مهلب در 78ق/697م امارت خراسان و سيستان يافت و اندكي بعد به ماوراءالنهر لشكر كشيد. در 80ق/699م كَش و نَسَف را به محاصره گرفت و پسر خود يزيد را به جنگ امير خُتل فرستاد. لشكركشي او به ماوراءالنهر تا 82ق/701م به درازا كشيد و او سرانجام با مردم كَش در مقابل فديه صلح كرد و به مرو بازگشت. به روايت خليفه بن خياط مهلب هنگامي كه كش را محاصره كرده بود، عبدالرحمن بن محمد اشعث امير سيستان او را به نافرماني از حجاج دعوت كرد و مهلب دست از محاصره برداشت و بازگشت، اما درستي اين روايت قابل ترديد است، زيرا نه تنها مورخان ديگر از اين واقعه ياد نكرده‌اند، بلكه ذكري از بروز دشمني ميان حجاج و مهلب در مآخذ نيست. حتي گفته‌اند كه حجاج نسبت به مهلب بسيار مهر مي‌ورزيد و عراقيان را بنده او مي‌خواند. مهلب در راه بازگشت به مرو، در محلي به نام زاغول بيمار شد و پسر خود يزيد را به جانشيني برگزيد و اندكي بعد درگذشت. مهلب علاوه بر جنگجويي، به شاعران نيز اقبال تمام داشت و عطايا و صلات گران به آنان مي‌بخشيد شاعراني چون كعب الاشقري از جمل? ستايندگان او بودند. (1) پي نوشت : 1.كاظم بجنور دي وديگران ،دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج2، ذيل كلمه آل مهلب. رك: علامه اميني، الغدير في الكتاب و السنة و الأدب‏، ترجمه جمعى از مترجمان‏،تهران‏ ناشر: بنياد بعثت‏،ج10، ص104 ؛ابن اثير، الكامل في التاريخ، بيروت، دار صادر للطباعه والنشر،1358 ه، ج4، ص 448و453،472.