لیعرفون | پرسمان قرآن

لیعرفون

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

سلام. آیا این که در تفسیر آیه «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» می گویند: أی لیعرفون، روایت است؟

پاسخ: 
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون:(1) من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)! در تفاسير زيادي در ذيل اين آيه يعبدون به يعرفون تفسير شده است كه به مواردي آز آنها اشاره مي كنيم و در پايان به دو روايت اشاره مي كنيم:(2) 1- تفسير المراغى از مراغى احمد بن مصطفى 2- روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن از ابوالفتوح رازى حسين بن على 3- تفسير نمونه از مكارم شيرازي 4- تفسير القرآن الكريم (صدرا) از ملا صدرا و اين مفسرين بر اساس استناد به اين روايات مختلفي اين چنين گفته اند: - در حديثى از امام صادق (ع) مى‏خوانيم كه امام حسين (ع) در برابر اصحابش آمد و چنين فرمود: ان اللَّه عز و جل ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه:(3) خداوند بزرگ بندگان را نيافريده مگر به خاطر اين كه او را بشناسند، هنگامى كه او را بشناسند عبادتش مى‏كنند، و هنگامى كه بندگى او كنند از بندگى غير او بى نياز مى‏شوند. - و همانطوري كه در حديث قدسي گفته شده است هدف خلقت و آفرينش انسان شناخت پروردگار بوده است: كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن اعرف فخلقت الخلق لأعرف: من پيش از ايجاد عالم، گنج پنهانى بودم و دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلايق را خلق كردم تا مرا بشناسند و راه به صفات من ببرند.(4) پي نوشت: 1. ذاريات(51) آيه56. 2. ابوالفتوح رازى،روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن، ناشر بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1408 ق، ج‏18، ص 115؛ مراغى احمد بن مصطفى تفسير المراغي، ناشر: داراحياء التراث العربى، بيروت، سال چاپ، ج‏27، ص 14؛ مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، نوبت اول، ج‏22، ص 396؛ تفسير القرآن الكريم (صدرا)، صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم، ناشر انتشارات بيدار، قم، 1366 ش، نوبت دوم، ج‏4، ص 386. 3. مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، نوبت اول، ج‏22، ص 396 4. تفسير القرآن الكريم (صدرا)، صدرالمتالهين محمد بن ابراهيم، ناشرانتشارات بيدار، قم، 1366 ش، نوبت دوم، ج‏4، ص 386.