وعده بهشت به زنان

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آیه (های) مورد سوال:
بَشرِ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ أَنَّ لهَُمْ جَنَّتٍ تجْرِی مِن تحْتِهَا الأَنْهَرُكلَّمَا رُزِقُوا مِنهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاًقَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُوَ أُتُوا بِهِ مُتَشبِهاًوَ لَهُمْ فِیهَا أَزْوَجٌ مُّطهَّرَهٌوَ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ‏(25)بقره
كسانیكه ایمان آورده و كارهای صالح كرده‏اند نویدشان ده كه بهشت‏ها در پیش دارند كه جویها در آن روانست و چون میوه‏ای از آن روزیشان شود بگویند این همانست كه قبلا روزی ما شده بود ، و نظیر آن بایشان بدهند ، و در آنجا همسران پاكیزه دارند و خود در آن جاودانند ( 25) .
طرح سوال:
این سوال برای من پیش آمده تکلیف زنهای با ایمان که کارهای صالح انجام داده اند چه مشود. چرا زنان غایبند؟ آیا برای شما این قابل تحمل است؟ نظیر این جمله در چند جای دیگر قرآن آمده است؟ و نسبتش با جاهایی که هردو جنس را به بهشت وعده داده چقدر است؟

پاسخ: 
قرآن کتاب جامعی است که باید مجموع آیات آنرا با هم دید و تفسیر کرد و اگر بخواهیم آیات آنرا تک تک و بدون در نظر گرفتن آیات دیگر بفهمیم دچار اشتباه و گمراهی می شویم. در قرآن آیاتی است که به زنان با ایمان هم وعده بهشت داده است مانند: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (1) " خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه از زير درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند بود، و مسكن‏هاى پاكيزه در اين بهشت جاودان دارند، همچنين خشنودى پروردگار كه از همه اينها بالاتر است و اين است رستگارى بزرگ". در یکی دیگر از آیات خداوند مردان و زنان را در کنار هم و مساوی یاد کرده است: إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً (2) مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنانى كه از فرمان خدا اطاعت مى‏كنند، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق‏گر و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنانى كه روزه مى‏دارند، مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى حفظ مى‏كنند و زنانى كه پاكدامنند، و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنها مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است. شان نزول: جمعى از مفسران گفته‏اند هنگامى كه" اسماء بنت عميس" همسر" جعفر بن ابى طالب" با شوهرش از" حبشه" بازگشت به ديدن همسران پيامبر (ص) آمد، يكى از نخستين سؤالاتى كه مطرح كرد اين بود: آيا چيزى از آيات قرآن در باره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!. " اسماء" به خدمت پيامبر ص آمد، عرض كرد:" اى رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زيان است!پيامبر ص فرمود: چرا؟ عرض كرد: به خاطر اينكه در اسلام و قرآن فضيلتى در باره آنها همانند مردان نيامده است. اينجا بود كه آيه فوق نازل شد و به آنها اطمينان داد كه زن و مرد در پيشگاه خدا از نظر قرب و منزلت يكسانند، مهم آن است كه از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضيلت باشند.(3) آیه دیگر که فرقی میان زن و مرد قائل نیست: « أنی لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر أو أنثی بعضکم من بعض »(4) همانا من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را ضایع نمی سازم، چه زن و چه مرد بعضی از بعض دیگرند( کنایه از اینکه هر دو از یک حقیقت برخوردار می باشند.) بنابراین روشن شد که در قرآن آیاتی هم است که به زنان با ایمان که عمل صالح داشته باشند وعده نعمت هایی مثل بهشت داده باشد. اما اینکه چرا در آیه مورد سوال شما یا بعضی آیات دیگر فقط مردان را ذکر کرده است. بخاطر قاعده تغلیب است یعنی غلبه مذکر بر مونث ( نه مرد بر زن )که این یک قاعده در بلاغت است و اینکه در مورد خدا همیشه ضمائر به صورت مذکر آمده است هم بخاطر این قاعده است و حال آنکه خدا منزه از جنس است و این به معنای آن نیست که این آیات که لفظ آن در مورد مردان است شامل زنان نباشد. خلاصه آن که این قانون و قاعد ه ها مربوط به الفاظ است نه حقیقت زن و مرد. وگرنه در قرآن ده ها آیه به تمجید از زنان و وعده های خداوند نسبت به آنان در بهشت پرداخته است. پی نوشت ها : 1. توبه (9)آیه72. 2. احزاب(33)آیه35. 3. آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج17، ص308. 4. آل عمران(3)آیه195.